دکتر حسین دهشیار
برای بسیاری این سئوال مطرح است که به چه علت کشورهای منطقه خاورمیانه درگیر بحرانهای پردامنه با آمریکا به عنوان یک بازیگر فرامنطقهای هستند. بحرانهایی از این دست بدین لحاظ توجه فزاینده و بالطبع کندوکاو وسیعتری را جلب میکنند که پتانسیل بالقوهای را برای تبدیل شدن به تعارضات نظامی دارند. واقعیات تاریخی در صحنه روابط بینالملل بیانگر این است که تصمیم گیرندگان به بقای سیاسی و حفظ قدرت به شدت نیازمندند. با مدنظر قرار دادن چنین درکی از تعاملات بینالمللی، به سهولت و بدون درگیر شدن دز مجادلات لفظی بیپایه میتوان به ارزیابی علل وجودی بحرانها همت گماشت. در بطن چنین چارچوبی که به وضوح دلالت بر ماهیت عقلانی رفتار تصمیم گیرندگان دارد توجه یک ناظر به علل معطوف میشود فرصت پیشبینی حیات مییابد. بحرانهای پردامنه بین کشورهای خاورمیانه و آمریکا برآمده از یک مثلث بحران است. تازمانی که سه ضلع این مثلث، حضور دارد تداوم بحرانهای پردامنه را باید انتظار داشت. این بدان معنا است که بحرانها در خلاء حیات نمییابند بلکه بازتاب منطقی برداشت بازیگران (ضلع اول مثلث)، ضرورت حفظ بقا (ضلع دوم مثلث) کیفیت هویت آنان (ضلع سوم مثلث) هستند. با توجه به اینکه در حال حاضر اضلاع مثلث به شکل ذیل وجود دارند وجود بحران در رابطه کشورهای منطقه با آمریکا اجتناب ناپذیر است. این اضلاع عبارتند از:
1- اطلاعات نامتقارن
تا هر زمان سوءتعبیر در خصوص ظرفیتها و توانمندیهای آمریکا و کشورهای منطقه وجود دارد باید انتظار تداوم بحرانهای پردامنه را داشت. وجود اطلاعات غیر یکسان در خصوص نتایج احتمالی تعارض، به ضرورت، سوءتعبیر نسبت به توان چانهرنی و ارزیابیهای غیرواقع از واقعیات را امکانپذیر میکند. وجود اطلاعات غیر قریله بین آمریکا و کشورهای منطقه به معنای وجود اطلاعات شخصی است. یعنی تنها یک بازیگر از طرفین بحران به اطلاعات دسترسی دارد و طرف دیگر به گونهای متقاوت و غیر یکسان بر اطلاعات متکی است.
به این ترتیب، بدهی است که ارزیابیهای غیر واقعی از سوی طرفین پا بگیرد که به لحاظ ماهیت غیر واقعی آن معمولاً به تشدید بحران میانجامد. زمانی که نتایج غیر یکسان از ارزیابی واقعیات و پدیدههای یکسان به لحاظ وجود اطلاعات شخصی حادث شود به ضرورت شاهد سوءتعبیر تصمیم گیرندگان و به تبع آن پیامدهای ناخواسته میشویم.
2- ابهام در تعهدات
معضل آمریکا و کشورهای منطقه خاورمیانه در این است که آمریکا نمیتواند مخالفان منطقهای خود را قانع سازد که قصد ضربهزدن به آنها را ندارد. در عین حال آمریکا نیز از این اطمینان خاطر برخوردار نیست که بازیگران متخاصم خواهان لطمه زدن به منابع منطقهای و جهانی واشینگتن نیستند. در شرایطی که طرفین به شدت در رابطه با نیات یکدیگر دچار نگرانی و دغدغه هستند و به یگدیگر بی اعتمادند طبیعی است که جو روانی حاکم بر تعاملات طرفین آکنده از هراس و وحشت باشد. در فضای عدم اطمینان حاکم بنی آمریکا و کشورهای منطقه وقوف به نیات بازیگران مشکل و دشوار است. این معضل به خصوص هنگامی شدت و حدت مییابد که مباحث ایدئولوژیک کیفیت نگاهها و چشماندازها را رنگین سازد. با در نظر گرفتن اینکه بازیگران با توجه به حفظ و افزایش قدرت مانور باید تصمیمگیری کنند احساس میکنند که باید عدم قطعیت را در تصمیمات خود به حداقل رسانند.
3- تقسیم ناپذیری موضوعات
درک این نکته حیاتی بسیاری از اوقات از زاویه تحلیل به دور میماند که کشورها در جهت حفظ هویتی که خود را به آن تعریف میکنند در رابطه با بعضی از موضوعات بسیار حساس هستند. همانطور که آمریکا در اذهان عمومی و در رابطه با دیگر قدرتها براساس یک مجموعه از ویژگیها تعریف میشود و اعتبار مییابد پر واضح است که بازیگران دیرگیر با آمریکا نیز از تعریفی متمایز برخوردار باشند، یکسری ویژگیها است که آمریکا را متمایز میکند همانطور که یک مجموعه از ویژگیهاتعریف میشود و اعتبار مییابد پر واضح است که بازیگران درگیر با آمریکا نیز از تعریفی متمایز برخوردار باشند. یکسری ویژگیها است که آمریکا را متمایز میکند همانطور که یک مجموعه از ویژگیها است که کشورهای منطقه را هویت میدهند. با توجه به نیاز به هویت بومی که مبتنی بر ارزشها و هنجارهای خاص است بازیگران در راستای حفظ بقا و امنیت خود باید در رابطه با بعضی از موضوعات که تعریف کننده موجودیت و هویت آنان است از هرگونه مصالحه و بده و بستان بپرهیزند. با درنظر گرفتن این واقعیت که مولفههای شکل دهنده هویت آمریکا با معیارها و ملوفههای شکل دهنده کشورهای درگیر با آمریکا از زاویه دید تصمیم گیرندگان از تفاوت و تمایز کیفی و ماهوی برخوردار هستند بعید به نظر میرسد که مصالحه بر سر موضوعات تعریف کننده هویت تصمیم گیرندگان بتواند تحقق یابد. موضوعات تقسیم ناپذیر و به دور از امکان مصالحه که متعدد هم است منجر به شکل گرفتن شرایطی شدهاند که فرصت حیات به فضای بده و بستان را به گونهای فزاینده تقلیل دادهاند. با درنظر گرفتن این سه ضلع مثلث است که باید اذعان کرد استعداد فراوانی برای آمریکا و کشورهای خاورمیانه در خصوص تنیدگی در بحرانهای پردامنه وجود دارد و از همین روی است که باید بتوان به تحلیل و پیشبینی در خصوص ماهیت تعاملات در منطقه پرداخت.