تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۹  ، 
کد خبر : ۱۶۳۳۰۰

عدالت را اساس هستی می‌دانست


دکتر میرمحمدی
روح استاد بزرگ در این جلسه حاضر است. چون گوشه‌هایی از ابعاد وجودی ایشان، در این‌جا بازگو شد.
جناب مهندی موسوی راهکاری ارائه دادند که اگر ابعاد وجودی ایشان را باز کنیم، به خیلی مسائل می‌رسیم. بنده خیلی مطالب و نکاتی داشتم که به دو سه نکته از آن اشاره می‌کنم.
ایشان در اول ریاست‌جمهوری که مقام رهبری رییس‌جمهور بودند، مشاور اقتصادی ایشان بود، گرچه مشاور شورای اقتصاد، شهید رجایی و شهید بهشتی هم بودند. تا این اواخر که بنده خدمتشان رسیدم با علما مشهور بودند. فقط دوستی نبود بلکه می‌گفتند ما با علامه جعفری مباحثه داریم. حال چه استفاده‌ای از آن می‌کردند نمی‌دانم جناب آقای شریعتمداری اشاره داشتند. من در سر کلاس هر ترم این متن را تکثیر می‌کردم. در رساله فقهی علامه جعفری یک رساله‌ای هست به نام حقوق حیوانات؛ وقتی جناب آقای خاتمی اقتصاددان‌ها را برای تدوین ساماندهی اقتصادی جمع کردند به ایشان می‌گویند شما هم رهنمودی بدهید، ایشان به رساله علامه جعفری اشاره می‌کردند و می‌گفتند اگر کمی از آن در مورد انسان‌ها عمل کنیم، تمامی مسائل حل می‌شود. ایشان به مسائل اسلامی عمیق اشاره می‌کردند. به روحانیت هم اعتقاد عمیق داشتند. می‌گفتند آقای علامه جعفری از قول من نقل می‌کند که من شک دارم که خمس را باید نگاهداشت یا چهار پنجم آن را داد و یا خمس را باید داد و چهار پنجم آن را نگهداشت. محضر ایشان، محضر درس بود. نه طرفدار آنهایی بود که می‌گویند باید کار اساسی کرد و در مبارزه با فقر ابتدا باید مطالعه شود و نه اینکه به فقیر می‌گویند برو ما در حال مطالعه اساسی هستیم. هر دو کار را با هم انجام می‌داد. هم صندوق قرض‌الحسنه داشت و هم فعالیت‌های دیگر؛ هرچه می‌گفت عمل می‌کرد. در بستر خود آمار و ارقام اول انقلاب، قبل از انقلاب و همه را داشت تا بتواند حداقل حقوق کارگران را محاسبه کند. نواری پر می‌کرد و چنانچه نمی‌توانست حرف بزند می‌گفت مطالب من در آن نوار موجود است.
یک مسئله دیگر که در زندگی استاد عزیز بود و ما فکر می‌کردیم گوشه‌گیر و بیمار است در حالی که این‌گونه نبود و با چشمان تیزبین خود همه جا را رصد می‌کرد. وقتی می‌رفتیم خدمتشان بریده‌های روزنامه‌ها را ارائه می‌کرد و می‌گفت: تورم این گونه شده است و یا فلان اتفاق در اینجا افتاده است و به همه مسئولانه نظرات خود را می‌گفت. خدمت مقام معظم رهبری مرتب می‌رسیدند و آخرین بار هم که رسیده بودند آقا به ایشان گفتند عکس یادگاری بگیرند و نقطه نظرات خود را می‌گفتند. راجع به نرخ بهره تولید و هر موضوعی نظرات خود را مطرح می‌کرد. وجود ایشان اگر مثل شمع هم می‌سوخت روشنی‌بخش همه مدیران و جامعه بود. انقلاب را درک کرده بود. او حکومتی بود و نه یک آدمی که کنار افتاده باشد. فقه او فقه حکومتی بود و هرجا هم لازم بود وارد می‌شد. جناب آقای مهندس موسوی به خاطر دارند که وقتی گفتند آمریکایی‌ها رفتند و مس سرچشمه مانده است. ایشان رفت و آنجا را سرپرستی کرد. تا جایی که این کارخانه را راه‌اندازی کرد. بنابراین هم مرد علم و هم مرد عمل بود. با محرومان بود و الهام‌بخش.
