تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۱  ، 
کد خبر : ۱۶۳۳۸۸

آزمون تلخ برای اسرائیل


سعدالله زارعی
حادثه مرزی روستای العدیسه لبنان- روز سه شنبه گذشته- یعنی دوازدهم مرداد ماه کافی بود تا بار دیگر اذهان به سوی درگیری رژیم صهیونیستی و مقاومت لبنان تمرکز پیدا کند و میدان بحث راجع به اهداف، پیامدها و چشم انداز این حادثه داغ شود در این میان بسیاری از تحلیلگران آن را نشانه آشکار نزدیک بودن جنگ دیگری در خاورمیانه با محوریت رژیم صهیونیستی دانستند. برای نزدیک تر شدن به واقعیت بهتر است ابتدا ماجرا را آنگونه که واقع شده، روایت کنیم:
« در نقطه مرزی میان فلسطین و لبنان، یک ایستگاه نگهبانی رژیم صهیونیستی در آن سوی روستای لبنانی عدیسه- یعنی در داخل خاک فلسطین - درصدد برمی آید که برای برداشتن مانع از جلوی دید دوربین پست نگهبانی، چند قطعه درخت را در خاک لبنان قطع کند. به این منظور آنان جرثقیلی آورده و مبادرت به قطع چند درخت در خاک لبنان می نمایند. نیروهای یونیفل که در نوار مرزی جنوب لبنان حضور داشته اند به طرف اسرائیلی هشدار می دهند و آنها را از این کار بر حذر می دارند که با بی اعتنایی آنها مواجه می شود. در این بین یک یگان کوچک از ارتش لبنان که نظاره گر صحنه بوده با شلیک هوایی گلوله تانک هشدار می دهند. طرف اسرائیلی متقابلاً با استفاده از یک تانک به داخل خاک لبنان شلیک می کند که منجر به زخمی شدن سطحی یکی از مهندسان ارتش لبنان می شود. پس از این اقدام، این نظامی لبنانی با برداشتن یک قبضه آر پی جی و نظامی دیگر با برداشتن یک تیربار به طرف نیروهای اسرائیلی حرکت کرده و به سمت آنان شلیک می کنند این شلیک منجر به کشته شدن یک افسر اسرائیلی و زخمی شدن دو نظامی دیگر صهیونیستی می گردد این در حالی است که در آن زمان در آن نقطه از مرز مجموعاً بیش از 10 نیروی اسرائیلی حضور نداشته اند. پس از این اقدام صهیونیست ها که بسیار وحشت زده شده بودند از طریق بلندگو اعلام می کنند که قصد درگیری ندارند و از طرف لبنانی تقاضا می کنند که به تیراندازی خاتمه داده و اجازه دهند تا آنان سه نیروی زخمی و کشته خود را از صحنه -که داخل خاک فلسطین بوده- خارج نمایند.
آتش بس عملاً دقایقی بعد از شروع حادثه برقرار می شود اما حدود دو ساعت بعد چند هلی کوپتر جنگی اسرائیلی به سوی آن یگان لبنانی حمله ور می شوند و در این میان همان مهندس ارتش لبنان به همراه دو سرباز و خبرنگار روزنامه لبنانی الاخبار شهید می شوند و در نهایت بعد از حدود 4 ساعت ماجرا خاتمه پیدا می کند. به محض آنکه خبر حمله شجاعانه آن دو عضو ارتش لبنان منتشر می گردد مردم لبنان در خیابانها به شادی می پردازند و حمایت خود را از ارتش اعلام می کنند اما از آن طرف ساکنان غاصب فلسطین اشغالی بخصوص در استانهای شمالی فلسطین به محض شنیدن خبر به سوی پناهگاهها هجوم می آورند که ارتش به آنان اطمینان می دهد جنگی در کار نیست و موضوع تمام شده است. بعد از این حادثه مقامات لبنانی در یک موضع هماهنگ از ارتش حمایت می کنند و حتی رئیس جمهور لبنان- در مقام فرمانده کل قوا- به یگانهای ارتش دستور می دهد که چنانچه بار دیگر اسرائیلی ها دست به اقدام احمقانه ای زدند با تمام امکانات نظامی با آنان برخورد نمایند اما بازتاب این حادثه در رژیم صهیونیستی شکاف عمیق میان سران تل آویو بود» این خلاصه و در عین حال عین واقعیت صحنه ای است که منشأ تعبیرها و تفسیرهای گوناگونی شده است.
