ج . محمدزاده
"تورهان تاپان" وزیر دفاع وقت ترکیه در سال 76 آشکارا اعلام کرد "ترکها در طول تاریخ با اسرائیل و یهودیها مشکلی نداشتهاند چیزی که در مورد اعراب صادق نیست". ترکها در دوران حاکمیت مطلق لائیکها و اوج بحران مشروعیت صهیونیستها در جهان اسلام، به عنوان اولین کشور اسلامی، موجودیت نامشروع آنها را به رسمیت شناختند و با اقدام خود، هم به مشروعیت بخشی صهیونیستها کمک کردند و هم زمینه اجرای "سیاست گریز از مرکز و استراتژی حاشیهای" وقت اسرائیل را که با هدف برقراری روابط با اطراف دور و در فراسوی "حلقه محاصره اعراب" و کشورهای غیرعرب اتخاذ شده بود را محقق ساختند. روابط دو طرف در طول چند سال چنان گسترش پیدا کرد که حاصل جمع آن تبدیل شدن ترکیه به عنوان شریک استراتژیک اسرائیل در منطقه خاورمیانه بود.
با وجود افزایش مراودات سیاسی، نظامی، اقتصادی و... همواره دو مسئله فراز و نشیبهایی را در روابط دو طرف ایجاد کرده است: اول مسئله فلسطین و جنگهای اعراب و اسرائیل و دوم روابط ترکیه با غرب.
با روی کارآمدن اسلامگرایان، ترکیه با ناامیدی نسبی از پذیرش عضویتش در اتحادیه اروپا، دوران جدیدی را در حیات سیاسی خود گشود. ترکها در استراتژی جدید خود با گرایش نسبت به اعراب و اولویتدهی به مسئله فلسطین و برخورد با اقدامات غیرانسانی اسرائیل تلاش کردند جای پایی در معادلات منطقهای پیدا کنند تا هم موقعیت قدیم خود را بازیابی و هم به عنوان یک قدرت موثر در منطقه در بحرانهای موجود نقشآفرینی کنند. حاصل این نگاه جدید ترکیه را میتوان از ایفای نقش مقامات ترکیه در میانجیگری در بحرانهای منطقهای و بحران غزه مشاهده کرد.
ترکیه در دوران جدید و به دنبال فائقآمدن بر مشکلات اقتصادی خود در طول سالهای گذشته و کسب موفقیت در بازاریابی اقتصادی در منطقه قفقاز و حوزه بالکان و نقشآفرینی ویژه در تحولات آن مناطق، به فکر کسب موقعیت و سیادت در منطقه خاورمیانه افتاد. از دید دولتمردان اسلامگرای ترکیه یکی از عواملی که میتوانست برای سیادت و قدرت منطقهای موثر باشد، مبارزه با جنایات اسرائیل و حمایت از مسئله فلسطین است، چرا که هم مردم ترکیه این آمادگی را داشتند و هم مردم منطقه. مطالعات نشان میدهد که با گذشت 60 سال از اشغال خاک فلسطین، تاکنون اتفاق نیفتاده که مساله فلسطین همانند امروز، در راس اولویتهای افکار عمومی جهان و سازمانهای آن باشد که در این خصوص نام ترکیه و شخص رجب طیب اردوغان نیز پررنگ بوده است. ترکها در رسانهایکردن موضوع و کشاندن موضوع به محافل عمومی و جهانی کمک شایانی به بحث فلسطین کرده و از این طریق تلاش شد گامی را برای تحقق استراتژی جدید مقامات ترکیه (سیادت بر منطقه خاورمیانه) بردارند و موقعیت خود را در بین افکار عمومی منطقه بالا ببرند. تحولات مختلفی هم مثل ترور شیخ احمد یاسین توسط صهیونیستها، جنگ 22 روزه غزه، نشست داووس، حمله کماندوهای اسرائیلی به کشتی مرمره و کشتهشدن 9 نفر از اتباع ترکیه بر تحقق این استراتژی ترکها کمک کرد.
گام دوم حرکت ترکیه به سمت سیادت بر منطقه خاورمیانه تلاشهای امروز آنکارا در نقش میانجیگرانه در منطقه است. میانجیگری بین سوریه و اسرائیل، میانجیگری در پرونده هستهای جمهوری اسلامی ایران، تحولات قفقاز، عراق و... همگی در راستای نائلشدن به این هدف صورت میگیرد. دولتمردان ترکیه با زمانشناسی دقیق و با زیرکی و هوشمندی از فضای تحولات داخلی ایران در یک سال گذشته و کاهش تحرکات دیپلماتیک ایران در منطقه، بهترین بهرهبرداری را کردند و با موضعگیریهای تند علیه جنایات رژیم صهیونیستی در راه رسیدن به اهداف خود قدم برداشتند تا شاید از این طریق بتوانند آرزوی دیرین ترکها که همان "احیای امپراتوری نو عثمانی" است را جامه عمل بپوشانند و در کسوت امپراتوری نو عثمانی، رهبری دنیای اسلام را هم برعهده بگیرند.
در واقع ترکیه با نشانه رفتن قضیه فلسطین به عنوان یک موضوع راهبردی در سیاست خارجی خود و ارتباطدادن آن با اسرائیل توانست افکار عمومی جهان اسلام را به خود جلب کند.
البته در دل این اهداف غایی، اهداف کوتاه مدتی هم بر رفتار مقامات ترکیه موثر بوده است که ازجمله آنها میتوان به پیشروبودن انتخابات پارلمانی ترکیه در سال 90 و تلاش برای کسب محبوبیت داخلی و تحتالشعاع قراردادن بحرانهای داخلی چون مقابله با "پ.ک.ک" و نفوذ ارتش اشاره کرد. البته مقامات ترک بخاطر حمایت اسرائیل از شورشیان "پ.ک.ک" و دادن آموزشهای اطلاعاتی به آنها و تصویب به رسمیتشناختن قتلعام ارامنه توسط امپراطوری عثمانی در پارلمان اسرائیل انتقام شدیدی را از صهیونیستها گرفتند.
ورود ترکیه به مسئله فلسطین جدا از نیات واقعی مقامات آن، نشان از بیداری اسلامی در میان مردم مسلمان ترکیه است که باعث تقویت گروههای مقاومت و انگیزه بیشتر مبارزان فلسطینی در عرصه مقابله با زیادهخواهی و جنایات صهیونیست ها در منطقه شده و همین امر میتواند نظم جدیدی را نسبت به موضوع فلسطین در منطقه ایجاد کند. واکنشهای شجاعانه و تند ترکیه نسبت به صهیونیستها نشان داد که همچنان مسئله فلسطین یک مسئله پویا و زنده است و یک اجماع دولتی، مردمی و رسانهای در سطح منطقه میتواند باعث بیداری اسلام در دیگر کشورها، مهار رژیم صهیونیستی در منطقه و خروج ابتکار عمل از دست قدرتهای بزرگ در حل بحرانها و ائتلاف قدرتهای منطقهای مثل ایران، ترکیه و سوریه و... شود.
جمهوری اسلامی ایران باید از ظرفیت و توانمندی ترکیه در قضیه فلسطین نهایت استفاده را بنماید و با ایجاد ائتلافهای منطقهای، از جنایات صهیونیستها جلوگیری و زمینه شکستن محاصره غزه را فراهم نمایند نه اینکه با ورود ترکیه به جرگه گروههای مقاومت، میدان را برای یکهتازی ترکها خالی نمایند.
البته در کنار وجود پتانسیل موثر و قوی ورود ترکیه به عرصه گروههای مقاومت باید ملاحظاتی را در رفتار آنها مورد توجه قرار داد که بدون توجه به آن ملاحظات نمیتوان تحلیل دقیق از نوع رفتار ترکیه با اسرائیل مطرح کرد. ترکیه در توصیف مخالفت خود با اقدامات صهیونیستها بیشتر از راه حقوقی ورود میکند نه بحث اعتقادی، و عمده رفتار خود را در بحث برخورد با اسرائیل روی دو موضوع متمرکز کرده است: اول عدم رعایت حقوق بشر از سوی اسرائیل در غزه و فلسطین و دوم عدم التزام اسرائیل به قطعنامههای بینالمللی. لذا الگوی برخورد ترکیه با رژیم صهیونیستی با الگوی برخورد جمهوری اسلامی ایران کاملا متفاوت بوده و به همین جهت است که امروز رفتارهای دوگانهای را از مسئولان ترک در قبال فلسطین شاهدیم. از یک طرف بر طبل دفاع از فلسطین و شکستن محاصره غزه میگویند از طرف دیگر در جلسات خصوصی گسترش روابط با یکدیگر را دنبال میکنند.
