شـریف حیـدربیـگی: گفتنی است سیر نگارش این سطور اهمیت دادن به رفتار و گفتار سران فتنه نیست بلکه تنها مرور«بایدها و نبایدها» و بازخوانی تاریخ به قصد تنبّه و عبرتآموزی است. از اینرو لازم است جملاتی از خطبه بسیار مهم «فدکیه» که درباره بزرگان انصار و مهاجرین صدر اسلام ایراد شده، مرور شود. در آن شرایط بحرانی-10 روز پس از رحلت پیامبر اعظم (ص)- یک بانوی 18 ساله خطاب به مدعیان فتنهجو میگوید:«شما در رفاه و عیش و امنیت و خوشی بودید... از لحظات سخت و جهاد فرار میکردید، همواره میل به عقبنشینی داشتید و همیشه آماده بودید که حرفهایتان را پس بگیرید و اصول را ترک کنید؛ ولی ما تا آخر ایستادیم... اما بدانید اگر شما هم کافر شوید، باز هم مساله عوض نمیشود و خدا غنی و بینیاز است و همچنان ستوده.» آنچه از مجموع این جملات برآورد میشود این است که خواص جامعه آنزمان، به خاطر قدرت و ثروت حاضر شدند مرزهای هویتی خود را با لجبازی پشتسر بگذارند و رهبر حکومت اسلامی را به خاطر منافع شخصی، قومی و قبیلهای، مظلومانه خانهنشین کنند. حال این را مقایسه بکنید با فضای کنونی که نفر پنجم انتخابات ریاستجمهوری، اخیرا با سادهلوحی تمام طی سخنانی، نظام شاه را تطهیر کرده و آن را از نظام ما بهتر دانسته و موجب انبساطخاطر مخاطبان رسانههای مختلف جمعی و گروهی شده است! با اندک تاملی میتوان دریافت یکی از مهمترین عللی که ملت ایران با رهبری پیر فرزانه، مخالفت خود را با کلیت رژیم شاه اعلام کرد به خاطر حمایت جبهه استکبار، بالاخص ایالات متحده از آن بود.
شاه بهعنوان فردی سرسپرده و مهره دست آمریکا برای مردم شناخته شده بود. او جایگاه و موقعیت خود را همواره مدیون این کشور میدانست (کاخ سفید با کودتای 28مرداد 32 توانست دولت مردمی مصدق را سرنگون و خاندان پهلوی را سر کار آورد). شاه ماموریت داشت به عنوان ژاندارم منطقه فوقالعاده حساس خاورمیانه، منافع حداکثری آمریکا را فراهم کند. بدهبستانهای نظام سلطنتی و سران استکبار به قیمت فقر و بدبختی و عقبماندگی تاریخی ملت ایران تمام شده بود که موجبات تنفر ملت ایران از آن دو را فراهم آورد. در نتیجه حمایت آمریکا از استبداد برای انقلابیون امری منفی و منفور تلقی میشد. حال سوالی که به ذهن متبادر میشود این است که کدام شرایط تغییر کرده است که برخی از انقلابیون پشیمان، گذشته خود را زیر سوال برده و دوران شاهنشاهی را تطهیر میکنند؟ از طرفی اگر شاه منفور بود به خاطر دستنشانده بودن از طرف آمریکاییان بود، حالا آمریکا از چه کسانی حمایت میکند؟ به راستی که جواب این سوال روشن است و فتنهگران از شاه هم بدترند، بعد نظام شاهنشاهی را بهتر میدانند! قرآن کریم در آیه 107 سوره مبارکه توبه در شرح حال چنین افرادی میفرماید:«(گروهی دیگر از آنها) کسانی هستند که مسجد (ضرار را) ساختند برای زیان رساندن (به مسلمانان) و (تقویت) کفر و تفرقهافکنی میان مومنان و کمینگاه برای کسی که از پیش با خدا و پیامبرش مبارزه کرده بود؛ آنها سوگند یاد میکنند که جز نیکی (و خدمت)، نظری نداشتهایم اما خداوند گواهی میدهد که آنها دروغگو هستند.»
حمایت جبهه استعمار و امپریالیسم رسانهای از بنیصدرها که کمتر از 2 ماه پس از انتخابات معلوم و مشخص شدند امری قابل کتمان نیست و آنقدر اظهر من الشمس بوده و هست که فکر نکنم نیازی به بیان مصادیق یا گزارشهای زیر باشد: علاوه بر گزارش رسمی اوباما به کنگره درباره کمکهای دولتش به جریان فتنه و درخواست بودجه 50 میلیون دلاری صرفا جهت حمایت رسانهای اراذل و اوباش، ژنرال میرزا اسلمبیگ، رئیس سابق ارتش پاکستان نیز طی گفتوگویی اعلام میکند:«اسناد بیچون و چرایی وجود دارد که از دخالت آمریکا در قضایای انتخابات ایران دلالت دارد. این اسناد ثابت میکند CIA، 400 میلیون دلار در داخل ایران هزینه کرده است.» پاول رابرتز از دیپلماتهای سابق آمریکایی نیز طی مقالهای که به نقش آمریکا در حوادث پس از انتخابات ایران اختصاص دارد ضمن اینکه سران فتنه را مهره دست آمریکا معرفی میکند، مینویسد:«در صورتی که از نقطه نظر عاقلانه به انتخابات ایران بنگریم باید از ایرانیان پرسید که اگر کشور شما از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی بهطور مداوم تهدید به جنگ یا حتی حمله هستهای شود- اشاره به تهدید هستهای اوباما در پیام نوروزی خطاب به ملت ایران- آیا شما ترجیح میدهید بهترین مدافع خود (احمدینژاد) را رها کنید و کسی را انتخاب کنید که از سوی آمریکا و اسرائیل [ رژیم اشغالگر قدس] ترجیح داده شده است؟
شما سیاستمداران آمریکایی به خوبی میدانید که مردم ایران کسی را انتخاب نمیکنند که کشورشان را تحتالحمایه آمریکا کند.» با توجه به این حقایق باید از کروبی پرسید که معیار خوب یا بد بودن حمایتهای آمریکا از نگاه شما چیست؟ چرا آمریکای منفور که در آن زمان موافق رژیم شاه و مخالف انقلابیون بود در این دوران از جریان فتنه و برانداز حمایت میکند؟ پیر جماران در بیاناتی زیبا میفرمایند: «نکته مهمی که ما باید به آن توجه کنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم این است که دشمنان ما و جهانخواران تا کی و تا کجا ما را تحمل میکنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند. به یقین آنان مرزی جز عدول از همه هویتها و ارزشهای معنوی و الهیمان نمیشناسند. به گفته قرآن کریم، هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما برنمیدارند مگر اینکه شما را از دینتان برگردانند. ما چه بخواهیم چه نخواهیم صهیونیستها و آمریکا و شوروی در تعقیبمان خواهند بود تا هویت دینی و شرافت مکتبیمان را لکهدار نمایند». (صحیفه جلد 21)