سیروس محمودیان
گفتنی است، با درگذشت شیخمحمود حلبی، سیدحسن ابطحی جانشین ایشان شد و هواداران واقعی انجمن هم موضعی در برابر ابطحی نگرفتند و عملاً او را پذیرفتند. در این دوره، علیرضا نعمتی از نزدیکان حسن ابطحی و همراهان قدیمی او در نزدیکی مسجد جمکران، مجله خورشید مکه را منتشر کردند و طرفداران ابطحی را به عنوان سالکان الیالله دانستند که تحت نظارت و مراقبت استاد خویش مراحل سیر و سلوک را طی میکردند و هرکس که به نحوی (در خواب یا بیداری) و به زعم خود، به امام عصر(عج) متصل میشد بهعنوان نشانه صحت تعالیم دیده میشد. این گروه آزادانه فعالیت خود را پی میگرفتند و کسی مانع آنها نمیشد. با روی کار آمدن دولت آقای احمدینژاد، این گروه با محدودیتهایی روبهرو شدند و سرانجام در یکی از روزهای اواخر خرداد 1385، سیدحسن ابطحی و فرزندش سیدمحمدتقی (یعنی پدر و برادر معاون رئیسجمهور سابق) و عدهای از مریدانش دستگیر شدند. اما سایت متعلق به پسر سیدحسن ابطحی هم ماجرا را اینگونه بیان میکند:«تا آنکه روز 28خرداد 1385 فرارسید و حضرت آیتالله سیدحسن ابطحی و حدود 20نفر از افراد نزدیک به ایشان متاسفانه توسط وزارت اطلاعات بازداشت شدند و همه دفاتر ایشان نیز پلمب شد و معظمله بعد از 55 روز آزاد شدند.»
سایت مذکور جانبدارانه و سرپوشیده از طرح ماجرای شرکت مضاربهای متعلق به سیدحسن ابطحی و یارانش امتناع میکند و برخورد قاطعانه دستگاه قضایی در تودیع بحق اموال غصبی شاکیان را او با گفتاری خندهدار و با فراری رو به جلو اینگونه در قالب ادعای بیسر وته « تلاش حکومت برای ایجاد محدویت برای آیتالله» تفسیر به رای کرده و فرافکنانه مدعی میشود: «بعد از اتمام کار وزارت اطلاعات، بقیه کار برعهده دادستانی ویژه روحانیت افتاد. حال در اینجا دادستانی ویژه روحانیت باید چند کار را اجرا میکرد تا متمم این پروژه باشد. اول از همه باید به اتهام نشر اکاذیب (که باز هم ما نفهمیدیم کجای حرفها اکاذیب بوده) و اتهامات دیگر همه اموال حضرت آیتالله سیدحسن ابطحی را طبق برنامه طراحی شده مصادره میکرد تا ایشان دیگر نتوانند با پشتوانه مالی فعالیت خود را شروع کنند و کتابهای خود را به چاپ برسانند و البته ما باز هم متوجه نشدیم جرم ساختگی نشر اکاذیب به مصادره اموال چه ارتباطی دارد. البته در این قسمت از پروژه کار عجیبی نیز انجام شد و آن هم این بود که اموال دوستان معظمله را نیز به بهانه اموال خود ایشان مصادره کردند که میتوان از این اموال به 2 منزل در کنار منزل جمکران معظمله اشاره کرد و همچنین مکانهایی که بعضی از دوستان برای فعالیت دفاتر ایشان در شهرستانها موقتا در اختیار معظمله گذاشته بودند.
البته غیر از این کار باید دادستانی ویژه روحانیت با همکاری اطلاعات کارهای دیگری در راستای رسیدن به اهدافشان نیز انجام میداد که آن کارها عبارتند از: صادر کردن حکم زندان برای متهمان پرونده، چون بالاخره جرائم ساختگی مجازاتهایی را نیز میطلبد که باید آنها را اجرا کرد، جلوگیری از چاپ کتب حضرت آیتالله سیدحسن ابطحی به دلیل اینکه این کتابها باز دلیلی بر حقانیت فعالیتهای دینی معظمله و خط بطلانی بر کار حکومت بود، جلوگیری از فعالیتهای موسسات مربوط به شاگردان معظمله که میتوان به موسسه حضرت بقیهًْالله به مدیریت جناب حجتالاسلاموالمسلمین گنجی اشاره کرد، جلوگیری از چاپ و نشر مجلات مربوط به شاگردان معظمله که این امر هم همچون چاپ کتب خود ایشان دلیلی بر حقانیت فعالیتهای دینی ایشان بود و ممکن بود شاگردان معظمله به دفاع از ایشان بپردازند، بستن سایت حضرت آیتالله سیدحسن ابطحی به دلایلی که گذشت و اینکه این سایت میتواند تریبونی برای دفاع از خود شخص معظمله باشد و ما نتوانیم به دفاع از خود بپردازیم و...».
گفتنی است، سیدمحمدتقی و سیدرضا برادران وبلاگ نویس ابطحی هستند که سیدرضا طلبه بوده و عمدتا مشغول نشر نوشتهها و افکار خاص پدرشان است، اگر چه در هنگامه دستگیری برادرش در سال 88 موضعگیریهای تند و احساسی نیز داشت. سیدمحمدتقی نیز معمم بوده و با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در بخش انتشاراتی مشغول فعالیت است که به هر حال«علی» پسر بزرگ او نیز مدیرعامل انتشارات سیمای دوست وی است. «سیدمحمدعلی ابطحی» دارای 3 فرزند دختر به نامهای فائزه، فاطمه، فریده و یک نوه چند ماهه به نام امیرعلی است. داماد او سیدامیرحسین هاشمی نویسنده وبلاگ «فرشتگان بلورین بال شهر دلم» و از کارمندان پرشین بلاگ! است که ظاهرا نامبرده در حال حاضر به دلیل مشکلات خاص پیش آمده از پرشین بلاگ استعفا داده است. البته فاطمه، همسرامیرحسین نیز نویسنده وبلاگ «اندیشه و احساس» با آن آهنگ معروفش است.
مادر ابطحی نیز چندی پیش مرحوم شده و همسرش «فهیمه موسوینژاد» نیز همکار او در برخی فعالیتهای فرهنگی- سیاسیاش بوده و در ایام بازداشت اخیر ابطحی، او نقش اعتراضی بسیار جدی و پررنگی داشته است که مهمترین آن کمک شایان توجه به انتشار بینالمللی شایعه خندهدار خوراندن قرص اعتراف! به ابطحی درون زندان به استناد لاغری بیش از اندازه او در زندان است. به هر حال همسر ابطحی فکر میکرد هرکس به زندان بیفتد اصولا به دلیل بیعاری و بیکاری باید چندین کیلو اضافه وزن پیدا کند!