مهندس موسوی
در بزرگداشت مرحوم عالی‌نسب که در چند سال پیش در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران با ابتکار موسسه توسعه و تحقیقات علوم انسانی برگزار شد، ایشان در پیامی به آن بزرگداشت نوشته بودند عدالت، بزرگ‌ترین و عالی‌ترین و متکامل‌ترین هدیه خداوند به هستی و شریعت و جامع‌ترین ناموس خلقت است.
اگر به این عبارت دقت شود، دیده خواهد شد که عدالت در جامعه و یا خلقت و یا در اقتصاد به نظر ایشان جنبه اعتباری و یا قراردادی ندارد، بلکه بحث ایشان از عدالت هستی شناختی است. مجموعه رفتار و نظریات مرحوم عالی‌نسب را باید با در نظر گرفتن مسئله مهم بالا مورد بررسی و دقت قرار داد. راه ایشان درست در این نقطه از بسیاری راه‌های دیگر که براساس نگاه‌های قراردادگرایانه و نفع‌طلبانه تنظیم شده‌اند، جدا می‌شود. حتی عدالت به نظر ایشان به مثابه انصاف نیست که انسان‌ها در رفتار منطقی خودشان در یک وضعیت خاص ویژه در مورد آن اجماع می‌کنند، بلکه این عدالت اساس هستی و اساس جامعه است. این همان تفاوت نگاه یک مومن شیعی با نحله‌های دیگر فکری در جهان اسلام و دنیاست.
ایشان به جوانان توصیه می‌کند «هرگز از بسط عدالت و محو استضعاف و مرحومیت، ساختن ایرانی آباد و توسعه یافته دست برندارند و این امر عظیم را تنها برای رضای خدا وظیفه خود بدانند.» باز در این‌جا موارد مختلف هست. شما اگر دقت کنید جامع‌ترین و بنیادی‌ترین ارزش‌های انقلاب اسلامی که بر این اساس شکل گرفت را در خودش جای داده است، به اضافه این که روی آخرین جمله ایشان که می‌گوید: این امر عظیم را فقط برای رضای خدا بدانید می‌خواهم تاکید کنم، ایشان با این جمله در حقیقت بنیادی‌ترین ارزشی که باعث می‌شود یک حکومت را یک نظام اسلامی دانست، مطرح می‌کند. در عین حال در مجموع از این جمله می‌توان فهمید که او به عنوان یک مومن به همه اهداف و آرمان‌های انقلاب اسلامی، موقعی این ایمان را کارساز می‌داند که همراه با یک نگاه مترقی، پیشرو در جهت رفع فقر و استضعاف، در جهت آبادانی و سرافرازی کشور به کار گرفته شود. خود این جمله نشان‌دهنده عشق عمیقی است که مرحوم عالی‌نسب به ایران و سرنوشت ایران داشته است و ما بارها از ایشان شنیدیم که سرنوشت ایران فقر نیست و به طور مداوم با ارقام و شاخص‌های متعدد و تحلیل‌های گوناگون به ما می‌گفت که این کشور زمینه پیشرفت و ترقی وسیعی دارد و سرنوشتش این نیست که در آن، فقر و استضعاف باشد.
اگر دوستان توجه کنند برخی از شخصیت‌ها در انقلاب اسلامی هستند که ایده‌ها و افکار آنها یک رابطه‌ای «این همانی» با طرح‌های انقلاب دارد و ما برای توضیح انقلاب باید افکار و رویه این افراد را بررسی و شناسایی کنیم. البته این افراد بسیار کم و محدود هستند. خیلی شخصیت‌ها هستند که برای توضیح شخصیت آنها باید به انقلاب رجوع کنیم، ولی برخی از اشخاص هستند که برای شناختن انقلاب باید به آنها رجوع کرد و آقای عالی‌نسب از این گروه اندک است. شناخت ایشان شناخت بسیاری از وجوه انقلاب اسلامی است.
