تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۴  ، 
کد خبر : ۱۶۳۴۹۰

انقلاب در سه حرکت


مهران کرمی
انقلاب اسلامی بر سه شعار استوار بود؛ استقلال، آزادی، حکومت جمهوری اسلامی. شعار استقلال پاسخی بود به بیش از یکصد سال رابطه نابرابر و استعماری با قدرت‌های بزرگ غربی که در ربع قرن متاخر آن با ایالات متحده جایگزین شده بود و قانون کاپیتالاسیون پیشانی آن بود. شعار آزادی مبارزه روشنفکرانه چهره‌ها، سازمان‌ها و گروه‌های مخالف سلطنت و استبداد فردی را نمایندگی می‌کرد و در عین حال تبیینی از رابطه نظام انقلابی با شهروندان خود ارائه می‌داد. شعار سوم روشنگر شکل و ماهیت حکومت بود. در آن زمان هر وقت نامی از جمهوری و حکومت اسلامی به میان می‌آمد بی‌درنگ تنها مصداق تاریخی آن حکومت عدل علی(ع) مثال زده می‌شد تا یادآور الگویی از حکومت باشد که خواست قلبی هر مسلمان شیعی است. انقلاب اما به حال خود رها نشد و فرصت نیافت تا از فردای پیروزی، شعارها و آرمان‌های خود را عملی کند و در همان ماه‌ها و سال‌های نخست درگیر در پروژه‌هایی چون فرونشاندن حرکت‌های واگرایانه و جنگ شد تا شعار استقلال محک خورد. اگر چه انقلاب این آزمون‌ها را با موفقیت پشت سرگذاشت لیکن قرائت اقتصادی از شعار استقلال در قالب خودکفایی بسیاری از شئون زندگی را در برگرفت؛ از سوراخ کردن سوزن خیاطی و خودکفایی در تولید محصولات کشاورزی و دامی گرفته تا پیشرفته‌ترین فناوری‌های روز دنیا از جمله فناوری هسته‌ای که امروز چالش اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی است. این دوران کمابیش یک دهه تا آغاز ریاست جمهوری هاشمی‌رفسنجانی ادامه یافت. رفسنجانی اگر چه کوشید در برخی سیاسیت‌های جمهوری اسلامی تعدیل‌هایی به عمل آورد اما دوران او از بازخوانی شعار استقلال و به ویژه بعد اقتصادی آن فراتر نرفت. بنابراین نمی‌توان دوران او را عصری جداگانه در تحقق شعارهای انقلاب دانست. حرکت دوم انقلاب با پیروزی محمد خاتمی در دوم خرداد 76 و شکل‌گیری جنبش اصلاحات‌ آغاز شد تا شعار دوم انقلاب «آزادی» را تحقق بخشد. در دوران 8 ساله ریاست‌ جمهوری خاتمی توجه به جمهوریت نظام در اولویت قرار داشت و عمده کشمکش‌های سیاسی این دوران حول توسعه سیاسی شکل گرفت. در این دوران آزادی‌های اجتماعی، گسترش خیره‌کننده‌ای یافت و مطالبات سیاسی اهمیت پیدا کرد اما هر چه به مطالبات سیاسی افزوده می‌شد از میزان عرصه کاسته شد تا اینکه در این سطح تفاوت چندانی میان آزادی در آغاز و پایان اصلاحات به چشم نمی‌خورد. وقوع قتل‌ها زنجیره‌ای، حوادث کوی دانشگاه تهران، ترور حجاریان، توقیف مطبوعات و برگزاری چند انتخابات پرتنش، باز نمود تلاش برای پیاده کردن اصل دوم انقلاب بود. دورانی که در آینده بهتر می‌توان شکست‌ها و کامیابی‌هایش را ارزیابی کرد.
جمهوری اسلامی در سال‌های پایانی دهه سوم عمر خود به بازخوانی دیگری دست‌ زده است. نظام در رجعت سوم به اصول انقلابی‌اش با شعار عدالت‌طلبی و ایجاد دولت اسلامی به میدان آمده است تا با تأکید بر اسلامیت به باز پیرایی و پالایش خود از آنچه در این سال‌ها به فقر، فساد و تبعیض دامن زده بپردازد. پیروزی محمود احمدی‌نژاد در سوم تیر 84 آغاز حرکت سوم و رویکرد به شعار سوم انقلاب بود تا شعار‌های سه گانه‌‌ آن با گذشت نزدیک به سه دهه از شروع این حرکت مجال تحقق بیابد. جمهوری اسلامی دیگر نهالی نیست که از همه سو در معرض تندباد حوادث قرار داشت. گذشت 27 سال از عمر انقلاب آن را به درختی تبدیل کرده که همه میوه‌هایش را به بار گذاشته است و نمی‌توان گفت فرصتی نداشته تا شعارها و آرمان‌هایش را عملی کند. در سه دهه گذشته سه نسل از رهبران و مسئولان جمهوری اسلامی فرصت یافته‌اند تا سرنوشت کشور را به دست ‌گیرند. نسل اول کسانی بودند که با بنیانگذار جمهوری‌ اسلامی آمدند و دوران آنها تا سال 76 یعنی نزدیک به دو دهه طول کشید. عمر نسل دوم که پرچم اصلاحات و جمهوریت نظام را بر دوش می‌کشید، به بیش‌ از هشت سال قد نداد و اینک زمان نسل سوم فرا رسیده است که نماینده آن محمود احمدی‌نژاد در انتخابات اخیر رویارویی با نسل اول به رهبری هاشمی‌رفسنجانی را به سود خود پایان داد. رقابت این دو نسل در واقع رقابت دو نوع سازماندهی تشکیلاتی بود. یکی سازماندهی متکثر و متنوع که همه نامداران را به دور خود گرد آورده بود ولی بهره‌‌‌ای از کار تشکیلاتی نداشت و دیگری که هیچ گونه تشکلی حتی آبادگران که همزاد او بودند از وی حمایتی به عمل نیاورد ولی از انسجام و توان سازماندهی فوق‌العاده‌ای برخوردار بود و در بی‌صورتی‌اش صورتی پدید آورد که توانست بیش از 17 میلیون رأی نصیب خود کند. شکست جنبش اصلاحات در انتخابات اخیر و همین‌طور شکست هاشمی‌رفسنجانی کهنه‌کار در برابر احمدی‌نژاد جوان به خاطر همین فقدان انسجام و تشکیلات در عین برخورداری از تشکل بود و متقابلاً پیروزی احمدی‌نژاد مرهون سازماندهی قوی در عین بی‌بهره بودن از تشکیلات ظاهری یا به عبارتی خلوص تشکیلاتی بود. باید دید که حرکت سوم انقلاب چگونه در میانه دشواری‌های پیشرو راه خود را می‌گشاید و آیا این انسجام تشکیلاتی می‌تواند در انتخابات‌های آتی پیروزی اصولگرایان را تکرار کند یا این حرکت به سرنوشت سلف خود دوم خرداد دچار می‌شود. چهار سال آینده و یا هشت سال برای انتظار در دنیای سیاست زمان زیادی نیست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات