قاسم روانبخش
در تاریخ 31 ساله انقلاب اسلامی ایران بارها از سوی آمریکا تحریمها و تهدید هایی بر ضد ایران اسلامی در نظر گرفته شده است و مسألهای که این روزها در حال انجام است اتفاق جدیدی نیست. ولی در عین حال به دلیل اهمیت موضوع در باره آن نکاتی را متذکر میشویم :
1. سیاست چماق و هویج
آمریکا همواره در برابر دیگر کشورها از جمله ایران اسلامی سیاست چماق و هویچ در پیش گرفته و با این سیاست، برخی کشورها را تسلیم کرده است. از این رو طی 31 سال گذشته خواسته است جمهوری اسلامی ایران را نیز به سازش بکشاند؛ بر اساس این سیاست گاهی بر طبل تهدید و تحریم میکوبد و گاه درب باغ سبز مذاکره را نشان میدهد. در همین راستا اکنون نوبت نشان دادن درفش و چماق است تا در کنار آن تقاضای مذاکره روی میز قرار گیرد. جمهوری اسلامی نیز در راستای سیاست مقابله به مثل، دقیقأ همین سیاست چماق و هویج را در برابر آمریکا اتخاذ کرده است؛ هرگاه تهدید کنند با زبان تهدید با آنها سخن میگوید و هر گاه از مذاکره سخن به میان آورند با نشان دادن عزت نفس به دنیا اعلام میکند که اهل جنگ نیست ولی برای مذاکره شرایطی دارد که مهمترین آن رعایت عدالت است. دولت هایی که مانند دولت دکتر احمدی نژاد با همین سیاست با دشمن روبهرو شده اند موفق و سربلند بوده و از پشتیبانی عظیم ملت ایران برخوردار شدهاند. ولی دولت هایی مثل دولت اصلاحات که در برابر تهدیدات از خود مقاومتی نشان نمیدادند همواره مجبور به عقب نشینی میشدند. یکی از این موارد موضوع هستهای است که همه شاهدیم در 5 سال گذشته از چه پیشرفتی برخوردار بوده و در جنبههای دیگر نیز رشد علمی ایران به 11 برابر دنیا رسیده است. اما در دولت آقای خاتمی که در برابر تهدیدهای آمریکا تسلیم میشدند نه تنها از قافله علم و دانش عقب ماندیم بلکه باز هم ملت ایران در لیست کشورهای شرور بهعنوان محور شرارت قرار میگرفت! بنابر این بهترین سیاست در برابر زور گوییهای آمریکا و متحدان اروپایی اش ایستادگی و مقابله به مثل است.
2. حمایت و تجدید حیات ستون پنجم
یکی دیگر از انگیزههای تحریمها و تهدیدهای آمریکا و متحدان اروپایی اش، تجدید حیات سران فتنه به اصطلاح جنبش سبز و عوامل کودتای نافرجام نرم است. این افراد که سال 88 با شکست سنگین در برابر ملت ایران به گوشه انزوا خزیده اند هر از چند گاهی تنها به صدور بیانیهای اکتفا کرده و از این لذت میبرند که رقمی بر شماره بیانیههای آنها افزوده شده و در رسانههای دشمن با آب و تاب خوانده میشود ولی هیچ اقدام عملی از آنها بر نمیآید. این آش به اندازهای شور شده که رفیق فراری آنها - نیک آهنگ کو ثر- نیز در کاریکاتوری زیبا موسوی را در غاری نشان میدهد که با گذشت سالها بیانیه اش به شماره 300 رسیده است و هم چنان در حال نوشتن بیانیه بعدی است! روشن است که این گونه افراد شکست خورده و به عزلت گزیده نیاز به تقویت روحیه دارند و گرنه از گردونه حیات حذف میشوند. آمریکا با تهدیدها و تحریمها میخواهد تا حدودی روحیه از دست رفته آنها را بازسازی کرده، روح امید را به آنان برگرداند تا شاید بتواند آینده از آنها بهعنوان موی دماغ نظام استفاده کند و البته تا حدودی نیز مؤثر بوده است؛ زیرا اگر بیانیه و مصاحبههای سران فتنه و پدر معنوی آنها را ملاحظه کنید حکایت از روحیه بالاتری دارد. این عده گمان میکنند در صورتی که آمریکا تهدیدات خود را عملی سازد آنها نیز در داخل میتوانند با وارد کردن ضربه نهایی کار نظام را تمام کنند ولی نمیدانند که اولاً بیش از پیش نوکری آنها بر مردم آشکار میشود و در این شرایط نظام میتواند حسابشان را بهعنوان ستون پنجم دشمن تصفیه کند. و چه شرم آور است که این گونه افراد پس از 60 الی 70 سال کسب آبرو و حیثیت، بهعنوان جاسوس آمریکا و اسراییل محاکمه و اعدام شوند. درست همان نتیجهای که عاید یهودیان بنی قریظه در مدینه شد؛ که پس از قول همکاری با سران قریش و توطئه در جنگ احزاب، 900 نفر از آنان توسط مسلمانان بهعنوان خائن و پیمان شکن گردن زده شدند.
3. مراقب سفرهای مشکوک باشیم
برخی از فراریان فتنه اخیر که در پناه دولت انگلیس و آمریکا به سر میبرند ظاهراً امروز به جاسوس رسمی دشمن تبدیل شده توسط عناصر داخلی و همکاران آنها که در داخل زندگی میکنند و میتوانند به آن سوی مرزها سفر کنند، ارتباط بر قرار کرده مطالب را در اختیار آنها قرار میدهند و دشمن با پردازش آن اطلاعات برای جمهوری اسلامی خط و نشان میکشد. این گونه افراد امیدوارند که در آیندهای نزدیک با همکاری آمریکا و اروپا به اهداف از پیش تعیین شده خود در فتنه 88 دست یابند. سفرهای رسمی و غیر رسمی تعدادی از آقازادهها به عربستان و دبی برای دیدار با سران این کشورها و برخی افراد فراری آن طرف مرزها را میتوان در راستای این حرکت تفسیر کرد. به راستی اگر برای مسؤولان امنیتی دستگیری این گونه افراد میسر نیست، آیا جلوگیری از انجام این سفرها و برقراری این گونه ارتباطات نیز سخت است؟!
4. تحریمها در این زمان؛ چرا؟
به نظر میرسد یکی از مشاورههای عناصر مزدور داخلی به دشمن که هنور بعضا دستی در نظام دارند این است که بهترین زمان برای اعمال تحریم ها همین زمان است. به همین دلیل نزدیک است آمریکا و اروپا از حول حلیم در دیگ بیفتند و با همراه کردن روسیه و باج دادن به این کشور بتوانند در یک تحریم همه جانبه برای ایران اسلامی درد سر ساز شوند و در بحران اقتصادی گرفتار سازند. این اقدام بدون مشاوره عناصر داخلی ممکن نیست و گرنه آنها میتوانستند تحریمها را از 6ماه پیش یا 6ماه بعد شروع کنند. جمع بندی عناصر داخلی یا به عبارت دیگر ستون پنجم بی مزد و مواجب دشمن این است که دولت از سوی مجلس موظف به اجرای قانون هدفمند کردن یارانه هاست و زمان اجرای آن در نیمه دوم سال جاری است و قطعا نمیتواند از اجرای این قانون سر باز زند زیرا متهم به قانون گریزی میشود. پس اجرای قانون قطعی است؛ آنها میدانند که اجرای این قانون به رغم پرداخت یارانه نقدی به مردم ممکن است شوکی به بازار وارد کند و قیمت برخی از کالاها افزایش یابد. آنها امید دارند اجرای سیاستهای تحریمی بتواند این گونه شوکها را تشدید کند و موجب بحرانهای اجتماعی شود؛ این همان نکتهای است که برخی از خارج نشینان نیز در سایتها و اظهارات خود به آن اشاره کرده اند.
5. بی تردید مثلث شوم فتنه سبز، تحریم و تهدید نمی تواند عزم ملت و دولت ایران را در دفاع از حق خود لحظه ای خدشه دار و یا دچار تردید کند. دشمنان ما عرض خود می برند و زحمت ما میدارند ولی هرگز نمیتوانند به اهداف خود دست یابند.