تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۱۵  ، 
کد خبر : ۱۶۳۲۴۵

مسیحیان صهیونیست یا پیش‌قراولان دجال؟! (بخش اول)


سیدامیرحسین اصغری
آشنایی با اندیشه‌های مسیحیان صهیونیست، موجب درک استراتژی کلان صهیونیسم بین الملل در قبال اسلام و اتحاد اسلامی خواهد شد. باید دانست که جنبش مسیحیان صهیونیسم در تحلیل نهایی، به مثابه دزدان مفاهیم دینی و شرکای جهانخوارگان بین‌المللی، مرزبانان اندیشه‌های ضدبشری‌اند که نتیجه آن جز آشوب و آشوبگری در جهان و قدرت‌طلبی نه برای هدف مقدس که درست برخلاف هدف مقدس ـ یا دجال ـ ظهور می‌کند.
صهیونیسم بین‌الملل اکنون در همه‌جای جهان تارهای خویش را تنیده است. توجه به ساختار روابط درونی بزرگ‌ترین سرمایه‌داران یا صاحبان رسانه‌های بزرگ جهانی و فیلمسازی‌ها یا لابی‌های صهیونیسم در جهان همه نشان از این نفوذ ننگین دارد. تاریخ نیز از صهیونیسم خاطره‌های تلخی در ذهن خود دارد. گام‌های آغازین این منفعت‌سالاری شیطانی، از همان زمانی که فتنه سامری آغاز شد، متولد شد و در طول تاریخ، چه در زمان ظهور و بعثت حضرت عیسی یا بعثت حضرت ختمی مرتبت(ص)، به نقطه‌های اوج خود رسید. خطاب‌های قرآنی را بنگرید؛ رد پای این منفعت‌سالاری شیطانی را براحتی می‌توان درک کرد و اینک در دوران معاصر که فتنه‌ها از زمین و آسمان بر سر انسان باریدن گرفته است، به سادگی می‌توان تارهای فتنه این اندیشه زرسالار را پیدا کرد. بعید نیست که ما در دوران پایانی آخر‌الزمان زندگی کنیم و این هم قابل انکار نیست که ممکن است چنین امری صحت نداشته باشد. بشر هرگاه در تنگناهای سخت معیشتی قرار گرفته است، بیشتر به یاد منجی افتاده است؛ زمان حمله مغول در ذهن آنان که مورد حمله واقع شده بودند شاید به آخرالزمان بسیار شبیه بود و شاید نسل ما، دوران ما و حیات ما نیز چنان باشد یا نه. بسیاری را می‌شناسیم که برحسب اعتقادات دینی و باورهای مذهبی در انتظار ظهور منجی‌اند... آیات و روایات را کنکاش می‌کنند.
از این نشانه به سوی آن نشانه می‌روند و گاه عمر خود را در این راه سپری می‌کنند. گاه این مساله از حیث شدت علاقه دینی و گاه در برخی دیگر به عنوان دستمایه‌ای برای کلاهبرداری و جلب توجه آنها به خود و مطرح کردن خود به عنوان شخصیتی برتر و احیانا به دست گرفتن قدرت و در مقیاس بالاتر و سطح پنهان‌تر رهبری جهان به سمت و سوی هدفی مشخص است. گویی در وجه منفی این قضیه چنین شخصیت‌هایی خود بازیچه‌های شیطان یا خود شیطان‌اند و در قامتی دجاله‌هایی که پوستین عبادت به دوش انداخته‌اند و بر دوش خلق سواری می‌گیرند تا اهداف پلید سیاسی و قدرت‌گرایی مخوف شیطانی خود را عملی کنند؛ مسیحیان صهیونیست، دقیقا از این گروهند! آنها را در ساختار قدرت‌های جهانی براحتی می‌توان دید. دست ایشان در دست سیاستمداران زرسالاری است که اندیشه استیلای آنها بر جهان و تدارک نظم شیطانی و استبدادمآبانه‌شان، اینک دیگر بر همه‌کس هویداست. در چنین فضایی است که درک و شناخت بیشتر از چنین افراد و اندیشه‌هایی‌ موجب افزایش آگاهی ما‌ نسبت به عمق توطئه‌ها و استراتژی‌هایی می‌شود که سعی در تسخیر زمین! دارند.
آنها، خود را ناجیانی می‌دانند که گویی پیامبران عصر جدید و رسولان دوران مدرنند. من در این مقاله‌ قصد معرفی چند چهره برجسته از مسیحیان صهیونیست و در واقع حامیان اندیشه اسرائیل مقدس را دارم و در نهایت روشن خواهد شد که هدف این افراد از به میان کشیدن چنین اندیشه‌هایی چیست. نخست باید روشن شود که این افراد لابی قدرتمند صهونیسم در ایالات متحده بوده و ارکان سیاسی ایالات متحده بنا به نفوذ فوق‌العاده سیاسی،‏ اقتصادی و... آنها قابل تغییر و تبدل است. در نظر این افراد، برحسب نوشته خانم گریس هال‌سل چند تئوری ابتدایی ریشه دوانده است:
- یهودیان امت برگزیده خدا هستند.
- خداوند سرزمین قدس را به امت برگزیده خود یهودیان داده است.
- از آنجا که یهودیان امت برگزیده خدا هستند، به همه کسانی که به یهودیان دعای خیر کنند برکت می‌دهد و کسانی را که به یهودیان لعن و نفرین کنند، لعنت خواهد کرد. این گزاره‌ها به سادگی نشان می‌دهد که در مواجهه اسرائیل و فلسطین در ذهن این افراد بدون هیچگونه قضاوتی اعراب نماد دجال یا ضدمسیح‌اند و هیچ گزینه دیگری وجود نخواهد داشت. یک وجه عقیده این افراد همان نکته‌هایی است که در بالا عنوان شد اما وجه دیگر آن، ساختار تعلیمی است که بدیشان داده شده است. آیا این عقیده ممکن نیست که عده‌ای از تئوریسین‌ها و استراتژیست‌های خواهان سلطه بر جهان‌ بخواهند با در‌هم‌آمیزی عقیده‌ای مذهبی و شالوده تئوری‌های سیاسی، اذهان افراد جهان را برای اهداف شیطانی خود آماده کنند؟ آیا این ممکن نیست که عده‌ای بخواهند برای تسلط بر جهان، جهانی که 2 جنگ جهانی را گذرانده و مردمانی که در پی منجی‌اند، با پوشیدن لباس منجی و حرف زدن از عدالت بی‌پایان، خود را به عنوان رسول جدید خدا معرفی کنند که در قرن بیست و یک مامور نجات بشریتند؟
همه چیز به نظر من‌ به خواست قدرت بازمی‌گردد؛ قدرتی که زر و زور و سرمایه‌سالاری را هدف گرفته و استفاده‌ای از هر وسیله جهت دستیابی بدان را مشروع می‌داند. سخن درباره این حرکت بسیار است و شاید یکی از مشکلات ارائه چنین بحثی، دشواری دریافتن نقطه آغاز و خط مبدأ است. اگر بحث از اندیشه دینی انتظار و منجی باشد، حرف حقی است، اگر بحث بر سر این است که استراتژی‌های ابرقدرت برای بقای سلطه جهانی خود در کارند باز هم قابل توجه است. نکته در اینجاست که ما باید با گشت و گذار و تحلیل ایده‌ها و اندیشه‌هایی که از سال‌ها پیش‌ چنان پنهان هم نبودند و با توجه به رخدادها و حوادثی که روی داده‌اند، بتوانیم حلقه واسطی بیابیم که اثبات می‌کند همه این تلاش‌ها، سخن‌ها، ایده‌ها، نمای مذهبی و منجی گرفتن‌ها، سخن از دجال و مسیح گفتن‌ها، همه برای کسب قدرت و اندیشه استیلای بر جهان است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات