* در ابتدا تعریفی از حزب داشته باشیم. به نظر شما حزب چیست و جایگاه آن در کشور کجاست؟
** آنچه که در ادبیات علوم سیاسی در تعریف حزب گفته می شود این است که حزب ، نهاد یا به عبارتی گروهی است که دارای مرام ، عقیده یا یک ایدئولوژی خاصی هستند، اما چون هر اقدامی باید هدفی داشته باشد هدف از تشکیل حزب آن است که اعضایش دنبال این هستند که قدرت را به دست بگیرند و با توجه به اعتقاداتشان ، به اداره جامعه بپردازند. بنابراین یکی از مواردی که جزو فلسفه وجودی احزاب است، تلاش برای کسب قدرت است. اساسا مفهومی تحت عنوان حزب ، یک پیوند تنگاتنگی با مفهوم قدرت دارد به طوری که نمی شود واقعا این دو را از همدیگر تفکیک کنیم. اساسا حزب برای قدرت است و حزبی که دنبال قدرت نباشد در اساس حزب نیست. بنا بر این اگر تشکلی وجود داشته باشد که تشکیلاتی داشته باشند و بخواهند در عرصه سیاست تاثیر گذار باشند اما دنبال این نباشند که قدرت را به دست بگیرند، آنها حزب نیستند.
* اما اکنون در کشور ما و بسیاری از کشورهای جهان تشکل هایی وجود دارد که حزب نیستند و تاثیرگذاری دارند؟
** البته این تشکل ها هستند، اما در بهترین حالت، یک گروه با نفوذ یا گروهی هستند که می توان از آن به عنوان گروه فشار نام برد اما اینکه کدام مرجع حامی آن باشد و با چه ابزارهایی کار کند، با توجه به ماهیتش می تواند فرق داشته باشد. در نهایت اگر بخواهیم یک بحث جامعی از حزب داشته باشیم، در کل با توجه به این صحبت، وجه ممیزه حزب با سایر گروهها این است که حزب به دنبال قدرت است. حالا اینکه بعضی ها چه گفتند و چه کردند یا چه می کنند، تعاریف دیگری دارد.
* مدتی است که مسوولان به ویژه دولت و برخی نمایندگان مجلس نظر مساعدی به حزب نداشته و نه تنها این بحث تعریف شده در قانون اساسی را قبول ندارند بلکه علیه این عنوان قانونی اقدام می کنند، چرا؟
** شرط اول آن است که باید ببینیم در کشور ما می خواهند اساسا حزب وجود داشته باشد یا نمی خواهند؟ اکنون وضعیت حزب در کشور ما بسیار عقب مانده تر از آن است که بخواهیم در موردش صحبت کنیم و به این سوال پاسخ دهیم که احزاب ایران دنبال قدرت هستند یا نیستند ؟ آیا می خواهیم حزب وجود داشته باشد یا نمی خواهیم. تاسف آورتر این است که اکنون برخی فعالان سیاسی را داریم که خودشان حزب دارند اما به اشکال گوناگون آن را زیر سوال می برند . نکته بعدی که باید باز هم با تاسف از آن یاد کرد این است که بعد از مدتها که کشورهای جهان با دموکراسی های پیشرفته تمرین وجود تحزب کرده اند و حزب هم کارایی خودش را در اداره جوامع نشان داده است اکنون بعد از گذشت مدت ها، بعضی از مسوولان ما این بحث را مطرح می کنند که اساسا آیا حزبی باید وجود داشته باشد یا نیاز نیست که حزبی داشته باشیم و این دیگر تراژدی ترین بحثی است که الان ما در کشور داریم.
* چرا مسوولان از حزب گریزان هستند، آیا احزاب به زیان کشور کار کرده اند که چنین واکنش هایی نشان داده می شود؟
** البته باید دید منظور از زیان چیست؟ اگر منظور این است که احزاب بله قربان گو باشند و از اشکالات و مسایل کشور انتقاد نکنند و هر آنچه که دولتمردان یا مسوولان انجام داده و فرمان دادند به به گو باشند که این دیگر حزب نیست بلکه نهادی در دل قدرت است. اکنون با نگاهی به سابقه گذشته ایران، ملاحظه می شود که ایران و ترکیه فعلی جزو اول کشورهای خاور میانه هستند که احزاب را به معنای مدرن و امروزی آن نشان می دهند و در کشورهای خودشان تاسیس کردند. اما با هزار افسوس باید بگویم که بعد از مدتها که سابقه فعالیت حزبی در کشورمان داشتیم و بیش از یک قرن که از عمر تحزب در کشورمان می گذرد، بعضی ها الان سوالاتی مطرح می کنند که آیا اساسا نیاز است حزب در کشور وجود داشته باشدیا نه؟
* چه اصراری بر وجود احزاب در کشور وجود دارد؟
** حقیقتش این است که امروزه اداره جوامع آنچنان پیچیده شده که دیگر یک فرد خاص هر چند هم قوی، کارآمد و توانا باشد از عهده آن جامعه بر نمی آید و نمی تواند یک تنه تمام امور اجرایی را عهده دار شود. همین طور یک مجلس هم اگر از افرادی تشکیل شود که به اصطلاح با تفکرات متنوع اما در حالتی پراکنده هستند، بدون اینکه هویت گروهی خاصی داشته باشند، آن افراد در آن مجلس هم به عنوان یک مجلس قانونگذاری نخواهد توانست به خوبی قوانین مورد نیاز جامعه را تدوین کند و به خوبی در جهت اداره جامعه حرکت کند. امروزه افراد درعرصه سیاست با حزب هویت پیدا می کنند. در واقع می توان گفت که یک باشگاه های سیاسی و طبیعی تحت عنوان حزب در دمکراسی های جدید شکل گرفتند و این باشگاه ها از جنبه های مختلف به ارایه برنامه و طریق می پردازند. در عرصه اقتصاد، در عرصه سیاست، در عرصه فرهنگ، در عرصه اجتماع و سایر عرصه ها برنامه هایی را تدوین می کنند. یعنی یک کار گروهی انجام می دهند و شیوه های اداره کشور را بدین طریق تعیین می کنند.
* در این شرایط که تعریف کردید دولت ها کاره ای نیستند و احزاب دولت های پشت پرده می شوند آیا این درست است؟
** البته که درست است زیرا دیگر مهم نیست که چه فردی در کانون خاص قانونگذاری یا اجرا قرار بگیرد و بخواهد به شکلی سلیقه ای و نه بر اساس برنامه های از پیش تعیین شده مدیریت کند، چون برنامه ها وجود دارد و فقط افراد میآیند و آن برنامه ها را عملی می کنند. در این حالت اداره جامعه در واقع به حزب سپرده شده است . اما در جامعه ما می بینیم که وضعیت به این شکل نیست و مدیریت ها کاملا سلیقه ای و شخصی است بنابر این مشاهده می کنیم که دولت امروز برنامه های دولت دیروز را قبول ندارد و اجرا نمی کند و این ترس وجود دارد که دولت فردا نیز برنامه دولت امروز را قبول نداشته واجرا نکند. در این شرایط اداره جامعه را به افرادی سپرده ایم که تعهدی به برنامه های قبلی ندارند چه در مجلس و چه در دولت، فرق ندارد، حتی گاه در مجلس هم این شکلی است. خیلی از نماینده های مجلس به این افتخار می کنند که آدم های حزبی نیستند و واقعا هم همین طوری است. مجلس ما هم مجلس حزبی نیست. بنابراین افراد پراکنده ای در داخل مجلس هستند که باعث می شود در موارد متعددی هماهنگی هایی که لازمه اداره کشور است شکل نگیرد. به ویژه در ارتباط با بحث بررسی قوانین و مصوبات که داریم به شکل فردی عمل می کنیم و در نتیجه با این شیوه، قوانین مناسبی در کشوربه تصویب نمی رسد.