برای شناختن اهداف متعالی که انقلاب اسلامی به دنبال آن بود، شناختن عالی‌نسب ضرورت دارد و این شناخت می‌تواند ما را از گرفتار شدن در بسیاری از مهلکه‌ها و گرداب‌ها نجات دهد. به هر حال حتی اگر انگیزه ایشان را قبول نداشته باشیم، یک نوع یگانگی بین افکار و اندیشه ایشان و اهداف انقلاب اسلامی در بسیاری از نقاط وجود دارد که به ما با هر موضعی برای شناختن انقلاب کمک می‌کند.
نکته دیگری که احتیاج به بحث و گفت‌وگو دارد، تقلید مذهبی و دینی ایشان است. ایشان کارهای خیر زیادی انجام داده‌اند و سعی می‌کردند کسی از آنها اطلاع نداشته باشد. یک موردی هست که ایشان دائماً تاکید داشت آن را بروز بدهد و مکرر در ملاقات‌ها بگوید، ایشان بارها بحث می‌کردند که ما در عرصه اقتصادی حرف‌های خود را با بسم‌الله شروع می‌کنیم، می‌گفتند بنده تمام وجوهات خود را به آقای بروجردی و دیگر مراجع پرداخت کردم و بارها از ایشان شنیده شد که بنده نه یک ریال ربا داده‌ام و نه یک ریال ربا گرفته‌ام. من گمان می‌کنم که با توجه به افکار و اندیشه‌های ایشان و تاثیر ایشان در جریانات دهه اول انقلاب، نگاه به این تظاهر عمدی و بروز دادن احساسات مذهبی اهمیت بسیار زیادی داشته باشد که قابل تحلیل و تحقیق است. به هر حال بنده احساس می‌کنم که ایشان مومنی است که می‌خواهد بگوید بین پیشرفت و توسعه و ایمان عمیق مذهبی و عمل به شریعت هیچگونه تناقضی وجود ندارد. جلسات متعددی بود که در آن کارشناسان برجسته اقتصادی در آن شرکت می‌کردند، ایشان تحلیل خودش را داشت و با برهان و منطق نیرومند نظرات خودش را مطرح می‌کرد، ولی در کنار آن ابایی از اظهار جنبه‌های مذهبی موضوع نداشت و این روش نشان‌دهنده آن است که ایشان بین پیشگامی، نوگرایی و توسعه و مومن بودن تناقضی نمی‌دید، بلکه روش ایشان نشان می‌داد اگر ما بخواهیم روی انگیزه‌های انسانی بیشتر تکیه کنیم، همان‌طور که در بحث‌های امروزی به عنوان سرمایه اجتماعی، مطرح می‌شود این جنبه دوگانه را با هم داشتن اهمیت تعیین‌کننده‌ای دارد.
گمان می‌کنم که برای شناختن بیشتر آقای عالی‌نسب، مجموعه نظریات اقتصادی و رفتار اجتماعی مذهبی و سیاسی او را باید با هم در یک مجموعه مورد بررسی قرار دهیم که این پیشنهادی است که بنده با مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد می‌کنم.
همچنین با توجه به پیوندی که بین افکار و اندیشه‌های ایشان با افکار و اندیشه‌ها و طرح‌ها و پروژه‌هایی که انقلاب اسلامی در پیش داشت، وجود دارد؛ فکر می‌کنم برای شناخت ریشه‌های این اندیشه، تحلیل‌های تاریخی، اجتماعی و جامعه‌شناسانه اهمیت فوق‌العاده‌ای داشته باشد که نه تنها برای شناختن ایشان مفید است بلکه برای ارزیابی این اندیشه‌ها و تبار این اندیشه‌ها می‌تواند به کار گرفته شود و نیز برای شناختن بهتر انقلاب اسلامی استفاده شود.
نکته آخر این که در جلساتی که برای بزرگداشت مرحوم عالی‌نسب گرفته شده، مدام درباره دامنه وسیع کارهای خیر ایشان بحث می‌شود که نشان‌دهنده شخصیت ویژه ایشان است. من گمان می‌کنم مناسب است راجع به این کارهای خیر هم یک شیوه تازه‌ای را برای بررسی پیدا کنیم. این کارها کارهای آنی، دفعی و پراکنده و جدا از همدیگر نیست، در آن پیامی هست که راه‌حل‌هایی برای جامعه دارد.
در مجلس ترحیم ایشان فردی یک جزوه‌ای در اختیار من گذاشت که بسیار پرمعنا بود و حتماً ارتباطی با عملکرد گذشته عالی‌نسب دارد. در این جزوه آمده است عده‌ای از افراد در تبریز جمع شدند ـمی‌دانید که در تبریز الان یک گدا در خیابان پیدا نمی‌شودـ یک شبکه‌ای از سازمان‌ها، نهادها، هیات‌های مذهبی برای شناخت محروم‌ها، رسیدگی به آنها، حفظ آبروی آنها و ریشه‌کن کردن گدایی با کمک سرمایه‌ مردمی تشکیل شده همان چیزی که اکنون ما آن را به عنوان سرمایه‌های اجتماعی مد نظر قرار می‌دهیم. این کار در عین حال موفق بوده و قابل تعمیم در سطح کشور هم هست. بنیانگذار همین صندوق قرض‌الحسنه نهاد ریاست‌جمهوری که گردش مالی آن در سال بیش از یک میلیارد تومان است، مرحوم عالی‌نسب بوده‌اند. من فکر می‌کنم که این مسئله یعنی توجه به صدقات جاری و تشکیل تشکل‌هایی برای رسیدگی به محرومان با برنامه‌ریزی دقیق و منظم بسیار با اهمیت است که باید بررسی و مورد نقد و ارزیابی قرار گیرد. در زمینه صدقات جاری که در تمام مذاهب هست یک تحقیقات تازه‌ای در حال انجام است که بعضی از مردم‌شناسان و جامعه‌شناسان در سطح جهان در حال انجام آن هستند. این محققان نشان داده‌اند که پشت سر این صدقات جاریه تشکل‌ها و همکاری‌های داوطلبانه و خودمختار و مستقل از دولت به وجود می‌آید که در پایداری گروه‌ها، قومیت‌ها و حتی حفظ هویت ملت‌ها و رفع فقر و فساد نقش بسیار والایی را بازی می‌کند. همان چیزی که نهادهای سنتی ما تاکنون اینچنین نقش را داشته‌اند.
به نظر می‌آید محبوبیت عمیق مرحوم عالی‌نسب در میان قشر مستضعف و محروم جامعه و حتی فرهیختگان و مدیران اقتصادی جامعه به مقدار زیادی مرهون این است که ایشان از زمینه‌ها و امکانات بالقوه‌ای که در کشور ما برای مبارزه با فقر و استضعاف وجود دارد استفاده کرده‌اند. اگرچه باید انگیزه‌های خالص مذهبی که به خاطر اعتقادات دینی ایشان بوده است مدنظر قرار گیرد. به هر حال ما برای ایشان طلب مغفرت می‌کنیم و از خدا می‌خواهیم که به ما هم توفیق بدهد که راه ایشان را بشناسیم و قدر آن طرح‌هایی که حاصل نسل‌های متمادی قبل از انقلاب هست و در اوایل انقلاب‌ با منطق روشن توسط رادمردانی چون عالی‌نسب تعریف می‌شود را بدانیم و به سادگی دلمان را به راه‌حل‌های تجربه نشده خوش نکنیم و با نقد و بررسی چارچوب‌های تجربه شده تصمیم‌گیری کنیم و راجع به سال‌ها تجربه و روش‌ها و رویه‌ها محتاط باشیم. اینها به سادگی به دست نیامده، اینها متعلق به فرد فردی که آن را مطرح کردند نیست بلکه حاصل تجربه چند قرن در کشور ما بوده است. یعنی بعد از شروع انحطاط اواخر دوره صفوی و بعد از دوره‌های بسیار سخت قاجار، پهلوی و بعد از جنگ‌های بسیار طولانی و مکرر که منجر به از دست دادن بخش‌های دیگری از کشور ما شده است، ظلم‌هایی که به مردم شده، ‌فشارهایی که به مردم آمده، نتیجه انقلاب مشروطیت و... بوده که به انقلاب اسلامی رسیده که به نظر من باید به این راه‌حل‌ها و طرح‌ها مقداری عمیق‌تر و تاریخی‌تر نگاه کرد. آن موقع ما در ارزیابی اندیشه‌ها محتاط‌تر خواهیم بود و با احتیاط بیشتری به تغییر این رویه‌ها خواهیم پرداخت.
