تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۰  ، 
کد خبر : ۱۶۳۶۳۲
حزب و نظام حزبی در گفتگو با حجت‌الله ایوبی:

معنای نظام حزبی قدرت گرفتن احزاب معاند نیست

مقدمه: محقق حوزه احزاب سیاسی با بیان اینکه مکانیزم‌های انتخاباتی در غرب به احزاب افراطی مجال به قدرت رسیدن نمی‌دهد گفت که نظام حزبی به معنای قدرت گرفتن احزاب معاند نیست و نباید اجازه داد به بهانه تحزب عده‌ای شکاف‌های قومی و قبیله‌ای را در کشور فعال کنند. حجت الله ایوبی، استاد دانشگاه تهران و رئیس موسسه فرهنگی اکو در گفتگو با خبرگزاری فارس به بیان تاریخچه‌ای از شکل گیری و تکوین احزاب سیاسی، نقش احزاب در انتخاباتها و نظام حزبی در ایران پرداخته است. ایوبی به واسطه تالیفات و تحقیقات «به روز»اش در حوزه احزاب سیاسی و تعهدی که به مبانی جمهوری اسلامی دارد یکی از مناسبترین افراد برای اظهار نظر در این حوزه است. با این حال صحبت در این باره و نظام حزبی در ایران بحثی طولانی است که اتفاقا موافقان و مخالفان قدرتمدی هم دارد. خبرگزاری فارس سعی دارد ابعاد مختلف این موضوع را با صاحبنظران دو طرف در میان بگذارد تا در فضایی تئوریک این مسئله مهم و خصوصا لزوم یا عدم لزوم بوجود آمدن نظام حزبی در ایران به بحث گذاشته شود. گفتگوی حجت الله ایوبی، استاد دانشگاه تهران را با خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری فارس می‌خوانید:

 باید تکلیف خود را با سیستم حزبی معلوم کنیم
نویسنده کتاب "پیدایی و پایایی احزاب سیاسی " با اشاره به تعاریف و برداشت‌های مختلف از مفهوم حزب در ایران گفت: اگرچه احزاب در کشور ما همواره جزء موضوعات روز بوده با این حال هنوز ما درباره آن به نتیجه معینی نرسیده‌ایم.
ایوبی با بیان اینکه باید تکلیف خود را با احزاب روشن کنیم افزود: وقتی ما ادبیات موافقین و مخالفین احزاب در کشور را مرور می‌کنیم، می‌بینیم که یک اختلاف مفهومی و برداشت درباره احزاب وجود دارد.
استاد دانشگاه تهران ادامه داد: برخی‌ می‌گویند که حزب همیشه در ایران و اسلام وجود داشته و اساسا شیعه هم یک حزب است. ضمن‌اینکه با وجود حکومت‌ها احزاب هم حضور داشته اند که با این حساب حزب یک بحث جدیدی نیست و ریشه در اسلام و تاریخ ملت ایران دارد و طبعا پدیده خوبی است. در مقابل هم عده دیگری می‌گویند که حزب یک پدیده غربی و مافیای ثروت و قدرت است و به همین دلیل با آن مخالفند.
وی افزود: ما وقتی حزب را در علم سیاست تعریف می‌کنیم می‌گوییم حزب به آن معنای کهن و قدیمی در تمام جوامع بوده و هر کجا که حکومت بوده، حزب هم بوده است؛ از این دید حزب یعنی گروهی که هم عقیده هستند و اشتراکاتی با هم دارند و از یک اندیشه و عقیده، مشی و مرام دفاع می‌کنند که به این معنا حزب یک پدیده عام،‌ جهان‌شمول و بسیار کهن و قدیمی است.
استاد دانشگاه تهران ادامه داد: مثلا در قرآن 36 بار کلمه حزب به کار رفته و از حزب‌الله و حزب شیطان نام برده شده است یا وقتی ادبیات کشورهای غربی را مرور می‌کنیم می‌بینیم که در فرهنگ لغت‌ آنها این کلمه وجود دارد که این تعریف مورد بحث ما نیست.
 حزب سیاسی یک مفهوم جدید و محصول مدرنیته سیاسی است
نویسنده کتاب "اکثریت چگونه حکومت می‌کنند " افزود: حزبی که در علم سیاست مورد بحث است و روابط جدیدی بین مردم و حکومت ایجاد کرده پدیده‌ای است که در جریان نوگرایی و مدرنیته سیاسی در غرب متولد شده است. برخی‌ها می‌گویند اولین حزب در سال 1832 در انگلستان شکل گرفته و برخی‌ها می‌گویند قبل از آن در آمریکا بوده است.
ایوبی ادامه داد: باید بگویم "حزب " همزاد دموکراسی و عمومی شدن حق رای در غرب است که این نشاندهنده آن است که حزب و انتخابات دو روی یک سکه اند.
این استاد دانشگاه درباره پیشینه احزاب سیاسی گفت: به بیان "موریس دوورژه " زمانیکه انتخابات در غرب عمومیت پیدا کرد و رقابتی شد ابتدا کسانی که در قدرت بودند و درون پارلمان‌ها حضور داشتند برای حفظ قدرت خود احزابی را به نام "احزاب خواص " بوجود آوردند. همزمان کسانی که در بیرون قدرت بودند امید پیدا کردند که می‌توانند در جریان‌های رقابتی شرکت داشته باشند و به این شکل احزابی را بوجود آوردند که "احزاب توده‌ای " و یا "احزاب عوام " نام گرفتند مثل احزاب کمونیست،‌ کارگر و... .
 احزاب سیاسی سخنگویان شکاف‌های ایجاد شده در اروپا بودند
ایوبی درباره علت پیدایش احزاب سیاسی ادامه داد: احزاب سیاسی پاسخی به یک ضرورت تاریخی بودند یعنی زمانیکه انتخابات عمومیت پیدا کرد سازمان‌ها و تشکیلاتی باید بوجود می‌آمدند تا این رقابت و روابط دولت و مردم را ساماندهی کنند.
نویسنده کتاب "پیدایی و پایایی احزاب سیاسی " افزود: یک ضرورت تاریخی و جامعه‌شناختی نیز وجود داشت و آن شکاف‌هایی بود که در درون جامعه آن روز اروپا وجود داشت. جامعه در اروپا بعد از انقلاب صنعتی در انگلیس چند پاره و چندتکه شد و به این واسطه شکاف‌های متعددی بوجود آمد و طبقات موجود و شکاف‌های جامعه برای بیان خواسته‌هایشان و ساماندهی سیاسی‌شان احزاب سیاسی را به وجود آوردند تا به سخنگویان این شکاف‌ها تبدیل شوند.
این استاد دانشگاه ادامه داد: نکته دیگری که اهمیت داشت این بود که به واسطه شرایط بوجود آمده حفظ و نگهداری قدرت دیگر دائمی نبود چراکه اگر نمایندگان مجلس می‌خواستند در قدرت باقی بمانند مجبور بودند آراء‌ مردم را نگه دارند و نظرات آنها را جلب کنند و برای این کار آنها نیازمند احزاب سیاسی بودند.
 احزاب سیاسی پاسخی به بحران مشروعیت و مشارکت بودند
ایوبی ادامه داد: در جای دیگر لاپالوم بارا و واینر می‌گویند که احزاب سیاسی در جریان مدرنیته، پاسخی به بحران مشروعیت هستند. یعنی تا وقتی که در نظام سیاسی افرادی حاکم بودند و نیازی به مردم نداشتند، مشروعیت خود را ابدی و ازلی می‌دانستند و نیازی به احزاب نداشتند اما زمانی که انتخابات عمومیت پیدا کرد اینها احساس کردند برای ماندن در قدرت مجبور هستند به سراغ آراء مردم بروند که از این طریق نیازمند احزاب سیاسی شدند. به این دلیل می‌گویند احزاب سیاسی پاسخی به بحران مشروعیت در نظام سیاسی بودند.
وی افزود: لاپالوم بارا و واینر می‌گویند احزاب سیاسی پاسخی به بحران مشارکت نیز هستند. یعنی وقتی که انتخابات عمومیت پیدا کرد، سیل عظیمی از مردمی که قبلا به عرصه سیاست کاری نداشتند و درآمد کمی داشتند و به خاطر این شرایط اقتصادی امکان ورود به عرصه سیاست را نداشتند وارد عرصه شدند.
ایوبی در توضیح این مطلب افزود: در اروپا تا قرن 19 مردانی حق رای داشتند و می‌توانستند کارت الکترال دریافت کنند که درآمدشان به یک حد معینی می‌رسید. آنها باید گواهی مالیاتی ارائه می‌کردند که به آن نظام سانسیتر می‌گویند. با برچیده شدن نظام سانسیتر ‌سیل عظیمی از مردم وارد عرصه شدند و بحرانی به نام بحران مشارکت بوجود آمد. پس احزاب سیاسی پاسخی به بحران مشارکت هم بودند. البته بحران مشارکت نه به این معنا که مردم در عرصه‌های سیاسی مشارکت نکنند، بلکه به این معنا که گروه‌هایی زیادی قصد مشارکت داشتند و لازم بود که سازماندهی شوند.
 احزاب سوپاپ‌های اطمینان نظامهای سیاسی شدند
نویسنده کتاب "اکثریت چگونه حکومت می‌کنند " ادامه داد: نظام‌های سیاسی در آن زمان احساس می‌کردند که بدون احزاب دچار بحران مشروعیت می‌شوند و به این دلیل قدرت‌ها احزاب سیاسی را تحمل و آنها را در غرب ترویج کردند. به عنوان مثال اگر احزاب کمونیستی را بررسی کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که احزاب کمونیستی یک سری احزاب برانداز بودند و اصلا نظام سیاسی حاکم را قبول نداشتند اما قدرت‌ها همین احزاب افراطی را تحمل کردند و به تدریج و آرام آرام این احزاب برانداز در انتخابات‌ها به شهرداری و مجلس راه پیدا کردند و به صورت تدریجی از احزاب برانداز به احزاب دولتی تبدیل شدند.
وی افزود: امروز محققان معتقدند همین فعالیت‌های قانونی احزاب سیاسی باعث شد که یک جریان بسیار قدرتمند برانداز به جریان حامی دولت تبدیل شود و به عبارتی دیگر سوپاپ اطمینانی برای نظامهای سیاسی شدند. یعنی وجود این احزاب سیاسی باعث شد که این فعالیت‌ها زیرزمینی نشود و روی زمین و به صورت کنترل شده باشد. حزبی که می‌خواست در اروپا انقلاب کند، نمایندگانش شهردار شده‌ بودند آرام آرام احساس کردند که نیازی به براندازی نیست چراکه آنها به این نتیجه رسیدند از درون همین حکومت هم می‌توانند به برخی از خواسته‌های خود برسند و لذا اندیشه براندازی آرام آرام کنار گذاشته شد.
یارانه احزاب به دلیل فساد شدید آنها برای تامین هزینه‌های خود بوجود آمد
نویسنده کتاب "پیدایی و پایایی احزاب سیاسی " در ادامه درباره سیر تحول احزاب در غرب گفت: همراه تحولات جامعه غربی، احزاب سیاسی نیز متحول شد. یکی از مهترین تحولات این بود که بعد از مدتی مثلا دهه هشتاد مسئله هزینه‌های مالی احزاب مطرح و به قدری جدی و بحرانی شد که احزاب سیاسی با حق عضویت قادر به ادامه زندگی سیاسی نبودند چون احزاب سیاسی در ابتدا با حق عضویت خود را اداره می‌کردند.
ایوبی افزود: این مسئله باعث شد که در دهه هشتاد با پدیده فساد مالی احزاب مواجه شدیم؛ فساد مالی که در آن زمان در اروپا بیداد می‌کرد و احزاب سیاسی با فاکتورهای جعلی، اختلاس و غیره به دنبال رسیدن به پول بودند.
این استاد دانشگاه تهران ادامه داد: در اینجا مرحله جدیدی در زندگی سیاسی احزاب بوجود آمد و یارانه‌های احزاب سیاسی در کشورهای مختلف راه‌اندازی شد. پرداخت یارانه‌ به احزاب سیاسی در ابتدا با مخالفین زیادی مواجه شد اما نهایتا توجیه این بود که همانگونه که دولت‌ها باید برای سلامت محیط زیست سرمایه‌گذاری می‌کنند برای سلامت نظام دموکراسی و محیط سیاسی هم باید سرمایه‌گذاری کنند.
وی افزود: به این شکل نظام‌های مختلف پرداخت یارانه‌ شکل گرفت و الان هم در همه کشورهای اروپایی، احزاب سیاسی بر اساس مکانیزمی مبلغی برای زندگی سیاسی خود می‌گیرند. یعنی دولت پول می‌دهد تا این احزاب سرپا بماند. نحوه پرداخت هم قوانین متعددی دارد و سخت‌گیرانه است.
احزاب سیاسی در اروپا در دهه هشتاد تبدیل به "دلال " شدند
ایوبی درباره نتایج این برهه نیز گفت: البته نتیجه این اتفاق این شد تا رابطه احزاب با جامعه مدنی کاهش بیابد؛ اعضا اهمیت پیشین خود را از دست دادند، عضوگیری در احزاب معنای سابقش را از دست دادچراکه برای احزاب حق عضویت فایده‌ای نداشت چون پولی که می‌گرفتند قابل قیاس با حق عضویت نبود. حق عضویت به تدریج سمبلیک شد و احزاب سیاسی احساس کردند که برای ماندن در قدرت نیازی به عضو ندارند بلکه نیازمند رای هستند و رای برای آنها مهم است.
نویسنده کتاب "اکثریت چگونه حکومت می‌کنند " افزود: اینجا بود که مرحله جدیدی در زندگی احزاب آغاز شد و کارکرد آن تغییر کرد. احزابی که اتو کرچ هایمر اسمش را احزاب parties) cach-all) یا به قول برخی‌ها احزاب فراگیر گذاشته بودند. یعنی احزابی که سعی کردند پایگاه اجتماعی گذشته را وسعت دهند. مثلا تا قبل از دهه هشتاد حزب سوسیالیست می‌گفت که حزب کارگری است اما بعد از مدتی معلوم شد که آنها رای نیاز دارند. این شد که گفتند چه دلیلی دارد که فقط برای کارگران برنامه بدهیم چراکه آنها به رای کشاورزان و پولداران هم نیاز دارشتند لذا احزاب به طور تدریجی فرا طبقاتی شدند و سعی کردند که رای دهندگان بیشتری را برای خودشان دست و پا کنند.
این استاد دانشگاه ادامه داد: از این دوره یعنی دهه هشتاد احزابی که درون جامعه مدنی و سخنگوی آن بودند و بعنوان واسط بین دولت و جامعه مدنی عمل می‌کردند به تدریج تبدیل به "دلال " شدند. یعنی اینکه احزاب سیاسی چون خودشان از دولت پول می‌گرفتند و می‌خواستند در قدرت بمانند، سعی می‌کردند گروه‌های مختلف اجتماعی را هم با دولت نزدیک کنند و به همین خاطر سخنگویی جامعه مدنی را آرام آرام از دست دادند.
امروز شاهد "احزاب کارتلی " در عرصه سیاسی اروپا هستیم
نویسنده کتاب "پیدایی و پایایی احزاب سیاسی " در ادامه به برهه دیگری از سیر تحول احزاب اشاره کرد و گفت: از دهه 90 به بعد برای اولین بار دو نویسنده انگلیسی به نام "کاتز و مایر " مقاله‌ای نوشتند که این مقاله تقریبا مورد اجماع است. آنها معتقدند به دلایل مختلفی از جمله پرداخت یارانه‌ها، احزاب کلا از جامعه مدنی جدا و تبدیل به بخشی از دولت شده‌اند.
وی درپاسخ به سئوالی درباره اینکه آیا این معنایش مرگ احزاب سیاسی است گفت: معنای این مسئله مرگ احزاب سیاسی نیست بلکه معنایش این است که احزاب سیاسی با تحولات جامعه تحول پیدا کردند که یکی از دلایل این امر مسئله هزینه‌ها است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: احزاب سیاسی امروز احساس می‌کنند که تنها راه ادامه زندگی‌شان ماندن در قدرت است. "کاتز " و "مایر " اسم این احزاب جدید را "احزاب کارتلی " گذاشتند و معتقدند آنها در این مرحله مانند شرکت‌های تجاری واقتصادی عمل می‌کنند بطوریکه رقابت‌‌ها را بین خودشان کاهش داده، کوچک‌ها را حذف می‌کنند و در هیئت چند شرکت بزرگ، "کارتل " تشکیل می‌دهند و منافع و منابع را بین خود تقسیم می‌کنند.
ایوبی ادامه داد: احزاب سیاسی به این نتیجه رسیدند که در غرب تعدادی از کرسی‌ها را احزاب دست راستی، تعدادی دست چپی، تعدادی کمونیست‌ها و... می‌گیرند و به تعدادی این کرسی‌ها از دولت پول می‌گیرند پس می‌توانند به زندگی‌شان ادامه دهند. پس وقتی همه به سهمی می‌رسند بهتر است که رقابت‌ها را بین خودشان کاهش دهند تا همه بتوانند از این خان دولتی بهره‌مند شوند.
وی افزود: نتیجه اینکه "کارتلی " شدن احزاب سیاسی یعنی اینکه ساختار احزاب سیاسی در غرب با 10 سال پیش کاملا تفاوت کرده و عوض شده است بشکلی که در گذشته سازمان حزب در بیرون روی پارلمان و نماینده‌ها تاثیر فراوانی داشت اما امروز برعکس شده است و نماینده‌ها و صاحبان مناصب هستند که تشکیلات و احزاب را کنترل می‌کنند چراکه آنها پول برای حزب می‌دهند. اینکه در گذشته رهبر حزب همه کاره بود دیگر از بین رفته است. در گذشته افتخار احزاب این بود که اعضایشان بیشتر شود اما امروز افتخارشان این است که کرسی‌ها و تعداد آراءشان زیاد باشد و به این شکل ما شاهد یک تحول ساختاری هستیم.
صحنه سیاسی در غرب تقریبا اجماعی شده است
نویسنده کتاب "پیدایی و پایایی احزاب سیاسی " ادامه داد: امروز برنامه احزاب متفاوت شده است.احزاب سیاسی قبلا به دنبال اصلاحات اساسی بودند اما الان دنبال بهبود وضعیت هستند و اصلاحات اساسی نمی‌خواهند. احزاب دسته چپی امروز محافظه‌کارتر شده‌‌اند برای اینکه حفظ قدرت به نفع‌شان است و دلیلی ندارد بازی را به هم بریزند و به این شکل دیگر مفهوم اصلاحات بنیادین واساسی از بین می‌رود.
استاد علوم سیاسی دانشگاه در ادامه در پاسخ به این سئوال که در این ساختار تکلیف مردم چه می‌شود گفت: احزاب سیاسی دیگر برخواسته از شکاف‌های اجتماعی نیستند. پس در یک چنین اوضاع و احوالی مردم به چه چیز رای می‌دهند جون برنامه‌ها دیگر مثل هم شده است. مردم دیگر در این اوضاع به حزب کارگری و چپی رای نمی‌دهند. مردم به تیم‌های مختلف رای می‌دهند.
وی افزود: مردم می‌گویند اگر به این گروه رای بدهیم این تیم سر کار می‌آید یعنی یک سری سیاستمداران حرفه‌ای، که رهبران تیم‌های مختلف حزب هستند. یکی از دلایل بروز این اتفاقات این است که شکاف‌های موجود در غرب کم رنگ شده است. یعنی صحنه سیاست دیگر آن صحنه پرتضاد گذشته نیست و سیاست تقریبا یک صحنه اجماعی دارد.
ایوبی ادامه داد: کارگران امروز بورژواها را نه دشمن بلکه همکار خود می‌دانند و برای آنها احترام قائل هستند. اینگونه نیست که بگویند دسترنج کارگران برای بوروژواها است چراکه امروز دسترنجش به خودش برمی‌گردد، زندگی‌اش تامین شده، تحصیلات فرزندش تامین شده، مشکل بیماری‌ ندارد و... در چنین شرایطی این شکاف‌ها کمتر شده است.
وی گفت: مسائلی که اختلاف‌برانگیز بود امروز دیگر اجماعی شده است. مسئله اتحادیه اروپا یک بحران در اروپا بود اما الان تقریبا همه با اتحادیه اروپا هماهنگ هستند و در نتیجه احزاب سیاسی با این راه خودشان را تطبیق می‌دهند. من این را نقطه ضعف احزاب نمی‌دانم بلکه تطبیق احزاب سیاسی با وضعیت موجود می‌دانم.
 در 30سال گذشته جایگزینی به جای احزاب در کشور نداشته ایم
ایوبی درادامه این گفتگو افزود: کارکرد احزاب در جامعه ثبات و پایداری سیاسی است و آنها کارگردان‌های عرصه سیاسی هستند. احزاب در حقیقت نقش معرفی افراد و تیم‌های کارآمد برای اداره کشور و بیان خواسته‌های مردم و تجمیع خواسته‌های آنها را بعهده دارند. امروز احزاب جزئی از دولت‌اند اما رقابت‌های محدود بین احزاب از بین نرفته است.
این استاد دانشگاه در ادامه درباره نحوه استفاده از این تجربه غرب برای کشورهای دیگر نیز گفت: اینکه هر اتفاقی که در غرب افتاد باید در کشورهای دیگر هم رخ بدهد، حرف درست نیست. باید توجه داشته باشیم که تجربه غربی‌ها در مدیریت و نوسازی "جهان شمول " نیست. با این حال ما باید به تجاربی که برای ما قابل استفاده است توجه کنیم. یعنی برخورد ما با تمدن‌ها باید گزینشی و آگاهانه باشد.
وی با اشاره به پیوند انتخابات با احزاب گفت: تجربه دنیا نشان داده که انتخابات بدون احزاب سیاسی کار دشواری است چراکه این دو با هم پیوند دارند. ما وقتی در نظام جمهوری اسلامی ایران می‌پذیریم که تمام پست‌ها را به رقابت بگذاریم و هر سال یک انتخابات برگزار می‌کنیم پس باید ببینیم که چه کسانی باید افکار عمومی را سامان دهند و نیرو تربیت کنند. یکی از این گزینه‌ها احزاب است و ما در 30 سال گذشته جایگزینی به غیر از احزاب سیاسی برای این کار نداشتیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات