نشست وزرای ترکیه و اتحادیه اروپا با دستور کار ارزیابی موقعیت آنکارا درخصوص پیوستن به اتحادیه اروپا، بررسی مسائل خاورمیانه،پرونده هستهای ایران و همکاریهای مشترک در قلمرو مبارزه با تروریسم به جمعبندی در این موارد منجر شده است. اگرچه این فهرست حاوی مواردی است که از نظر اهمیت و حساسیت "همسنگ" نیستند اما شواهد عینی نشانگر آنست که اروپا در این زمینه "ابتکار عمل" را در دست نداشته بلکه مامور اجرای طرح مذاکرهای بوده که هدف آن جلب نظر نسبی آنکارا به سمت غرب است. علاوه بر این در مسیر تحقق همین هدف و ماموریت، سایر اقلام مطروحه در دستور کار مذاکرات گنجانیده شده که صرفا برای کاستن از اهمیت تبلیغاتی موارد اصلی و پنهانساختن آثار و تبعات ضمنی همین موارد اصلی، تا سر حد امکان بوده است.
با بررسی اجمالی عملکرد دولت اسلامگرایان ترکیه، سه نکته به وضوح به چشم میخورد که اتفاقا هر 3 مورد، در کنار یکدیگر از اهمیت و حساسیتی مضاعف حکایت میکند.
1 - به حاشیه راندهشدن لائیکهای ترکیه و انزوای تقریبا کامل و روزافزون ملیگرایان ترکیه که در پرتو کودتای ناکام "ارگنه کن" به شدت منفعل نیز شدهاند.
2 - واگرائی پرشتاب ترکیه و رژیم صهیونیستی که در اظهارات صریح مقامات ارشد ترکیه علیه اسرائیل طی 2 سال اخیر بازتاب داشته و در عین حال مانع برگزاری مامور مشترک با اسرائیل و حتی حضور اسرائیل در مانور مشترک با ناتو در ترکیه شده است. عمدهترین مورد به حملات خونین اسرائیل علیه ناوگان آزادی بازمیگردد که 9 تن از اتباع ترکیه را به خاک و خون کشید و تا مرحله قطع روابط با رژیم صهیونیستی به پیش رفت.
3 - پادرمیانی ترکیه در پرونده هستهای ایران که اتفاقا با پیشنهاد رسمی آمریکا صورت گرفته بود و علیرغم توفیقات مشترک ترکیه و برزیل، با واکنش منفی آمریکا و اروپا همراه شد. این پدیده، خشم و اعتراض ترکیه را برانگیخت و مقامات آنکارا با تلخکامی احساس کردند که به بازی گرفته شدهاند و غرب آنها را دست انداخته و بازیچه کرده است.
مذاکرات سایسی ترکیه و اتحادیه اروپا در چنین شرایطی بمنزله تلاش برای دلجوئی از ترکیه و تلاش برای جلوگیری از تخریب روزافزون مناسبات آنکارا با غرب ارزیابی میشود. با کنکاش در اظهارات و موضعگیریهای منابع غربی، بهتر میتوان دریافت که غرب اکنون به این جمعبندی رسیده است که در برخورد همراه با بیاعتنائی در قبال ترکیه، افراط کرده و مقامات دولت اسلامگرای ترکیه را به این دیدگاه روشن رسانیده است که غرب حاضر به اعطای امتیازات چندانی به ترکیه نیست و استمرار این روند یکطرفه صرفا به تحقیر روزافزون ترکیه منجر خواهد شد و مواضع دولت رجب طیب اردوغان از همین دیدگاه، یک واکنش قابل درک است که استمرار آن دقیقا به زیان غرب و مشخصا علیت رژیم صهیونیستی تمام خواهد شد.
البته رسانهها و برخی مقامات غربی در یک پاتک سنگین سیاسی - تبلیغاتی سعی کردهاند این اقدامات ترکیه را به عنوان علائمی از تاثیرپذیری آنکارا از ایران جلوه دهند و آنرا تخطئه کنند ولی رفتار تحقیرآمیز رژیم صهیونیستی در ماجرای کشتی آزادی و عملکرد اتحادیه اروپا در رد خواسته ترکیه برای پذیرش در اتحادیه اروپا به قدری آشکار است که دیگر جائی برای پذیرش این تبلیغات مسموم باقی نمیگذارد.
اظهارات رسمی طرفهای اروپائی مذاکره با ترکیه به خوبی نشان میدهد که آنها در صدد دلجوئی از ترکیه و جلب نظر مساعد مقامات آنکارا بودهاند و تمایل داشته و دارند که پلهای بین ترکیه و غرب، را مجددا ترمیم کنند.
"کاترین اشتون" وزیر خارجه اتحادیه اروپا در این دیدار مشخصا بر نقش ممتاز ترکیه در خاورمیانه تاکید کرد و ادعا نمود که اعتماد و دوستی، رابطه ترکیه و اتحادیه اروپا را برجسته کرده و دو طرف اهداف مشترکی برای رسیدن به صلح و شکوفائی در منطقه دارند، "اشتون" از نقش ترکیه در منطقه و از دیپلماسی آنکارا در خاورمیانه، بالکان، ایران، قفقاز، افغانستان و پاکستان تقدیر کرد. بعلاوه "اشتفان فوئل" کمیسر اروپا در امور توسعه بر ضرورت تسریع در روند پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا اصرار ورزید.
اگر مقایسهای میان این دیدگاهها و پاسخ منفی همیشگی اتحادیه اروپا در قبال درخواست عضویت آنکارا صورت گیرد، تفاوت محسوسی را نشان میدهد که "رفتار متفاوت آنکارا" باعث این چرخش سیاسی غرب و بویژه اروپا شده است. چرا که در غیر این صورت، مقامات ترکیه بایستی در انتهای صف انتظار برای پیوستن به اتحادیه اروپا، سالهای بیشتری بایستند!
در واقع دولت اسلامگرای ترکیه با تحرکات سیاسی اخیر خود نشان داد که اگر بخواهد رفتاری متفاوت با گذشته در منطقه داشته باشد، اوضاع چندان هم به میل و مذاق متحدینش در غرب، سازگار نخواهد بود و حتی باعث وقوع تغییرات بنیادین در موازنه سیاسی - نظامی منطقه خواهد شد.
بدین ترتیب دعوت اتحادیه اروپا از ترکیه برای تسریع در پیوستن ترکیه به این اتحادیه، یک واکنش انفعالی از سوی اروپا و غرب در جهت حفظ ترکیه در اردوگاه غرب محسوب میشود که جزو دستاوردهای حتمی و انکارناپذیر رفتار متفاوت اسلامگرایان است و اعتبار جهانی و وزن سیاسی ترکیه در منطقه و جهان را بیش از پیش، آشکار میسازد و نشان میدهد که لائیکهای ترکیه با ذلتپذیری در برابر غرب و صهیونیستها چه خیانت بزرگی در حق ملت و دولت ترکیه رواداشته بودند و اسلامگرایان با درپیشگرفتن یک استراتژی حساب شده و منطقی، اعتبار منطقهای و جهانی ترکیه را احیا و تثبیت کردند.