ترجمه : آرمن نرسسیان
* زمزمه هاى دموکراتیک در سراسر جهان عرب شنیده مى شود. از انتخابات عراق گرفته تا انتخابات شهرداریها در عربستان (اگرچه تنها با حضور مردان)، اعلام انتخابات چندحزبى در مصر توسط «حسنى مبارک » و اعتراضات خیابانى در لبنان براى دموکراسى و خروج سوریها ، آیا این جزیى از همان روندتاریخى است که در موج دموکراسى خواهى در اروپاى شرقى و مرکزى و گرجستان و اوکراین دیده شد؟
** من همیشه بر این باور بوده ام که همه ما یکسان هستیم. مردم مى خواهند در جایى زندگى کنند که بتوانند خود رأساً تصمیماتشان را بگیرند. با گسترش اطلاعات در سراسر جهان ، میل و اشتیاق و پشتیبانى روزافزونى براى دموکراسى دیده مى شود. این میل و اشتیاق از سالهاى ۱۹۸۰ در جهان بخصوص در کره جنوبى ، تایوان، فیلیپین ، اندونزى ، اروپاى شرقى و مرکزى ، آمریکاى لاتین و کشورهاى سابق اتحاد شوروى وجود داشت. در این زاویه، باید گفت آنچه جهان عرب هم اکنون شاهد آن است، جزئى از این موج سراسرى است ، اما این چیزى نیست که تازه شروع شده باشد و دلایل و جنبه هاى مختلفى وجود دارد که به آن پستى و بلندى هایى مى دهد. دموکراسى در سه سال گذشته به وجود نیامده است. بى شک، یکى از مشکلات جدیدى که در روسیه ، آمریکاى لاتین و تا حدى در اروپاى شرقى و مرکزى دیده مى شود، برهه پس از دموکراسى است. دموکراسى، یک رویداد نیست یک روند است. اگر دموکراسى گسترش پیدا نکند یعنى مردم نتوانند خانه اى از خودشان داشته باشند، تجارت کنند و گرسنه نمانند، جامعه به وضع اولیه خود باز خواهد گشت.
* سیاست خارجى بوش در خلع قدرت از صدام و برگزارى انتخابات به طور قطع، اثراتى داشته است. بن بست گفت وگو و بحث در باره دموکراسى در خاورمیانه که طى این سالها به وجود آمده بود، شکسته شده است.
** جواب شما هم مى تواند مثبت و هم منفى باشد. حقیقت آن است که پیش از این هم در خاورمیانه ، انتخابات و جنبش هاى دموکراتیک وجود داشته است . مرگ «یاسر عرفات » ، عامل بسیار مهمى در شکل گیرى انتخابات فلسطینى ها بود. من طرفدار جنگ عراق نبودم، اما براین باورم که انتخابات، مسأله اى بسیار چشمگیر و یک پیروزى براى مردم عراق بود و مى توان براى جورج بوش براى این مهم اعتبار قائل شد. اما این تنها مقدمه ماجراست و مشکلات و پیچیدگى هایى وجود دارد که از عملکرد دولت بوش برخاسته است. در بازدیدى که از جهان عرب داشتم، یک مسأله کاملاً آشکار و واضح بود. آنها (اعراب) خواهان حمایت و پشتیبانى هستند اما نمى خواهند که به آنها گفته شود در اصلاحات خود چه کارهایى باید انجام دهند، اما این چیزى است که سیاست خاورمیانه بوش انجام مى دهد. بنابراین اگرچه بسیارى از انتخابات در عراق خشنود شدند، اما آنها نمى خواهند جزئى از برنامه و طرح آمریکایى قرار بگیرند. تصویرى که وجود دارد، دوگانه است. به دلیل جنگ و نتایج آن ، احساسات ضدآمریکایى شدیدى وجود دارد ، اما در عین حال، احساس شادمانى و خشنودى همزمانى از بابت آنچه مردم عراق تاکنون به دست آورده اند نیز وجود دارد.
* اگر ما در ابتداى مرحله جدید دموکراتیزه کردن خاورمیانه هستیم، با چه مشکلاتى مواجه خواهیم شد؟
** در عراق ، انگشتان رنگى ناشى از انتخابات قابل توجه بود. باید به مردم عراق به این خاطر تبریک گفت، اما در همین زمان، عراقى ها باید قانون اساسى جدید خود را آماده کنند، همه پرسى برگزار نمایند و انتخابات جدید را برپا کنند. این یک روند طولانى و دلهره آور باتوجه به وضعیت فعلى عراق و شکاف هاى موجود در آن است.
در لبنان، در هنگام اعتراضات خیابانى آنچه قابل توجه بود، اتحاد و وحدت مسیحیان و مسلمانان بود، اما مشکلى که وجود دارد، این است که آنها درگیر جنگ داخلى بوده اند و تفاوت هاى قومى کماکان وجود دارد و به همین جهت، وضعیت سیال است. موضوع لبنان از این جهت با اوکراین تفاوت بزرگى داشت. در مصر، بسیارى از مردم خواهان دموکراسى هستند. دراین کشور، هنگامى که حزب جدید سیاسى تشکیل مى شود با سرکوب و محدودیت مواجه مى شود. در مصر، نوعى محدودیت و سرکوبگرى مدیریت شده وجود دارد. هنگامى که بوش در سخنان سالانه خود از مصر نام برد؛ حسنى مبارک فشارها را دریافت و قدمى برداشت، اما حتى دولت بوش نیز منتظر آن است تا ببیند این اقدامات چه معنایى دارد. در عربستان سعودى هم ناآرامى ها و بحران هاى بسیارى وجود دارد. هنگامى که در مجمع اقتصادى جده شرکت کردم، زنان از مردان جدا شده بودند. گام بزرگ برداشته شده این بود که در پایان هرجلسه گفته مى شود که نوبت آن فرا رسیده است که به زنان گوش دهیم و آنگاه این زنان به وضوح و آشکار مى گفتند که نمى خواهند محیط کارشان جدا از مردان باشد. انتخابات شهرداریها، تنها یک آغاز به شمار مى رود. سخت است که بگوییم چه مقدار از این تغییرات از فشارهاى خارجى حاصل شده و چه مقدار از آنها به داخل کشور ربط داشته است.
* با توجه به تمام این موانع و پیچیدگى ها، آیا سیاست خارجى بوش سیاست مناسبى براى خاورمیانه دراین لحظات تاریخى است؟
** براى آمریکا سیاست درستى است که در کنار دموکراسى و آزادى قرار گیرد. ما یک کشور یگانه هستیم و این چیزى است که من همیشه گفته ام. مشکل در مقطع فعلى این است که برچسب آمریکا بیش از حد بر روى این مسائل خورده است. دموکراسى یک ارزش جهانى است و کشورهاى دیگرى در جهان هستند که در کنار آمریکا داراى دموکراسى هستند. نمى توان دموکراسى را تحمیل کرد. باید آن را پرورش داد و از آن حمایت کرد. سؤال اینجاست که چه مقدار واکنش در برابر دموکراسى تحمیلى آمریکا وجود خواهد داشت؟ من مدت زمان زیادى با مخالفان اروپاى شرقى بودم. آنها همیشه از این که با غرب و آمریکا شناخته بشوند سپاسگزار بوده اند. آنها مى خواستندکه این توجه بر روى آنها باشد تا از این طریق از خودشان محافظت کنند. درجهان عرب، آنهایى که خواهان دموکراسى هستند، در ارزشها با ما شریکند و براین باورند که مردم باید خودشان انتخاب کننده باشند، اما این که وابسته به آمریکا تشخیص داده شوند براى آنها مفید و سودمند نیست و این نقش آمریکا را در گسترش دموکراسى در خاورمیانه عربى متمایز مى کند.
خصومت با آمریکا در تمام این منطقه، آشکار و محسوس است و طرفدارى خاصى از آمریکا دیده نمى شود. به همین جهت، اگرچه دموکراتیزه کردن یک هدف و غایت مطلوب آمریکایى است ، اما در منطقه به عنوان برهم زننده هژمونى تلقى مى شود و یک گزینه بومى نیست.
* توصیه تان به «کاندولیزا رایس» جانشین شما در وزارت خارجه چیست؟ به او مى گویید در مسیر درستى قراردارى، اما افراط نکن؟!
** من و کاندولیزا رایس اغلب این موضوع را مورد بررسى قرار داده ایم. من همیشه به یک سیاست خارجى دموکراتیک درست باور داشته ام و همیشه براین باور بوده ام که مى توان درباره ارزشهاى آمریکایى با دیگران صحبت کرد، اما باید همیشه به هوش بود که نمى توان آن را به زور به آنهاخوراند.