تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۷  ، 
کد خبر : ۱۶۳۲۹۵

صبر رهبری (بخش سوم و پایانی)

اشاره: در شماره‌های گذشته، بخش اول و دوم گفت‌گوی ماهنامه پاسدار اسلام با دکتر ولایتی تقدیم شما شد.اینک بخش سوم و پایانی آن را ملاحظه می‌کنید.

* در دولت مهندس موسوی، بخصوص دوره دوم، مقام معظم رهبری عملاً از دخالت موسّع در امور اجتناب می‌کردند که بخشی به دلیل اصطکاک قانونی بین اختیارات رئیس جمهور و نخست وزیر و بخشی به علت تفاوت‌های فکری آن دو بود. ایشان در عین حال که در امور اجرایی نقش چندانی نداشتند، اما در مقام دفاع فرهنگی و سیاسی از مبانی نظام، بسیار قاطع و محکم برخورد می‌کردند. به نظر شما از منش ایشان در آن مقطع چه درس‌هایی می‌توان گرفت؟
** روش مقام معظم رهبری در آن دوره، تبعیت از روش و منش امیر المؤمنین(ع) پس از رحلت رسول اکرم(ص) بوده است. مصلحت نظام ایجاب می‌کرد و می‌کند که به رغم اختلاف سلیقه‌ها و افکار، در داخل کشور یکپارچگی حفظ شود. آن زمان جنگ در پیش روی ما بود، بالای سرمان ماهواره‌های امریکا، در شمال کشور ما شوروی، در جنوب ناوگان آمریکا و در همسایگی ناتو را داشتیم! اگر در آن شرایط، اختلاف فکر رئیس جمهور و نخست وزیر عینیت بیرونی پیدا می‌کرد، کار امام و انقلاب بسیار سخت می‌شد، ایشان مصلحت انقلاب و تبعیت از امام مدنظرشان بود و حتی هنگامی که نظرشان با امام یکی نبود، این ضرورت‌ حیاتی را مد نظر داشتند. ایشان تابع محض امام بودند. بنده برداشت خودم را عرض می‌کنم و این را از ایشان نشنیده‌ام. اگر قرار باشد حال مقام معظم رهبری را در دوران ریاست جمهوری بیان کنم، می‌گویم که ایشان شاید در ذهن خود می‌فرمود: «و صبرت و فی العین قذی و فی الحلق شجی». ایشان واقعاً صبر کردند و این صبر ثمره بزرگی داد و آن هم این‌که بعد از رحلت امام، پرچم رهبری کشور به دست کسی داده شد که امتحان صبرش را در آن ماجرا داده بود.
ایشان در مقام ریاست جمهوری صبر زیادی را از خود نشان دادند که یکی از نمونه‌های آن را عرض می‌کنم. در حالی که از سوی دولت آن زمان مانع‌تراشی‌های زیادی بر سر راه انجام وظایف معمول یک رئیس جمهور ایجاد می‌شد، ایشان واقعاً آبروداری می‌کردند. این مسأله‌ای را که عرض می‌کنم از قول مسؤول مراسم آن زمان است. در این‌جا می‌گویند پروتکل یا تشریفات و عرب‌ها می‌گویند مراسم،‌ که مراسم درست‌تر است، چون از تشریفات این نکته به ذهن انسان می‌رسد که ما تشریفات و تجملات را مذموم می‌دانیم. منظور همین مراسمی است که هنگام دیدار و ملاقات رئیس جمهور، نخست‌وزیر، مسؤول یا روحانی بلندپایه‌ای با دیگران انجام می‌شود، مثلاً ملاقات با یک مرجع، ترتیباتی دارد و هر کسی نمی‌تواند بدون هماهنگی قبلی وارد منزل یک مرجع شود، وگرنه نظم و نسق مرجعیت به هم می‌خورد. مسؤول مراسم این داستان را نقل می‌کرد و من هم چون همراه رئیس جمهور بودم، در جریان امر بودم.
در سفری که مقام معظم رهبری به اجلاس هشتم سران کشورهای غیر متعهد در زیمباووه داشتند، رفت و برگشت هواپیما و انجام این سفر، 15 میلیون تومان هزینه داشت. این مبلغ را از نخست وزیری درخواست کردند و آن‌ها ندادند! البته ما آثار این نوع برخوردها را می‌دیدیم. عاقبت یکی از مسؤولان آن زمان دولت که اعتقاد درستی نسبت به موقعیت حضرت آیت الله خامنه‌ای داشت و به ایشان علاقه‌مند بود و الان هم در حال خدمت است، از طریقی و به اعتبار خودش 15 میلیون تومان تهیه کرد تا هواپیما را بنزین بزنند و به زیمباووه برویم. از همین داستان، نوع برخوردهای دولت را ملاحظه کنید! شاید بیان این تعبیر درست نباشد، ولی دقیقاً مصداق ضرب المثل «با سیلی صورت خود را سرخ نگه‌داشتن» بود و مقام معظم رهبری انصافاً در برابر مشکلاتی که در مقابل رئیس جمهور که مطابق قانون اساسی رئیس قوه مجریه بودند، ایجاد می‌شد، آبروداری کردند. بعضی از افراطیون آن دولت می‌گفتند نقش رئیس جمهور فقط این است که استوارنامه‌های سفرا را امضا کند! با وجود سختی‌هایی که مقام معظم رهبری در سال‌های قبل و بعد از انقلاب تحمل کردند، به نظر بنده هیچ دورانی سخت‌تر از دوران ریاست جمهوری ایشان نبود که با نخست‌وزیری کار می‌کردند که اختلاف فکری زیادی با هم داشتند که البته بعدها هم نشانه‌هایش بیش‌تر بروز کرد.
* شما شاهد مذاکرات مقام معظم رهبری با سران دیگر کشورها، چه در دوره ریاست جمهوری و چه در دوران رهبری بوده‌اید. ایشان در مواجهه با افرادی که گاهی فرهنگ و اعتقادات و منش آن‌ها به کلی با ما متفاوت است، چگونه رفتار می‌کنند و اصول ثابت سلوک ایشان در تعامل با آن‌ها چیست؟
** اول از همه سعه صدر ایشان بی‌نظیر است. شغل ریاست جمهوری و بعداً رهبری چنین اقتضائی داشت و دارد. ایشان صرف نظر از این‌که طرف مسیحی یا مسلمان باشد، با او برخورد صمیمانه‌ای دارند. در روزهای اخیر شاهد برخورد ایشان با آقای لولا، رئیس جمهور برزیل، رئیس جمهور سریلانکا که بودایی است و یا آقای موگابه که مسیحی است و از آفریقا آمده بود، بودیم. ایشان با سعه‌صدر، جاذبه و حفظ متانت و نیز موقعیتی که در جهان اسلام و در ایران دارند، برخورد می‌کنند. خود این‌ها در بسیاری از مواقع به متانت و عمق اطلاعات ایشان از مسائل سیاسی دنیا و برخورد پر جاذبه ایشان اقرار می‌کنند. سنی و شیعه و هر کسی که دنبال طریقی الهی است، ولو مسیحی باشد، امیدشان به ایران است و در رأس هرم حکومتی آن مقام معظم رهبری قرار دارند، حکومتی که پرتو آن بر کل جهان اسلام و دنیا تابیده و شما ملاحظه می‌فرمایید ظرفیتی که امروز دنیای اسلام در حوزه فرهنگی، سیاسی، تبلیغی از خودش نشان می‌دهد، در حد یک قدرت بزرگ جهانی است. در این روزها آن چه که اتفاق افتاد، از جمله همین بیانیه‌ای که اخیراً در تهران داده شد، از کارهای خوب دولت است، ولی تا آن‌جا که بنده اطلاع دارم و اطلاعم هم کم نیست، در حوزه سیاست خارجی و بین المللی، کلان مسائل و خط مشی‌های اساسی با نظارت دقیق مقام معظم رهبری است. ایشان هر جا لازم بدانند رهنمود خود را می‌دهند و انصافاً هم دولت تبعیت می‌کند. همه این موفقیت‌ها حاصل رهنمودهای مقام معظم رهبری بوده و دولت هم خوب عمل کرده است.
خاطره‌ای را هم به‌عنوان حسن ختام برایتان تعریف کنم. یک موقعی مهمان آقای سامورا ماشل در موزامبیک بودیم. ایشان فردی انقلابی بود که با مبارزات وی در سال 1875، موزامبیک از استعمار پرتغال آزاد شد و اولین رئیس جمهور موزامبیک شد. ما در خدمت مقام معظم رهبری به کشورهای خط مقدم جبهه در جنوب افریقا، از جمله موزامبیک رفتیم. در مهمانی شام، ابتدا کمی نان و کره آوردند، بعد از مدتی یک کاسه سوپ آوردند، کمی بعد یک بشقاب سالاد آوردند و بعد غذایی دیگر. این شام خوردن شاید یک ساعت، یک ساعت و نیم طول کشید! آقا فرمودند: «آقای سامورا ماشل! ما در ایران هرچه که داریم می‌آوریم و وسط سفره می‌گذاریم و هر کس هر چه خواست می‌خورد.» می‌خواستم عرض کنم که این قدر خودمانی با رهبر کشور دیگر صحبت می‌کردند. معلوم است که آن‌ها هم پروتکل و تشریفات خودشان را دارند و رسم هر کشوری مخصوص خودش هست. در چین بیش‌تر از این هم طول می‌دهند؛ در فرانسه که از این هم مفصل‌تر و طولانی‌تر است و جزو رسوم آن‌هاست. بعدها رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی، هواپیمای آقای ماشل را به دلیل حمایتش از مبارزه سیاه‌پوستان ساقط کرد و ایشان کشته شد.
* جناب عالی به دلیل حضور مداوم و پررنگی که در سمت وزیر امور خارجه و مشاور رهبری داشته‌اید، چهره شناخته شده‌ای برای مردم هستید و قطعاً خاطرات زیادی از این دوران دارید، آیا خاطراتتان را روز به روز نوشته‌اید؟
** در دوران وزارت امور خارجه از سال 64 تا 76 تقریباً هر روز را نوشته‌ام. بخشی از خاطرات من در کتابی به نام «تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران» که دفتر نشر فرهنگ اسلامی آن را چاپ کرده، آمده که به چاپ پنجم و ششم هم رسیده و یک بار هم جایزه بهترین کتاب سیاسی جنگ را برد. کتاب دیگری هم نوشته‌ام که مربوط به سیاست خارجی در فاصله سال‌های 65 تا 75 است به نام «روزگاری شد» که بخشی از شعر حافظ است: «روزگاری شد که در میخانه خدمت می‌کنم». یعنی روزگاری که رفت و هنوز هم ادامه دارد. جلد اول «روزگاری شد» توسط انتشارات وزارت امور خارجه چاپ شده است و بقیه هم به تدریج چاپ می‌شوند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات