نقش لیبرالها در انقلاب اسلامی از دیدگاه سران نهضت آزادی
نهضت آزادی در کوشش خود برآنست که ضمن معرفی ملیگرایان به عنوان پیشتازان و بنیانگذاران این نهضت، نقش خود را به عنوان ایدئولوگ و طراح مهندسی انقلاب ارتقا داده و نقش روحانیت و امامخمینی(ره) را به بسیج تودهها و عوام تقلیل بخشند.
بازرگان در تصریح و تلویح، جریانات ملّیگرایانهای که در آنها حضور داشته را بانی و مجری اصلی نهضت مردمی معرفی نموده است. وی اندیشههای نهضت آزادی را اندیشههای حاکم بر مردم در مبارزه با شاه دانسته و افکار امامخمینی(ره) را محدود به خود ایشان و معدودی "خصیصین" و اطرافیانشان معرفی مینماید.
مهمترین تلاش مدون بازرگان در این مسیر را میتوان در تالیف کتاب "انقلاب ایران در دو حرکت" یافت.
کتاب "انقلاب ایران در دو حرکت" بازرگان به خوبی گویای قضاوت نهضت آزادی درخصوص رابطه و نقش این تشکل در قبال انقلاب اسلامی است.
دکتر ابراهیم یزدی نیز همواره به دنبال اثبات تاثیر شگرف نهضت آزادی در پیروزی انقلاب اسلامی است. او نیز بسان مهندس بازرگان در مقاطع متعدد تلاش نموده است تا از روحانیت، چهرهای ناتوان از تحلیل عمیق وقایع و در نتیجه ناتوان از تغییر شرائط بسازد.
اما لیبرالیزه کردن وجهه انقلاب از سوی این جریان به برخورد تحریفی و گزینشی به بنیانگذار آن ختم نگشته و اصل انقلاب اسلامی را نیز مورد تعرض قرار داده است.
بطور کلی این تلاشها که از بدو پیروزی انقلاب آغاز گشته و امروز به اوج خود رسیده است در سه جهت به دنبال لیبرالی و ملی جلوهدادن آرمانهای نهضت اسلامی میباشد:
1. لیبرالها با تاسی از مهندس بازرگان برخی از گرایشات انقلابی امامخمینی(ره) از جمله مواضع ایشان علیه لیبرالها، استکبار جهانی و نیز حمایت از اجرای اندیشه ولایتمطلقهفقیه را متاخر از انقلاب اسلامی و متاثر از جو انقلابی کشور جلوه میدهند.
2. لیبرالهای مذهبی در سالهای اخیر و بویژه در یک سال گذشته به دنبال چهرهسازی از امامخمینی(ره) بر مبنای ایدهآلهای خود میباشند و بدون اندک استنادی به بیانات ایشان، مواضع خود را برآمده از مکتب امام(ره) معرفی مینمایند.
3. این جریان در بعدی دیگر در تلاش هماهنگ رسانهای و آکادمیک به برجستهسازی افراطی نقش جریانات لیبرال مذهبی در تحقق انقلاب اسلامی مشغولند.
هدف این تلاشها واضح است. لیبرالهای سرخورده در اوان دهه چهارم انقلاب اسلامی با کنار هم گذاردن این پازل تحریفی (برجستهسازی نقش اندیشههای لیبرالی خود در جریان انقلاب اسلامی و تهی نمودن وجهه امامخمینی(ره) از مواضع انقلابی) در ذهن مخاطبین برآنند تا ادعای خود در غاصبانه بودن حکومت آرمانهای انقلابی و تحریف مسیر انقلاب توسط مکتبیها را قابل پذیرش سازند.
برآیند حوادث نهضت اسلامی در آغاز آن و مواضع لیبرالها در قبال آن گویای دو مطلب است.
نخست آنکه برخلاف بسیاری از نظرات انقلاب اسلامی رایج در فضای آکادمیک کشور که با مطرح نمودن عواملی چون "مدرنیزاسیون"، "عدم توسعه سیاسی"، "توسعه اقتصادی سریع"، "توسعه اقتصادی ناموزون" و ... به عنوان عامل اصلی انقلاب اسلامی، لجوجانه در پی حذف اسلام از این انقلاب هستند، این عامل بیش و پیش از هر عاملی در آغاز نهضت اسلامی دخیل بوده و دوم آنکه برخلاف ادعای روشنفکران، نهضت اسلامی نه تنها لبیکی به دعوت روشنفکران نبوده که در معدود مقاطع مبارزاتی آنان زمینه را برای حضور موقت آنان فراهم ساخته است.