تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۸  ، 
کد خبر : ۱۶۳۲۰۵

اصولگرایی و دغدغه‌ای به نام کارآمدی


محمد اسکندری
همواره یکی از مهمترین دغدغه های گروه های سیاسی افزایش شاخص های کارآمدی در نظام های سیاسی بوده است. در واقع باید گفت یکی از اساسی ترین دلایل پیداش تحزب در یک جامعه سیاسی افزایش کمیت های کارآمدی و به تبع آن مشارکت و مشروعیت سیاسی است.
با این حال باید گفت یکی از دلایلی که موجبات پشتیبانی از نظام های سیاسی را پدید می آورد کارآمدی است و نظام اسلامی نیز بی شک از این قاعده کلی مستثنی نیست. اگرچه در پاره ای از اوقات رویکردهای ایدئولوژیک می تواند جایگزینی برای کارآمدی گردد اما به هر حال یکی از کارویژه های اصلی نظام های سیاسی تامین رفاه، امنیت وسایر مطالبات اقشار مختلف جامعه است. انقلاب اسلامی در بدو پیدایش با استفاده از مبانی اسلامی و تعالیم رهبر کبیرانقلاب ، به نظام سیاسی مترقی ای دست یافت که آن را می توان شکل تکامل یافته مردمسالاری دینی دانست.به عقیده بسیاری از صاحب نظران گفتمان حاکم بر نظام اسلامی یکی از پیشرفته ترین و مدرنترین و در عین حال متعالی ترین شیوه های حکومت مردمی است که در عین توجه به خواسته های مادی جامعه از نقش الهی خود فاصله نگرفته و هر دو جانب امر یعنی مسائل دنیوی و اخروی جامعه را مدنظر قرار داده است.
با این حال صاحب نظران عرصه سیاسی بر این باورند که کارآمدی یک نظام سیاسی بسته به هماهنگی میان وظایف و کارکردهای سایر ساختارهاست. در واقع از تعامل و هماهنگی مفهومی و رفتاری ساحت های اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و ... که یک نظام می تواند به تراز بالایی در کارآمدی نایل گردد.
پس از به پیروزی رسیدن انقلاب اسلامی در ساخت سیاسی مملکت شاهد یک تحول جدی و اساسی بودیم. البته برخی نیز حکومت مردمسالاری دینی بر پایه ولایت فقیه را نوعی پاتریمونیالیسم و شبه دموکراسی آمیخته باهم می دانند . بی شک باید دانست اساسا ریختن مظروف بزرگی همچون مردمسا لاری دینی در ظرف کوچک لیبرال دموکراسی علت اصلی پدید آمدن چنین تناقضاتی است.
با این حال اگرچه در نظام سیاسی تحولی شگرف پدید آمد اما علی رغم تمام تلاش ها سایر زیرمجموعه ها مانند اقتصاد و فرهنگ دچار تغییر چشمگیر و بنیادی نشد.به عنوان مثال هنوز با گذشت سی و یک سال از انقلاب اقتصاد ایران رانتی و وابسته به نفت است و از سوی دیگر نفوذ رگه های سکولاریستی در بن مایه های فرهنگی به وضوح نمایان است.
لذا عدم تعادل و تعامل سازنده میان ساحت های سیاست ، اقتصاد و فرهنگ موجد نوعی ناهماهنگی و تنش میان اجزای سیستم حکومتی و نتیجتا القای گفتمان بدکارکردی می شود که علی رغم تلا‌شها و توفیقات دولتهای گذشته می توانست به ایجاد شکاف میان مردم و حکومت دامن بزند و سرمایه هایی که مردم سالیان متمادی در قبال آنها خون بها ‌داده اند از بین ببرند .
لذا به نظر ضروری می رسید که ‌می بایست کارگروهی برای بازخوانی بایسته های اسلامی در مجموعه های اقتصادی، فرهنگی،اجتماعی و... به عرصه بیاید تا بتواند در عین اداره دستگاه سیاسی به سایر بخش ها نیز بپردازد.در واقع این امر را می توان موجد اصلی گفتمان اصولگرایی در داخل کشور دانست.
ورود گفتمان اصولگرایی به بدنه دولت و مجلس و قوام بخشیدن این گفتمان در این دو قوه نشان از خواست عمومی برای جبران فاصله ها در ساخت ها دارد. البته به خوبی نیز هویدا گشت که پس از بازپروری این گفتمان در سیستم حکومتی شاهد حرکت مجموعه های بازمانده به صورت چشمگیر و خیره کننده بودیم.جهش های اقتصادی،علمی و فرهنگی که در مدت زمان پیدایش این گفتمان به وجود آمد به خوبی موید کارآمدی اصولگرایان می باشد.
به عنوان مثال یکی از اساسی ترین مشکلات اقتصاد ایران وابستگی آن به نفت است که ضمن تبعات گسترده اقتصادی حتی در مسائل سیاسی نیز تاثیر گذار است . با این حال دیده شد که دولت اصولگرای دهم و قوه تقنینی اصولگرا نیز با تمام تلاش در صدد هستند تا تغییرات اساسی را در ساختار اقتصادی کشور پدید آورند . از سوی دیگر ظهور نخبگان علمی در عرصه های مختلف که در حال بازپروری مفاهیم اسلامی با بهره گیری از متدهای جدید هستند پس از مدت زمانی توانست هماهنگی لازم را برای همراهی سایر بخش های جامعه با نظام حکومتی اسلامی را پدید آورد و چالش اصلی پیش روی نظام اسلامی یعنی عدم کارآمدی را برطرف کند.از جمله این شکوفایی ها می توان به اصلاحات جدی در ساختار اقتصادی کشور با حذف تدریجی آثار سوء نظام ربوی از ساختار پولی و مالی،واگذاری های بی سابقه شرکت های دولتی به بخش خصوصی، ارائه سهام عدالت وکاهش فاصله طبقاتی،تحول در نظام بودجه نویسی ، سرمایه گذاری کلان در بخش تحقیقات علمی،ورود به علوم نوین در عین بهره گیری از ظرفیت های داخلی،مبارزه با مخلان آسایش عمومی و اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی و...اشاره کرد.چنین فعالیت ها و گام های پویشگری در تمام زمینه ها منجر به آن شد تا نگاه مردم نسبت به مفهوم کارآمدی نظام اسلامی تغییر کند.ایجاد هماهنگی میان اجزای حکومت در حقیقت امری بود که اصولگرایان از ابتدا به دنبال آن بوده و هم‌اکنون نیز خود را مصرانه تابع این امر می دانند.
اما در نهایت باید گفت گفتمان اصولگرایی موجد توازن میان ساختار نظام سیاسی کشور و در نتیجه ارتقای کارآمدی نظام در اذهان عمومی و در نتیجه حرکت مردم به سوی پشتیبانی از نظام اسلامی بوده است.هم‌اکنون مردم ندای اسلام خواهی را در لابه لای فریاد های اصولگرایان می شنوند و پشتیبان این جریان در راس قدرت می باشند.به نحوی که حتی با وجود تمام تلاش های مخالفین داخلی و خارجی و به راه انداختن موج سبز این نماینده جریان اصولگرایی است که با میزان رایی ندارد سکان هدایت دولت را در 22 خرداد 88 به دست می گیرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات