تصویر چندین مرد پاکستانیتبار، با ریشهای شلخته و صورتهایی که آنها را به اعضای القاعده شبیه میکند دو هفتهیی است در روزنامههای توده پسند سراسر اروپا، بخصوص بریتانیا انتشار مییابد تا بار دیگر اذهان ساکنان قاره سبز بر سر مسأله «تروریسم» متمرکز شود.
ناقوس تسلیت کلیساها، مراسم بزرگداشت و احترام به بازماندگان قربانیان حمله تروریستی 7 ژوییه همچنان در حال انجام است و از مجلس عوام نطقهای آتشینی در محکومیت این حمله به گوش میرسد.
در میان عامه مردم نیز فابیر «هراس» عجیبی نسبت به اتباع شرق کشورهای اروپایی در حال تکوین است. یک خبرنگار بیبیسی چند روز پیش گزارش داده بود «در خیابانی در لندن، یک زن بریتانیایی که به جستوجوی آدرس محلی میگشت، وقتی مردی با چهره شرقی خواست راهنماییاش کند، با ترس و عجله پا به فرار گذاشت» مسلمانان انگلیس از رفتار غیر متعارف شهروندان بریتانیا با خود سخن میگویند. محلههای مسلماننشین مدام تهدید میشود، اسکاتلند یارد برای حفاظت جان اتباع مسلمان، ناچار به استفاده از نیروهای مخصوص در این محلها شده است. به غیر از مسلمانان، اتباع دیگر کشورهای شرقی و حتی جهان سومی نیز از عدم امنیت روانی و جانی خود پس از حملات تروریستی اخیر سخن میگویند؛ پلیس انگلستان غیر اروپاییها را به چشم مظنونین تروریستی مینگرد. مرد 27 ساله برزیلی که پنجشنبه گذشته توسط پلیس انگلستان به ضرب 5 گلوله کشته شد، مصداق چنین ظنی در افکار عمومی و حتی نیروهای امنیتی بریتانیاست.
اگرچه تونیبلر (نخست وزیر) و «شهردار» شهر در انگلستان در نطقهای پس از حملات تروریستی بارها تکرار کردهاند که «تروریستها در هدفشان برای ایجاد تفرقه میان اقوام و مذاهب مختلف انگلیس موفق نخواهند شد» اما به نظر میرسد ماشینهای ترور تا حدی توانسته بغض و کینه را در دل برخی متعصبین بارور کند.
در نیوزیلند، کشوری که فاصله جغرافیایی زیادی با انگلستان دارد، افراطیها به چندین مسجد حمله کردهاند. آنها اتباع غیر اروپایی را تهدید کردهاند و در اماکن عمومی مانند اتوبوس و متروها از نشستن کنار «کله سیاهها» امتناع میکنند. روزنامههای بریتانیایی، به نقل از شهروندان میگویند که وضع پیشآمده اخیر، وضع ناگوار و تلخی است. آنها معتقدند نیم قرن پس از خاموشی شعلههای آتش جنگ دوم جهانی، این اولین بار است که اروپاییها، چنین آشفته و نگران به نظر میرسند.
پس از انفجارهای 11 سپتامبر در خاک ایالات متحده، دو سال پیش، مادرید هدف بمبگذاریهای تروریستی قرار گرفت، امروز لندن درگیر فاجعه شده است و «رم» از سوی تروریستها به عنوان هدف بعدی بشدت تهدید شده است. دولتمردان اروپا و آمریکای شمالی نیز هر چه میکوشند نمیتوانند به شهروندان خود اطمینان دهند که بطور کامل جلوی حملات بعدی گرفته خواهد شد. فعلاً فضا به گونهیی است که هانتینگتون مبتدع نظریه جنگ تمدنها میتواند به خود ببالد، دست کم این جنگ تمدنی در ابعادی به وقوع پیوسته است. هر چند تروریستها که عنوان اسلامی برای خود برگزیدهاند، از سوی جامعه مسلمانان، به عنوان نیروهایی مطرود و منحرف تلقی میشوند، اما در اذهان اروپاییها تمام شرق اینک در مضان اتهام است و این یعنی همان تقابلی که ساموئل هانتینگتون، جمهوریخواه آمریکایی بر آن پای میفشارد. این اتفاقات در حالی روی میدهد که تقریباً هیچ چشمانداز روشن و امیدوار کنندهیی از آینده نیز به چشم نمیخورد. نو محافظهکاران آمریکایی مدام به تروریستها هشدار میدهند، دولتمردان اروپایی هم اقدامات امنیتی گستردهیی را برای کنترل و دفع تروریسم در دست اجرا دارند، اما همه این رهبران میدانند که آسیب رساندن به تروریستها، بسادگی صورت نمیپذیرد، زیرا آنها دارای یک ارتش منظم، لجستیک و موقعیت جغرافیایی خاص نیستند. حرکت تروریستها به یک عملیات شبه چریکی شبیه است و بیش از آنکه بر پایگاهی نظامی متکی باشد، آبشخورهای فرهنگی و اندیشهیی دارد.
تمام این شرایط، روزهای بسیار سختی را برای ساکنان اروپا به وجود آورده است. اکنون دو ارزش بنیادی نزد مردم این قاره یعنی امنیت و آزادی، توامان با چالشهای جدی مواجه است. اولی از سوی تروریستها و دومی از سوی دولتهای متبوعشان، شبح حملههای تروریستی، همه جا جان اروپاییها را تهدید میکند و در عین حال، پلیس و سازمانهای امنیتی نیز به بهانه استقرار امنیت، آزادیهای فردی و عمومی شهروندان را سلب کردهاند. در آمریکا دولت اجازه یافته تا به شنود مکالمات تلفنی بپردازد، در مسافرتها، نظارتهای دقیقتری اعمال میشود حتی کیف مسافران مترو، هنگام عبور از گیت، توسط پلیس کنترل میشود. در این شرایط، اگر اقدامات تروریستی تکرار شود، به احتمال زیاد کنترلهای دولتی بر مردم از این هم بیشتر خواهد شد. امری که ممکن است دستاوردهای چند سده مبارزه برای دستیابی به امنیت و آزادی را با بحرانهای جدی مواجه سازد. با این حال، همه امیدوارند که کابوس حمله برای همیشه از اذهان پاک شود، چرا که اروپاییها ممکن است قادر باشند وضع استثنایی موجود را برای مدتی تحمل کنند، اما بیشک هیچگاه به آن عادت نخواهند کرد.