تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۲  ، 
کد خبر : ۱۶۳۷۸۲

آرمان‌هاى اجتماعى


قاسم افتخارى، دانشیار دانشگاه تهران، متولد خوى، ۱۳۱۳
اخذ دیپلم علوم طبیعى از دبیرستان فردوسى خوى، ۱۳۳۶
اخذ مدرک لیسانس زبان و ادبیات انگلیسى از دانشگاه مشهد ، ۱۳۴۱
اخذ مدرک فوق لیسانس کتابدارى از دانشگاه کاتولیک آمریکا، ۱۳۴۴
اخذ مدرک دکتراى روابط بین الملل از دانشگاه کاتولیک آمریکا، ۱۳۴۹
استادیار دانشگاه تهران از سال ۱۳۴۹ تا سال ۱۳۶۲
دانشیار دانشگاه تهران از سال ۱۳۶۲ تا زمان حال.
رئیس انجمن علوم سیاسى ایران و عضو هیأت مؤسس
تألیف مقالات متعدد و چاپ در نشریات بین المللى و شرکت و ارائه مقاله در سمینارهاى بین المللى در مسکو،هند و پاریس

یکى از اعضاى مؤسس و رئیس انجمن علوم سیاسى ایران است که پس از افزون بر چهل سال تحصیل علم و تدریس در حوزه روابط بین الملل، همچنان با تعلق خاطر خاصى در دانشکده حقوق و علوم سیاسى تهران حضور مى یابد وتدریس مى کند قاسم افتخارى متولد ۱۳۱۳ خوى است. به علت فوت پدر وعدم رضایت مادرش چند سال دیرتر از موعد مقرر یعنى در سن ۱۱ سالگى تحصیل در مقطع ابتدایى را آغاز مى کند؛ در مدرسه راشد خوى. دوران تحصیل در مقطع دبیرستان را نیز با دو سال ترک تحصیل، بالاخره تا سال ۱۳۳۶ تداوم مى بخشد و در این سال دیپلمه علوم طبیعى شناخته مى شود.
حسین سامى راد یکى از بستگان قاسم افتخارى است که در اوایل تابستان ۱۳۳۶ به خوى مى رود و وقتى مى بیند قاسم افتخارى به تحصیل در رشته پزشکى علاقه دارد به او مى گوید دانشکده پلیس آزمون استخدامى دارد که پذیرفته شدگان آن در آزمون ورودى دانشکده پزشکى دانشگاه تهران شرکت خواهند کرد و در همان رشته پزشکى به عنوان بورسیه پلیس مشغول به تحصیل مى شوند.
این فامیل قاسم افتخارى که درجه ستوان سومى داشته از جمال امامى نماینده خوى و مرد سیاسى و سرشناس آن سالها تأییدیه اى براى قبولى قاسم مى گیرد وبه بخش مربوط به استخدام مى دهد. اما از آنجا که امامى فقط نوشته بود «آقاى افتخارى...» بعدها کسى دیگر معرفى مى شود و قاسم افتخارى از تحصیل در رشته پزشکى ناکام مى ماند.
زمانى که افتخارى براى با خبر شدن از نتیجه استخدام به تهران آمده بود به توصیه یکى دیگر از بستگانش به صورت پیمانى قرارداد استخدام بادانشکده پزشکى مشهد منعقد مى کند، تنها دانشکده پزشکى که کنکور آن انجام نشده بود. اما در این حیص و بیص ایام استخدام، آزمون آن دانشکده هم برگزار و بازافتخارى از تحصیل در رشته پزشکى باز مى ماند. بالاخره او به مشهد مى رود و حدود یکسال در کتابخانه دانشکده پزشکى مشهد مشغول به کار مى شود. در همان ایام مدت تحصیل ۶ ساله رشته پزشکى به ۷ سال افزایش مى یابد و افتخارى هم دیگر از تحصیل در رشته پزشکى منصرف مى شود.
در سال ۱۳۳۷ در آزمون ورودى دانشکده ادبیات دانشگاه مشهد در رشته زبان و ادبیات انگلیسى موفقیت کسب مى کند وتحصیل و اشتغال را با هم سپرى مى کند.
اواخر سالهاى تحصیل در رشته زبان، متوجه مى شود که وزارت خارجه آمریکا، کتابخانه کنگره آمریکا و دانشگاه وین استیت (شهر دیترویت) یک بورسیه یکساله کارآموزى در اختیار دانشگاه فردوسى مشهدگذاشته بودند و قاسم افتخارى از بین چند نفر طالب اخذ این بورسیه با موفقیت در آزمون هاى انتخابى به عنوان کارآموزى در کتابدارى به آمریکا مسافرت مى کند و در سال ۱۳۴۱ عازم ایالات متحده مى شود.
ناگفته نماند که تز لیسانس او در همان رشته زبان و ادبیات انگلیسى ، «عشق ها و رمان هاى گوته» بوده که ناتمام مى ماند. البته او در ۳۹ - ۱۳۳۸ همان سالهاى تحصیل و کار در مشهد، یک دوره مدیریت عمومى را زیر نظر کارشناسان خارجى گذرانده بود.
افتخارى بعد از چند ماه اقامت در دیترویت، در آزمون ورودى کارشناسى ارشد زبان و ادبیات انگلیسى هم پذیرفته شده و تحصیل در آن رشته را نیز دنبال مى کند. دانشگاه وین استیت همچنین به او ماهیانه ۲۵۰ دلار کمک هزینه پرداخت مى کرده و کتابخانه کنگره هم هزینه هاى یک ماه سفر به مناطق مختلف آمریکا را پذیرفته بود. او در اواخر دوره یکساله کارآموزى سفر به مناطق مختلف آمریکا مثل ایالت هاى اوهایو و کالیفرنیا را شروع مى کند.
از دره بزرگ کانیون (Great Conyon) ، دره اى ژرف، با خاک رسوبى و درختانى تنومند و پارک روزمیته (Rosemite Park) هم بازدید مى کند.
در حال سپرى کردن سفرهاى یک ماهه بوده که وزارت خارجه آن کشور که هزینه رفت و برگشت ایران - آمریکاى افتخارى را تقبل کرده بود به او اعلام مى کند مدت اقامتش به سر رسیده و باید به ایران برگردد.
فوراً از سانفرانسیسکو به واشنگتن دى سى مى آید و به مسؤولان وزارت خارجه مى گوید مشغول تحصیل در مقطع کارشناسى ارشد زبان انگلیسى است ولى آنها به او اعلام مى کنند در صورتى با تمدید اقامت اش موافقت مى کنند که در رشته کتابدارى در یکى از دانشگاههاى آمریکا مشغول به تحصیل شود.
او به دانشگاههاى متعددى سر مى زند ولى همه آنها زمان پذیرش شان سپرى شده بود و فقط براى نیمسال دوم حاضر به پذیرش افتخارى مى شوند اما باز وزارت خارجه آمریکا اعلام مى کند اگر فوراً پذیرش از دانشگاه در رشته کتابدارى نگیرد باید خاک ایالات متحده را ترک کند.
افتخارى، در نهایت تصمیم به بازگشت به ایران را مى گیرد اما در همان زمان که با هواپیما به طرف واشنگتن مى آمده به یاد مى آورد با کسى در واشنگتن دوست شده بوده و او گفته مى خواهد در دانشگاه کاتولیک آمریکا در مقطع فوق لیسانس تحصیل کند. بعد از فرود هواپیما در فرودگاه، سریعاً قاسم افتخارى با مسؤولان آن دانشگاه صحبت مى کند و پس از مراجعه حضورى به دانشگاه کاتولیک، پذیرش تحصیل در مقطع فوق لیسانس کتابدارى را اخذ مى کند و بالاخره او در آمریکا و براى مدت ۷ سال اقامت مى گزیند.
«نسخ خطى فارسى درباره پزشکى» عنوان پایان نامه او بوده و او نسخ خطى در این زمینه را از دوره اسلامى تا حدود ۱۵۰ سال پیش معرفى مى کند مورد بحث قرار مى دهد.
در همان ایام تحصیل، به صورت پاره وقت در کتابخانه عمومى واشنگتن و سپس کتابخانه اداره غذا و داروى آمریکا هفته اى ۲۰ ساعت کار و حدود ۲۰۰ دلار دستمزد دریافت مى کرده و بعداً به صورت تمام وقت در کتابخانه ایالتى یعنى کتابخانه پرنس جورج در ایالت مریلند مشغول به کار مى شود و حدود ۵۰۰دلار دستمزد مى گرفته.
سرپرسوداى افتخارى، او را آرام نمى گذاشته. لذا پا به پاى تحصیل در رشته کتابدارى، تحصیل در رشته روابط بین الملل دانشگاه کاتولیک را شروع مى کند و به علت فعالیت چشمگیر درسى، مسؤولان دانشگاه اجازه ادامه تحصیل به صورت پیوسته تا مقطع دکترا را به او مى دهند.
در سال۱۹۶۵ با خانمى دانشجو که در دانشگاه کاتولیک تحصیل مى کرده و از یکى از کشورهاى آمریکاى لاتین بوده ازدواج مى کند و بعد از بازگشت افتخارى به ایران، حدود ۲۰سال این همسر او در کتابخانه دانشکده حقوق دانشگاه تهران به کار کتابدارى اشتغال داشته است.
او در تزش مى خواهد نشان دهد تا چه اندازه سیاستهاى جهانى در موفقیت یا ناموفق ماندن ملى کردن صنعت نفت ایران مؤثر بوده است.
«دکتر مصدق اوایل کارش را خیلى خوب و با مهارت از علاقه آمریکا در مورد ایران استفاده کرد و توانست در مقابل خواسته انگلیسى ها بایستد. آمریکایى ها آن موقع هدفشان مهار شوروى بود. خلاصه کلام اینکه مصدق در آخر کار دچار اشتباه شد و وقتى که چرچیل و ترومن در انگلیس و آمریکا به قدرت رسیدند، به دکتر مصدق پیشنهاد دادند ایران غرامت سرمایه گذارى انگلیس را بپردازد و ملى شدن هم به رسمیت شناخته شود ولى مصدق این را رد کرد و انگلیسى ها به آمریکایى ها ثابت کردند تا مصدق بر سر کار است توافقى صورت نخواهد گرفت و در نهایت هم کودتاى آمریکا و انگلیس علیه دولت دکتر مصدق عملى شد.»
افتخارى مى گوید: «من در ایام دبیرستان بیشتر اندیشه هاى جذاب علمى و فلسفى را دنبال مى کردم و مثلاً کتابهاى «برتراند راسل» را مى خواندم. نظریه تکامل را بیش از مطالب درسى مى خواندم. به زمین شناسى و ریاضیات هم علاقه داشتم. همچنین کتابهاى راشد را مى خواندم. سخنرانى که به نحوى نسبتاً مدرن به دین نگاه مى کرد. کتاب «منطق» آقاى خوانسارى را هم مطالعه کردم. بیشتر سعى مى کردم وقتم را به مطالعه اختصاص بدهم.»
اگرچه او در همان اوان هم به بازیهایى مثل فوتبال و والیبال علاقه خاصى نشان مى داده، ولى «بیشتر اهل مطالعه» بوده است. سه تن از استادان برجسته اش را در دانشگاه کاتولیک آمریکا به یاد مى آورد. پروفسور رابرتس استاد حقوق بین الملل، استاد راهنماى او بوده. رابرتس طرف مشورت وزارت خارجه آمریکا هم بوده. دوتن از استادانش کشیش بوده اند: یکى کورتن دیک (Korten dick) و دیگرى پروفسور فیل (Pheal) هر دوى اینها کشیش بودند ولى واقعاً معدن معرفت بودند. پروفسور فیل چندین زبان زنده دنیا را بلد بود. من در زمان تحقیق در مورد تزم از او درخواست مى کردم او به کتابخانه کنگره بیاید و کتابهاى مرتبط با این تز را برایم ترجمه کند.
در اواخر دوران تحصیل قاسم افتخارى است که تقاضایى از دانشگاه خصوصى «سنت مرى» واقع در منطقه مرفه نشین ایالت مریلندبه دست افتخارى مى رسد مبنى بر اینکه در آن دانشگاه تدریس کند. از سوى دکتر منوچهر گنجى رئیس مرکز مطالعات عالى بین الملل دانشگاه تهران هم نامه اى دریافت مى کند که از او خواسته شده بود تدریس در دانشکده حقوق را بپذیرد ولى به نامه گنجى جواب نداده بود.
مسؤولان دانشگاه سنت مرى حتى حاضر شده بودند همسر افتخارى را که در کتابخانه سازمان کشورهاى آمریکایى کار مى کرده به کارى مشابه در دانشگاه بگمارد و بالاخره زمانى قاسم افتخارى به منظور پیگیرى مداواى مادرش به ایران آمده بود با گنجى که رئیس دانشکده حقوق شده بود ملاقات مى کند و در نهایت دعوت او را براى تدریس در دانشکده مى پذیرد.
با این شرح، افتخارى هم تدریس در دانشگاه سنت مرى را رها مى کند وهم از مدیریت پروژه شرکتى خصوصى که در حال تغییر سیستم کتابخانه نیروى دریایى آمریکا بوده استعفا مى دهد.
افتخارى با اتمام تحصیل در مقطع دکترا در سال۱۳۴۹ به ایران برمى گردد و رئیس کتابخانه دانشکده حقوق دانشگاه تهران مى شود و سپس کار تدریس را با سمت استادیارى آغاز مى کند. در سال۱۳۶۲ هم دانشیار مى شود وتاکنون علاقه خاصى براى ارتقاى رتبه خود نشان نداده است.
یکى از درسهایى که افتخارى پیشنهاد آن را داده تا در دانشکده تدریس شود، درس «استراتژى» بوده.
«استراتژى کاربست یک اندیشه یا اجراى یک سیاست است. اصولاً در ایران اندیشه و فکر وجود داشته و هنوز هم وجود دارد ولى نحوه کاربست آن را یاد نگرفته ایم. استراتژى به مامى گوید از چه راههایى مى توان اهداف خود را تحقق ببخشیم.» افتخارى در مورد نحوه برخوردش با دانشجویانش مى گوید: «من هیچ مشکلى با هیچ دانشجویى نداشته ام. البته آدم سختگیرى هستم اما دانشجویانى هستند که ضمن شناخت من، دروس و پایان نامه هاى خود را با من مى گذرانند. هدفم این است که دانشجو تا درسى را یاد نگرفته باشد نمره هم نگیرد.»
او معتقد است که از زندگى خصوصى خود راضى است و احساس کمبود نمى کند.
اما افتخارى جملاتش را اینگونه ادامه مى دهد:
«آرمانهاى اجتماعى کاملاً مشخصى دارم. آرمانهاى آزادى، دموکراسى، جامعه باز، جامعه مدنى، رعایت حقوق افراد و شهروندان و خلاصه اینکه من یک لیبرال تمام عیار هستم. شاید لیبرال کلمه مناسبى در ایران نباشد و تعریف درستى از آن ارائه نشده باشد ولى واقعیت این است که من لیبرالم.»
او بر این باور است که گاه به «شنا در جهت مخالف» دست زده است.
او که در دومقطع ۶۵-۱۳۶۴ و ۸۳-۱۳۸۱ رئیس گروه روابط بین الملل دانشکده حقوق وعلوم سیاسى دانشگاه تهران بوده، چندى پیش با دقت و ظرافت خاصى در سخنرانى اى در دانشگاه تهران در مورد تهدیدات جدید امنیتى بین المللى مطالب بدیعى را ارائه داد و منصفانه است اگر پس از چهل و هفت سال علم آموزى، پژوهش و تدریس به او خسته نباشید ودست مریزاد بگوییم و درتکریم اش کوتاهى نکنیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات