محمدرضا متانت
سه دهه از تبلور نظریه سیاسی شیعه در کالبد انقلاب اسلامی ایران می گذرد. طی سی و یک سال اخیر جریانات و گروه های سیاسی کشور فراز و فرودهای متعددی را تجربه کرده اند اما با این وجود نظام سیاسی در ایران به فرهنگ پایدار و متقنی دست پیدا کرده است. فرهنگ سیاسی در ایران ممیزات و شاخص های خاص خود را دارد که بی شک تحلیل و مداقه آنان در چارچوب های دموکراسی لیبرال و یا سایر گفتمان های سیاسی غالب در جهان نمی تواند ابعاد پیدا و پنهان آن را به طور مشخص بیان کند.
در فرهنگ سیاسی غرب اساس رفتارهای سیاسی را می بایست در جذب حداکثری قدرت برای نیل به حداکثر لذت دانست این در حالی است که در فرهنگ سیاسی مبتنی بر دین اسلام هدف چیزی جز رضایت خالق نیست.با این حال با وجود تفاوت های بنیادین ارزش ها و هنجار ها در فرهنگ سیاسی ایران با نظام واره سیاسی لیبرال دموکراسی همچون “ اصالت قدرت “ و یا “ اساس مشروعیت و مقبولیت” برخی از کارویژه های دموکراسی در غالب نظریه مردمسالاری دینی نیز غنوده است. در واقع جامعیت فرهنگ سیاسی شیعی منتج به گستره ای تام شده است که مفاهیم و مصادیقی همچون پلورالیسم سیاسی و یا شاخص های کمی و کیفی دموکراتیزاسیون را نیز اصالتا در درون خود به همراه دارد .البته باید به این نکته بسیار مهم توجه داشت که مردمی بودن در حکومت اسلامی پدیده ای عرضی نیست بلکه حکومت اسلامی بالذات دارای کمیت های دموکراتیک است.
از این رو بسیاری ازصاحب نظران براین باورند که فرهنگ سیاسی دهه چهارم انقلاب حول تکثرسیاسی نمود و تعالی چشمگیرتری پیدا خواهد کرد . در واقع با گذار از سه دهه ابتدایی و با استقرار نظریه سیاسی شیعی در کالبد جمهوری اسلامی و تحقق رکن رکین حاکمیت الله بر انسان در چارچوب تئوری ولایت فقیه وقت آن فرا رسیده است تا نظام اسلامی به سمت افزایش شاخص های کیفی مردمسالاری و جنبه های دموکراتیک اسلام حرکت جدی تری داشته باشد و اساسا راه را برای آزادی هرچه بیشتر انسان در راه رسیدن به کمال مطلق فراهم آورد.
بر این اساس با نهادینه شدن احزاب و جریانات سیاسی حول دال برتر ولایت فقیه و تبعیت از “ مردمسالاری دینی “ کانون رقابت های سیاسی در چهارمین دهه از انقلاب اسلامی باا تکال بر “پلورالیسم سیاسی “رخ خواهد داد . چراکه نوعا اعتقاد بر آن است که کثرت در عین وحدت خود می تواند به وحدت در عین کثرت کمک نماید . در حقیقت تکثر در رقابت های سیاسی می تواند به فرایند افزایش شاخص های مردمسالاری و کارآمدی کمک کند و تحقق این مفروض خود سبب خواهدشد تا ریشه های نظام اسلامی از استحکام بیشتری برخوردار شوند. اما باید دانست که بایسته های پلورالیسم سیاسی در دهه چهارم از انقلاب اسلامی با وضعیت فعلی حاکم بر رقابت های سیاسی در کشور مغایرت خواهد داشت. بی شک اقطاب در هندسه سیاسی دهه پیشرفت و عدالت نمی توانند بر روی گسل های عمیق اعتقادی آرام بگیرند.به عبارت بهتر جریانات سیاسی باید تحت و تابع فرهنگ سیاسی غالب حرکت کنند و در صدد هم افزایی مشارکت برای نظام مقدس اسلامی باشند.
البته باید به این نکته مهم و بسیار اساسی نیز پی برد که هدف از پلورالیسم سیاسی افزایش شاخص های کارامدی در یک نظام سیاسی واحد است . بی شک انطباق پلورالیسم سیاسی با قرائت های متفاوت از نحوه حاکمیت که از سوی برخی از جریان های سیاسی موجود در کشور پیگیری می شود سهوی نابجاست. در واقع نظریه تکثر گرایی حول محور ولایت فقیه درست در مقابل نظریه ای قرار می گیرد که معتقد است جریانات سیاسی در کشور می بایست بر امواج ضد حکومتی سوار شوند و به تشدید شکاف میان گسل ها بپردازند.
از این رو ضروری به نظر می رسد که در بدایت امر نوعی همگرایی در تبعیت ا ز قانون در کشور پدید آید. حتی در فرهنگ سیاسی لیبرال نیز اساسا نخبگان سیاسی حول محور نظام اتفاق نظر واحدی دارند چرا که فقدان چنین اتحادی موجبات صدمات سیاسی را فراهم می آورد. لذا می توان گفت هسته اصلی پلورالیسم سیاسی در ایران هرگز به شائبه هایی همچون “ قرائت های مختلف و هم ارزش از دین “ مشوب نخواهد شد بلکه حقیقت تکثیر حول یک محور واحد وآن اسلام ناب محمدی (ص) که پیروزی انقلاب را باعث شد.