با آغاز نهضت اسلام به رهبری امام خمینی در سال 1341، شاگردان مکتب ایشان به تبعیت از استادشان وارد صحنه مبارزه شدند. دکتر مفتح با سفرهایی که به نواحی مختلف جهت سخنرانی انجام میداد، مردم مسلمان را به وظایف دینی و سیاسی آگاه میکرد. با دستگیری و تبعید امام خمینی، مبارزه متوقف نشد؛ بلکه به تأثیر از جو خفقان ایجاد شده، تاکتیک مبارزات تغییر کرد. در این رویکرد شاگردان امام ضمن مبارزه سیاسی به بسترسازی فکری و فرهنگی به منزله یک اقدام انقلابی توجه خاصی ورزیدند.
آیتالله مفتح علاوه بر حضور قوی در صحنه مبارزات ضد حکومت، دارای سوابق قابل توجه فرهنگی بود. تدریس در دبیرستان دین و دانش که راه و روش جدیدی را در پیش گرفته بود و هم گامی با مؤسسان اندیشمند آن، چون دکتر بهشتی و آیتالله حائری تهرانی و نیز تشکیل کانون دانشآموزان و فرهنگیان قم، از آن جمله است. تأسیس مجمع اسلامشناسی برای پژوهش در مسائل بنیادی اسلامی و انتشار چندین جلد کتاب از این مجموعه، تحت نظارت دکتر مفتح از فعالیتهای مهم فرهنگی اسلامی نیروهای مذهبی به شمار میرود. گردانندگان این مجموعه، متفکران و نویسندگانی در حوزه مطالعات اسلامی بودند که در دو سو مشغول مبارزه قلمی بودند؛ نخست در مقابل استعمار فرهنگی غربی حاکم بر جامعه و دیگری اصلاح اندیشههای انعطافناپذیر برخی اقشار متحجر و مذهبی که خود از عوامل رویگردانی افراد بسیاری از دین و مذهب بودند. در این مبارزه پردامنه فکری و فرهنگی، لازم بود هم آشنایی و تسلط کامل بر اسلام و معارف حقه شیعه در حوزههای علمیه حاصل گردد و هم با اندیشههای جدید موجود در دانشگاهها آشنا شود. شناخت اسلام راستین و ناب از یک سو، برای زدودن خرافات و پیرایههای بیپایه در میان اقشار مذهبی و از سوی دیگر برای ارائه در مجامع دانشگاهی ضرورت داشت.
شخصیتهایی چون آیتالله شهید مظلوم دکتر بهشتی، آیتالله دکتر مفتح، دکتر محمدجواد باهنر، استاد مرتضی مطهری و ... از آن جمله اندیشمندان تربیت شده مکتب امام خمینی بودند که برای تعدیل، تغییر و تصحیح نظر دانشگاهیان نسبت به اسلام و مذهب، قدم در دانشگاهها گذاشته و با تحصیل و یا تدریس و فعالیت گسترده، مروج اسلام ناب در مراکز دانشگاهی شدند. این اندیشمندان برای تأثیرگذاری بیشتر به استخدام در وزارت فرهنگ و وزارت آموزش عالی درآمدند تا ضمن حفظ وظایف اجتماعی بتوانند در تعلیم و تربیت اسلامی جوانان نقش داشته باشند و اگر به فعالیتهای اجتماعی تبلیغی هم میپردازند، صرف انجام وظیفه باشد، نه نیازهای روزمره. دکتر مفتح از این شیوه فعالیت به عنوان (تز روحانی غیرحرفهای) تعبیر مینمود.
محدودیت روزافزون فعالیتهای تبلیغی و ارشادی، طی سالهای بعد از تبعید امام، آیتالله مفتح را مجبور کرد در فعالیتهای خود خطمشی جدیدی را اتخاذ نماید، زیرا در سال 1351 توسط ساواک ممنوعالمنبر گردیده بود. تمرکز بر فعالیتهای آموزشی در دانشگاه الهیات و معارف اسلامی، اقامه نماز در مسجد دانشگاه تهران و راهنمایی دانشجویان مقاطع مختلف از جمله این خطمشیها بود.
پذیرش امامت جماعت مسجد تازه تأسیس جاوید و دایر کردن کلاسهای مختلف، به زودی حساسیت ساواک را برانگیخت. احضار و اخطار به بانی مسجد و اخذ تعهد کتبی از او، اقدامات صورت گرفته برای جلوگیری فعالیت در مسجد جاوید بود. سخنرانی آیتالله سیدعلی خامنهای در مسجد جاوید، هم به دستگیری ایشان منجر شد و هم به دستگیری دکتر مفتح، هر دو دستگیر و تحویل کمیته مشترک ضد خرابکاری گردیدند. همچنین دکتر مفتح امامت جماعت مسجد قبا را پذیرفته بود، نام این مسجد هم، برگرفته از مسجد قبای پیامبر اکرم(ص) بود. به حق هم در تاریخ انقلاب اسلامی نقش مهمی ایفا کرد نزدیکی به حسینیه ارشاد و جوانگرایی دکتر مفتح در فعالیتهای خود در اندک مدتی، این مسجد را به کانون رفت و آمد نیروهای انقلابی تبدیل کرد. برنامههای موفق رمضان و برگزاری باشکوه نماز عید فطر سال 1356 در تپههای قیطریه تجربهای موفق بود که در سال بعد-1357- به نحو احسن مورد استفاده قرار گرفت.
برگزاری اولین تظاهرات گسترده مردم تهران در روز عید فطر بعد از اقامه نماز، زمینهساز راهپیماییهای بعدی گردید. راهپیمایی روز پنجشنبه 16 شهریور در ادامه تظاهرات روز عید فطر -13/6/1357 – دومین حرکت گسترده مردم تهران بود. تظاهرات 17 شهریور و کشتار مردم در میدان ژاله، حرکت انقلاب برای سرنگونی سلطنت پهلوی را تندتر کرد.
هماهنگیهایی که از سالیان قبل بین روحانیون انقلابی وجود داشت، در این سال، تشکیلاتی را به نام «جامعه روحانیت مبارز» به وجود آورد تا نهضت را برای حصول پیروزی سازماندهی و هدایت نماید. آیتالله مفتح در کنار استاد مطهری و آیتالله بهشتی از اعضای مؤسس و اصلی و سخنگو و اولین دبیر کل این تشکیلات بود.
در تشکیل کمیته برای استقبال از امام خمینی او حضور فعال داشت. تصاویر بر جای مانده از سخنرانی تاریخی امام در 12 بهمن سال 1357 در بهشت زهرا، حکایت از حضور او در کنار امام در جایگاه سخنرانی دارد. پیروزی انقلاب اسلامی، نیروهای انقلابی را با چالشهای جدیدی روبهرو ساخت. تأسیس نظام جدید بر ویرانههای نظام شاهنشاهی و مشکلات ناشی از این انقلاب و دگرگونی، اندک نبود. تأسیس نهادهای انقلابی برای سر و سامان دادن به وضعیت نابسامان و مقابله با جریانهای ضد انقلاب، از اولین ضرورتهای کشور بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی مسجد قبا با توجه به سوابق سازماندهی و هدایت در دوران انقلاب از اولین مساجد تهران بود که تشکیل کمیته انقلاب اسلامی را در خود شاهد بود.
در کنار مشاغل و گرفتاریهای مسوولیت کمیته مسجد قبا، آیتالله مفتح، قسمت عمده وقت و انرژی خود را صرف دانشکده الهیات و دانشجویان مینمود. پیریزی یک نظام بر اساس آرمانهای اسلامی و انسانی، تلاش مضاعفی را طلب میکرد، بویژه آن که، فعالیت گروههای چپ در دانشگاهها ضرورت توجه به نسل جوان دانشگاهی را برای رهبران فکری و فرهنگی انقلاب اسلامی چند برابر میکرد.
تلاش برای نزدیکی قشر دانشگاهی به قشر روحانی و بالعکس، دو گروه مهم و سازنده کشور، چه در دوره قبل از پیروزی و چه بعد از آن، از ویژگیهای قابل مشاهده دکتر مفتح است. او که در حوزه علمیه به درجه اجتهاد در استنباط احکام شرعی و فقهی رسیده بود، در عین حال با گذاشتن قدم به دانشگاه، تحصیلات آکادمیک را هم در عالیترین سطح کسب کرده بود. بعد از انقلاب، اولین قدمهای اساسی و اصولی برای ایجاد وحدت در این دو قشر توسط او برداشته شد.
آنچه در سراسر زندگی این رادمرد شهید میتوان به خوبی یافت، اخلاص و عمل بر طبق وظیفه الهی و نیز مبارزه سرسختانه و مستمر با رژیم طاغوتی بر همان مبنای انجام وظیفه الهی خود میباشد و مبارزاتی که با گوشههایی از آن آشنا شدید. چند دهه مبارزه با رژیم پهلوی که با تکیه بر قدرت فراوان و اختناق وسیعی که در سراسر کشور ایجاد کرده بود، کار آسانی نبود. در هر زمان و مکان شکل خاص خود و تاکتیک ویژه آن زمان و مکان را میطلبید. ولی آنچه استمرار داشت، اصل مبارزه با رژیم طاغوتی پهلوی، برای پی افکندن و استقرار حکومت اسلامی بود. این تصویر خلاصهای از تمام تلاشهای مخلصانه و شبانهروزی مجاهد نستوه حضرت آیتالله شهید دکتر مفتح است. هم او که پس از یک عمر مبارزه خستگیناپذیر با رژیم شاه و طراحی و راهاندازی راهپیماییهای میلیونی، نقش بسیار چشمگیری در اوجگیری پیروزی انقلاب اسلامی ایفاد کرد؛ با پیروزی انقلاب اسلامی، وظیفه الهی خود را تلاش در سنگر سازندگی فرهنگی، معنوی و اقتصادی میهن اسلامی دانست و در کنار وظایف سنگینی همچون شورا انقلاب، کمیته انقلاب اسلامی و... دقت قابل توجهی را به این امر اختصاص داد. اما دریغ و افسوس که استفاده انقلاب از دستپروردگان مکتب روحالله به دست گلچین شوم خوارجیان فرقان، چندان طول نکشید و آیتالله دکتر مفتح هم در (27 آذر 1358) در مسلخ عشق قربانی دوست شد و به دوست دیرینش آیتالله مرتضی مطهری ملحق شد. با گذشت 26 سال از شهادت این عزیزان جای خالی آنها در عرصههای علم و دین هر روز بیشتر از پیش احساس میشود.