* قوانین که باید در سایه تضارب آرا بررسی و تصویب شود چگونه معتقدید که نمایندگان مجلس نباید مستقل باشند بلکه باید به حزب وابسته شوند؟
** اگر حزب در کشور وجود داشت و انتخابات ما در کشور حزبی بود، یعنی به جای اینکه به فرد رای می دادند به حزب رای می دادند، وضعیت ما طور دیگری می شد. اکنون مدیریت سیاسی قوی تری را در کشورمان داشتیم و در قوه مقننه و قوه مجریه می توانستیم با برنامه بهتری در جهت اداره کشور حرکت کنیم. حقیقتا یکی از مواردی که الان باعث نوعی بی برنامگی چه در قوه مجریه و چه در قوه مقننه شده، به خاطر همین است که احزاب کشور به معنای واقعی فعال نیستند و فراکسیون هایی که در داخل مجلس شکل گرفته، فراکسیون هایی نیستند که در احزاب سیاسی شکل گرفته باشند و بخواهند برنامه های خاص حزبی را در داخل مجلس عملی کنند. در دولت هم باز به همین شکل است. بنابراین می بینیم که وعده هایی را مسوولان اجرایی یا نمایندگان در هنگام انتخابات و اخذ رای سر می دهند که بعدش می آیند و به راحتی زیر وعده هایشان میزنند و در نهایت مسایل دیگری را مطرح می کنند.
* نمونه ای از این شعارهای انتخاباتی که محقق نشده را ذکر کنید؟
** نمونه های بارز فراوانی وجود دارد اما یکی از بارزترین ها ، شعار انتخابات دوره نهم آقای احمدی نژاد یعنی بحث آوردن پول نفت بر سر سفره های مردم بود و بعد هم خودش به شکلی منکر شد که چنین بحثی را عنوان نکرده است. اگر یک حزبی وجود داشت که چنین بحثی را عنوان و خودش را متعهد کرده بود که این شعار را عملی کند، نمی توانست به راحتی آن را انکار کند. زیرا حزب معمولا آینده سیاسی خودش را در نظر دارد و مقطعی به مسایل نگاه نمی کند. اما هنگامی انتخاب فردی باشد و تعهد حزبی نباشد، یک فرد وقتی انتخاب شد می گوید 4سال و نهایت 8 سال در این مقام هست و بعدش هم که دیگر خداحافظ. بنابراین به فکر آینده نیست. اما یک حزب به فکر هویت سیاسی، آینده حزبی، پایداری هویت سیاسی و به فکر جذب مخاطبان بیشتر است به همین خاطر وعده هایی که می دهد سعی می کند آنها را عملی کند. یعنی حزب وعده نمی دهد اما وقتی و عده ای می دهد می خواهد که آن وعده را عملی کند، زیرا برنامه ریزی شده و حساب شده عمل می کند و آینده را در نظر می گیرد.
* به تازگی رئیس جمهور در سخنرانی هایش اعلام کرده که در کشور فقط یک حزب داریم و سایر احزاب را به نوعی رد کرده است، آیا ایران در حال حرکت به سوی تک حزبی شدن است؟
** آنچه که آقای احمدی نژاد تحت عنوان تک حزبی در کشور مطرح می کند، هیچ مبنای حقوقی ندارد، بلکه فقط ایده ها وعقاید خودش است و مسوولان درجه یک نظام هم قطعا با این گونه موارد مخالف هستند و آنها هم رضایت نخواهند داد که کشور به سمت تک حزبی شدن پیش برود. بنا بر این در وهله اول تمام این بزرگان مخالفند که نظام یک حزبی در کشور شکل بگیرد. البته در کشور ما وضعیت طوری نیست که بگوییم امکان تاسیس حزب واحد وجود داشته باشد. کشور ما کشوری است که ماهیت انقلابی دارد و آن ویژگی های انقلابی اجازه یک قطبی شدن را نخواهد داد. از سوی دیگر قانون اساسی ما همان طور که مردم استحضار دارند، تعدد احزاب، آزادی احزاب، تشکل ها و جمعیت ها را به رسمیت شناخته و این به معنای وجود تعدد و تکثر در کشور است. عملکرد نظام جمهوری اسلامی هم در واقع قایل به تکثر و تعدد سلایق و احزاب است و تا به حال آنچه که شکل گرفته ، احزاب متعددی بودند که در جهت تثبیت پیش رفتند . البته مدتی است که یک مقدار وقفه ای در روند فعالیت احزاب در کشور ما پدید آمده که دولت تا حدودی به عنوان ترمز سر راه فعالیت احزاب عمل می کند. اما مطمعن باشید این وقفه یک وقفه گذرا است.
