*خبرگزاری مهر: آقای حبیبی! مصاحبه را با این سئوال آغاز میکنیم که به نظر شما اولویتهای جریان اصولگرا در زمان حاضر چیست؟
** محمدنبی حبیبی: جریان اصولگرایی به طور مستمر وظیفه اصلی و مهمی بر عهده دارد که آن چگونگی حفظ کیان انقلاب اسلامی است. اما وظیفه مهم دیگری که بر عهده این جریان است، بیان مسایل مختلفی است که در کشور و پیش روی اصولگرایان وجود دارد.
من معتقدم اثبات کارآمدی جریان اصولگرایی و توجه به مسایل فرهنگی و اقتصادی از اولویتهای این جریان در کشور است. چرا که اکثریت مردم قریب به اتفاق ضمن اینکه مایلند کیان انقلاب اسلامی حفظ شود خواستار حل مشکلات روزمره در امور اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خود نیز هستند. اگر جریان اصولگرایی بعد از ایفای وظیفه اول خود که همان حفظ کیان انقلاب است در حل مشکلات اقتصادی و ایجاد یک اقتصاد بسیار پر رونق که علاوه بر رفع نیازمندیهای داخلی توان پیدا کردن بازارهای صادراتی را داشته باشد، موفق نباشد؛ لطمه قابل توجهی به جریان اصولگرایی وارد میشود. در حال حاضر گرچه در دولت احمدینژاد شاهد کارهای عمرانی، خدماتی و امدادی مهمی بودیم، اما بخش خصوصی رونق قابل توجهی نداشته و نتوانسته است نیازهای داخلی را رفع کرده و به بازارهای مهم صادراتی ورود پیدا کند.
دولت احمدینژاد در زمینه رفع موانع رونق اقتصادی در بخش خصوصی موفقیت قابل قبولی نداشته است، در حالی که این دولت از نعمتهای مهمی همچون قیمت بالای نفت برخوردار بوده است.
به نظر من دولت نهم و دهم در زمینه ارتقاء وضعیت اقتصادی بخش خصوصی با آنچه مورد انتظار بود فاصله قابل توجهی دارد، ما امیدواریم دولت در کم کردن این فاصله، راه حلهای جدی و جدیدی بیابد.
* با توجه به اینکه تاکید مقام معظم رهبری بر آرامش و وحدت و رسیدگی به امور اصلی کشور و مشکلات مردم است، اولویتهای کاری اصولگرایی چیست؟
** در ماههای اخیر در کشور متاسفانه اتفاقاتی رخ داد که اگر این اتفاقات مجدداً تکرار شود و از وقوعش جلوگیری به عمل نیاید میتواند تاثیرات سوئی برای وحدت داخل کشور داشته باشد. به همین دلیل بود که مقام معظم رهبری تذکر جدی در زمینه وحدت دادند.
به عنوان مثال در مواردی در ارتباطات میان مجلس و دولت، دولت لایحهای را به مجلس پیشنهاد میکند و بعد از بحث و بررسی در مجلس این لایحه با تغییرات بسیار زیادی تصویب و به دولت ابلاغ میشود. این درحالی است که دولت از ارایه آن لایحه مقاصدی را دنبال کرده که با تغییرات ماهوی مجلس در آن لایحه دیگر به آن مقاصد نخواهد رسید. دولت معتقد است در این زمینه با مجلس دچار مشکل خواهد شد.
از سوی دیگر نیز وقتی مجلس مصوبهای را تصویب میکند و به تایید شورای نگهبان نیز میرسد و به رئیسجمهور به عنوان قانون ابلاغ میشود دیگر رئیسجمهور نمیتواند به تشخیص خود این قانون را اجرا نکند و آن را مغایر با قانون بداند یا به صلاح مملکت نداند. تشخیص اینکه قوانین مطابق با شرع یا قانون اساسی است با رئیسجمهور نیست. این موارد در حیطه اختیارات رئیسجمهور نیست و این اتفاقات موجب بروز اختلاف میان مجلس و دولت میشود.
برخی برخوردها همچون تظاهرات مقابل مجلس و اعلام مخالفت از سوی طرفداران دولت نیز موجب میشود تا اختلافات بیشتر و جدیتر بروز کند و این اختلافات بین قوا در مراحل بعدی خطر تسری اختلافات در بدنه مردمی را نیز به دنبال دارد.
من معتقدم جریان اصولگرایی اگر میخواهد در رسیدن به اهدافش موفق باشد هیچ چارهای جز وحدت در بین نیروهای خودی ندارد و هرگاه که تفرقه به وجود آید موانع برای رسیدن به اهداف نیز افزایش پیدا میکند.
* وضعیت احزاب در داخل کشور را در مقطع کنونی چگونه ارزیابی میکنید؟
** تحزب مولفهای ضروری در کشور است و به اعتقاد من براساس قانون باید زمینه توسعه و تعمیق تحزب در کشور فراهم شود. من معتقدم زمانی به یک تشکیلات میتوان عنوان حزب را اطلاق کرد که از سه توانایی مهم قدرت تولید فکر و کانالکشی میان این فکر و حزب و مردم، برنامهریزی برای اداره کشور در عرصههای مختلف و کادرسازی و تربیت مدیران لایق را داشته باشد. احزاب نمیتوانند با برنامههای کلی و نداشتن افرادی لایق مدعی شوند که تشکیلات حزبی هستند چرا که این توانمندیهای حزبی است که میتواند زمینهسازی پیشرفتت کشور شود.
* آیا تاکنون حزب موتلفه اسلامی به عنوان یک حزب با سابقه در زمینه کادرسازی موفقیتی داشته است و تا چه میزان از این نیروها در دولت نهم و دهم استفاده شده است؟
** دولت احمدینژاد در مرکز یک رفتار خاص با احزاب و تشکلهای اصولگرا داشته است به گونهای که در مرکز ارتباط بین بسیاری از تشکلهای اصولگرا با دولت برای استفاده از نیروها در حداقل بوده و در برخی موارد اصلاً وجود نداشته است. این در حالی است که در بسیاری از استانها، استانداران توانستهاند از نیروهای اصولگرا با سلیقههای مختلف در سطح قابل توجهای استفاده کنند، البته معدودی از آقایان استانداران نیز رفتار نامناسبی با اکثریت تشکلهای اصولگرا داشتهاند.
* در زمینه ارائه برنامه به دولت حزب موتلفه چگونه عمل کرده است؟
** در زمینه برنامهریزی، حزب موتلفه مرکز مطالعات برنامهریزیای را حدود هشت سالی است که تشکیل داده که در آن با تشکیل کارگروههای مختلف موضوعات و مسایل پیش روی کشور مورد بررسی قرار میگیرد و تلاش شده در این زمینه برنامههایی نیز به دولت ارایه شود. البته قبل از تشکیل مرکز مطالعات و برنامهریزی با شکل جدید، واحد طرح و برنامه حزب وجود داشته است که مورد رضایت نیز بوده است.
* آیا تاکنون برنامهای به دولت ارائه دادهاید و تا چه اندازه دولت از آن برنامه برای مرتفعسازی مسایل کشور استفاده کرده است؟
** به عنوان مثال حزب موتلفه بیش از 80 راهکار کارشناسی شده در زمینه مهار تورم تهیه کرده و به دولت ارایه داده است اما اطلاعی از این که تا چه میزان از این راهکارها بهرهگیری شده است نداریم. تاکنون ارزیابی جامعی از این که چند درصد از پیشنهادات ما به مرحله اجرا رسیده است نیز نداشتهایم.
* آیا در ارایه برنامه پنجم توسعه کشور نیز مرکز مطالعات و برنامهریزی حزب موتلفه برنامهای داشته است؟
** خیر. در این زمینه برنامهای ارایه نکردهایم. اما مشغول مطالعه برنامه ارایه شده به مجلس هستیم.
* برخی فعالان معتقدند هزینه کار حزبی در کشور بالا رفته است. نظر شما در این مورد چیست؟
** بدون تعارف باید بگویم که رئیسجمهور نظر خوشی راجع به تحزب در کشور ابراز نکرده است. در دور اول ریاست جمهوری، احمدینژاد گفت که با اصل تحزب موافقم این در حالی بود که دولت وی هیچ کمکی برای توسعه و تعمیق تحزب در کشور انجام نداد و در برخی زمانها شاهد بودیم که خود شخص رئیسجمهور با بیان مطالبی در زمینه فعالیت حزبی موجب تضعیف تحزب در کشور شد و عدم اعتنا به تحزب را نیز ابزار داشتهاند.
