سیروس محمودیان: هرگز نباید یادمان برود؛ در سال 1358 و در اوج تهدیدات نظامی آمریکا علیه ایران انقلابی، انتشار فریاد رسای «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند» در عرصه جهانی لرزه بر اندام پوشالی آمریکا انداخت. در واقع با این کلام الهی حضرت روحالله (ره) و پایمردی جانانه امت حزبالله در سالهای پایانی دوران جنگ سرد و درست در شب جشن آغاز سروری مضحک! یانکیهای وحشی بر جهان، بر پرستیژ لگنی«مدیریت جهانی» آمریکا نزد ملل محروم و مستضعف جهان مهر ابطال زده شد و عملا با هوا شدن پشم تئوری «جهانیسازی»آمریکاییان کام آنان به تلخی گرایید.
یانکیها نتوانستند غلطی بکنند
در گذر زمان با وقایع شیرینی همچون اشغال لانه جاسوسی، سقوط دولت نفوذی مهدی بازرگان به دلیل افشای مذاکره مخفیانه با آمریکاییها، شکست مفتضحانه آمریکا در حمله نظامی در صحرای طبس، به سرانجام نرسیدن کودتاهای رنگارنگ گانگسترهای مثلا ژنرال و 5ستاره آمریکایی در ایران، حمایت مالی- سیاسی- نظامی از منافقین تروریست و بلوکه کردن قلدرمآبانه 12 میلیارد دلار از اموال مردم ایران در سال58، اعمال تحریمهای اقتصادی و علمی ایران، تلاش مذبوحانه برای راهاندازی جنگهای خونین داخلی در خوزستان، سیستان، کردستان، گنبد و آذربایجان و رسوایی ایرانگیت و رخداد غیرانسانی و ضدبشری سقوط ناجوانمردانه هواپیمای مسافربری ایرباس ایران توسط ناو جنگی آمریکایی با نام «وینسنس»(مستقر در آبهای خلیج فارس و کشته شدن ۱۵۶ مرد، ۵۳ زن، ۵۷ کودک ۲ تا ۱۲ ساله و ۸ کودک زیر 2سال و اعطای بیشرمانه مدال افتخار به ناخدا «ویل راجرز» فرمانده ناو جنگی) و بالاتر از همه تحمیل جنگی 8 ساله و صدها مورد مشابه دیگر ثابت کرد که«آمریکا واقعا هیچ غلطی نمیتواند بکند» و یانکیها برخلاف اوهام باطلشان، خواسته و ناخواسته در سراشیبی تمدن آمریکایی قرار گرفتهاند. به هر حال آمریکا با تکیه بر تجربه 28 مرداد1332 و با هدف مدیریت امور و به امید ایامی خوش در آتیهای نهچندان دور، سرافکنده گامی پس گذاشت و مزورانه میانه میدان دشمنی علنی با ملت ایران را به انگلیس بدسابقه و اروپای سردرگم سپرد.
روباه پیر همراه شوالیه!
باز هرگز نباید از یادمان برود جنگ تحمیلی صدام علیه ایران اسلامی به پایان رسیده و نرسیده، مارگارت تاچر، این عجوزه بدترکیب انگلیس از آستین پلید و نامبارکش مارمولک بیقوارهای به نام«سِر احمد سلمان رشدی»، نویسنده سلطنتی انگلیس که پیشتر با کتاب«بچههای نیمهشب! » به شهرت جهانی رسیده بود بیرون میآورد تا بتواند بیخردانه با آیات شیطانی به تقابل با موج رو به تزاید اسلامخواهی در اروپا بپردازد. اما حضرت امام(ره) با صدور تاریخی فتوای ارتداد سلمان رشدی استراتژی نوینی را رقم میزنند. کشورهای اروپایی با اشاره انگلیس سراسیمه سفرای خویش را از ایران فرامیخوانند تا حضرت امام(ره) حکم تاریخی خویش را پس بگیرند. مدتی میگذرد اما بیاعتنایی امام(ره) به اروپاییها سبب میشود آنان دست از پا درازتر به ایران بازگردند اما انگلیسیهای زخمخورده چندی بعد با اعطای لقب «شوالیه» به رشدی توسط ملکه الیزابت دوم عقده گشایی میکنند. چند سال بعد نمایش دادگاه میکونوس آلمان پیش میآید. این بار انگلیسیها به خیال خام خود در نبود روحالله و در پی باجخواهیهای پایانناپذیرشان اروپاییها را به فراخوانی سفرایشان از ایران تشویق میکنند ولی فرزند خلف روحالله، «سیدعلی» نیز با نشان دادن راه خروج به سفرا، صلابت انقلابی را به نمایش میگذارد. سناریو کاملا تکراری است؛ آب از آب تکان نمیخورد، مدتی بعد همه سفرا داوطلبانه به ایران بازمیگردند.
فرقه فتنه و فتنه انگلیسی
سالها میگذرد. ایام پرحادثه 88 و فتنه سبز از راه میرسد. رادیو و تلویزیون BBC علنا پردههای حیا را کنار زده به مداخله مستقیم در امور ایران میپردازند. مسؤولان درگیر فتنه در سکوت عجیبی بسر میبرند. سفارت انگلیس با سوءاستفاده از این سکوت، آشکارا به مرکز فرماندهی فتنه مبدل میشود. کارکنان سفارتخانه برخلاف عرف دیپلماتیک در تجمعات خیابانی شورشیها حاضر میشوند و عملا براندازی نرم را از کف خیابانهای تهران هدایت میکنند. دستگیری کارکنان سفارت انگلیس آنان را جریتر میکند. اخراج بحق کارکنان سفارتشان را متقابلا با اخراج 2 دیپلمات ایرانی پاسخ میدهند. گویی دیپلماتهای ایرانی هم در انگلیس فتنهانگیزی میکردند! مجلس اصولگرا با کمک دولت اصولگرا طرح کاهش سطح روابط دیپلماتیک با دولت خبیثه انگلیس را در پیچ و خم قانون و قانونگذاری تاب انفعال میدهند و مثلا خود را در حال بررسی رفتار سیاسی دولتمردان انگلیس نشان میدهند تا شاید انگلیسهای بدطینت دست از شیطنت بردارند اما انگلیسیها به خوبی فهمیدهاند که در این سو خبری نیست و آنها آزادند هر غلطی که خواستند، علیه ایران در داخل و خارج از کشور انجام دهند؛ حتی به رسمیت شناختن تروریستهای منافق و آدمکشهای پژاک و جندالشیطانیهای سفاک.
عنصر نامطلوب!
یکسال دیگر میگذرد. سفیر وقیح انگلیس در تهران، «سایمون گس» نوه سر نوبل گس، امضاکننده قرداد استعماری و الحاقی«گس– گلشائیان» در سال 1328 از انفعال معنادار ما به وجد آمده در زیر مصونیت خندهدار دیپلماتیک! با سخنانی سخیف و بیشرمانه هجمه به عزت ایرانی را در دستور کار قرار میدهد و ملت بزرگ ایران را در داخل خاک عزیزش تهدید علنی میکند. او که در حسرت قرارداد استعماری پدربزرگش میسوزد، بهعنوان سفیر انگلیس در ایران اسلامی طی مصاحبهای خجالتآور و کینهتوزانه با BBC فارسی مدعی میشود: «مهمترین مسأله این است که هزینه سرپیچی ایران از خواستههای جامعه بینالمللی را باید بالا برد. آنوقت امیدواریم رهبران ایران به این نتیجه برسند که در ازای رسیدن به توافقی با جامعه جهانی، چه امتیازات و منافعی در انتظارشان است. تحریمها در وضع کنونی اقتصاد ایران نقش بسزایی دارد اما همه گرفتاریهای اقتصادی این کشور ناشی از تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل متحد نیست. برنامه هستهای ایران ممکن است بهطور کامل صلحآمیز نباشد...».
آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروی از هر دو بدتر
به هرحال باید گفت چنانچه مسؤولان از عواقب! تعطیلی سفارتخانه انگلیس واهمه سیاسی دارند حداقل از سر عرق ملی و با اتکا به غیرت دینی سفیر انگلیس را بهعنوان عنصری نامطلوب از کشور اخراج کنند تا هر ننهقمری از آن سوی کشور برای ملت بزرگ ایران جرات خط و نشان کشیدن نداشته باشد. اگر آقایان جرات نداشته یا در وادی انفعال بسر میبرند فرزندان خمینی آمادگی دارند تا همچون سال 58 با تسخیر لانه جاسوسی انگلیس و اخراج فتنهپروران به رسالت انقلابی خویش عمل کنند. هرگز نباید یادمان برود که حضرت امام(ره) در4 آبان 1343 در جریان تصویب ننگین نامه کاپیتولاسیون میفرمایند: «ما زیر چکمه آمریکا برویم چون ملت ضعیفى هستیم؟! چون دلار نداریم؟! آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروى از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پلیدتر اما امروز سر و کار ما با این خبیثهاست، با آمریکاست. رئیسجمهور آمریکا بداند، بداند این معنا را که منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما. امروز منفورترین افراد بشر است پیش ملت ما. باید هیاهو کنید، باید بریزید وسط مجلس، به هم باید بپرید که نگذرد این مطلب، به صرف اینکه من مخالفم درست مىشود؟! دیدید که مىگذرد، پس نگذارید یک همچو مجلسى وجود پیدا کند، از مجلس بیرونشان کنید. ما این قانون را که در مجلس واقع شد، قانون نمىدانیم. ما این مجلس را مجلس نمىدانیم. ما این دولت را دولت نمىدانیم، اینها خائنند به مملکت ایران، خائنند».