* آیا اطمینان می دهید که کشور به سوی تک حزبی حرکت نکند با توجه به اینکه در اوایل انقلاب با تشکیل حزب جمهوری اسلامی ایران و عضویت اکثر نمایندگان و مسوولان در این حزب، نیم نگاهی به رویکرد تک حزبی شده بود؟
** اگر به گذشته بر گردیم می بینیم که درست است بعد از انقلاب حزب جمهوری اسلامی شکل می گیرد اما ایجاد این حزب به معنای آن نبود که از وجود احزاب دیگر و یا شکل گیری حزب جدید بخواهند جلوگیری کنند. امام خمینی(ره) هم وقتی که جامعه روحانیت مبارز به سمت نوعی انشعاب رفتند و مجمع روحانیون از دل آن بیرون آمد این انشعاب را پذیرفتند و همین رفتار نشان می دهد که امام هم طرفدار وجود تعدد حزبی در کشور بودند. البته مسوولان هم همواره همین عقاید را داشته اند. بنابراین صحبت هایی که آقای احمدی نژاد در رابطه با تک حزبی مطرح می کند، به نظر من مسایلی است که مربوط به خودش و اظهار نظر شخصی است اما اینکه مبنای قانونی داشته و لازم الاجرا شود نباید آن را جدی گرفت.
* چرا علیه احزاب موضع گیری می شود؟
** به نظر من این حرف ها به یک سری اختلافات درون گروهی و درون جناحی باز می گردد که بین ایشان و سایر همفکرانش در طیف راست وجود دارد و ریشه در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری دارد. احمدی نژاد که در دوره نهم به ریاست جمهوری رسید، حمایت احزاب و تشکل های راست را داشت و با حمایت آنها به ریاست جمهوری رسید اما هنگامی که به قدرت رسید، برای اینکه اعتماد چندانی به آن احزاب راست نداشت حاضر نشد در تقسیم قدرت سهمی برای آنها قایل شود.
* چرا به احزاب راست اعتماد نداشت در ظاهر که یک تفکر دارند؟
** چون دور اول انتخابات نهم ، احمدی نژاد کاندیدای اول جناح راست نبود و این احزاب راست از کاندیداهای دیگری که از احمدی نژاد برتر می دانستند، حمایت می کردند. به همین خاطر احمدی نژاد اعتماد چندانی به آنها نداشت و پس از پیروزی در انتخابات هم حاضر نشد قدرت را در اختیار احزاب طرفدار خودش و همان راستی هایی که ایشان را به قدرت رسانده بودند قرار دهد. اما از آنجا که باید کابینه را تشکیل می داد محفلی از همکاران خودش در دانشگاه علم و صنعت، شهرداری تهران و جاهای دیگر که با وی کار کرده بودند را تشکیل داد و به اصطلاح سهم قابل توجهی از قدرت را در اختیار دوستان نزدیک قرار داد. اما با توجه به اینکه برای دور آینده یعنی دوره دهم ریاست جمهوری ، به حمایت طیف راست نیاز داشت ، بخشی از قدرت را در اختیار آن احزاب معتقد به طیف راست قرار داد. در انتخابات دور دهم ریاست جمهوری قضیه دیگر بر عکس شد. اکنون که احمدی نژاد دیگر می بیند در انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری آینده ای در کار نیست که بخواهد کاندیدا شود و نیاز به حمایت احزاب راست داشته باشد و از طرف دیگر، آن بی اعتمادی سابق را باز به احزاب راست دارد، چون باز هم احزاب راست در این دوره به خاطر شرایط پیش آمده مجبور شدند از وی حمایت کنند و شاید در وضعیت ایده ال ، احمدی نژاد گزینه نهایی آنها نبود و شرایط طوری بود که مجبور بودند از احمدی نژاد حمایت کنند و احمدی نژاد اینها را می داند و به همین دلایل به احزاب جناح راست بی اعتماد است. در کابینه دهم در صدد بر آمد که بیشتر همان محفل همکاران و همراهان خودش را تقویت کند و به جای احزاب، طرفدارنش را تبدیل به یک شبه حزب یا شاید هم حزبی کند که حامیان اصلی اش باشند. در تقسیم قدرت هم احمدی نژاد نشان داد که احزاب راست را کاملا کنار گذاشته و دیگر نمی خواهد همچون دوره نهم ، سهمی را از قدرت در اختیار آنها قرار دهد چون یکی بحث بی اعتمادی است و دیگری بحث انتخاباتی که در آینده جایی برایش وجود ندارد.
* در انتخابات نهم و دهم ریاست جمهوری رایحه خوش خدمت و اسامی دیگری فعال شدند که کار حزبی کردند آیا این فعالیت ها را کار حزبی اما بدون ثبت در وزارت کشور نمی دانید؟
** رایحه خوش خدمت را به عنوان یک تشکل و حزب قبول ندارم. اینها بیشتر یک محفل اند تا یک تشکل سیاسی به معنای واقعی باشند، اما قبول دارم محفلی است که یک مقدار حالت گسترده تری دارد اما نه مثل آن محفلی که خود احمدی نژاد تشکیل داده است ، البته اینها نیز محفلی از نزدیکان اصلی خود آقای احمدی نژاد هستند بنابر این رایحه خوش خدمت را نمی شود یک تشکل یا یک حزب سیاسی به آن معنی که ما در جامعه سیاسی از آن یاد می کنیم یا در جامعه شناسی احزاب تعریف می شود حزب تلقی کنیم.
* چقدر احتمال می دهید که در پایان روزهای دولت دهم، احزاب متعددی با محوریت احمدی نژاد تشکیل شود یا همین رایحه خوش خدمت حزب شود؟
** به نظر من احمدی نژاد دنبال این است که همان محفل خودش را تقویت کند، احمدی نژاد بیشتر تمایلش به سمت یک هیات مذهبی در اداره امور است و دوست دارد به گونه هیاتی به اداره امور بپردازد. روابطش صمیمانه باشد اما با آنهایی که کارگزار و کارکنانش هستند! و به این شیوه می خواهد به اداره امور بپردازد و البته آنهایی که وزرایش هستند باید نهایت وفاداری را به شخص وی داشته باشند.
بر این اساس احمدی نژاد آمده این محفل را تشکیل داده و شاید هم آنرا تبدیل به یک حزب کند. چون اگر تبدیل به یک حزب کند، بایستی یک تشکیلاتی در آن به وجود آید و به سمت نوعی تشکیلات رود که خود تشکیلات به تدریج ساختاری پیدا می کند که از شخص مستقل می شود. البته ایشان با توجه به دیدگاهی که دارد، شاید خیلی تمایل نداشته باشد که رایحه خوش خدمت به سمت تبدیل شدن به یک حزب عام و فراگیر گام بردارد زیرا در آن موقع احتمال دارد که گسترش دامنه و تشکیلات رایحه خوش خدمت باعث کاهش وفاداری اعضای آن به احمدی نژاد شود. بنابراین با روحیاتی که از وی سراغ داریم، بعید است که دنبال تغییر رایحه خوش خدمت به حزب باشد.
* چرا تا بدین حد بر فعالیت محفلی تاکید دارید؟
** اگر به دوران بعد از انتخابات احمدی نژاد فکر کنیم، به این تحلیل می رسیم که شاید می خواهد همین روابط به این شکل در آینده وجود داشته باشد تا این افراد محفل بسته ای باقی بمانند و هر کسی نتواند وارد آن شود زیرا اگر حزب شد نمی توان مانع پیوستن اعضای جدید شد، بنابر این لازم است امکان ورود نداشته باشد.
* نظر شما درمورد تشکل هایی همچون جامعه روحانیت مبارز که در وزارت کشور به عنوان حزب ثبت نشده اند اما کار حزبی و تشکیلاتی می کنند چیست؟
** در ایران شبه حزب هایی داریم که جامعه روحانیت مبارز و برخی از تشکل های دیگر تا حدودی همین شبه حزب هستند. این شبه حزب ها کار سیاسی می کنند و فعالیتشان کاملا قوی و مشابه احزاب است، اما تشکیلات مشابه احزاب را به آن معنا ندارند. در کل گرچه شاید مجوزی تحت عنوان حزب برای خودشان در بعضی از این تشکل ها گرفته باشند، اما ساختارشان، ساختار منطبق بر یک حزب سیاسی نیست در حالی که تاثیرگذاری زیادی در حد یک حزب دارند و به همین خاطر است که از اصطلاح شبه حزب استفاده می کنم چون دنبال کسب قدرت هستند و به شکلی دنبال این هستند که قدرت را در اختیار خودشان داشته باشند. اینها یک تشکیلاتی دارند هرچند این تشکیلات شبیه تشکیلات احزاب نیست اما به هر حال نمی شود این تشکیلات را نادیده گرفت.
* در پایان یک جمع بندی از احزاب ایران و آینده فعالیت حزبی با توجه به جایگاه احزاب در جهان داشته باشید؟
** در یک جمع بندی کلی باید بگویم که هر چند جزو کشورهای پیشتاز منطقه خاورمیانه در بحث تحزب و شکل گیری احزاب بودیم، اما با کمال تاسف وضعیت احزاب در کشور ما همان طور که در اول صحبت هایم بیان کردم یک وضعیت تراژدیک است و امروز در جایگاهی قرار داریم که با وجود پیشتازی در فعالیت حزبی، می بینیم که در بسیاری از جنبه ها نه تنها پیشرفت نداشته ایم، بلکه از بسیاری از کشورها تا حدودی عقب تر افتاده ایم و این یک مقدار باعث نگرانی است و باید این نکته را سیاست مداران ما درک کنند که اگر صحبت از پیشرفت در توسعه کشور شود; این پیشرفت بدون حزب به هیچ وجه امکان پذیر نیست بنا بر این باید شرایط را برای شکل گیری احزاب قوی مقتدر در کشور فراهم کنند. بحث بعدی دولت است که امیدواریم این مخالفتی که با احزاب دارد کنار بگذارد و به سمتی پیش برود که خودش را نیازمند به احزاب بداند و وضعیتی را فراهم کند که احزاب بیشتر تقویت شوند. بحث من این است که اگر برنامه محور هستند و همه چیز باید تدبیر بشود و اگر دنبال توسعه هستند این را به عنوان پیش زمینه و مقدمه توسعه بدانند که دیگر بدون حزب، توسعه و پیشرفتی در کار نخواهد بود. اداره جوامع امروزه آنچنان پیچیده شده که واقعا نیازمند وجود احزابی کارآمد هستیم. امروزه احزاب در عرصه سیاسی مثل دانشگاه هایی هستند که ایده ها، افکار و برنامه ها را تدبیر می کنند و در نهایت راهکارهای اجرای آنها را هم پیدا می کنند و در نهایت از این طریق به اداره مناسب جوامع امروزی می پردازند. بدون حزب اداره جامعه ما به سامان نخواهد شد و بایستی همیشه حزب های موجود را تقویت کنیم تا بتوانیم به احزابی قوی و متناسب با جایگاه کاری خود آن حزب برسیم.