به این دلایل فعالیت حزبی در مقطع کنونی در کشور هزینههایی را به فعالان تحمیل میکند اما ناگفته نماند که این تفکرات خللی در فعالیت افرادی که معتقد به فعالیت حزبی هستند وارد نمیکند. به عنوان مثال در دو سال گذشته تعداد جذب افراد در حزب موتلفه نه تنها کاهش پیدا نکرده است بلکه افزایش قابل توجهی نیز پیدا کرده است.
دولت میتواند فعالیت حزبی را در کشور دچار مشکل کند اما این بدان معنا نیست که بتواند لطمه سرنوشتسازی به تحزب و فعالیت حزبی وارد کند.
* آیا هنوز شاهد فعالیت احزاب اصلاحطلب در کشور هستیم؟
** جریان اصلاحطلب مدعی است که نمیتواند فعالیت حزبی در کشور داشته باشد.
فعالیت برخی از احزاب اصلاحطلب در کشور کم شده است و برخی دیگر نیز به همان فعالیتهای سابق با همان شکل گذشته ادامه میدهند و نمیتوان قضاوت کلی در این زمینه داشت. اما آنچه مهم است این است که ما به عنوان یک حزب اصولگرا حق نداریم برای فعالیتهای سیاسی انحصارطلبی قائل شویم و آن را حق خودمان بدانیم و حق نداریم جدای از مبانی و اصول، هر روشی را که برای اداره کشور به نظرمان برسد حق مطلق بدانیم و دیگران را دور از حق تلقی کنیم. البته در برخی زمینهها احزاب نیز باید در ابتدا برادری خود را ثابت کنند و بعد ادعای ارث کنند. چرا که در برخی زمینهها نتوانستند پایبندی به اصول انقلاب را به اثبات برسانند.
برخی احزاب نیز امتحانات بسیار بدی در وقایع پس از انتخابات دادهاند که مردم از گناه آنان نخواهند گذشت.
* بعضی از اصولگرایان معتقدند باید فکری برای جای خالی احزاب اصلاحطلب کرد. نظر شما چیست؟
** به اعتقاد من جمهوری اسلامی به دلیل بنیه قوی فکری و ایدئولوژیک، هیچگاه از تضارب افکار ضرر نمیکند و باید کمک کرد تا زمینههایی برای ظهور و بروز افکار گوناگون ایجاد شود تا تضارب افکار وسیعی را در عرصه سیاسی کشور شاهد باشیم. نمیتوان انتظار داشت که 70 میلیون جمعیت یکسان فکر کنند حتی در خانوادهای که همه اعضا زیر یک سقف زندگی میکنند اختلاف سلیقه گوناگون وجود دارد و این موضوع بسیار منطقی و قابل پذیرش است.
به اعتقاد من امروز موضوع کشور فقط بحث احزاب اصلاحطلب و اصولگرا نیست بلکه جای احزاب توانمند در کشور خالی است و باید کمک کنیم تا این جای خالی را پر کنیم.
عدم اعتنای شخص رئیسجمهور و برخی از دولتمردان به تحزب نیز موجب شده تا فعالیت حزبی در کشور از طرف دولت تقویت نشود. به همین دلیل اعتنا به موضوع تحزب در کشور را از سوی مجموعه دولت کافی نمیدانم و ضرورت دارد که در این زمینه تجدید نظر شود.
* آیا این مشکلات را با رئیسجمهور مطرح کردهاید؟
** تاکنون جلسات چهره به چهره در این زمینه نداشتهایم اما از طریق رسانهها اعلام کردهایم که با برخی نظراتشان در زمینه فعالیت حزبی مخالفیم و قضاوتهای وی برای تمامی احزاب به صورت یکسان، کار درست و علمی نیست. بررسی احزاب مختلف کشور در زمانهای مختلف نشان داده که برخی از احزاب ضررشان در حد خیانت به کشور است اما این نسخه را نمیتوان برای همه احزاب پیچید و به همین دلیل رئیسجمهور در برخی از اظهارنظرهای خود در زمینه احزاب تفکیکی برای احزاب مفید و مضر قائل نشدهاند و این موجب بروز مشکلاتی در فعالیت حزبی و همچنین تضعیف برخی از احزاب در کشور میشود.
* با توجه به اظهارات اخیر رئیسجمهور مبنی بر اینکه جناحبندیهای سیاسی فاتحه ارزشهای انقلاب را خواندهاند یا اینکه تنها یک حزب در کشور وجود دارد، نظرتان چیست؟
این ادعای رئیسجمهور نیز از آن دسته ادعاهاست که در آن تفکیکی برای احزاب قائل نشده است، این در حالیست که بر اساس قانون اساسی تکثر احزاب و موضوع فعالیت حزبی بسیار مورد توجه و جدی است و تا آنجا که ما اطلاع داریم نه حضرت امام و نه مقام معظم رهبری هیچگونه مخالفتی با اصل تحزب و جناحبندیهای سیاسی نداشتهاند و بررسی تاریخ نیز نشان میدهد که مخالفتی در این زمینه از سوی امام و رهبری وجود نداشته است. بلکه تلویحا نیز در سخنان حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری متوجه شدیم که جناحبندیهای سیاسی را در کشور مفید میداند.
با توجه به سخنان اخیر احمدینژاد در مورد یک حزب نیز باید بگویم حزب ولایت با آن معنا و اصطلاحی که وی بکار گرفته است، وجود خارجی ندارد و نه در فرمایشات رهبری و نه حضرت امام با چنین اصطلاحی روبرو نشدهایم.
* برای ایجاد وحدت بیشتر میان اصولگرایان با توجه به اتفاقات اخیر و ضرورت توجه به وحدت ملی در کشور چه باید کرد؟
** من معتقدم جریانات اصولگرایی باید بیش از گذشته برای افزایش وحدت تلاش کنند و ارتباط و تعامل بین خودشان را با تشکیل جلسات متعدد افزایش دهند و به دنبال وحدت حول محور رهبری و ارزشهای انقلاب باشند.
* برخی معتقدند دایره اصولگرایی هر روز در حال تنگتر شدن است و برخی نیز به دنبال حذف بعضی اصولگرایان هستند، به اعتقاد شما این فرآیند در حال انجام است؟
** برای جریان اصولگرایی اصول و مبانی مشخص وجود دارد که مهمترین آن همان چهار اصل اعتقاد به اسلام، اعتقاد به نظام اسلامی، خط و سیره امام و ولایت فقیه و فصلالخطاب قرار دادن رهبری است که بر این اساس همه افراد و تشکلهای پایبند به این اصول در چارچوب جریان اصولگرایی قرار میگیرند. اما این تفکر که براساس آن گفته میشود ما تنها اصولگراییم و اصولگرایی در ما خلاصه میشود بیمبنا و غیرمنطقی است.
عیب بزرگ متوجه تشکلها و یا اشخاص اصولگرایی است که اصولگرایی را منحصر به خودشان میدانند و هر که را که از مسیر سلایق آنها دور باشند غیر اصولگرا تلقی میکنند.
* با توجه به کمرنگشدن فعالیت خانه احزاب، تاثیرگذاری آن را در زمان حاضر چگونه ارزیابی میکنید؟
** خانه احزاب اگر نتواند رنگ فراجناحی خود را حفظ کند اقتدار خود را از دست میدهد و متاسفانه در چند سال اخیر نیز در مواردی به جای انجام افعال فراجناحی به سمت انجام فعالیتهای جناحی سوق پیدا کرده و این موارد انتقادات جریانهای مختلف را نیز در بر داشته است.
در حال حاضر خانه احزاب در یک حالت ضعف و کماثر قرار دارد که باید با احیای بعد فراجناحی این تشکل از سوی مدیران آن و پرداختن به مسائل اصلی و مهم برای فعالکردن دوباره خانه احزاب تلاش شود.
به اعتقاد من انتقاد دیگری که به خانه احزاب وارد است این است که در جریان توطئههای پس از انتخابات 88 در بسیاری از موارد بیتفاوت بود این درحالی است که خانه احزاب باید در رقابت میان احزاب بیطرف باشد اما در زمانی که ارزشهای انقلابی در خطر است بیطرفی معنا ندارد.
* اخیرا نامه سرگشادهای به رئیسجمهور ارسال کردهاید که در آن بر اجرای طرح عفاف و حجاب تاکید شده است. ضرورت ارسال این نامه چه بود؟
** سه سال پیش در شورای انقلاب فرهنگی طرحی تصویب شد و بر اساس آن دولت موظف به اجرای طرح عفاف و حجاب شد و در همان سال این مصوبه قانونی از سوی دولت به وزارت فرهنگ و ارشاد برای اجرا ابلاغ شد اما امروز با گذشت سه سال از آن مصوبه قانونی خبری مبنی بر اجرای آن وجود ندارد و سئوال ما در این نامه این بودکه چرا در این زمینه تعلل شده است و چرا یک مصوبه قانونی از سوی دولت اجرا نشده است.
مطالبه دوم ما نیز به عنوان یک حزب اصولگرا از رئیسجمهور در این نامه این بود که در برخی ادارات و ارگانهای دولتی موضوع عفاف و حجاب به خوبی اجرا نمیشود و برخی کارمندان تظاهر به بدحجابی میکنند بر این اساس دولت باید بدون هیچگونه مماشاتی داشتن حجاب را الزامی کند در حالی که از نظر حزب موتلفه در این موارد کوتاهی شده است. هم اجرای طرح عفاف و حجاب و هم رعایت حجاب در سازمانها و ادارات.
* با توجه به اظهارات نمایندگان در هفتههای اخیر مبنی بر اجرایی نکردن قوانین از سوی دولت و همچنین عدم ارسال مصوبات به مجلس شورای اسلامی، به نظر شما این گونه رفتار چه آسیبهایی را در پی دارد؟
** اگر به قانونی که موضوع مشترک میان مردم، دولت، مجلس و قوای کشور است اهمیت ندهیم قطعا در اداره کشور با مشکلات فراوانی مواجه خواهیم بود و اعتراض نمایندگان مبنی بر اجرایی نکردن برخی از مصوبات و عدم ارسال آییننامههای دولت به مجلس بسیار وارد است.
هیچ یک از مسئولان قوا حق ندارد قانون را به هر دلیلی اجرا نکنند و هیچ دلیلی نیز برای این موضوع موجه نیست چرا که اجرای قانون بد بهتر از بیقانونی است و تبعات بیقانونی و عدم اجرای قانون با سلیقه شخصی آسیبهای جدی به انقلاب وارد میکند.
* آیا مجلس از ابزارهای نظارتی بر عملکرد دولت به خوبی استفاده میکند؟
** من فکر میکنم مجلس باید درجه نظارت خود را افزایش دهد و با توجه به اینکه موضوع نظارت از حقوق مسلم مجلس است نمایندگان نباید از این موضوع مهم چشمپوشی کنند.
* امسال سال همت و کار مضاعف نامگذاری شده. ارزیابی شما از چهار ماه گذشته در این رابطه چیست؟
** همت و کار مضاعف نیاز دائمی مجموعه نظام است اما در درجه اول توقع داریم که دولت آماری را مبنی بر توجه بیشتر به کار و همت مضاعف و رونق اقتصادی ارائه دهد. به نظر نمیرسد که در چهار ماه گذشته شاهد انجام فعالیتهای متفاوتی از سوی دولت مبنی بر افزایش همت و کار بودهایم. البته با نگاهی مثبتاندیشانه میتوان فکر کرد که دولت در این ماهها مقدمات تلاش را برای ادامه سال فراهم کرده است.
* مواضع اخیر روسیه در مقابل ایران و همچنین اظهارات اخیر مدودوف مبنی بر اینکه ایران به تکنولوژی ساخت سلاح هستهای نزدیک است را چگونه ارزیابی میکنید؟
** مقامات روسیه در بسیاری از مواقع مواضع دو پهلو داشتهاند و ما به عنوان یک حزب اصولگرای با سابقه در کشور به آنان تدکر میدهیم که نسبت به شفافسازی مواضع خود اقدام کنند و بدانند ملت ایران راه خودش را خواهد رفت چه آنان بخواهند چه نخواهند. اما همواره باید توجه کرد که روسیه نیز بر اساس مواضع و منافع خودش عمل میکند.