محسن ایزدخواه
در آستانه چهلمین روز در گذشت انسانی والامقام، و کارآفرینی کم‌نظیر، استاد میرمصطفی عالی‌نسب قرار داریم.
وی از معدود انسان‌های عصر حاضر بود که وجوه مختفلی را به علت خودسازی معنوی و تربیتی در کنار هم داشت. او در عین حال که به علت تلاش‌های خود و به دور از هرگونه امتیاز، در حوزه صنعت از رفاه برخوردار بود، هرگز لحظه‌ای از افرادی که دغدغه معیشت داشتند، غافل نبود. این یکی از برجستگی‌های معنوی او بود که ایشان را در این جایگاه از دیگران متمایز می‌ساخت.
استاد عالی‌نسب در زندگی فردی خود، همیشه حداقل‌ها را می‌خواست اما برای اجتماع و کشور خود حداکثرها را. او به عنوان یک صنعتگر و کارآفرین، به نیروی انسانی به عنوان مهمترین عامل و هدف توسعه نگاه می‌کرد. بر این اساس در برپایی نظام‌های تامین اجتماعی و برقراری قوانین و مقررات حمایتی از حقوق کارگران همگام با سطح توسعه‌یافتگی و دیگر عوامل تاثیرگذار اقتصاد، تلاش می‌کرد.
او اعتقاد داشت که اگر نیروی کار در کنار تلاش برای کسب مهارت نسبت به آینده احساس امنیت کند موجب پویایی تولید و ارتقای بهره‌وری می‌شود. براساس این نگاه بهره‌وری می‌شود. بر اساس این نگاه ایشان پس از تاسیس اولین واحد صنعتی خود در کنار مسئولیت‌هایی که در دولت مرحوم دکتر مصدق داشت، گام‌های موثری در برپایی سازمان بیمه‌های اجتماعی کارگران برداشت و کارگران کارخانه ایشان، جزء اولین گروه کارگران واحدهای صنعتی بخش خصوصی بودند که تحت پوشش بیمه‌ای قرار گرفتند.
استاد عالی‌نسب، به رغم اعتقاد جدی به امور خیریه و عام‌المنفعه، تاکید داشت که مدیران و دولت‌ها باید تدابیری بیندیشند که عزت و کرامت انسانی نیروی کار حفظ شود و برقراری تامین اجتماعی، از نظر او مهمترین راهبرد برای تحقق این هدف بود. لذا از اولین روزهای تاسیس کارخانه خود، درب‌ها و دفاتر قانونی کارخانه را بر روی تمامی بازرسان و نمایندگان نهادهای مسئول چون سازمان تامین اجتماعی و اقتصاد و دارایی باز گذاشت.
استاد عالی‌نسب از جمله مدیران و کارآفرینانی بود که قبل از انقلاب نیز علی‌رغم مبارزات و مخالفت با رژیم گذشته و چه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تمامی تعهدات اجتماعی و حقوقی کارفرمایی خود را در مقابل دولت و کارگران ادا می‌کرد. به طوری که از سوی سازمان تامین اجتماعی در سال‌های متمادی به عنوان کارفرمای نمونه خوش‌حساب مدنی شد.
استاد عالی‌نسب پرداخت دقیق مالیات به خزانه و حق بیمه را موجب گسترش عدالت اجتماعی و توسعه انسانی و نهایتاً موجب رشد و توسعه کشور می‌دانست.
استاد عالی‌نسب به گواه کلیه کارکنان واحد خود، در کنار نظام تامین اجتماعی دولتی، یک نظام تامین اجتماعی داخلی در واحد خود برپا نمود و براساس آیین‌نامه‌ای که به تصویب سایر اعضا و شرکای خود رساند، مزایای قابل توجهی را در قالب‌ها و مناسبت‌های مختلف به کارگران اعطا می‌کرد. پرداخت تسهیلات مسکن، ازدواج، فوت و... از جمله اقدامات حمایتی او از نیروی کار بود. به طوری که در برخی از سال‌ها با این تسهیلات، بسیاری از کارگران واحد ایشان صاحب مسکن شدند.
استاد عالی‌نسب پس از پیروزی انقلاب که در مسئولیت‌های مختلف در نظام کلان تصمیم‌گیری قرار گرفت بارها در جلسات تاکید داشت که هیچگاه به کسب درآمد اقتصادی از واحد صنعتی خود نمی‌اندیشد و در همه این سال‌ها با گذشت از منافع شخصی، خود را وقف منافع ملی کرد. او پس از انقلاب، مدیریت شرکت ایران خودرو را از سوی دولت موقت به اجبار پذیرفت. در طول خدمت در ایران خودرو در جهت ارتقای رفاه نیروی کار و همچنین بالا بردن سطح کیفی محصولات تولیدی گام‌های مؤثری برداشت.
استاد عالی‌نسب سال‌ها به عنوان نماینده دولت در شورای عالی کار و اجلاس سالانه سازمان بین‌المللی کار حضور داشت و همواره با توجه به تجربیات گرانسنگ خود در حوزه‌های مختلف به نحو شایسته و با رعایت اصول و عوامل مؤثر در هزینه‌های تولید از حقوق نیروی کار به درستی دفاع می‌کرد.
برقراری بن کارگری با هدف تامین کالاهای اساسی سبد خانوار کارگری از جمله اقدامات مهم ایشان در طول دوران پیروزی انقلاب به ویژه در شرایط جنگ تحمیلی بود و به رغم مشکلات ارزی به واسطه جنگ، ایشان معتقدند که باید به کارگران به عنوان سربازان جبهه تولید و همچنین عرصه‌های دفاع مقدس توجه لازم گردد. استاد میرمصطفی عالی‌نسب هنرمندی خودساخته بود که در بوستان اقتصاد، تولید، فن‌آوری و دنیای ارزش‌ها و اخلاق گلچین شایسته‌ای از تمامی این عوامل را در خود داشت و سعی می‌کرد تمامی تصمیمات خود را بر اساس جمع جهاتی که ذکر آن رفت اتخاذ نماید.
این ویژگی از او انسانی چندبعدی ساخته بود که هیچگاه حاضر نبود برای کسب هدفی، اهداف دیگر را پایمال کند بلکه حداکثر سعی او قرار دادن هر یک از عوامل در جایگاه خود بود. از این‌رو به واسطه تلاش‌های مؤثر او در حوزه کار و تولید آقای خاتمی نشان درجه یک کار و تولید را به او اعطا نمود. او در واپسین روزهای حیات پربرکت و مفید خویش نیز نگران معیشت مردم و فشار به اقشار کم درآمد بود.
به امید آنکه ما نیز با بهره‌گیری از الگوهای فکری آن فقید سعید نبود بتوانیم در هر مسئولیتی همواره رفع فقر از میهن اسلامی را سرلوحه کار خود قرار دهیم نباید بگذاریم افکار و اندیشه‌های عالی‌نسب هیچ‌گاه به فراموشی سپرده شود بلکه باید او را همواره تکریم کرد و او را به نسل‌های جوان جامعه شناساند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات