تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۳  ، 
کد خبر : ۱۶۳۱۷۱

صبر رهبری (بخش دوم)


توکلتان این قدر قوی است یا اعتماد به نفستان؟
[با خنده] نمی‌دانم حالت روحی آن زمان خود را چگونه تعبیر کنم، ولی درست یا غلط معتقد به بند و بست سیاسی نبودم و نیستم. حدس من این است که آن گروه به‌عنوان یک گروه منتفذ سیاسی توقع داشت که من بنشینم و با آن‌ها صحبت کنم و اگر بخواهیم خیلی محترمانه بگوییم، تقسیم سهمی بکنیم و از قبل مشخص شود که فلان وزارتخانه‌ها مال آن‌هاست که بیایند کمک کنند و رأی بدهند. من نه آن موقع به چنین کاری معتقد بودم و نه بعدها و در سنوات اخیر که موضوع ریاست جمهوری بنده مطرح بود. در همین چهار سال قبل، بعضی از افراد و گروه‌ها به بنده گفتند حالا اگر ما در حمایت از شما به صحنه بیاییم، سهم ما چه می‌شود؟ موقعی که این مسأله را با من مطرح کردند، حاضر نشدم زیر بار چنین موضوعی بروم. بعضی از گروه‌هایی که در سنوات اخیر به گروه‌های دیگر تمایل نشان دادند، ابتدا تمایلشان به بنده بود، ولی بعد از چند جلسه دو تا سه ساعته که با من داشتند و پرسیدند فلان وزارتخانه‌ها را چه خواهی کرد، گفتم که به کسی قولی نمی‌دهم.
حالا می‌رویم و اگر انتخاب شدم، باید وزرایمان را با مقام معظم رهبری هماهنگ کنیم. من اگر به شما قول وزارتخانه‌ای را بدهم و بعد نزد مقام معظم رهبری بروم و به ایشان بگویم که ما فلان وزارتخانه‌ها را از قبل فروخته‌ایم؛ این چه جور تبعیتی از رهبری است؟ در حالی که من می‌دانم بعضی از کسانی هم که در دولت‌های گذشته به اندازه ما در تبعیت از رهبری، ادعا نداشتند، تا گزینه دوازدهم را با مقام معظم رهبری مطرح کرده‌اند تا بر سر یک نفر با ایشان به توافق رسیده‌اند، در بعضی از وزارتخانه‌های حساس طبیعی است که مقام معظم رهبری نظر داشته باشند، کما این‌که امام هم نظر داشتند. موقعی که بنده وزیر امور خارجه شدم، به خاطر این نبود که در مجلس لابی کرده باشم. در دو دوره اول مرحوم امام(رض) و در دو دوره بعدی مقام معظم رهبری به مجلس پیغام دادند که فلانی باید وزیر امور خارجه بماند. آن موقع عده‌ای به شوخی می‌گفتند که فلانی سهم امام است!
این اتفاق به رغم تفاوت‌های فکری‌ای بود که شما با دولت آقای موسوی داشتید؟
بله، همین طور است. اگر این طور نبود که آن دولت ما را قبول نمی‌کرد، چون همه دوستان ما رفته بودند و فقط من ماندم. قرائن نشان می‌دهند در مقطعی که من به‌عنوان نخست وزیر به مجلس معرفی شدم، افراد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تمایلشان به آقای موسوی بود از نتایجی که به دست آمد، این موضوع مشخص است، چون در کابینه آقای موسوی، به رغم عدد کم افراد وابسته به سازمان مجاهدین انقلاب، تعداد قابل ملاحظه‌ای از وزرا یا از رده‌های اصلی و بالای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بودند یا به انتخاب و عنایت آن‌ها در کابینه آقای موسوی وزیر شدند. کسانی هم بودند که می‌دانستند وزارتشان را از سازمان دارند و در روز حادثه باید حرف سازمان را گوش کنند.
می‌توانم عرض کنم که غلبه کابینه آقای مهندس موسوی، بخصوص در کابینه دوم، در مقایسه با سایر گروه‌های سیاسی که در کشور بودند با اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی یا کسانی بود که این سازمان سفارش آن‌ها را کرده بود. به‌عنوان مثال، آقای موسوی تصمیم گرفت یکی از کسانی را که در کابینه شرکت می‌کرد و از رده‌های بالای شغلی دولتی در آن زمان بود، کنار بگذارد و کس دیگری را بیاورد و اعضای سازمان مجاهدین اسلامی مخالفت می‌کردند. بالاخره یکی از منتفذین حوزه علمیه قم که حالا مرحوم شده، آمد و به داد آقای مهندس موسوی رسید تا توانست آن فرد را عوض کند، یعنی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تا این حد در کابینه ایشان نفوذ داشتند.
به هر حال طبیعت کار سیاسی در کشور از این جور اقتضائات هم دارد. این‌که پرسیدید علت چه بود که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با بنده مخالفت می‌کرد؟ آن‌ها علتش را به من نگفتند، ولی حالا که وقایع آن دوره را فارغ از گرد و غبارهای زمان تحلیل می‌کنم، می‌بینم بنده هیچ درصدد برنیامدم به تعبیر خودمانی معامله‌ای بکنم و وزارتخانه‌هایی را به آن‌ها بدهم تا از من حمایت کنند، چون به این کار اعتقاد نداشتم و همچنان هم اعتقاد ندارم. شاید هم عده‌ای به من ایراد بگیرند و بگویند که باید مقداری وارد این عرصه‌ها و لابی‌ها می‌شدی و امتیازاتی را به افرادی می‌دادی و بعد یک جوری جبران می‌کردی، ولی درست یا غلط، به هر حال این گونه گذشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات