1- مفهوم توسعهیافتگی
اغلب دانشمندان متخصص درباره توسعه،آن را فرایند حرکت جوامع از وضع موجود به سمت وضع مطلوب میدانند. با وجود این اتفاق نظر در مفهوم توسعه،تفاوت دیدگاهها در مفهوم توسعه یافتگی و روشها و عوامل دستیابی به توسعه است.برخی از دیدگاهها،توسعه را معادل رشد اقتصادی دانستهاند،اما امروزه مفهوم توسعه و توسعه یافتگی گسترش یافته و دانشمندان علاوه بر رشد اقتصادی،ابعاد اجتماعی و فرهنگی را نیز به مفهوم توسعه افزودهاند.این مفاهیم جدید مرهون تلاشهایاندیشمندان،سیاستمداران و رهبران جوامعند.برخی از دانشمندان،پیدایش مفهوم جدید توسعه یافتگی انسانی با هدف سعادت و تعالی مادی،معنوی بشر را نتیجه تلاشهای حضرت امامخمینی واحیای حکومت اسلامیتوسط ایشان میدانند.حضرت امام در دیدگاههای خود به طور صریح ابعاد پیشرفت را فراتر از ابعاد صرفا اقتصادی آن میدانند. ایشان به صراحت بیان میدارند که به توسعه اعتقاد دارند و همیشه خواهان توسعه کشور بودهاند. از جمله در پاسخ خبرنگاری که درباره دیدگاه حضرت امام نسبت به توسعه و مظاهر آن پرسش میکند،میفرمایند:«مدت پانزده سال است که من در اعلامیه ها و بیانیههایم خطاب به مردم ایران مصرا خواستار رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی مملکتم بوده ام» از این سخن میتوان نتیجه گرفت که ایشان،مفهوم پیشرفت اقتصادی واجتماعی را در توسعه مد نظر دارند.اما درباره رشد و پیشرفت صرفا مادی،ضمن پذیرش اصل پیشرفت،آن را هدف منحصر به فرد تلقی نمیکنند و از نظر ایشان این هدف،مقصد نهایی نیست.دراین خصوص حضرت امام میفرمایند:«اسلام مادیات را به تبع معنویات قبول دارد.برخی دیدگاههای جدید،توسعه را مترادف با صنعتی شدن میدانند یا برخی دیدگاههای دیگرتوسعه را معادل پیشرفت اقتصادی محسوب میکنند،اما حضرت امام این گونه به مفهوم توسعه نمینگرند،بلکه مفهوم توسعه را ورای اینها میدانند.هم تاکید دارند که ما برای صنعتی شدن کشور،تلاش میکنیم؛هم تاکید دارند ما در کشاورزی و صادرات باید پیشرفت کنیم؛هم جهات مختلف اجتماعی جامعه را در پیشرفت دنبال میکنند و هم ابعاد معنوی پیشرفت را مد نظر دارند. برای روشنِتر شدن مفهوم توسعه مناسب است،اهداف توسعه را بیان کنیم،زیرا آنچه به مفهوم توسعه از دیدگاههای مختلف،تفاوت معنادار میبخشد،هدف ازتوسعه یا مفهوم توسعه یافتگی است.
2- اهداف توسعه
حضرت امام هدف اصلی پیشرفت را دستیابی به سعادت معنوی بشر میداند،اما دراین راه اقتصاد و پیشرفتهای اقتصادی به عنوان بخشی از اهداف جامعه اسلامیدر سیر تکاملی خود،توجه کافی دارند و پیشرفت اقتصادی را ازاهداف توسعه اسلامیمیدانند.ازمجموعه گفتارها و دیدگاههای حضرت امام در زمینه پیشرفت و توسعه جامعه،میتوان نتیجه گرفت که از دیدگاه ایشان،توسعه و پیشرفت در ابعاد مختلف مطرح است.دراین راستا حضرت امام سهدسته هدف اساسی برای توسعه قائل هستند:
1- اهداف اقتصادی
2- اهداف اجتماعی
3- اهداف معنوی
حضرت امام در هر یک از این زمینه ها دیدگاههای مشخص و معینی دارند که میتوانند راهگشای هدفگذاری برنامههای توسعه کشور شود؛از جمله میفرمایند:«اساس کار یک جمهوری اسلامی،تامین استقلال مملکت و آزادی ملت و مبارزه با فساد و فحشا و تنظیم و تدوین قوانین است که در همه زمینههای اقتصادی،سیاسی،اجتماعی و فرهنگی با توجه به معیارهای اسلامی،اصلاحات لازم را به عمل آورد. این اصلاحات با مشارکت کامل همه مردم خواهد بود و هدفش قبل از هر چیز از بین بردن فقر و اصلاح شرایط زندگی برای اکثریت قاطع مردم ماست.»
به این ترتیب میبینیم که حضرت امام اهداف مختلفی برای پیشرفت و توسعه کشور قائلند؛از جمله در زمینه اهداف اقتصادی میفرمایند:«در خصوص صنعتی کردن مملکت، کاملا با این امر موافقیم،ولی ما خواستار یک صنعت ملی و مستقل هستیم که در اقتصاد مملکت ادغام شده و همراه با کشاورزی در خدمت مردم قرار گیرد.» اهداف اقتصاد توسعه از دیدگاه حضرت امام عبارتند از:
پیشرفت اقتصادی
رشد کشاورزی
رفاه اقتصادی جامعه
رشد تولید
افزایش صادرات
صنعتی شدن ونظیر اینها.
با وجود اهمیتی که اهداف اقتصادی در جریان توسعه دارند،حضرت امام بر این اعتقادند که اینها اهداف اصلی نیست،بلکه اهداف عمده واصلی تر اهداف اجتماعی- انسانی است.از جمله اهداف اجتماعی – انسانی که حضرت امامخمینی (ره)دستیابی به آنها را از اهداف پیشرفت میدانند عبارتند از:
شرافت
استقلال و عزت انسانی
آزادی
سعادت و سلامت عمومی
استقلال اقتصادی
عدالت اجتماعی
محرومیت زدایی
حضرت امام میفرمایند:«دوران سازندگی،دورانی که باید از ثمرات انقلابمان مردم محروم و ستمدیده ایران بهره مند شوند،دورانی که باید شکوه نظام اسلامیرا لمس کنند،دورانی که همه باید دست به دست به هم بدهیم تا ریشه فقر و استضعاف را برکنیم»
در این خصوص حضرت امام تاکید میکنند که اهداف اجتماعی و انسانی توسعه بر اهداف اقتصادی آن اولویت دارند.در این خصوص حضرت امام تفاوت اصلی توسعه با مفهوم اسلامیرا با توسعه از دیدگاه مکاتب غیر دینی،ابعاد و اهداف معنوی توسعه میدانند،از جمله دراین زمینه میفرمایند:«هیچیک از رژیمهای دنیا،غیر از این رژیم توحیدی انبیا- توجهش به معنویات انسان نبوده است و در نظر نداشته است که معنویات را ترقی بدهد».حضرت امام تاکید میفرمایند که هدف اصلی پیشرفت و توسعه تحقق معنویات است و اقتصاد وسیله تحقق اهداف اجتماعی و معنوی است.
3- مفهوم عدالت
با بررسی گفته ها و مکتوبات حضرت امام در زمینه عدالت میتوان دریافت که در دیدگاه حضرت امام نیز عدالت از سه جنبه مطرح شده است این سه جنبه عبارتنداز:
1- عدالت به عنوان فعل ربوبی- در این زمینه از دیدگاه حضرت امام(ره)عدل به عنوان یک ویژگی و صفت اصلی خداوند مطرح است و مفهوم عدالت در این جنبه همراه بودن ویژگی عدل برای همه افعال الهی است.
2- عدالت به عنوان ملکه اخلاقی فردی- در این زمینه نیز عدالت به عنوان یک صفت برتر برای انسانها تلقی میشود.از این جنبه،عدالت به عنوان یک صفت اخلاقی مطرح میشود که حضرت به آن نیز تاکید دارند.
3- عدالت اجتماعی- مهمترین جنبه عدالت،مفهوم اجتماعی آن است که به صورت عمده،مباحثاندیشمندان در زمینه عدالت را به خود اختصاص داده است.به دلیل اهمیتی که این جنبه عدالت دارد،بیشتر مورد توجه بوده است.حضرت امامخمینی(ره)نیز به این جنبه توجه بیشتری داشتهاند. همچنین این جنبه عدالت،بیشتر با توسعه و مفهوم آن سنخیت این مفاهیم در منظر حضرت امامخمینی(ره)نیز مورد توجه بوده است.برای روشنتر شدن مفهوم عدالت از دیدگاه امامخمینی،ضمن بیان مفاهیم اصلی موجود درباره عدالت به دیدگاه حضرت امام در این زمینه اشاره میکنیم.
1- عدالت به معنای اعطای حق:یکی از مفاهیم اصلی عدالت کهاندیشمندان مختلف به آن توجه داشتهاند دادن حق به صاحبان حق است. حضرت در مواردی،به این تعبیر و ضرورت اعطای حقوق افراد اشاره داشتهاند؛از جمله ضمن اینکه میفرمایند اسلام حکومت عدل است،بیان میدارند:«اگر احکام اسلام پیاده شود،تمام اقشار ملت به حقوق حقه خودشان میرسند.»
از این بیان و بیانات دیگر حضرت امام میتوان دریافت که آن حضرت به این مفهوم،از عدالت توجه داشتهاند.
2- عدالت به معنای مراعات شایستگیها:طبق این مفهوم،عدالت مطابق ویژگیهای و شئون افراد توجیه میشود که به معنای ارزش قائل شدن به هر فرد برابر تواناییها و شایستگیها اوست.حضرت امامخمینی(ره)این مفهوم را نیز برای عدالت مورد توجه قرار دادهاند و از جمله میفرمایند:
«برنامه جمهوری اسلامیاست که یک دولتی به وجود بیاید که با همه قشرها به عدالت رفتار کند وامتیاز بین قشرها را ندهد،مگر به امتیازات انسانی که خود آنها دارند.»
3- عدالت به معنای مساوات:بر اساس این مفهوم،عدالت به معنای برابری و مساوی دانستن همه افراد در امور است.این مفهوم نیز در برخی موارد کاربرد دارد.حضرت امام هم براین مفهوم تاکید داشتهاند و از جمله میفرمایند:«اسلام برنامه اش این است که بین فقیر و غنی و کرد و ترک و لر واینهافرق نگذارد،همه برادر و همه برابر....»
«اسلام طبقهای را بر طبقه دیگر ترجیح نداده است....اسلام تمام طبقات را مساوی دانسته است.»
حضرت امام در این زمینه بیانات متعددی دارند که میتوان از آنها دریافت که ایشان این مفهوم را برای عدالت پذیرفتهاند.
4- عدالت به معنای توازن اجتماعی:در این مفهوم هر چیزی بهاندازه لازم باید مورد توجه قرار گیرد و ملاک این مقدار لازم،ایجاد موازنه ها در اجتماع است. حضرت امام به این مفهوم نیز در نوشته ها و بیاناتشان اشاره داشتهاند.
5- عدالت به معنای انجام دادن صحیح و بایسته امور:این معنای عدالت بر این مفهوم استوار است که هر امری اگر به صورت صحیح و آن طور که باید باشد انجام شود،عادلانه است. حضرت امام به این نوع نگاه به عدالت نیز توجه داشتهاند و در مواردی انجام امور به صورت صحیح و اصلاح امور را مطابق عدالت قلمداد کردهاند.
6- عدالت به معنای انصاف:تعبیر عدالت به انصاف و عمل منصفانه به عنوان عمل عادلانه نیز از جمله مفاهیم ارائه شده برای عدالت است.حضرت امام در جایی میفرمایند:«ثروتهایی را که این مالکان به ناحق متصرف شدهاند ضبط خواهیم کرد و بر اساس حق و انصاف میان محتاجان مجددا توزیع خواهیم نمود.»
7- عدالت به معنای بی طرفی:در این مفهوم که جنبه اجتماعی دارد،عدالت به بی طرفی تعبیر شده است،یعنی اینکه در برخوردهای اجتماعی،اگر جانبدارانه عمل نکنیم عادلانه است. البته این تعبیر بیشتر قضایی و حکومتی (مدیریتی)است،نه سیاسی و نظیر اینها که حضرت امام نیز بر آن تاکید داشتهاند.
بر اساس آنچه بیان شد،مفهوم عدالت از دیدگاه حضرت امامخمینی(ره)بسیار گسترده و جنبههای الهی،فردی و اجتماعی را در بر میگیرد.اما جنبه اجتماعی آن بیشتر به مفهوم توسعه نزدیکتر است.از این لحاظ نیز مفهوم عدالت، ابعاد گوناگونی دارد که حضرت امام این مفاهیم متعدد و مختلف را برای عدالت پذیرفتهاند.
4- جایگاه توسعه در اهداف نظام اسلامی:
حضرت امامخمینی(ره)در برخی موارد به جای توسعه از مفهوم جامع پیشرفت استفاده کردهاند که مفهوم تقریبا مترادف توسعه امروزین است. با توجه به تعریفی که از توسعه واهداف توسعه از دیدگاه حضرت امامخمینی(ره)ارائه شد،میتوان گفت این مفهوم در سه سطح مد نظر است:
1- توسعه اقتصادی
2- توسعه اجتماعی
3- توسعه معنوی
در نظام اسلامی،توسعه معنوی،اساس و بنیان هر حرکت و هدف نهایی همه فعالیتهاست.به طور خلاصه در این توسعه،هدف ایجاد زمینه لازم برای حرکت تکاملی انسان است.حضرت امام در این زمینه بیانات مختلفی دارند و از جمله میفرمایند:«اسلام در همه چیزش،اصلش ،آن مقصد اعلی را خواسته ...اگر نظر به انسان بکند،به عنوان این است که یک موجودی است که از او میشود یک موجود الهی درست کرده.»
بر اساس همین دیدگاه حضرت امام میفرمایند:«اسلام مادیت را در پناه معنویت قبول دارد.»یعنی اهداف معنوی توسعه،مقدم بر همه اهداف دیگر هستند.توسعه اجتماعی نیز شامل اهدافی میشود که بیشتر جنبه مقدماتی برای ارتقای معنوی از دیدگاه دینی دارند:همچون کرامت،آزادی، شرافت انسانی،بهداشت عمومی،سلامت اجتماعی،رفع محرومیتها،ایجاد عدالت اجتماعی و نظیر اینها.بر این اساس اهداف معنوی،مقدم بر این اهداف هستند،چنان که حضرت امام در این زمیه میفرمایند:«انگیزه انبیا در انقلابشان و در قیامشان،دنیا نبوده است.اگر دنیا را اصلاح کردند،تبع بوده است،انگیزه الهی بوده است.»
اهداف اقتصادی توسعه نیز فقط به عنوان وسیلهای برای تحقق اهداف اجتماعی و اهداف معنوی قابل قبول است،چنان که حضرت امام میفرمایند:«شکم و نان و آب میزان نیست،عمده،شرافت انسانی است.»
5- جایگاه عدالت در اهداف نظام اسلامی
در دیدگاه حضرت امام،اجرای عدالت از مهمترین اهداف نظام اسلامیاست.ایشان این اهمیت را در موارد مختلف به صورتهای گوناگون بیان کردهاند و از جمله میفرمایند:
عدالت هدف و علت تشکیل حکومت انبیاست.
عدالت علت بعثت انیباست.
عدالت خواست خداست.
عدالت خواست مردم است.
عدالت ویژگی خاص حکومت و نظام اسلامیدر مقایسه با سایر نظامهاست
6- نتیجه:مقایسه عدالت و توسعه
عدالت یک هدف چندی بعدی است و تحقق آن در هر یک از ابعاد،میتواند هدف باشد.در بعد بشری آن،عدالت باطنی فردی،به عنوان یک ملکه اخلاقی و عدالت اجتماعی هستند و یک بعد الهی نیز دارد.بعد فردی بیشتر درونی است وبعد اجتماعی،جنبه بیرونی دارد.بعد اجتماعی عدالت میتواند در همه زمینههای اجتماعی مانند:اقتصاد،حقوق،فرهنگ،قضا،سیاست،رفتار و نظیر اینها گسترش بیابد.
توسعه نیز با مفهوم جامعی که حضرت امام مد نظر داشتهاند،در سطوح اقتصادی،اجتماعی و معنوی قابل بسط است،سطح اقتصادی توسعه،بیشتر جنبه رشد وبهبود کیفی وکمیتولید و مصرف را در بر میگیرد. سطح اجتماعی توسعه،یک مرتبه فراتر از آن است و به نحوه توزیع امکانات،کیفیت و کمیت برخورداری عموم اجتماع از امکانات،نحوه برخورد کارگزاران و مدیران با مردم،نحوه برخورد با دیگران چگونگی عملکرد و اجرای قوانین و مقررات و نظیر اینها مربوط میشود.سطح عالی توسعه که ابعاد معنوی را در بر میگیرد،بیشتر دایر بر تحقق ابعاد فردی و حرکت تکاملی انسان به سمت خدا میشود که جامعه باید زمینه ساز آن باشد..در مفهوم و اهداف توسعه از دیدگاه حضرت امامخمینی(ره)دیدیدم که اهدافی همچون رشد تولید،صنعتی شدن،رشد کشاورزی،رفاه اقتصادی،افزایش صادرات و نظیر اینها در سطح توسعه اقتصادی قرار میگیرند.این اهداف،اهداف اجتماع هستند،اما درباره اهداف صرفا اقتصادی،اجتماع،با مفاهیمیکه ازعدالت بیان شد،میتوان گفت:عدالت فردی و عدل الهی با این اهداف سنخیتی ندارد. عدالت اجتماعی نیز که از نوع عدالت در اجتماع است میتواند با اهداف اجتماع سنخیت داشته باشد.اما مفاهمیعدالت اجتماعی در سطحی بالاتر از صرف افزایش تولید و نظیر اینها قرار میگیرد،یعنی عدالت اجتماعی به نحوه برخورد با افراد جامعه،نحوه توزیع امکانات،تلقی از انسانها و نظیر اینها میپردازد. براین اساس،سطح این مفاهیم متفاوت است.سطح اجتماعی توسعه از دیدگاه حضرت امام (ره) نیز اهدافی نظیر شرافت انسانی،استقلال و عزت انسانها،آزادی،سعادت و سلامت عمومی،استقلال اقتصادی،محرومیت زدایی وعدالت اجتماعی را در بر میگیرد. میبینیم که توسعه دراین سطوح،خود هدف عدالت اجتماعی را دنبال میکند و در کنار آن اهداف دیگری همسطح با عدالت از نظر سنخیت مطرح میشود.اهدافی از توسعه که درسطح اجتماعی مطرح است،اهداف اجتماعی،یعنی دارای بازگشت به کل اجتماع هستند.در اینجا میتوان گفت این طرح از توسعه با عدالت اجتماعی همسطح است. از آنجا که از دیدگاه حضرت امامخمینی(ره)توسعه در سطح اجتماعی مقدم بر توسعه در سطح اقتصادی است،پس عدالت نیز که از اهداف توسعه در سطح اجتماعی است،مقدم بر توسعه اقتصادی خواهد بود.اما با این نگاه آیا میتوان گفت عدالت اجتماعی همسطح با سایر اهداف اجتماعی توسعه است؟از آنجا که حضرت امام اهمیت ویژهای به عدالت اجتماعی دادهاند واز نظر تعدد بیانات و تاکیدهای بیشتر به عدالت اجتماعی توجه بیشتر داشتهاند،شاید بتوان گفت ممکن است تا حدودی عدالت اجتماعی از دیدگاه حضرت امام مقدم بر سایر اهداف اجتماعی توسعه باشد.با وجود این،عدالت به ویژه در سطح فردی و باطنی یک هدف معنوی است. تحقق عدالت باطنی فردی که یک ملکه اخلاقی است،در زمره معنویات قرار میگیرد و همسطح اهداف معنوی توسعه میشود.پس میتوان گفت عدالت فردی و باطنی یکی از هدفهای نهایی توسعه است.از این رو،عدالت باطنی فردی،یعنی یکی از جوانب عدالت،بر توسعه در سطح اجتماعی نیز مقدم است.