هادی سجادپور
چهارشنبه، سوم اسفند 84، بیست و سوم محرم 1427 بامداد است، هنگام اذان صبح، همه جا تاریک است. انگار تمام تاریکی تاریخ یکجا جمع شده، انگار شب نمیخواهد چنبرهاش را از روی زمین جمع کند. و لولهای شهر را فرا گرفته، عجیب وضعیتی است. میگویند عدهای با لباس نیروهای امنیتی عراق، وارد صحن امامین عسکریین علیهماالسلام شدهاند و پس از بستن دست و پای خدام و نگهبانان حرم که اتفاقاً آن شب برخلاف رویه معمول، تعدادشان خیلی کم بوده، دو بمب قوی، یکی در سرداب و دیگری را زیر گنبد در کنار ضریح مطهر قرار دادهاند و به سرعت آنجا را ترک کردهاند و بعد...
قسمتهای زیادی از گنبد طلاپوش سامرا از بین رفت، یکی از گلدستهها فرو ریخت سرداب ویران شد و قلبهای بسیاری شکست. آن شب سامراء عزادار شد. نجف و کاظمین و کربلا و بقیع عزادار شدند. شیعه عزادار شد. آن شب بشریت برای همیشه تاریخ عزادار شد.
بررسی چرایی و علل وقوع این حادثه دردآلود و تلخ، جدای از واقعیت حزنانگیز آن، امری لازم و ضروری به نظر میرسد.
این اهانت به حرم ائمه معصومین تقریباً در طول تاریخ بیهمتاست و نظیری برای جراحات وهابیان و حکام بنیالعباس به مرقد حضرت امام حسین (ع) در کربلا، نمیتوان یافت.
این انفجار در شرایطی به وقوع پیوست که جهان اسلام را موجی از همبستگی و اتحاد در مقابل اهانت رسانههای غربی به ساحت پیامبر اکرم فرا گرفته بود. حرکت یکپارچه مسلمانان در محکومیت کاریکاتورهای موهن، در این مقیاس و با این وسعت، در طول تاریخ بیسابقه است؛ حرکتی که نوید روزهای سربلندی و عزت مسلمین در سالهای آتی را میدهد.
شاه بیت این حرکتهای وسیع و گسترده در میان مسلمانان از آمریکا و اروپا و خاورمیانه گرفته تا آفریقا و جنوب شرق آسیا، چیزی جز اتحاد مسلمین در قالب فرقههای مختلف نبود. غرب ابتدا با تکرار اهانت روزنامههای دانمارکی در رسانههای مختلف اروپایی و آمریکایی و حتی در بعضی رسانههای وابسته کشورهای اسلامی، در پی آن بود تا از یک طرف از تنها ماندن دانمارک در مقابل جبهه متحد مسلمین و احتمالاً ضربه این کشور در این مواجهه جلوگیری کند و ثانیاً با تکرار این عمل ناشایست آن را به امری عادی تبدیل کرده و قبح آن رابشکند و کمکم آن را در ذهن مسلمین به فراموشی بسپارد. ولی با تکرار این عمل خشم فرو خورده مسلمانان بیشتر شد و نتیجه عکس عاید آنان گشت.
چرا عراق؟ چرا سامراء؟
کشور عراق به خاطر موقعیت خاصی که در میان کشورهای اسلامی دارد، از قدیمالایام محل کشمکش و نزاع بوده است. سابقه طولانی تاریخی در کنار ساختار متنوع جمعیتی از شیعه و سنی تا یهودی و مسیحی و زرتشتی و همچنین اقوام مختلف کرد و عرب و ترکمن و همسایگی این کشور با کشورهایی که سیستمهای فرهنگی و حکومتی متفاوت و گاه متضاد دارند از ترکیه و سوریه گرفته تا جمهوری اسلامی و عربستان سعودی، همه و همه باعث شده تا این کشور از تنوع دیدگاهها و فرق سیاسی، مذهبی و فرهنگی برخوردار باشد، تنوعی که در بیشتر اوقات عامل تضاد و تخاصم نیز بوده است.
در این بین شهر سامراء نیز موقعیتی خاص دارد. این شهر در منطقهای سنینشین واقع شده و حتی تولیت حرم مطهر حضرت امام هادی علیهالسلام و حضرت امام حسن عسکری علیهالسلام در سالهای گذشته با فردی از اهل سنت بوده است. اما به دلیل وجود این حرم مطهر، این شهر پذیرای دستههای مختلف عزادار شیعه از مناطق مختلف عراق است. به دلیل وجود اختلاف و در پارهای موارد تضاد بین عقاید شیعه و اهل سنت، گاه درگیریهایی بین آنها صورت میگیرد. با این سابقه ذهنی، سامراء، محل مناسبی برای ایجاد یک درگیری فرقهای محسوب میشود. تأمین امنیت شهر سامراء، بر عهده نیروهای ایتالیایی است و یکی از معدود شهرهایی است که به علت موقعیت خاص آن، نیروی پلیس عراق نقش زیادی در اداره و حفظ امنیت آن ندارد. سامراء به دلیل موقعیت جغرافیایی مناسب و وجود پل در ورودی شهر از امکان ویژهای برای کنترل ورود و خروج افراد برخوردار است. نکته جالب در مورد سامراء این است که مسوولین امنیتی تعدادی از شهرهای عراق از جمله سامراء و کاظمین به تازگی تغییر کردهاند و افراد جدیدی با نظر نیروهای اشغالگر بر سر کار آمدهاند.
بعد از برگزاری انتخابات پارلمانی عراق و پیروزی فهرست عراق یکپارچه، جدای از بسیاری از مسایل سیاسی و امنیتی، اشغالگران فهمیدند که احتمالاً با بر سر کار آمدن این خط فکری باید غزل خداحافظی را در عراق سر دهند، اما همانطور که «جک استراو» وزیر امور خارجه بریتانیا در ابتدای ورود اشغالگران به عراق گفت، آنان به عراق آمدهاند تا بمانند.
نظریه پایان تاریخ و توسعهطلبی لیبرالیستی، هیچگاه این اجازه را به اشغالگران نمیدهد که به این راحتیها عراق را ترک کنند. علاوه بر این با پیروزی جنبش حماس در فلسطین و مقاومت حزبالله در برابر فشارهای بینالمللی و همچنین وجود جمهوری اسلامی ایران به عنوان قلب تپنده جهان اسلام در همسایگی عراق، لزوم حضور طولانی مدت نیروهای نظامی ایالات متحده در این منطقه، از سوی کارشناسان مسایل نظامی و استراتژیک ایالات متحده، به حاکمان کاخ سفید تاکید شده است.
آمریکا برای این که بتواند اولاً اتحاد و یکپارچگی مسلمین را که بر اثر قضیه کاریکاتورهای موهن به وجود آمده بود از بین ببرد و آنان را مشغول به جنگ فرقهای نماید و ثانیاً حضور طولانی مدت خود را به بهانه حفظ نظم و امنیت در عراق توجیه نماید، نیاز به چنین حادثهای داشت.
جدای از دخالت یا عدم دخالت نیروهای اشغالگر و حضور مستقیم آنان در کارگردانی این حادثه، عملکرد بنگاههای خبرپراکنی غربی بسیار مبهم و سوال برانگیز است. خبرگزاریها غربی با ارسال اخبار جهتدار سعی در القای این امر داشتند که این انفجار نتیجه درگیری فرقهای شیعیان و اهل سنت است. شبکههای تلویزیونی غربی با ارسال اخبار مختلف و در پارهای موارد کذب سعی در تحریک شیعیان برای حمله به مساجد اهل سنت داشتند. بسیاری از این خبرگزاریها در ساعات نخستین وقوع حادثه با انتخاب تیترهای مثل «جنگ فرقهای در عراق» و یا «جنگ شیعه و سنی» و تیترهای مشابه بر روی خروجی تلکسهای خود سعی در القائات خاص به مخاطبان داشتند. کشف تعدادی جسد در شهرهای مختلف عراق از جمله بغداد و بصره و متعاقب آن انتساب این جنایات به شیعیان در کنار پوشش خبری گسترده شبکههای غربی از این واقعه، و پخش مکرر صحنههای دردآوری از بنای نیمه ویران حرمین سامراء در کنار تظاهرات مردم خشمگین سامراء، که گاه در دست بعضی از آنان اسلحه هم مشاهده میشد، بیشتر به خاطر این است که احساسات پاک شیعیان و برادران اهل سنت تهییج شده و با تحریک آنان مقدمات یک جنگ فرقهای در عراق و متعاقب آن در کل سرزمینهای اسلامی ایجاد شود.
در ورای تمام مسایل مطرح شده این نکته قابل تأمل است که چرا این انفجار و حمله در این زمان خاص یعنی چهارشنبه صبح انجام شده است. طبق روایات، حضرت حجت (عج) چهارشنبه صبح به بارگاه مقدس پدر و جدشان تشریف میبرند و در سرداب معروف که محل غیبت ایشان نیز میباشد، به نماز میایستند. همزمانی این دو واقعه جای تأمل دارد.
هنگامی که یک فرهنگ در تقابل با دیگری به نقطه تضاد میرسد، اگر نتواند در بحثهای معرفتی و نظری بر او فائق آید، نمادهای فرهنگی مقابل را هدف قرار میدهد. مهدویت و جامعه مهدوی یکی از ویژگیهای اساسی تفکر شیعه است. مکانهایی چون مسجد سهله در کوفه و یا سرداب سامراء، هرکدام نمادی از این ویژگی در تفکر شیعی به حساب میآیند.
اندیشه مادی غرب، در تقابل با مکتب اسلام به بنبست رسیده است و به همین دلیل در صدد حمله به نمادهای این تفکر برآمده است. حمله وحشیانه به مسجد سهله و کشتار وحشتناک شیعیان به بهانه حضور نیروهای جیشالمهدی در آن مکان را همه به یاد داریم. حملهای که هدف اصلی آن مسجد سهله بود نه چیز دیگر. اخبار جسته و گریخته در ابتدای ورود اشغالگران از شکنجه علما و روحانیون شیعه برای گرفتن اطلاعات در مورد مکان زندگی حضرت حجت (عج) و خصوصیات ایشان توسط نیروهای اشغالگر و سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی آنان از یادمان نرفته است. به نظر میرسد حمله ددمنشانه اخیر نیز، نماد مهدویت در تفکر شیعی را هدف گرفته است و در پی آن بوده تا با تخریب مرقد مطهر حضرت امام هادی (ع) و امام عسگری (ع) و همچنین سرداب سامراء، این اندیشه را با چالش مواجه کند، اما غافل از این که مشیت خدا بر این قرار گرفته است که در آینده زمین به دستان مهدی موعود (عج) سپرده شود و هیچ مشیتی بالاتر از مشیت الهی نیست.