محمدعلی کریمی
فضای سیاسی کشور امروز به گونهای است که بسیاری از اصولگرایان نیز انتقادات جدی به نحو پارهای از مسایل دارند. مجلس شورای اسلامی و جامعه هم انتظار اصلاح اساسی در این شیوهها را دنبال میکنند. اصلاحطلبان میتوانند اشتباهاتی که در اجرای تصمیمات درست وجود دارد را اصلاح کنند. باید نخبگان مختلف کشور در عرصه اصلاحات، در حوزههای مختلف اقتصادی، فرهنگی و سیاسی گردهم بیایند تا جواب این سوالات را بررسی کنند. باید روشن کرد که دقیقا اصلاحطلبان نسبت به جزئیات امور کشور چه موضعی دارند. عدهای معتقدند که اصولگرایی صرفا یک لفظ و عنوان است اما اگر اصولگرایی را معادل پایبندی به اصول مورد تعقیب اسلام و سپس انقلاب اسلامی بدانیم که به ترتیب از سوی دین شریف ما، انقلاب اسلامی، امام راحل و نهایتا مسئولان نظام مطرح و مورد تأکید واقع شده، در این صورت باید دقت کرد اصلاحطلبان هم تماما از عمق وجود به این اصول اسلام و انقلاب پایبند هستند بلکه بیش از آن هم به دنبال اصلاح و رفع اشکالاتی هستند که در روشها و سیاستهای اداره کشور وجود دارد. در حال حاضر برخی از سیاستگذاریها و تصمیمات با اشکالات همراه است. لازم هم نیست در این زمینه خیلی به دنبال استدلال و اثبات باشیم. اصلاحطلب دو بعد اصلاح و بهبود روشها و اصلاح سیاستها به همراه دارد. ما میتوانیم انحرافات و نادرستیهای شکلگرفته در اداره امور اقتصادی، فرهنگی و سیاسی را اصلاح کنیم.
درباره این سوال که آیا اصلاحات خارج از قدرت هم قابل وقوع است؟ بایدگفت که قدرت شرط لازم انجام اصلاح است. اصلاحات طبیعتا ابزارهایی لازم دارد که یکی از مهمترین آنها، داشتن قدرت و توان اجرایی است. قدرت، لزوما شرط کافی اصلاحات نیست و میتوان خارج از قدرت هم در دفاع منطقی و درست از آرمانها و اصول انقلاب تأثیرگذار بود اما قاعدتا این تأثیر محدود خواهد بود. بنابراین قدرت شرط لازم است و در این صورت هم میتوان با اعمال اجرایی در قدرت، انحرافات صورت گرفته از اصول را اصلاح کرد. مردم جامعه همواره در امور خویش تحت تأثیر نحوه عملکرد برخی از مراجع اجتماعی هستند؛ این مراجع میتوانند روشنفکران و دانشگاهیان یا اصحاب رسانه و حتی همه آنها با همدیگر باشند. بنابراین، مواضع و عملکرد این گروهها در حکومتداری و نگاه مردم تأثیرگذار است و برآیند این اقشار در حقیقت قاطبه مردم هستند که قشری از آنها را عموم، قشری را نخبگان، فرهنگیان، روحانیت و موارد دیگر تشکیل میدهند و آنها همان مرجع اجتماعی اصلی هستند. شاید البته وزن هرکدام از این اقشار با دیگری متفاوت باشد. درباره این که آیا شرایط فعلی کشور برای اجرای اصلاحات مهیاست؟ باید اذعان کرد، قطار اصلاحات به کجا باید برود؟ از چه مسیری و چگونه حرکت خواهد کرد؟ این چگونگی بسیار مهم است و اگر به روشنی تعریف نشود تا جزئیات آن مشخص شود قطعا در حوزههای فرهنگ، سیاست، اقتصاد و سیاست خارجی نخواهیم توانست به رفع و اصلاح اشکالات بپردازیم. باید این ویژگیهای جزئی تعریف شوند تا همه اصلاحطلبان بدانند مرد میدان انجام این اصلاحات کیست.