تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۳  ، 
کد خبر : ۱۶۳۲۲۳
تحلیلی بر تمرکز بی‌بی‌سی فارسی و صدای آمریکا بر جنگ و تحریم

هیاهوی رسانه‌ای و دیگر هیچ‌!


رضا فرخی
چند روز پیش شبکه فارسی صدای آمریکا برنامه مستندی را درباره آخرالزمان وپیشگویی های مسیحیت ویهود ومبحث مطرح شده دراین باره درکتاب مکاشفات یوحنا پخش کرد.موضوع قابل توجه دراین مستند خود بحث آخرالزمان نبود ، چرا که این بحث در خیلی از رسانه ها و در بسیاری از ادیان مطرح شده است ،نکته قابل تامل که دراین مستند به چشم می خورد وبه گونه ای از دیگرمباحث پررنگ تر می نمود ربط دادن مسلمانان وعلی الخصوص مسئولان کشورهای مسلمان ودرراس آنها ایران به این مسئله بود. در تمام مدت دراین مستند دائماً واژه دجال به صورت غیر مستقیم به سران کشورهای مسلمان وایران ارتباط داده می شد .حتی هنگامی که صحبت از جنگ بزرگ هسته ای در هارمجدون طبق مکاشفات یوحنا می شد دائماً سعی شده که ایران را آغاز کننده این جنگ بزرگ هسته ای معرفی کند.
این غوغای رسانه ای درغرب به بحث تهدیدات نظامی جدید غرب علیه ایران وپرونده هسته ای بی ارتباط نیست . به طور کلی چنین بحثی وچنین جنگی بیشتر از سوی اوانجلیست ها (صهیونیست های مسیحی) و سرمایه داران صهیونیست مطرح است که دائماً عاملین اصلی ومسببان تمام جنگ ها دردنیا هستند ،از سوی دیگر ارتباط آشکار این مستند با میل همیشگی غرب به جنگ افروزی زمانی روشن تر می شود که به تیترهای اخبار بی بی سی فارسی وصدای آمریکا درچندماه اخیر توجه می کنیم،در تمام مدت ، به خصوص یک ماه اخیر دائم جمله: «آیا ایران به دنبال انرژی هسته ای برای بدست آوردن سلاح هسته ای و جنگ افروزی در منطقه است.» از سوی این رسانه ها تکرار شده است .به نظر می رسد استراتژی جدید غرب برای جلوگیری از دستیابی ملت ایران به انرژی هسته ای صلح آمیز همین غوغای رسانه ای است که بر اساس آن ، ایران نمادی از خشونت نشان داده می شود که انرژی هسته ای منجر به قدرت مند شدن بیشتر آن شده وبه این ترتیب این نماد خشونت می تواند دردنیا ومنطقه به جنگ افروزی بپردازد. دجال سازی از ایران که یک امر مضحک است درپی همین استراتژی به کار گرفته می شود.
نکته قابل توجه دراین مستند تکیه بسیار زیاد آن بر پیش گویی های کتاب مکاشفات یوحنا بود که در آن دائماً از دجال سخن می گوید و درکنار این موضوع در این مستند کارشناسان به صورت رمز گونه ای به صورت مداوم این موضوع را مطرح می کردند که این دجال از سوی مسلمانان وایران است ودر این بین به صورت متناوب برآینده سیاه وتاریکی که دراین پیش گویی ها آمده است تاکید می کردند وبه نوعی سعی دارند که این دجال را که باعث این همه نابودی برای بشر است را ایران جلوه دهند تا به نوعی باعث نفرت مخاطب جهانی از این دجال ساختگی آنها شود.درحالی که همه به خوبی می دانند که به وجود آوردن فضای جنگ وآتش افروزی همیشه از سوی غرب وصهیونیسم دنبال شده است وحتی اگر این جنگ های متمادی را بر طبق گفته آنان نشانه های آخرالزمان بدانیم این صهیونیست ها بوده اند که تاکنون به دنبال تحقق این نوع آخرالزمان بوده اند. البته جای تعجب هم نیست ، چرا که هدف آخرالزمان آنها سروری قوم یهود است که دراین راه رسانه های خبری وهالییودی خدمات ارزنده ای را برای آنها انجام داده اند ودر این روند هم آنها هر کسی وهر کشوری را که برسر راه تحقق این هدف خود ببینند از سوی رسانه های وابسته مورد هجوم قرار می دهند.
حال باید دقت کرد در پس این همه هجمه تبلیغاتی چه اهداف رسانه ای وسیاسی نهفته است!کافی است در مرحله اول وبرای بدست آمدن تحلیل آغازین از این موضوع کمی به این توجه کنیم که استراتژی جدید غرب ، ایران هراسی وگسترش آن در بین همه کشورهای دنیاست ودراین راه برکسی پوشیده نیست که رسانه ها ابزاری فوق العاده توانمند برای این امر هستند . رسانه هایی مانند بی بی سی ، فرانس 24 و صدای آمریکا نقش مهمی را در این عرصه بر عهده دارند وآنها هم برای این موضوع برنامه های قابل توجهی را تدارک دیده اند .یکی از این برنامه ها این بوده که آنان به صورت روزانه حتی اگر خبر خاصی هم دردست نداشتند خبری را درباره بحث انرژی هسته ای ایران وخطر ناک بودن آن بیان می کنند که برای جذاب تر کردن این بحث از کارشناسان مختلفی در برنامه های تحلیلی خود استفاده می کنند،تکرار روزانه این موضوع تا حدودی می تواند بر ذهن مخاطبان نا آگاه تاثیر بگذارد اما باید به این نکته هم توجه کرد که وظیفه ماست که به مخاطبان آگاهی دهیم که این یک جنگ تبلیغاتی برنامه ریزی شده است . برای درک بهتر این موضوع کافی است جوعمومی رسانه های غربی را از هفته پیش درنظر بگیریم ،درآغاز هفته از سوی رسانه های غربی وسایت های اینترنتی خبری پخش می شود با این عنوان که یکی از مقامات بلند پایه CIA اعلام کرده که گزینه حمله نظامی به ایران روی میز آمریکا واسرائیل است ودرجلسات آنها این موضوع مطرح می شود وحتی درروزهای میانی هفته این خبر پخش می شود که آمریکا برای افزایش نیروهای خود در خلیج فارس برنامه دارد.
این خبرها دائماً سعی دارد ذهن مخاطب را مشوش کرده و حس جنگ را به او القا کند ، درحالی که در دنیای خارج از رسانه وبه نوعی در عرصه واقعی عمل هیچ خبری نیست وهیچ اتفاق خاصی هم رخ نداده است. اما درپایان هفته خبر از دور تحریم های جدید علیه ایران از رسانه ها پخش می شود ،به یک باره مخاطبان آگاه به این موضوع پی می برند که تمام جنجال ها یک هیاهوی رسانه ای بود که به صورت هماهنگ از سوی شبکه های غربی به نمایش گذاشته شد. چرا که اگر آنها به دنبال جنگ هستند چرا دوباره درباره تحریم صحبت می کنند؟ پاسخ کاملاً روشن است : ودور همیشگی تحریم ،جنگ ،جنگ ،تحریم ودوباره ... یک بازی رسانه ای است. این دور خبری تکراری مدتهاست که از سوی رسانه های کشورهای غربی دنبال می شود وتنها هدف آنها تشویش اذهان عمومی مخاطبان است که دراین بین می توانند از این آب گل آلود ماهی بگیرند وبه نوعی پیام را به مخاطب القا کنند.وحتی بسیاری از کارشناسان رسانه از این استراتژی با عنوان REPET AND PRESS یاد می کنند واین استراتژی را شامل دو عنصر اصلی تکرار وفشار می دانند ،یعنی دائماً این خبر هر روز با ساز وبرگی جدیدتر اجرا می شود که نمونه این استراتژی را در برنامه جدید بی بی سی فارسی که هر روز وبه صورت هفته ای پخش می شود می توان دید(برنامه ای با عنوان تاثیر تحریم ها برایران) کاملاً مشخص است که هیچ چیز جدیدی اتفاق نیفتاده است تنها بی بی سی فارسی مثل همیشه سعی دارد با برجسته کردن یک خبر در ذهن مخاطب بحران سازی کند وبه نوعی مخاطب را در آستانه یک بحران قرار دهد.
وبرای این کار آنقدر تکرار می کند که دیگر به نوعی می توان گفت درگیری ذهنی مخاطب با این مسئله باعث می شود که او این خبر را که پر از هیاهو وبزرگنمایی است را تا حدودی باور کند.اما همه کارشناسان می دانند که یکی از اصول آمریکا برای مبارزه با مخالفانش جنگهای روانی تکراری است که از آن به عنوان CREAT CRYSIS IN MIND یادمی می شود .هدف اصلی این استراتژی ، سیاه نمایی برای مخاطب است تا جایی که سعی می کند او را به دشمنی برای کشور خود تبدیل کند. یعنی روی ذهن مخاطب نروهای خبری تکرار می شود که به نوعی این موضوع به او القا می شود که مسئولان کشور او دشمنش هستند . این راهبرد رسانه ای تخریبی قبلها هم توسط آمریکا در مورد کشورهایی چون ویتنام ، افغانستان وعراق تکرار شده وباید اعتراف هم کرد که درصورت غفلت رسانه های ما ومسئولان تا حدودی می تواند درالقای اهداف خود موثر باشد ، چرا که نقطه اصلی مقاومت یک کشور یعنی ذهن وافکار شهروندان آن کشور را مورد هدف قرار می دهد و از بعد روانی روی ذهن مخاطب تاثیر خواهد گذاشت .از سوی دیگر باید فکر اساسی برای این خبر پراکنی هدف دار رسانه های غربی کرد ، چرا که با گسترش ماهواره ها در کشور نمی توان به صورت فیزیکی با آن برخورد نمود، بلکه باید مخاطبان آن را در کشور اقناع کرد که اینها رسانه هایی هستند که هیچ گاه به منافع ملت ایران نمی اندیشند واز هر فرصتی برای تخریب چهره ملت ما استفاده خواهند کرد .
اما دراین بین ماهم از این موضوع غافل باشیم که نباید از کنار این موضوع یعنی خبر پراکنی های هدف دار آنها بی تفاوت عبور کنیم . به نظر می رسد در حال حاضر بهترین استراتژی رسانه ای درمقابل این موج ایران هراسی تاکید دائم سیاسی ورسانه ای بر مسالمت آمیز بودن برنامه هسته ای است واینکه ایرانی همیشه باعث صلح وآرام درجهان است می باشد.
حتی می توان دراین زمینه فیلم هایی با کیفیت بالا تولید کرد ؛ فیلم هایی که می تواند جایگزینی مناسب برای فیلم های طنز بیهوده و بوچی باشد که این روزها ساخته می شود. موضوعی که در بعد مبارزه رسانه ای به وسیله سینما بسیار مهم به نظر می رسد.چرا که هنگامی که به فیلم های سینمایی ضد ایرانی هالیودی نگاهی می اندازیم تنها راه مبارزه را در سینمایی می بینیم که در کشور ما از هدف اصلی خود دور شده است . چرا که با همین امکانات موجود می توان حرف های بسیاری برای گفتن داشت . این موضوع تنها محدود به سینما نیست بلکه شبکه های ایرانی که روی ماهواره ها درحال فعالیت هستند هم باید اهرم های محکمی باشند برای مقابله بااین جنگ خبری همه جانبه ای که هر روز با نام تازه ای وبه روشی نو از سوی غرب پی گیری می شود . چنانکه تا دیروز درخبرها ایران را به داشتن سلاح هسته ای محکوم می کردند ، اما امروز درکنار این شایعه پراکنی با روش هایی همچون ساختن مستند می خواهند ایران را در افکار عمومی دنیا دجال معرفی کنند. هرچند که این تلاشها ره به جایی نخواهد برد ، اما ما هم باید وظیفه خود را به درستی انجام دهیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات