حمیدرضا ترقی
جمهوری اسلامی تحققبخش اسلام ناب محمدی(ص)
دومین شاخص خط امام و رهبری که حضرت آیتالله العظمی خامنهای در خطبههای 14 خرداد خود مورد دقت موشکافانه قرار داده و ابعاد آن را باز کردند این بود که تحقق شاخص اول یعنی اسلام ناب محمدی(ص) در جامعه جز با حاکمیت اسلام و تشکیل نظام اسلامی امکانپذیر نیست. لذا حضرت امام(ره) با طراحی تئوری حکومت اسلامی در سالهای بعد از تبعید از ایران به ترکیه، اثبات کردند که اسلام بدون تشکیل حکومت قابل پیاده شدن در جامعه نیست و اگر قرار باشد این اسلام در جامعه استقرار یافته و پیاده شود باید نظام سیاسیای بر پایه شریعت اسلامی و تفکر اسلامی بنا شود.
در غیر اینصورت زورگویان عالم و جامعه و ستمگران بر آن غلبه مییابند.
ولی فقیه عادل زمان صیانت از جمهوری اسلامی را از نظر امام(ره) اوجب واجبات دانسته و تاکید مینمایند که چون صیانت از اسلام وابسته به صیانت از نظام سیاسی، اسلامی است بنابراین بدون نظام سیاسی امکان تحقق اسلام در جامعه وجود ندارد.
رهبر فرزانه انقلاب معتقدند که امام خمینی(ره) جمهوری اسلامی را مظهر حاکمیت اسلام میدانستند، اینکه حضرت امام(ره) پای تصویب این نظام جمهوری اسلامی ایستادند تا آن را بعنوان یک الگو به جهان اسلام ارائه دهند. نظام جمهوری اسلامی مسایل اساسیای در متن خود دارد که به تعبیر معظمله عبارتند از:
1- مبارزه با حاکمیتهای زورگویانه و اقتدارطلب دنیا
2- متکی بر رای و خواست مردم است
3- هم اسلامی است و متکی بر شریعت الهی
جاذبه و دافعه امام(ره) (تولی و تبری)
سومین شاخصه خط امام و رهبری را مقام معظم رهبری جاذبه و دافعه امام(ره) میدانند، و معتقدند؛ انسانهای بزرگ جاذبه و دافعهشان هم میدان وسیع و گستردهای دارد. ولی این شاخص معیارهایی دارد که باید بدان توجه کرد.
اولین مبنا و معیار جاذبه و دافعه امام(ره) مکتب و اسلام بود.
امام سجاد(ع) در این رابطه در دعای 44 خود میفرمایند: (پروردگارا، از تو میخواهیم که با همه دشمنان خودمان صلح کنیم، سلم و مدارا پیشه کنیم، مگر آن دشمنی که من به خاطر تو با او دشمنی کردم، در راه تو با او دشمنی کردم) این دشمنی است که ما هرگز با او دم از آشتی نخواهیم زد و دل ما با اوصاف نخواهد شد.
حضرت امام(ره) با کسی دشمنی شخصی نداشت و تمام دشمنیهایش براساس مکتب و اسلام و خدا بود.
چرا امام(ره) در ابتدای انقلاب کمونیستها را طرد کرد؟
چرا امام(ره) لیبرال مسلکها و دلباختگان به نظامهای غربی و فرهنگ غربی را طرد و در مقابل آنها ایستاد؟
چرا امام(ره) مرتجعین را طرد کرد و با تعبیرات سخت و تلخ آنها را محکوم کرد؟
این همان تولی و تبری در عرصه سیاست است که تابع تفکر و مبانی اسلامی است.
بنابراین نمیشود انسان خود را در خط امام(ره) بداند ولی تولی و تبری نداشته باشد. یا خود را دنبالهرو امام(ره) بداند و با کسانی که صریحاً پرچم معارضه با امام(ره) و اسلام را بلند میکنند همپیاله شده و در یک جبهه قرار گیرد.
نمیشود فردی و جناحی و حزبی و گروهی خود را در خط امام بداند، ولی دشمنان امام و اسلام، یعنی آمریکا، انگلیس، سیا، موساد و سلطنتطلبها و منافقین از او حمایت کنند. این امکانپذیر نیست.
خط امام(ره) و شاخص دافعه و جاذبه امام(ره) اجازه نمیدهد انسان با هر شخص و جریانی ائتلاف کند.
این شاخص خط امام اجازه نمیدهد پیرو خط امام طوری عمل کند که موجب تعریف دشمنان امام واقع شود. این شاخص خط امام اجازه نمیدهد پیرو خط امام و رهبری شعاری خلاف نظر و سیاست امام بدهد. چه قدس و فلسطین باشد و چه غزه و عاشورا و...
چهارمین شاخص، محاسبات معنوی
از دیگر شاخصهای خط امام و رهبری، مساله محاسبات معنوی و الهی در تصمیمگیریها و تدابیر کشور است. حضرت امام(ره) هر کاری میخواست انجام دهد مهمترین هدفش کسب رضای الهی بود. نه کسب پیروزی و بدست آوردن قدرت یا کسب وجاهت پیش این و آن.
این محاسبه معنوی موجب شده بود حضرت امام(ره) به وعده الهی برای پیروزی حق اطمینان و اعتماد داشته باشد و از رحمت و لطف او مأیوس نگردد و از دشمن نترسد و غفلت و غرور هم او را فرا نگیرد.
اینکه حضرت در لحظات تنهایی و هنگام دستگیری توسط عمال رژیم سابق یا در بحران شرایط انقلاب مثل شب حکومت نظامی 22 بهمن یا در هنگام بازگشت به ایران از آرامش و سکینه برخوردار است بخاطر محاسبات معنویای است که در کارش دارد.
اینچنین است که حتی در پیروزی هم امام(ره) دچار غرور نمیشود و پیروزی را از خدا میداند نه از خودش و یارانش.
در مقابل این شاخصه خط امام کسانی هستند که به خدا سوء ظن دارند، به وعده الهی اطمینان ندارد. تا در محاسبات عادی میبینند دشمن پیروز و غلبه میکند، خود را میبازند و عقبنشینی میکنند در حالی که اینطور نیست. اراده الهی فراتر از این حرفهاست. اگر ما عمل به تکلیف کنیم خداوند هم خود زمینه موفقیت و پیروزی را فراهم میسازد.
پنجمین شاخص، رعایت تقوا در همه امور بود
تقوای امام در مسایل اجتماعی و سیاسی کار بسیار مشکلی است و خیلی مهمتر و اثرگذارتر از دیگر عرصههاست.
رعایت تقوا در اظهارنظر نسبت به دوست و دشمن.
رعایت تقوا در قضاوت درباره دوستان و مخالفان.
رعایت تقوا ایجاب میکند که انسان منطبق با حق اظهارنظر کند، منطبق بر حق قضاوت کند و از ظلم در حق دیگران حتی مخالفان خود بپرهیزد، و اگر با کسی مخالف است، از جاده حق تعدی نکند. و در مجموع طوری این تقوا را رعایت کند که بتواند در پیشگاه خداوند پاسخگو باشد. ادامه دارد...