حجتالاسلام و المسلمین سیدرضا تقوی / رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه
رهبری در نظام ولایت و امامت اسلامی از نوع رهبری در نظامهای معمول و مرسوم بشری نیست زیرا در امامت اسلامی خصوصیاتی وجود دارد که آن را از سایر رهبریها در نظامات سیاسی و اجتماعی ممتاز میسازد.
1- نخستین ویژگی رهبری در نظام اسلامی مربوط به خاستگاه الهی و جایگاه خدایی رهبری است، بدین معنا که امامت در تفکر اسلامی بویژه شیعی آن، در نهایت به غدیر متصل میگردد. غدیر همان نقطهای است که پیامبر اکرم (ص) در بازگشت از آخرین سفر حج خود که حجه الوداعاش میگویند به فرمان الهی دستور توقف کاروانهای حج را صادر کرد تا پیام خداوند سبحان که معرفی امام و تعیین جانشین باشد را به مسلمانان ابلاغ نماید.
پیامبر اکرم (ص) براساس این فرمان و در حضور گروه زیادی از مردمان، حضرت علی (ع) را به عنوان جانشین خود و امام امت اسلامی معرفی کرد.
پیامبر خدا(ص) با معرفی علی مرتضی (ع) اکمال دین کرد و اتمام نعمت و قرآن کریم نیز در اطاعت و پیروی از این رهبری تکلیف امت اسلامی را روشن نموده است:
یا ایهاالذین آمنو اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم ... ای اهل ایمان! خدا و رسول و اولی الامر را اطاعت کنید. (1) حضرت امام باقر (ع) در پاسخ به پرسش جابر بن یزید جعفی فرمود: اولی الامری که خداوند در قرآن کریم اطاعت از آنان را در ردیف اطاعت از خودش قرار داده است، دارای چنین خصوصیاتی هستند:
هم المعصومون المطهرون، الذین لایذنبون و لایعصون و هم المویدون ... (2) آنان امامان معصوم و پاکیزه از هر پلیدی میباشند، گناه و خطایی از آنها سر نمیزند و مورد لطف ویژه و عنایت خاص خداوند هستند.
با توجه به مطالب یاد شده که بخش بسیار مهمی از معارف دینی ما را تشکیل میدهد میتوان چنین نتیجه گرفت که در تفکر سیاسی اسلامی، خاستگاه رهبری و امامت امت، منشا عقیدتی و الهی دارد.
2- ویژگی دیگر رهبری در نظام اسلامی به شخصیت روحی و رفتاری رهبر ارتباط پیدا میکند. بدین ترتیب که رهبر و امام یا باید معصوم باشد و یا در دورانی که دسترسی به معصوم نیست - مثل زمان ما که در دوره غیبت به سر میبریم- باید عادل باشد چون در بینش تشیع پیشوایی امت، به کسانی سپرده میشود که دارای ملکه عصمت و عدالت باشند تا در حقیقت تضمینی برای واگذاری سرنوشت مردم به آنها بوده و اطمینان خاطری برای امت باشد زیرا مردم درسایه این دو خصلت نورانی آرامش خود را تضمین میبینند. قرآن کریم در مورد قهرمان توحید حضرت ابراهیم خلیل (ع) میفرماید: آنگاه که خداوند ابراهیم (ع) را به پدیدهها و رخدادهای زندگی آزمود و او از همه این آزمونها با موفقیت و سربلندی بیرون آمد به وی فرمود:
انی جاعلک للناس اماما قال و من ذریتی قال لا ینال عهدی الظالمین. (3)
من تو را پیشوا و امام مردم قرار دادم. ابراهیم (ع) پرسید: آیا این پیشوایی و امامت به گونهای موروثی به فرزندان و ذریه من نیز میرسد؟ خداوند در پاسخ او فرمود: خیر این پیمان مسئولیت و عهد من به ستمکاران واگذار نمیشود.
آن روز که حضرت امام حسین (ع) در پاسخ به دعوت مردم کوفه، نماینده و سفیر خود جناب مسلم بن عقیل (ع) را مامور کرد تا پیام آن حضرت را به کوفیان برساند در نامهای خطاب به بزرگان و مردم کوفه، به بخشی از معیارها و ملاکهای امامت اشاره فرمود و نوشت:
به جان خودم سوگند! بر مسند امامت و پیشوایی امت کسی نمیتواند تکیه بزند مگر فردی که حکم و فرمانش بر مبنای کتاب خدا باشد. برای برقراری عدالت اجتماعی بپاخیزد. عامل به دین حق باشد و خودش را برای خدا و در راه خدا وقف کند. (4)
حضرت امام عسکری (ع) نیز در حدیثی به برخی از ویژگیهای کسانی که در زمان غیبت، رهبری فکری و سیاسی جامعه را بر عهده میگیرند اشاره میکند و میفرماید:
فاما من کان من الفقهاء صائنا لنفسه، حافظا لدینه، مخالفا علی هواه، مطیعا لامر مولاه فللعوام ان یقلدوه. (5)
هر آن کس از فقیهان که خویشتندار، حافظ دین، مخالف هوای نفس و مطیع امر خدای خویش باشد بر مردم غیر عالم (عوام) است که از او تقلید کنند.
