نخست اینکه، همگان با درجاتی متفاوت پذیرفته اندکه انسان موجودی خطاپذیر است. ساختار و توانایی ذهن انسان همراه با انفعالات و تجربههای متفاوت او، نوع انسان را به وادی خطا میکشاند.
دوم اینکه، دیپلماسی، آمیزهای از دانش و مهارت در اجرای برنامه سیاست خارجی است. دیپلماسی - که برخی به درستی آن را «فن» نامیدهاند- کاری به غایت پیچیده، ظریف و مخاطرهآمیز است. سوم اینکه، علم سیاست که سیاست خارجی و دیپلماسی در دایره آن قرار دارد، دانشی پیچیده و محصور در مرزهای احتمالات و امکانات است.
چهارم اینکه، دگرگونیها و رخدادها در جهان امروز، بسیار متنوع و متکثر، و سرعت تحولات درعصر جهانگرایی، سرسامآور است. درجهان فراصنعتی، روز به روز به پیچیدگی رخدادها، دشواری تحلیلها و صعوبت تصمیمگیریها افزوده میشود.
این مقدمات چهارگانه به روشنی نشان میدهد که سکانداری سیاست خارجی و مدیریت و کنشگری در دایره دیپلماسی، به دانش، مهارت،تجربه، نوآوری و دلیری نیاز دارد.اکنون به راهکارهایی میپردازیم که میتواند خطاپذیری در سیاست خارجی را به حداقل ممکن کاهش دهد.
فراهم آوردن فضایی آزاد توام با امنیت در جهت گفتوگو و نقد عملکرد سیاست خارجی و ارائه پیشنهادات سازنده. سیاست خارجی نیازمند گشودگی فضای کار و ایجاد زمینه برای جرأت دانستن، جرأت اظهارنظر کردن، ارزیابی کارکرد دیپلماسی و ارائه راهحلهای واقعبینانه است. در هرکشور، هنگامی که آزادی توام با امنیت وارد سرسراهای وزارت امورخارجه شود، مدیران و کارشناسان لایق و کارآزموده، در مطالعه، تحلیل، نقد، طراحی و اجرا، سراز پا نمیشناسند و میدان دیپلماسی، عرصه تحرک، نوآوری، خود انگیختگی و کنش فعال میشود. در برابر، مدیریت یکسویه و آمرانه- از بالا- که همه ایدهها و کارهای اصلی را با نگاهی عمودی «دیکته» میکند، همراه با امنیتی شدن فضای کار و انسداد آزادی بیان و قلم، مدیران و کارشناسان را به انفعالی، بیتفاوتی، بیانگیزگی، انزواطلبی و دلمردگی میکشاند. این وضعیت، پیشزمینهای درشت و ناهمواره در جهت بروز اشتباهات فاحش و گاه جبران ناپذیر در سیاست خارجی است.تقدم دو اصل «امنیت ملی» و «منافع ملی» بر فردمحوری، سلیقههای گذرای شخصی و یا گروهی، و تحمیل چارچوبهای ایدئولوژیک (مرامی، فرقهای) برسیاست خارجی. امنیت ملی و منافع ملی، دو مفهوم عینی، تعریفپذیر و قابل اجماع است. در برابر، فردسالاری، اعمال سلیقهها و شعارهای فهم ناپذیر، ذهنی و «فضایی»،کار سیاست خارجی را به دشواری و انحراف میکشاند. اگر سیاست خارجی به جای آنکه بر مدار قانون و با التزام نسبت به امنیت ملی و منافع ملی اداره شود، به «مزاج» این و آن، به مطامع فرقهای و به اوهام و خیالات دور و نزدیک سپرده میشود، حاصلی جز خسران برای کشور ندارد. راه صواب، التزام به سازوکارهای قانونی و رعایت قواعد عام یاد شده همراه با به کارگیری روش «هزینه، فایده» در سیاست خارجی و کنارگذاشتن «پسند» و «ذوق و سلیقه» این و آن است.
«سیاستگذاری» معقول، عینی، واقعبینانه و کارآمد، از عوامل اصلی و مهم کاهش خطاپذیری در سیاست خارجی است. کافی نیست که دیپلماتهای یک کشور، افرادی مورد اعتماد، کوشا، نوآور و کارآزموده باشند تا مأموریتهای محوله را به درستی انجام دهند. این شرط لازم است نه کافی. کار دیپلماسی آنگاه به سامان درست خود میرسد که دیپلماتها، مأمور اجرای سیاستها و برنامههای فهمپذیر، امکانپذیر، مبتنی بر واقعیت و در جهت تأمین و ارتقای امنیت ملی و منافع ملی باشند.پذیرش فرآیند«تصمیمسازی» در جهت نیل به «تصمیم نهایی»، از حجم اشتباهات در سیاست خارجی میکاهد. نباید از خاطر زدود که سیاست خارجی فرایندی دراز دامن و پر چین وشکن است. تصمیمگیری درگرو تصمیمسازی و تصمیمسازی نیازمند گردش آزاد اخبار و اطلاعات است. امکان ندارد کشوری منابع اطلاعات را یکی پس از دیگری مسدود کند، پنجرهها را ببندد و به درها و دروازهها قفل بزند، اما در عین حال از کارشناسان و مدیران و دیپلماتهای خود، توقع فهم و تحلیل درست رخدادها، ارزیابی دقیق کارکردها و ارائه طرحها و پیشنهادهای مؤثر در عرصه سیاست خارجی داشته باشد. تصمیمسازی، فرایندی دیالکتیکی است. کارشناسان و کارگزاران با موضوع رویدادهای منطقهای و بینالمللی درگیر میشوند، از آنها تأثیر میپذیرند و برآنها تأثیر میگذارند. سرانجام «سنتز»ی پدید میآید که مایه اصلی تصمیمگیری در سیاست خارجی خواهد بود.
بهرهگیری از دانش، تجربه و نوآوری کارشناسان تحصیل کرده، دنیا دیده و کارآزموده، ضریب اشتباهات در سیاست خارجی را کاهش میدهد. اگر معیار جذب و ارتقای کارشناسان، دانش، تخصص، مهارت، تجربه و توانایی باشد، تلاشها با سهولت به توفیقها و دستاوردهای چشمنواز در عرصه سیاست خارجی میانجامد، اما اگر بهواسطه رویههای دلبخواهی، شخصی، فامیلگرایی و فرقهگرایی، افرادی وارد عرصه دیپلماسی یک کشور شوند که فاقد دانش، هوش، تجربه، توانایی و کارآمدی لازم باشند، فرصتها به تهدید، کامیابیها به ناکامی، پیشرویها به عقبنشینی و پیروزیها به شکست مبدل میشود. نباید از یاد برد که کارشناسانِ دانشمند و کاردان، سنگ بنای اصلی دیپلماسی هرکشور و ستوان فقرات دستگاه سیاست خارجیاند. ابتناء تصمیمگیری سنجیده در عرصه سیاست خارجی به مطالعات کارشناسی است. مطالعات کارشناسی در آزادی و امنیت شکل میگیرد و نهادینه میشود. کارشناسی در سیاست خارجی، کاری «نمایشی» و «تشریفاتی» نیست که برای افزودن به رونق بازار ریاست، گروهی دور هم جمع شوند و چیزی بنویسند در صورتبندی آنچه «از بالا» به عنوان برنامه و راهکار ارائه میشود. در مطالعات کارشناسی به معنی علمی، همه چیز در «روابطی شبکهای»، از میان کارشناسان میجوشد؛ یعنی از فهم درست رخدادها و تحلیل و ارزیابی آن، تا تدوین سیاست مناسب و برنامهریزی مؤثر. این که گفته شود متنی بنویسید که شامل«این» موارد باشد، به «این» نتیجهگیری برسد و واجد«این»راهکارها و پیشنهادها باشد، به بازی و طنازی شباهت دارد تا به فعالیت کارشناسی در جهت تأمین امنیت ملی و منافع ملی. کارشناسان و دیپلماتها،ابزار و آلت سیاست خارجی نیستند. آنان در وجه نخست «انسان»اند، به عنوان «غایت ذاتی و فی نفسه»و در وجه دوم، «کارشناس»اند، به عنوان نیروی انسانی و سرمایه اجتماعی و سیاسی هر کشور.
نقش احزاب، نهادهای مدنی، رسانههای گروهی و دیگر کنشگران عرصه عمومی در کاستن از بروز اشتباهات در قلمرو سیاست خارجی، واجد اهمیت بسیار است. نهادهای یادشده درمقام «ناظر»، رفتار دیپلماتیک کشور را مورد نقد و بررسی قرار میدهند، غفلتها و کاستیها را گوشزد میکنند و پیشنهادهای خود را با طراحان و مجریان سیاست خارجی در میان میگذارند. کار کنشگران سیاست خارجی بدون حضور و ایفای نقش ناظران در عرصه عمومی، مستعد در افتادن در ورطه خطا و لغزش است. به کارگیری موارد هفتگانه یادشده میتواند ضریب اشتباهات در سیاست خارجی را به حداقل برساند. در این صورت، سیاست خارجی با روش و آهنگی متعادل طراحی و اجرا خواهد شد، کارشناسان و دیپلماتهای دانش آموخته و کارآزموده، با ادبیات و رفتاری امروزین ( مدنی، فهمپذیر و قاعدهمند) با مقامات کشورها و همتایان خود در ارتباطات منطقهای و بین المللی و سازمانهای جهانی به مفاهمه و مذاکره خواهند پرداخت.
آنان از مرزهای الزامات امنیت ملی و منافع ملی عدول نخواهند کرد، به جای تحقق دیپلماسی سازنده، وقت خود و فرصتهای کشور را با دیگر اقدامات بیحاصل تلف نخواهند کرد، به شمار دوستان میافزایند و از شمار دشمنان میکاهند، همواره راه کرامت را به کار میگیرند، تا مقامات سایرکشورها و مدیران سیاست جهانی، حرمت آنان و کشورشان را نگاه دارند، دست به اقدامات غیرمتعارف نمیزنند، کشورها را علیه خویش برنمیانگیزانند، فرصتها را تباه نمیکنند و خود را در تنگنا و انزوا قرار نمیدهند، تا مجبور نشوند به هر شرایطی تن دهند. همواره از ناظران عرصه سیاست خارجی در اصلاح روشها و راهکارها مدد میگیرند.سیاست خارجی دانش محور، واقع بینانه، خردمندانه و قاعدهمند، کمتر دستخوش اشتباه و خطاکاری میشود و بهتر از استقلال، عزت، حرمت، امنیت و منافع کشور پاسداری میکند.