تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۵  ، 
کد خبر : ۱۶۳۴۲۷

نقش اشرف پهلوی در استعفای دکتر مصدق


فائزه توکلی
قیام سی‌ام تیر 1331 نقطه عطفی در مبارزات نهضت ملی شدن صنعت نفت و یکی از جنبش‌های اصیل سیاسی ـ اجتماعی تاریخ معاصر ایران و اوج تجلی اراده مستقیم مردم در تاسیس دولتی مبتنی بر خواست ملت بود. پس از برگزاری انتخابات دوره هفدهم و افتتاح مجلس شورای ملی و بازگشت دکتر مصدق از دادگاه لاهه و در بحبوحه مبارزات نهضت ملی شدن نفت با وجود اظهار تمایل اکثریت نمایندگان مجلس جدید به نخست‌وزیری مجدد دکتر مصدق ناگهان وی از سمت خود استعفا داد.
علت این امر کارشکنی‌های اقلیت‌ مجلس تحت رهبری سیدحسن امامی، عدم ابراز تمایل مجلس سنا به زمامداری دکتر مصدق و اختلاف بر سر درخواست اختیارات بیشتر برای نخست‌وزیری و علاوه بر آن دخالت‌های فتنه‌جویانه مادر و خواهر شاه بود.
بسیاری از وقایع و تحولات سیاسی که در فاصله دوازده سال یعنی 1332 - 1320 به وجود آمد، بی‌ثباتی در عمر کابینه‌ها و دولت‌ها که متوسط عمر هر کابنیه به کمتر از 5 ماه و جابه‌جایی 12 تن از نخست‌وزیران طی دوازده سال و تشکیل 13 کابینه بود را دامن زد که در راس آنها نیروهای بالقوه اجتماعی بودند که به دلیل شکسته شدن سیطره دیکتاتوری پای به میدان تحریکات سیاسی، اجتماعی گذاشته و تلاش می‌کردند هم از نظر اقتصادی وضعیت خود را بهبود بخشند و هم از نظر سیاسی قدرت بهتری به دست آورند. لذا در این میان اشرف سال‌ها از جمله یکه‌تازان میدان سیاست ایران و حاکم بر دولت‌های وقت بود.
در راس عواملی که منجر به روی کار آمدن قوام‌السلطنه و پیشامد وقایع سی‌تیر شد قبل از همه اشرف و ملکه مادر و بعد سیاست خارجی نقش مهمی را بر عهده داشته‌اند. تقریباً هفت ماه قبل از وقایع سی تیر بود که دکتر مصدق از دست مداخلات ناروای شاهدخت اشرف و ملکه مادر می‌خواست استعفا بدهد. توضیح آنکه روز دوشنبه 25 آذر 1330 ناگهان خبری به سرعت در محافل سیاسی تهران انتشار یافت. این خبر ناگهانی خبر استعفای غیر مترقبه دکتر مصدق بود. دکتر مصدق جداً تصمیم به استعفا گرفته و حتی اعلامیه مربوط به این موضوع را نیز برای انتشار در رادیو آماده کرده بود.(مکی، 1366، ص 93). خبر استعفای ناگهانی دکتر مصدق در جراید نیز انعکاس یافت:
روزنامه «ایران ما» در شماره مورخ 29 آذرماه خود می‌نویسد: «روز شنبه دکتر مصدق آقای علاء وزیر دربار را خواسته و گله زیادی از دربار کرد و گفته است که علیاحضرت ملکه مادر و والاحضرت اشرف با اغلب نمایندگان مخالف دولت در مجلس ارتباط سیاسی نزدیک دارند و مخالفین دولت را پیوسته تحریک و تشویق می‌کنند و آقای «میدلتن» کاردار سفارت انگلیس نقشه‌های مخالفت‌آمیز خود را در دربار طرح می‌کند، اگر ارتباط دربار با وکلای مخالف دولت قطع نشود من با بیان علت استعفای خود برای مردم کناره‌گیری خواهم کرد...»
پیش از آن اشرف در دوران تبعید محرمانه خود در اروپا به سر می‌برد به طوری که روزنامه فرانسوی «لایرس» در همان اوقات نوشت: «مخالفین سیاسی مصدق را در کشورهای اروپای غربی به دور خود جمع و مبارزه علیه دولت را در خارج از ایران ادامه می‌داد. از یک طرف به انتشار مقالات و مطالبی علیه دکتر مصدق در مطبوعات اروپایی مبادرت می‌کرد و از طرفی مرتباً نامه‌هایی به برادر تاجدار خود و سایر کسانش می‌نوشت و آنها را علیه مصدق دائماً تحریک می‌کرد تا اینکه در تابستان 1331 اشرف برای نخستین بار با جناب اشرف (قوام‌السلطنه) در اروپا ملاقات کرد.» (مکی، 1366، ص 94)
در این ملاقات اشرف به قوام گفت: «طبق گزارش‌های مرتبی که از مقامات مختلف در تهران مستقیماً برای من می‌رسد عفونت دستگاه حکومت همه را متنفر ساخته و وجود شخصیتی چون جناب اشرف (قوام‌السلطنه) در این موقع بیش از هر وقت دیگر برای کشور خصوصاً خاندان ما ضرورت دارد به ایران تشریف ببرید و حکومت را با اقتدار تمام در دست بگیرید اما قبل از عزیمت سری به «جزیره بوزینگان دریایی» بزیند، اینان در مجلس و دربار نفوذ بی‌حد و ناگسستنی دارند.»
قوام‌السلطنه راه تهران را در پیش گرفت و از آن پس رشته مکاتبات بین اشرف و جناب اشرف مرتباً برقرار بود. نامه‌های اشرف به قوام‌السلطنه و سایرین به تصور سانسور دکتر مصدق و از بیم آن با پست عادی فرستاده نمی‌شد بلکه به وسیله شوهرش احمد شفیق که ریاست اداره هواپیمایی را به عهده داشت، توسط خلابان‌های مورد اعتماد که هر هفته چند بار به اروپا رفت و آمد داشتند، انجام می‌گرفت. قوام‌السلطنه در ورود به تهران نسخت به سراغ دربار رفت و به توصیه اشراف با ملکه مادر که به عقاید و نظریات دختر زیرکش بیش از پسر تاجدار خود معتقد بود، تماس گرفت. دو هم سن و هم درد به زودی به زبان یکدیگر را فهمیدند و به سرعت فعالیت را آغاز کردند.
اعضای پراکنده باند و نماندیگانی که در دوران حکومت مصدق جز حقوق ناچیز نمایندگان استفاده‌ای نداشنتد، بوی کباب شنیده گرداگرد آنهار ا فراگرفتند و آنقدر جلسات شبانه و روزانه آشکار و مخفی تشکیل دادند تا حکومت مصدق را ضعیف کردند. در این موقع آن است که بازگردد و فرماندهی را بر عهده گیرد و او هم بالافاصله حرکت کرد. روزی که اشرف از مسافرت خود به اروپا بازمی‌گشت همین که از هواپیما پیاده شده و عده کم مستقبلین را دید، خیلی ناراحت و در عین حال متوحش شد. او کمی و زیادی مستقبلین فرودگاه را معیاری برای شدت و ضعف دولت دکتر مصدق فرض کرده بود ولی جمعیت کم فرودگاه خاصه که از دولتیان و سرشناسان کسی در میان آنها دیده نمی‌شد، نشان می‌داد گزارش‌های تهران درست نبوده است.
به همین علت سردرد را بهانه ساخته در فرودگاه با هیچ‌کس حرف نزد. اشرف اشتباه کرده بود. طرفداران موثر و شاغل از بیم گزارش مامورین به مصدق به پیشواز وی نرفته بودند و به او نیز فهماندند که رسماً و ظاهراً از پذیرفتن اشخاص خودداری کند و عجابتاً مبارزه باید جنبه «زیرزمینی» داشته باشد.
به همین مناسبت «دربار اشرف» را که در دوران حکومت هژیر و ساعد قبله حاجات و مرکز بار عام بود، سکوت و سکونی مرموز فراگرفت ولی مبارزه زیرزمینی، دید و بازدیدها و مهمانی‌ها و شب‌نشینی‌های خصوصی و مذاکرات تلفنی و کمک به ظهور و انتشار مطبوعات خودرو و موسمی به شدت آغاز و نتایج آن یکی پس از دیگری به صورت انتخاب مورد نظر دربار به ریاست مجلس و رای سفید سناتورهای انتصاب دربار در مقابل 14 رای تمایل به مصدق و عدم تمکین فرماندهان ارتشی شهرستان و غیره و غیره ظاهر شد تا منجر به استعفای مصدق روی کار آمدن قوام شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات