الهه کولایی و نتایج مذاکرات ایران با اروپا و آمریکا
الهه کولایی در مقام نخستین سخنران این میزگرد صحبتهای خود را با تاکید بر این نکته آغاز کرد که مبحث تغییر سیاست خارجی یک کشور در پی تغییر دولت و برگزاری انتخابات جدید خاص ایران نیست و در تمام کشورها مطرح است. کولایی پس از بیان این مقدمه سیاست خارجی ایران را در 16 سال اخیر را مبتنی بر سیاستهای واقعگرایانه دانست و افزود: «کشور ایران در منطقهای قرار گرفته است که همواره از شرایط بینالمللی تاثیر میپذیرد بنابراین هیچگاه به کشور ایران اجازه داده نشده که سیاست انزوارگرایانه را در پیش بگیرد.»
کولایی که خود کرسی روابط بینالمللی در دانشگاه تهران را دارا است آثار جهانی شدن و بالاخص تحولات پس از حادثه 11 سپتامبر را مولفه مهم عنوان کرد که تغییر یک نگرش نمیتواند آثار آن را مورد غفلت قرار دهد. الهه کولایی سپس به نظریه «گفتوگوی تمدنها» که از سوی خاتمی مطرح شده بود اشاره کرد و گفت: «نظریه آرمانگرایانه گفتوگوی تمدنها در مقابل نظریه «جنگ و تمدن» که از سوی هانتینگتون عنوان شده بود مطرح شد و اگر چه این نظریه با استقبال جهانی روبهرو شد و سال 2001 به نام سال گفتوگوی تمدنها نامیده شد، اما گسترش حملات تروریستی فضا را به سمتی برد که رادیکالها و افراطیون در جهان به نظریه جنگ تمدنهای هانتینگتون واقعیت بخشیدند. به این ترتیب گرایشهای آرمانگرایانه خاتمی در برابر این حملات تروریستی با ضعف و انحطاط فزاینده و مستمر روبهرو شد.»
به این ترتیب کولایی پس از بیان سخنان فوق درباره رهیافت آینده ایران در سیاست خارجی چنین نتیجه گرفت: «با پایان یافتن دوران خاتمی تمرکز بر سیاست گفتوگو، مفاهمه و مدارا در سطح داخلی و خارجی در ایران پایان مییابد و دنبال کردن سیاست تنشزدایی به عنوان یک رهیافت مناسب برای مقابله با تهدیدهای بینالمللی به فراموشی سپرده میشود.» اما اگر چه الهه کولایی پایان سیاستهای آرمانگرایانه خاتمی در سیاست خارجی رامسئلهای قطعی عنوان کند، با طرح این پرسش که «آیا با روی کارآمدن دولت جدید در ایران تمامی روشها و ابزارها و سیاستها دگرگون خواهد شد؟» چنین پاسخ میدهد: «در مسائل سیاست خارجی تنها ریاست جمهوری و مجموعه تحت امرش تصمیم نمیگیرند و همواره آنها در این زمینه با محدودیتهایی روبهرو هستند.»
کولایی که در زمان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری به عنوان سخنگوی کاندیدای جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب ظاهر شده بود در این میزگرد تغییرات عمده در بخش سیاست خارجی دولت جدید را مختص به تغییر مدیریتها عنوان کرد و گفت: «تغییر مدیریت سیاست خارجی در عملکردها و اجرای سیاستها اثرگذار است اما به اعتقاد من این بخش در مقایسه با سالهای گذشته از اثرگذاری کمتری برخوردار است.» کولایی سپس در تشریح دلایل این گفته خویش به واقعیات غیرقابل انکار پیرامون کشور و تغییرات ساختاری در نظام بینالملل و جایگاه آمریکا در این نظام اشاره کرد: «در طول سالهای گذشته ایران با بازی گرفتن اروپایی از تعارض اروپا و آمریکا برای مقابله با آمریکا سود جست اما تجربه سالهای اخیر به خصوص در عراق و افغانستان نشان داد که بازیگر اصلی عرصه بینالملل آمریکا است. در مذاکرات هستهای ایران هم آمریکا در پس کشورهای اروپایی حضور مستقیم و موثر داشته است.»
کولایی در ادامه مذاکرات هستهای ایران را فرصتی برای اروپاییها عنوان کرد که با بهرهگیری از مسائل لاینحل میان ایران و آمریکا منافع اقتصادی خود را در ایران پیگیری کردند. اما این عضو کمیسیون سیاست خارجی در مجلس ششم معتقد است که نقش واسطهگر کشورهای اروپایی پس از انتخاب رئیس جمهور جدید در ایران پایان مییابد و ماهیت سیاسی مسائل هستهای بیشتر رخ مینماید.
کولایی سپس منظور خویش از این گفته را اینچنین شرح داد: «بعد از انتخاب آقای احمدینژاد مواضع و جهتگیری اروپا و آمریکا مبتنی بر بدبینی و پیشبینی اجرای سیاستهای رادیکال مطرح میشود. اینکه دولت جدید چه سیاستی را دنبال خواهد کرد یک مسئله است اما اینکه آنها چه تصوری از دولت جدید ایران داشته باشند مسئلهای مهمتر است که پیامدهای رفتاری خاص خود را به همراه خواهد داشت.» کولایی در پایان سخنان اگر چه نگرانی خویش را نسبت به پیامدهای رفتاری شناحت غرب از دولت جدید ایران مطرح کرد، اما اطمینان خود نسبت به تداوم سیاست خارجی ایران را نیز اعلام کرد و در توضیح نگاه خوشبینانه خویش با بیان این جملات به سخنان خود پایان داد: «به رغم تصویرسازی غرب از آقای احمدینژاد مبنی بر گسترش رادیکالیسم، در 8 سال گذشته ایران به یک بازیگر هنجارمند در نظام بینالملل تبدیل شده است. لذا برآورد نهایی من این است که با توجه به تغییرات سالهای اخیر در سیاست خارجی ایران امکان بازگشت این مسیر وجود ندارد و تصمیمگیرندگان دیر یا زود به واقعیات تن میدهند. فقط باید امیدوار بود که فرصتهای از دسترفته آنچنان مهم باشند که بازگشت را سخت گردانند.»
باوند گفت که ایران منزوی نمیشود
دکتر هرمیداس باوند در مقام سخنران بعدی میزگرد «بررسی سیاست خارجی ایران در دولت جدید» اصلیترین موضوع و چالش پیش روی دولت احمدینژاد را پرونده هستهای ایران عنوان کرد. باوند با اشاره به موضعگیریهای اصولگرایان پیرامون پرونده هستهای گفت: «همفکران آقای احمدینژاد معتقدند که راه سیاست هستهای تاکنون اشتباه بوده است و شرایط نامناسبی بر ایران تحمیل شده است. بنابراین اصولگرایان آمادگی این را دارند که پرونده ایران به شورای امنیت کشیده شود. در شورای امنیت براساس مفاد NPT و استنادهای حقوقی، قدرت مانور بیشتری وجود دارد.»
به این ترتیب باوند دوران ریاست جمهوری احمدینژاد را آغاز دوران چهارم در سیاست خارجی ایران پس از دوران جنگ و تحریم اقتصادی و تنشزدایی عنوان کرد و گفت که در این دوره قطعاً میان ایران و کشورهای غربی تنش ایجاد خواهد شد. باوند در ادامه پیامدهای فرستادن پروند هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل را اینچنین برشمرد: «اولین گام شورای امنیت ضربالاجل و توصیه است که اگر از جانب ایران اتخاذ نشود آنگاه شورا به ماده 41 متوسل میشود که این ماده دست شورا را برای اتخاذ برخی ترتیبات و همراه کردن ایران باز میگذارد. یعنی آنها سعی میکنند ابتدا در چارچوب حقوقی عمل کنند و سپس جامعه بینالملل را همراه خود سازند.
به طوری که عکسالعملها به صورت جنگ روانی و تبلیغاتی در برابر ایران گسترش مییابد.» با این حال اگر چه هرمیداس باوند از بروز تنش و بحران کوتاه مدت در روابط ایران با کشورهای اروپایی و آمریکا سخن میگفت اما او نیز همچون الهه کولایی آینده بلندمدت دیپلماسی ایران را چندان پرتنش تصویر نمیکرد: «ایران کشوری نیست که در انزوا زندگی کند. حوادث خارج از ایران اجازه نمیدهد که روند رادیکال در تصمیمگیریها استمرار یابد و بنابراین چالشهای ایجاد شده مقطعی خواهد بود.» به این ترتیب هرمیداس باوند به عنوان کارشناس مسائل سیاست خارجی سخنان خویش در این میزگرد را با توصیههایی به نیروهای اصلاح طلب که اکنون از قدرت خارج شدهاند به پایان رساند: «امروز کسانی که خواهان ارزشهای دموکراسی به حقوق بشر در راستای منافع ملی هستند باید با دیدی واقعگرایانه بسیج شوند و بر مبنای منطقی مواضع استدلالی در قبال چالشهای پیشرو اتخاذ کنند. باید براساس منافع ملی در مقام انتقاد برآیند و با یافتن راهحل خردمندانه، دستاوردهای خویش را حفظ کنند.»
کریمی و اهمیت پروند هستهای به جای حقوق بشر
فرح کریمی عضو پارلمان هلند سومین سخنران این میزگرد بود که از طریق ازتباط تلفنی سخنان خود را برای حاضرین ایراد کرد. کریمی برخلاف کولایی و باوند که با نگاه از داخل ایران تحولات جهانی را تحلیل کردند، از نقطه نگاه غرب به جمهوری اسلامی ایران به تحلیل وضعیت دیپلماتیک ایران در عرصه جهانی پرداخت.