ترکیه برای ادامه روابط خود با اسرائیل شروط 4 گانهای را با فرصت یک ماهه جهت پاسخ مقامات صهیونیستی ارائه کرده است که عبارتند از:
1 - عذرخواهی
2- بازگرداندن کشتیهای توقیفشده
3 - موافقت با انجام تحقیقات بینالمللی درخصوص موضوع.
4 - پرداخت غرامت به بازماندگان.
نگاهی اجمالی به سابقه روابط دو طرف در چند دهه بویژه یک دهه گذشته و در دولت اسلامگرایان حکایت از وجود این نوع فراز و نشیبها و مقطعیبودن تنشها در روابط دو طرف بوده است. ملاحظه رفتارهای دوطرف بعد از جنگ 22 روزه غزه که اوج تیرگی روابط بوده است به نوعی موید این تعبیر است، چرا که بعد از آن همه بحثها و جنجالها، آقای عبدالله گل رئیس جمهور ترکیه به تل آویو سفر می کند و در پاسخ به سفر وی آبانماه گذشته رئیسجمهور اسرائیل سفری را به ترکیه داشت.
امروز هم در پس جنجالها و هیاهوهای سیاسی، هیاتی نظامی از سوی ترکیه جهت تحویل گرفتن 4 فروند هواپیمای جاسوسی بدون سرنشین سفارشی موسوم به "هرون" عازم تلآویو میشود و وزیر خارجه ترکیه جلسهای محرمانه را با وزیر بازرگانی رژیم صهیونیستی برگزار میکند تا مانع از کاهش روابط دو طرف شود. گویای این نگاه است که ترکیه تمایل جدی برای قطع رابطه با اسرائیل ندارد و با تعیین شروطی بدنبال بازگرداندن حیثیت خدشهدار شده خود از نحوه برخورد رژیم صهیونیستی با این کشور است، زیرا ترکیه به اسرائیل به عنوان دریچهای به سوی جهان غرب و آمریکا مینگرد و از طریق گسترش روابط با اسرائیل هم بدنبال استفاده از لابی یهودی برای نفوذ در سیستمهای تصمیمگیری غرب و اتحادیه اروپا برای تسهیل عضویت ترکیه در اتحادیه اروپاست و هم بدنبال تامین سلاحهای مورد نیاز خود است. مصداق بارز این نکته مصاحبه "تورگوت اوزال" نخستوزیر وقت ترکیه با روزنامه "گونش" بود که اعلام کرد "اگر اعراب خواهان آگاهی از دلایل نزدیکی ما به اسرائیلاند باید بدانند که ما همیشه براساس مسئله سود و زیان عمل خواهیم کرد. ما از نقش لابیهای اسرائیل در آمریکا آگاهیم."
قطعا اسرائیل هم برای خروج از فضای ضدصهیونیستی و جلوگیری از الحاق ترکیه به دیگر کشورهای مخالف رژیم صهیونیستی تلاش خواهد کرد روابطش را با ترکیه حفظ کند حتی اگر به بهای عذرخواهی یا پذیرش برخی از شروط ترکیه باشد، چرا که ترکیه برای اسرائیل این قدر مهم است که شیمون پرز در سفر ماه نوامبر (آبانماه) خود به ترکیه درخصوص اهمیت این کشور گفته بود: "در ترکیه اسلام میانهرو وجود دارد و رهبران ترکیه وزنهای در مقابل اسلام رادیکال - ایران - هستند. پیروزی ترکیه در مسیری که در پیش گرفته است پیروزی همه مسلمانان، یهودیان و اعراب و اسرائیل است".
واکاوی رفتار مقامات ترکیه در روزهای اخیر، نشان میدهد ترکها به دلایل گوناگونی از موضع تند ابتدایی خود نسبت به رژیم صهیونیستی عقبنشینی کردهاند که ازجمله آنها انتقاد لائیکها از ورود ترکیه به عرصه مبارزه با صهیونیستها است که اعلام کردند چرا رهبران حزب عدالت و توسعه، مردم ترکیه را وارد جنگ ناخواستهای میکنند که هیچ سودی عاید آنها نمیشود؟ از طرف دیگر فشارهای غرب برای عقبنشینی از مواضع ضدصهیونیستی، ترکها را به عقبنشینی از دیدگاه جدیدشان مجبور ساخته به نوعی که آنها اعزام کشتیهای جدید به مقصد غزه را به حالت تعلیق درآوردهاند و با تشکیل کمیتهای، بررسی موضوع رفتار با اسرائیل و غزه را در دستور کار قرار دادهاند.
شاید این سخن آقای اردوغان نخستوزیر ترکیه در پاسخ به سئوالی درخصوص احتمال قطع رابطه با اسرائیل مکمل تحلیل این نوشته باشد که گفت: "قطع رابطه با کشوری که آن را به رسمیت شناختهایم،در عرف دیپلماتیک هیچشان و منزلتی ندارد."
ترکیه برای پیشتازی در رقابتهای منطقهای تلاش میکند تا خود را به عنوان کشوری معرفی کند که موفق شده است قرائت میانهرویی را از اسلام در عرصه سیاسی نشان دهد. قرائتی که میتواند به نوعی اکثریت کشورهای اسلامی را زیر چتر آن جمع کند و خود پرچمداری آن الگو را برعهده بگیرد. در صورت موفقیت ترکیه در این عرصه، آنها بدنبال اعمال سیاستهای خود در قبال منطقه و فلسطین خواهند بود که ازجمله آنها، ارائه الگوی به رسمیت شناختن "دو دولت در یک سرزمین" خواهد بود که کاملا بر خلاف دیدگاههای جمهوری اسلامی ایران است و این الگو میتواند سرنوشت فلسطین را به عرصه بنبست بکشاند.
بنابراین رفتارهای ترکیه را باید با نگاه تامین منافع ملی خودش ارزیابی کرد و نگاه صرف به منافع ملی قطعا منافع دنیای اسلام را در بلند مدت تامین نخواهد کرد. اگرچه در کوتاهمدت به حال فلسطین و غزه مفید واقع شده باشد.
بدیهی است که در تحلیل رفتار بازیگران بینالمللی با موضوعات فیمابین، باید میان سیاستهای اعلامی و سیاستهای اعمالی آنها تفکیک قائل شد. با رعایت این اصل درخصوص ترکیه در برخورد با اسرائیل، شواهد تاریخی همواره غلبه سیاستهای اعلامی ترکیه را بر سیاستهای اعمالی نشان میدهد و مقامات آنکارا بیشتر به عنوان مانور تبلیغاتی جهت رسیدن به اهداف خودشان، سیاستهای مقطعی علیه اسرائیل در پیش گرفتهاند و میتوان پیشبینی کرد که مقامات ترکیه در پی موفقیت در کسب موقعیت منطقهای ویژه در خاورمیانه، به فکر اهداف عالیتر چون داعیه رهبری جهان اسلام خواهند افتاد؛ امری که خوشایند غرب است، چرا که به اعتقاد مقامات غرب، ترکیه و اکنون رهبران حزب عدالت و توسعه با ارائه الگوی جدید واقعگرایانه و با غلبه بر رویکردهای ایدئولوژیک و با تاکید بر اسلام میانهرو هم میتوانند جلوی اقتدار روزافزون جمهوری اسلامی ایران را در بین کشورهای جهان اسلام بگیرند و هم الگوی تازهای را جهت حل معادلات بینالمللی مطرح نمایند بدون این که دست به اقدامات بنیادگرایانه بزنند.