در این خصوص نکاتی به نظر می رسد:
1- اقدام اسرائیل در قطع چند درخت در داخل لبنان هر چند بدون ورود به خاک لبنان صورت گرفته، تجاوز عمدی به حساب می آید و از این رو از نظر حقوقی مسئولیت هر چه پیش آمده، بعهده رژیم متجاوز صهیونیستی است اما باید دانست که این کمترین کار اسرائیل طی دهها سال گذشته علیه کشورهای همسایه فلسطین- و از جمله لبنان- بوده است و اسرائیلی ها به هیچ وجه گمان نمی کرده اند که این اقدام با چنین واکنشی از سوی ارتش لبنان مواجه شود.
2- مجموعه خبرها بیانگر آن است که در این ماجرا اسرائیلی ها قصد درگیری با لبنان نداشته اند کمااینکه طی ماههای گذشته هیچ جابجایی نظامی در آن سوی مرز فلسطین با لبنان مشاهده نشده و اوضاع حالت عادی داشته است. با مرور خبر هم کاملاً معلوم است که شلیک دوم که اسرائیل انجام داده به قصد زدن طرف لبنانی نبوده کما اینکه تلفاتی نگرفته است و تنها پس از کشته شدن نیروهایش به نحو محدود وارد عمل شده است از این موضوع می توانیم نتیجه بگیریم که فرضیه تست کردن ارتش لبنان یا تست کردن مقاومت لبنان از سوی رژیم صهیونیستی نمی تواند صحیح باشد اما البته نتیجه این کار تست ارتش بود و در واقع تصور اسرائیل را درباره ارتش لبنان بهم ریخت.
3- در تاریخ لبنان سابقه نداشت که ارتش به حمله رژیم صهیونیستی پاسخ دهد. این ماجرا از یک سو ثابت کرد که اگر اسرائیل دست به اقدامی بزند از این پس با مقاومت جامع لبنانی ها- ارتش و مقاومت و پیروان همه مذاهب لبنانی- مواجه می گردد و بر خلاف جنگ 33روزه، ارتش دیگر نظاره گر درگیری رژیم صهیونیستی و حزب اله نخواهد ماند از سوی دیگر این ماجرا نشان داد که ابهت ارتش اسرائیل در دل همه لبنانی ها- از جمله ارتش آن- فرو ریخته است و ارتش لبنان احساس می کند که توان غلبه بر دشمن دیرینه را دارد. این موضوعی است که قطعاً اسرائیلی ها را بشدت نگران می کند.
4- حوادث روز سه شنبه نشان داد که درون رژیم تل آویو بشدت متزلزل است به گونه ای که یک حادثه کوچک همه ارکان این رژیم را به لرزه درمی آورد در حالیکه حوادثی بسیار بزرگتر از این تاثیری در کشورهای دیگر بر جای نمی گذارد. در این حادثه همه مقامات این رژیم به سخن درآمدند و برای مردمشان توضیح پی در پی دادند تا آنان را از نگرانی درآورند در این میان روزنامه صهیونیستی «یدیعوت احارنوت» روز 13 مرداد- یعنی یک روز پس از حادثه- خطاب به سران اسرائیل نوشت: «موضع همه شما در این حادثه احمقانه بود چرا که ثابت کردید در دام می افتید پس بهتر است دهانهایتان را ببندید و بهانه بدست حزب الله ندهید.»
5- موضع سیدحسن نصرالله- رهبر مقاومت لبنان- در این حادثه از پختگی فوق العاده ای حکایت می کرد. پس از وقوع حادثه، سید با رئیس جمهور، رئیس مجلس، رئیس دولت و فرمانده ارتش تماس گرفت و گفت مقاومت در اختیار ارتش است هر طور تصمیم بگیرد از آن بعنوان «تصمیم لبنان» حمایت خواهد کرد. در واقع اعلام آمادگی حزب الله، این نکته را تثبیت کرد که «مقاومت بخشی از ساختار قدرت لبنان است نه ساختاری موازی ساختارهای دیگر» نکته دیگر این بود که سید مسئولیت دفاع از حاکمیت لبنان را یک وظیفه عمومی برشمرد نه وظیفه ای خاص مقاومت. نکته دیگر این بود که سید مسئول اول دفاع از مرز و سرزمین لبنان را ارتش دانست البته ارتشی که باید از سوی دیگران حمایت شود. در واقع سید برای همیشه این سوال را پاسخ داد که «آیا مقاومت تحت هر شرایطی موظف است به اقدام اسرائیل واکنش نشان دهد؟» اگر پاسخ این سوال مثبت باشد که نیست معنی آن این است که حزب الله در زمین اسرائیل بازی خواهد کرد. در واقع سید می گوید ارتش باید به هر اقدام اسرائیل پاسخ دهد ولی مقاومت برخورد خود را در سطحی کلان تر و اساسی تر و با رویکرد «انهدام اسرائیل» دنبال خواهد کرد.
6- براساس تجزیه و تحلیل واقعه ای که در روز 12 مرداد پیش آمد، رژیم صهیونیستی در صورت بقاء به احتمال خیلی زیاد زودتر از سه سال قادر به ورود به درگیری جدید نیست از این رو می توان گفت حادثه یاد شده، اسرائیل را «تست» کرد. اما البته این به آن معنا نیست که بعد از سه سال جنگ واقع می شود. اگر رژیم نامشروع تل آویو طی سه سال آینده دوام داشته باشد و بتواند اوضاع داخلی را آرام کند و یکسره به کار برنامه ریزی، پر کردن شکاف های عظیم اطلاعاتی، روزآمد کردن روش های جنگی و بخصوص توانا شدن در جنگ نامتقارن و احاطه به شیوه عمل حزب الله، بهبود ذهنیت منطقه ای و بین المللی نسبت به توانایی ارتش اسرائیل و سامان دادن به دهها مقوله دیگر بپردازد، منطقه به یک جنگ دیگر مبتلا می شود اما آیا اسرائیل در شرایطی است که بتواند این همه دشواری را مدیریت نماید؟ پاسخ این سوال بدون تردید منفی است. البته نباید احتمال دست زدن اسرائیل به «تجاوزی کور» را از نظر دور داشت ولی تصدیق می فرمائید که چنین جنگی قابل جاگیری و بررسی در معادلات امنیتی نیست.
7- حادثه روز 12 مرداد دو روز پس از شکست سفر ملک عبدالله به بیروت اتفاق افتاد این دو حادثه به خوبی نشان داد که اوضاع از دست رژیم صهیونیستی و شرکاء تاریخی آن در منطقه و داخل لبنان خارج شده و اینک این مقاومت است که تعیین می کند سرنوشت نهایی هر رخداد چه باشد.
8- واقعه روستای عدیسه در حکم مینیاتوری بود که وضع ایران و آمریکا را هم به تصویر کشید. در واقع این رخداد نشان داد که یک اشتباه کوچک آمریکا در منطقه می تواند پیامدهای غیرقابل مهاری را به بار آورد و به اقتدار ایالات متحده آسیب جدی وارد کند. در این روزها بعضی از «حمله نقطه ای» آمریکا علیه ایران حرف زده اند و بعضی از مقامات خارجی هم پیغام آورده اند که ممکن است چند روز قبل از راه افتادن نیروگاه هزار مگاواتی بوشهر، حمله ای علیه آن به وقوع بپیوندد. حادثه روستای عدیسه این سوال را فراروی آمریکایی ها قرار داده است « به چه دلیل حمله نقطه ای، نقطه ای می ماند و حریف آن را در نقاط مختلف پاسخ نمی دهد؟» این حادثه اثبات کرد که یک اقدام کوچک می تواند به میدان آمدن همه امکانات برای متوقف کردن دشمن را در پی داشته باشد. با این وصف می توانیم بگوئیم خیلی بعید است که آمریکایی ها بدون نگاه به شکست در چهار جنگ اخیر- افغانستان، عراق، لبنان و غزه- در میدانی هزار بار سخت تر بخواهند بخت خود را بیازمایند و از این رو می توانیم با قاطعیت زیادی بگوئیم از حادثه آفرینی جدید در صحنه نظامی خبری نیست می ماند احتمال وقوع یک حادثه دیوانه وار که ضریب آن بسیار پایین است.
9- حادثه روستای مرزی عدیسه نشان داد از این پس این اسرائیل است که از لبنان می ترسد و زمان هراس لبنان از اسرائیل به پایان رسیده است کما اینکه این آمریکاست که در انتظار حادثه علیه نیروهای خود است. یک ژنرال برجسته آمریکایی سه روز پیش در گفت وگو با روزنامه آلمانی اشپیگل این سوال را مطرح کرد و عمق ترس آمریکا از ایران را به نمایش گذاشت:«تا چه زمانی، ایرانی ها ما را در خلیج فارس تحمل خواهند کرد؟!»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات