الف) توحید و خداپرستی
1. حتی علیه خدا هم میتوان تظاهرات کرد. (ابراهیم اصغر زاده،کیهان، 6/2 /77)
2. اگر مجوز راهپیمایی به هر گروه بر اساس قانون داده شود اشکال ندارد حتی علیه خدا! (اصغر زاده،آفتاب امروز، 3/6/78)
3. اثبات حق حاکمیت به معنای حقوقی آن برای خدا اشکالات فراوانی دارد.! (آبان، 28/1/79)
4. به خدای خالق و هستی بخش میتوان اعتراض جست .فراتر از آن،می توان او را فتنه گر نامید.![نعوذبا...] (ایران،24/4/79)
5. توحید ربوبیت تشریعی را زیر سؤال میبرد و میگوید: حق اطاعت شدن، زاییده و مشروط به پذیرش مطیع است والا برای کسی حق طاعتی نیست! (مبین، 3/7/78)
6. آزادی یعنی حق نخواستن حق، بدون این که شخص مورد تعقیب قرار گیرد، یعنی بشر حق دارد که از اطاعت خدا سرباز زند و معاقب نشود.! (صبح امروز، 1/77)
7. انسان خداست، این حقیقت محض است، اگر چه کفر باشد یا ایمان.! (احمد شاملو)
ب) قرآن
1. نزول عربی قرآن به این معنی نیست که تنها واژگان و جملات آن عربی باشد، بلکه قرآن با معلومات و ادبیات و معتقدات آن روز عرب تلائم دارد. (نشاط، شماره اوّل)
2. قرآن، قابل نقد عقلی و تجربی است.! (پیام هاجر، 3/9/78)
3. صحت قصه حضرت یوسف در قرآن کریم، از محالات است.” (صبح امروز، خرداد 78)
4. قرآن بالصراحه یهود را به تورات ارجاع میدهد و از مراجعه آنها به پیامبر انتقاد میکند. (روزنامه خرداد، 22/8/78)
5. پیامبر(ص) از اهل کتاب، توقع نداشت و نمیخواست که اسلام بیاورند، قل یا اهل الکتاب لستم علی شیء حتی تقیموا التوراه و الانجیل، از آنها اقامه کتاب آسمانی خودشان را میطلبد. (روزنامه خرداد، 20/8/78)
6. آیات قران صریحاً اصل عیسی به دین خود و موسی به دین خود را تأیید میکند. (روزنامه خرداد، 19/8/78)
7. عمر نوح پیامبر 60 الی 70 سال بوده و 950 سال، عمر خاندان نوح بوده است. واقعاً بعید است یک شخص 950 سال عمر کند.”! (صبح امروز، 19/10/78)
ج) قداست و عصمت پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین علیهم السلام
1. آدمها و حتی معصومین(ع) خودبه خود، بدون نظارت مردم و به طور اصولی در معرض انحراف هستند. (عزت الله سحابی، روزنامه عصر آزادگان)
2. طیف ملی مذهبی برای افراد، مقام مقدس قائل نیستند، تنها خداوند مقدس است، حتی پیامبر(ص) و امام علی(ع) هم خود را از انتقاد و نقد مصون نمیدانستند. (عزت الله سحابی، 5/10/78)
3. در مسائل سیاست و حکومت، فعل و قول معصوم،حجّت نیست. (مجتهد شبستری، ماهنامه کیان، بهمن 77)
4. حتّی ائمه در بعد ظاهری و حکومت که در واقع زعامت دنیوی است از خطا مصون نمیباشند. (سروش، ماهنامه کیان، شماره 44)
5. وقتی امیر المؤمنین میگوید«فانّی لستُ فی نفسی بفوق ان اخطی» من بالاتر از این که خطا کنم نیستم و لذا از مردم میخواهد وی را کمک کنند.... تکلیف ولی فقیه مکشوف خبرگان روشن است. (نشریه راه نو، شماره 21، صفحه 23 ) (استثناء در کلام امیرالمؤمنین حذف گردیده است)
6. این تعریف که معصوم هیچ خطایی و گناهی نمیکند با سیمای انبیاء در قرآن مغایر است. (روزنامه نشاط شماره1)
7. سخن مقصود فراستخواه در ردّ اصل عصمت” به گمان ما این نوع نگاه از بُن معیوب و نادرست است. (هفته نامه توانا، شماره 28 ، ص 11)
مهاجرانی در دوران وزارت، با برنامه ریزی در صدد حذف نام "اسلامی" از عنوان وزارتخانه بر آمد و گفت: «آن چه مسلم است، وزارت فرهنگ و ارشاد، مسؤول دین در کشور نیست(1/11./78)
یکی از اقدامات مهاجرانی در دوره وزارتش که در راستای هدف قرار دادن دین و ارزشها انجام گرفت، احیای کانون نویسندگان طاغوتی بود که پس از انقلاب به تعطیلی کشیده شده بود. اعضای این کانون در گذشته افراد فاسد الاخلاقی بودند؛ مانند احمد شاملو از کارگزاران رژیم ستم شاهی در بنیاد پهلوی ،شیر و خورشید، بنیاد فرح و نخست وزیری و مشاور دفتر فرح که به فساد اخلاقی و فحشا در محافل روشنفکری معروف بود..وی معتقد بود عکسهای جنسی موجب فساد نمیشود، بلکه چنین نظری صرفاً ناشی از تعصبات اخلاقی و سنتی است. آزادی عقیده و بیان و مذهب و هر آزادی دیگر هم، یک کل استثناء ناپذیر است. محمدعلی سپانلو هم از مؤثرترین اعضای کانون نویسندگان و مبتذل نویس قبل از انقلاب و همکار تودهایها و ملی گراهای جبهه مرتد ملی بوده است..(3)
سیمین بهبهانی، شاعر ترانه سرای مبتذل و عضو شورای «ترانه» وزارت فرهنگ و هنر و رادیو تلویزیون رژیم منحوس شاه بود. مهاجرانی این کانون را با این ویژگیها و افراد مجدداً راه اندازی کرد و آن را از افتخارات خود میدانست!
مهاجرانی علاوه بر آن تلاش میکرد تا به احیای زنان بدنام و رقاصههای دوران طاغوت بپردازد. از این رو هنگام فوت پدر گوگوش برای عرض تسلیت به خانه وی رفت و در فوت خواننده طاغوتی به نام دلکش از او تجلیل شد.
روزنامههای مدعی اصلاحطلبی مانند «توسعه» ، «صدای عدالت»،«آفتاب یزد» و ... با چاپ عکس خانم دلکش، خواننده و ترانه خوان معروف طاغوتی، در غم از دست رفتنش اشک ماتم ریختند. روزنامه توسعه با چاپ عکس مستهجن وی در دوران جوانی در بالای صفحه اول و صفحه 9 نوشت: «آوای دلکش موسیقی خاموش شد»(توسعه، 13/6/83) روزنامه صدای عدالت که صاحب امتیاز آن -هاشمزاده هریسی - عضو شورای نظارت بر قانون اساسی منصوب از سوی محمد خاتمی بود، نوشت: «آهنگهای بسیاری از او در یادها باقی مانده است» و سپس برخی از ترانههای این خواننده مبتذل را ترویج کرد..
خاطر نشان میشود رئیس... درخواست کرده بود که دلکش را در قطعه هنرمندان بهشت زهرا دفن کنند.
در سال 80 و در آستانه انتخابات هشتم ریاست جمهوری که مدعیان اصلاح طلبی تا حدودی از کاهش آرای آقای خاتمی دچار اضطراب شده بودند، از گوگوش دعوت شد تا در مقابل مبلغ قابل توجهی با اجرای کنسرت در جمع ایرانیان خارج از کشور از جمله دبی به تبلیغ آقای خاتمی بپردازد.
مهاجرانی در تمام ابعاد بر اساس رسالتی که سازمان سیا بر دوشش گذاشته بود به دین و ارزشها حمله ور شده بود. مقام معظم رهبری در جمع اعضای شورای انقلاب فرهنگی از این سیاستها به شدت گلایه کردند و فرمودند: از وزارت ارشاد راضی نیستم، فعالیتهای این وزارت بر ضد اسلام است. با این حال، همچنان مورد حمایت خاتمی قرار داشت. حوزه علمیه قم به مناسبت درج کاریکاتوری که از یکی از علمای بزرگ در روزنامه آزاد، در مسجد اعظم به تحصن 3 روزه دست زد که در آن علمای بزرگ و برخی مراجع تقلید نیز حضور یافته بودند. متحصنین مذکور خواستار عزل مهاجرانی شدند؛ اما خواسته آنها با مقاومت خاتمی رو به رو شد. وی گفته بود: چنان چه مهاجرانی استعفا دهد من هم استعفا میدهم! مهاجرانی پس از پایان تحصن، 9 ماه دیگر بر این مسند باقی ماند و در 19 رمضان آن سال مجبور به استعفا شد. خاتمی به هنگام پذیرش استعفای وی گفت:
«علاقه مند بودم که تا پایان دوره مسؤولیت در کنار این عزیز باشم؛ ولی اینک تقدیر از مجرای عزم ایشان بر کناره گیری، وضع دیگری را رقم میزند».(ایران، 26/9/79)
او سپس با تأیید مجدّد عملکرد مهاجرانی، افزود: “پر واضح است که راه توسعه همه جانبه و پایدار و پاسداری از آیین و اندیشه انقلاب و حرمت شأن و حقوق اساسی شهروندان راهی بیبازگشت است.” خاتمی آن گاه وی را بهعنوان مدیر مرکز گفت و گوی تمدنها انتخاب کرد. این مرکز با بودجه فراوانی که داشت، به باتلاقی برای مهاجرانی تبدیل شد. او در این مدت با دخترانی آشنا شد و با بعضی از آنها از جمله مهسا یوسفی کارمند مرکز گفت و گوی تمدن ها، ازدواج کرد که بعضاً آن را ازدواج ششم وی میدانستند. این ازدواج با مهریه "2 هزار سکه طلا، یک ویلا در شمال شهر به مساحت 500 متر ، حج تمتع،14 مثقال طلا ، 14 مثقال نقره، 14 مثقال ابریشم، 14 مثقال نمک، یک دیوان حافظ خطی و چند عدد تابلو» شکل گرفت. مهاجرانی پس از مدتی که از این عشق مجازی گذشت، او را رها کرد و حاضر به پرداخت مهریه آن خانم نشد که با شکایت یوسفی به دادگاه رفت. روزنامههای مدعی اصلاح طلب که از این آبروریزی مهاجرانی سخت به انفعال افتاده بودند، سعی کردند موضوع را سیاسی جلوه دهند؛ ولی با نامه یوسفی همه چیز بر ملا شد. ادامه دارد...