3- سومین ویژگی رهبری در نظام ولایت به جنبه علمی و فکری رهبر ارتباط پیدا میکند. بدین معنا که رهبر و امام امت باید در مسائل اسلامی، کارشناسی برجسته و صاحبنظری شایسته باشد تا بتواند کشتی جامعه را در دریای متلاطم زندگی به ساحل نجات برساند.
قرآن کریم در سوره بقره داستان شیرین و پر نکته انتخاب یکی از پیامبران بنی اسرائیل به نام طالوت را برای رهبری جامعه بیان کرده است و از دلایل گزینش این پیامبر را علم و دانش او میداند و در پاسخ به معترضان میفرماید:
ان الله اصطفاه علیکم و زاده بسطه فی العلم. (6)
همانا خداوند طالوت را از این جهت به امامت و رهبری جامعه برگزید که دانش و آگاهی وسیع دارد.
هنگامی که عزیز مصر از حضرت یوسف (ع) جهت قبول مسئولیت اداره کشور تقاضای کمک کرد در پاسخ به این درخواست چنین گفت:
اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیظ علیم. (7)
مسئولیت خزانهها و داراییهای این سرزمین را به من واگذار کن چون هم امانتدار هستم و هم دانای به کار.
برخی از روایات ویژگی علمی و فکری رهبری را با عنوان عارف به مسائل حقوقی و سنت رسول خدا (عارفا بالقضاء و السنه) (8) و یا با اصطلاح اعلمهم بامرالله معرفی میکند.
چنان که حضرت علی (ع) فرمود:
ای مردم! همانا سزاوارترین مردم به این امر (پیشوایی و امامت) کسی است که تو اناترین فرد بر اجرای امور و داناترین شخص به فرمان (احکام و تعالیم) خداوند باشد. (9)
تاکید اسلام بر موضوع علم و آگاهی رهبر به عنوان یک معیار بدین خاطر است که جریان امور جامعه و سرنوشت یک امت را نمیتوان در اختیار هر فرد ناآگاه و ناآشنا به مبانی و امور قرار داد چون خطر و خسارت عمل بدون علم و آگاهی تا آنجا است که جامعه را به فساد و تباهی میکشاند.
پیامبر خدا (ص) فرمود: کسی که بدون آگاهی و دانش کاری را انجام دهد فسادش بیشتر از صلاحش میباشد. (10)
حضرت صادق(ع) در بیانی تمثیلی به بصیرت و آگاهی در کار اشاره میکند و میفرماید:
انجام دهندهای که بر غیر بصیرت و آگاهی حرکت نماید مانند آن روندهای است که به بیراهه میرود و چنین شخصی سرعت حرکتش جز دوری از مقصد چیز دیگری نیست. (11)
شیعه با استناد به آیات قرآن و روایات حضرات معصومان (ع) یکی از معیارهای شایستگی رهبری را در زمان غیبت فقاهت میداند و بر این اعتقاد استوار است که گره کور حوادث واقعه را باید با دست نیرومند رواه حدیث و آگاهان به مبانی اسلام باز کرد.
حضرت مهدی (عجالله فرجه) در پاسخ پرسش اسحاق بن یعقوب فرمود:
و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله علیهم . (12)
در پیشامدها و رویدادهای اجتماعی به راویان حدیث ما رجوع کنید، آنان حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنان هستم.
پیامبر اکرم (ص) در کلامی فرمود:
خداوندا! خلفا و جانشینان مرا مورد رحمت خویش قرار بده (سه بار این جمله را تکرار فرمود) گفته شد: ای رسول خدا! خلفا و جانشینان شما چه کسانی هستند؟ فرمود: آنان که بعد از من خواهند آمد و سخنان و سنت مرا به مردم میآموزند. (13)
از امام صادق (ع) در مورد اختلاف و نزاع دو نفر که برای رفع آن به قاضی منصوب از طرف حاکم جور مراجعه نمودهاند سئوال میکنند، امام (ع) آنان را از مراجعه به دستگاه حاکم جور نهی میکند و میفرماید:
آن دو نفر که اختلاف دارند بنگرند و کسی را از خود شما که دارای این خصوصیات باشد انتخاب کنند و به او مراجعه نمایند:
1- احادیث ما را روایت نماید: یعنی به احادیث ائمه (ع) که از منابع غنی فقه اسلامی است تسلط و آگاهی داشته باشد.
2- و در حلال و حرام ما کارشناسانه نظر بدهد؛ یعنی از قدرت اجتهاد و استنباط احکام برخوردار باشد.
3- عارف به دیدگاهها و فرمانهای ما در مجموع مسائل زندگی باشد.
چنین فردی را به عنوان حاکم در امور خود برگزینند. همانا من نیز او را حاکم بر شما قرار دادم. (14)
امام خمینی (ره) که خود در زمان ما طراح نظام (ولایت فقیه) میباشد و نهضت عظیم اسلامی را برای دستیابی و تحقق نظام ولایت فقیه رهبری کرد در فرازی از بیانات خود فرمودهاند:
الفقهاء امناء الرسل. فقیهان امینهای انبیا هستند. یعنی کلیه اموری که بر عهده پیامبران است، فقهای عادل موظف و مامور به انجام آنند، همانطور که پیامبر اکرم (ص)، مامور اجرای احکام و برقراری نظامات اسلام بود و خداوند او را رئیس و حاکم مسلمین قرار داده و اطاعتش را واجب شمرده است، فقهای عادل هم بایستی رئیس و حاکم باشند و اجرای احکام و نظام اجتماعی اسلام را مستقر گردانند. معنی امین این است که فقها تمام اموری را که اسلام مقرر داشته به طور امانت اجرا کنند نه اینکه تنها مسئله بگویند. (15)
بنابر آنچه بیان شد رهبری در نظام ولایت فقیه ادامه همان ولایت معصومین (ع) و پیامبر اکرم (ص) است و به تعبیر دیگر ولایت فقیه چیزی نیست که مثلا مرحوم ملا احمد نراقی، امام خمینی (ره)، مجلس خبرگان و یا روحانیت اختراع کرده باشند بلکه یکی از اصول فکری، سیاسی و اعتقادی مکتب تشیع است که ریشه در اعماق کتاب و سنت دارد چنان که بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) فرمود:
قضیه ولایت فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولایت فقیه چیزی است که خداوند تبارک و تعالی درست کرده است. همان ولایت رسول است... (16)
و براساس چنین دیدگاهی است که هر کس در نظام دینی حکم و فرمان ولی فقیه را نافرمانی کند با فرمان خدا و رسول مخالفت کرده است.
همانطور که حضرت صادق (ع) فرمود: اگر چنین حاکمی با اوصافی که بر شمردیم حکم کرد بر همه واجب است که حکم او را بپذیرند و اگر حکم او را نپذیرند به حکم خدا بیاعتنایی کرده و ما اهل بیت (ع) را رد کرده است و هر کس که ما را رد کند خدا را نیز رد کرده است و چنین عملی همپایه شرک به خداست. (17)
4- از دیگر ویژگیهای پیشوایی امت، در نظام ولایت، کفایت است. یعنی در این نظام و در سپردن امور ملت به رهبری، به همان اندازه که به عدالت و فقاهت تکیه میشود به موضوع مهم دیگری چون کفایت نیز تاکید میگردد. به عبارت دیگر برای نشستن بر مسند رهبری امت،عدالت و فقاهت شرط لازم هست ولی شرط کافی نیست زیرا غیر از این دوشرط به شرط سومی هم نیاز دارد که آن توانایی بر اداره امور است.
منظور از کفایت آن توانایی ویژهای است که در سطح پیشوایی یک ملت مصالح کلی مردم را تشخیص بدهد و براساس آن راهنماییها و دستورالعملهای لازم را ارائه نماید. بنبستهای پیش آمده را بشکند. کشتی نظام را چون ناخدای لایق از گرداب بحرانها رهایی بخشیده و به ساحل نجات برساند و زمینههای رشد و بالندگی و عزت و فرزانگی را با هدایتهای خیرخواهانهاش برای مردم فراهم سازد و در یک جمله: عدالت و فقاهت، تعهد و تخصص را در خارج از ذهن و در موقعیت رهبری با یکدیگر در آمیخته و به آن نمود عینی بخشد.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل یک صد و نهم به بیان شرایط و صفات رهبر میپردازد و بعد از اینکه به صلاحیت علمی لازم برای افتاء و عدالت و تقوای لازم اشاره میکند در فراز دیگری میگوید: بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری.
ما به مجموعه صفات وشرایطی که در این فراز آمده "کفایت" میگوییم که اگر فقیهی عادل تمام یا بعضی از صفات مذکور را نداشته باشد نمیتواند در جایگاه رهبری امت قرار بگیرد. تشخیص چنین صفاتی بر عهده خبرگان رهبری است. در سال هشتم هجرت، پیامبر اسلام با لشکری مجهز عازم مکه گردید تا مرکز بتپرستان را در هم بشکند و خانه کعبه را از لوث بتان پاک نماید. عظمت و تدبیر پیامبر(ص) در فرماندهی سپاه اسلام باعث گردید تا شهر مکه بدون خونریزی به دست مسلمانان فتح شود و سردمداران کفر در برابر هیمنه لشکر توحید تسلیم گردند.
هنگامی که پیامبر اسلام (ص) مکه را ترک میکرد جوانی به نام عتاب بن اسید را به عنوان نماینده خود در مکه منصوب کرد و مدیریت اداره آن شهر را به او واگذار نمود و فرمود:
اگر برای اداره کردن و مدیریت مکه بهتر از تو کسی را میشناختم او را برای این کار بزرگ انتخاب میکردم. (18)
جمعی از دانه درشتها و ریش سپیدهای قبایل که داعیه بزرگی داشتند به این کار پیامبر اعتراض کردند که چرا جوانی کم سن و سال را به مدیریت شهری چون مکه با همه پیچیدگیهایش برگزیده است؟!
اعتراض کسانی که ناخرسندی خود را اعلام کرده بودند به گوش پیامبر اکرم (ص) رسید و آن حضرت از اینکه نورانیت ارزشهای والای اسلامی فضای ذهن و فکر معترضان را روشن نساخته است تا جایی که در قاموس فکری آنان جوانی جرم به حساب میآید متاثر شد و در جملهای کوتاه شایستگی و کفایت را در تبیین عتاب بن اسید ملاک کار خود معرفی کرد و فرمود: نباید هیچ یک از شما به خاطر کمی سن با مدیریت عتاب بن اسید مخالفت کنید زیرا هر کسی که سن بزرگتر دارد برتر نیست بلکه هر کس که برتر است او بزرگتر است. (19)
اصل کفایت در اداره امور یک اصل عقلایی است. زیرا هیچ عاقلی حتی امور جزئی را به دست کسی که قادر به اداره آن نیست نمیسپارد چه رسد که امور مهم و سرنوشتسازی چون پیشوایی و رهبری یک ملت.
پیشوایان معصوم دین (ع) در مناسبتهای مختلف با تعابیر گوناگون بر اصل کفایت به عنوان یکی از معیارهای شایستگی در امر ولایت تاکید کردهاند.
پیامبر خدا (ص) فرمود: صلاحیت امت اسلامی را ندارد مگر کسی که دارای سه خصلت باشد:
1- قدرت پرهیزکاری و تقوایی که او را از معصیت خدا باز دارد.
2- ظرفیت و شرح صدری که موجهای شیطانی برخاسته از هوای نفس را مهار کند.
3- اداره امور امت را به خوبی انجام بدهد و چون فرزندی مورد محبت قرارشان بدهد. (20)
امیرالمومنان (ع) در امر کشورداری و اداره امور به مالک اشتر تاکید میکند تا در انتخاب و سپردن مدیریتها به اشخاص، معیار کفایت را مدنظر داشته باشد و در این مورد میفرماید:
ای مالک! در به کارگیری کارمندان و مدیرانی که باید زیر نظر تو کار کنند هیچگونه واسطه و شفاعتی مگر شفاعت کفایت و امانتداری را نپذیر. (21)
نظام ولایت و رهبری امت بر این معیارهای چهارگانه که به طور مختصر بر شمردیم تکیه دارد و همین معارف عظیم و عمیق بود که انقلاب اسلامی را به وجود آورد و مردم مسلمان با اعتقاد به این تفکر به ندای امام خمینی (ره) پاسخ مثبت دادند تا آنجا که دیدگاههای فکری و اعتقادی خویش را در صحنههای مختلف انقلاب به روشنی ابراز داشتند و خبرگان هوشمند قانون اساسی نیز این خواستهها را در اصولی تدوین نموده و به صورت قانون اساسی ارائه دادند. با توجه به خصوصیاتی که بیان شد رهبر و مقتدا در نظام ولایت از چنان جایگاه و منزلتی برخوردار است که گفتار و رفتارش، سیره و سنتش، میتواند مبنای گفتار و رفتار دیگران قرار بگیرد و حجتی شرعی برای گفتار و کردار دیگران باشد.
لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه. (22)
پیامبر خدا برای شما اسوه و الگویی نیکو است.
از همین باب نگاه رهبری معظم انقلاب، به عنوان ولی فقیه به موضوعات مختلف ترسیمکننده حرکت در صراط مستقیم و تفسیر کننده مفاهیم و شفافکننده مبانی و تواضع است که ما در صدد انعکاس چنین نگاه مبارکی هستیم و از خداوند رحمان میخواهیم تا مدد فرماید و قلم ما را از خطا و لغزش مصون بدارد.