بهاءالدین ادب / نماینده سابق مجلس
«اگر اعتماد نسل جوان از انقلاب سلب شود، چگونه میتوان مجدداً این اعتماد را جلب کرد؟ وحدت و انسجام ملی آسیب دیده و آسیبهایی نیز در راه است و کسانی که انسجام ملی را مخدوش میکنند باید مورد سئوال قرار گیرند»، «حفظ انسجام و وحدت ملی بر محور اسلام، انقلاب و ایران است»، «باید روی راهکارهای وحدت بیشتر فکر کنیم»، «تجدید اعتمادسازی بسیار سخت است»، «اگر وحدت را خدشهدار کنیم به دشمن کمک کردهایم».
جملات مقطع فوق بخش بسیار کوچکی از بیانات جناب آقای هاشمی رفسنجانی در روز چهار شنبه، 25 آبانماه 84 در گردهمایی سراسری ائمه جمعه در تهران است که در روزنامههای روز پنجشنبه 26 آبانماه انعکاس گسترده داشت. این قلم قصد تنقید یا تائید کل آن بیانات را ندارد، طبیعی است افکار عمومی و خرد جمعی در مورد آن قضاوت خواهد کرد. اما آنچه که مورد توجه بنده است، فرازهایی از صحبتهای ایشان است که در خصوص اهمیت «اعتماد و اعتمادسازی» و «وحدت و انسجام ملی» بیان کردهاند. وحدت مد نظر از چه نوعی است؟ وحدت بین مسوئلان یا وحدت بین ملت و ملت با مسئولان؟ متاسفانه باید اذعان کرد که فقط وحدت بین مسئولان رافع خطراتی که متوجه ملت و منافع ملی است، نیست. کما اینکه در تمام سالیانی که مسئولان به ظاهر یا در باطن هم صدا و متحد بودند، به برخی دلایل وحدت ملت و مسئولان خدشهدار شد. آنچه که موجب زیان ملی است و خطرات آن ملت و مملکت را تهدید میکند، شکاف و فاصله عمیق و گسترده بین «حکومت» و «ملت» است. عدم برخورداری از حقوق برابر و وجود تبعیضهای آشکار نسبت به بخش قابل توجهی از ملت بزرگ ایران در حوزههای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و عدم رعایت شأن و جایگاه فرهنگهای مناطق مختلف کشور که ساکنین آن دارای فرهنگ ویژه خود هستند و همچنین استفاده از رانت قدرت و ارتباطات توسط برخی معدود از افراد و عدم گردش نخبگان و عدم توزیع عادلانه قدرت بین تمام شایستگان کشور میتواند هم اعتماد ملی و هم وحدت ملی را مخدوش کند. بسیار بجا و شایسته است که مجمع تشخیص مصلحت نظام و ریاست آن که امروز خود به اهمیت «اعتماد ملی» و «وحدت ملی» واقف و به آن عنایت کردهاند با اختیارات و امکاناتی که دارند و اخیراً نظارت بر عملکرد قوا نیز در عداد مسئولیتهای این نهاد قرار گرفته است از طریق علمی و با گماردن مسئولان منصف و متعهد به رعایت منافع ملی یک پژوهش در خصوص آسیبهای وارده به اعتماد و وحدت ملی را انسجام و یک آسیبشناسی و عارضهیابی علمی معمول دارند، تا بر مبنای این آسیبشناسی و عارضهیابی، سیاستهای کلی نظام را طراحی و استفادهکنندگان از رانت و رانتخواری اعم از رانت سیاسی و اقتصادی را کوتاه نمایند. باشد که بدین وسیله و با عملیاتی شدن سیاستهای راهبردی فوقالذکر «اعتماد ملی» بازسازی و «وحدت ملی» ایجاد گردد. به هوش باشیم همانطوری که در صحبتهای آقای هاشمی بارها تکرار شده است، عدم وحدت ملی و عدم اعتماد ملی و افزایش شکاف «حکومت ـ ملت» یک خطر جدی است. راهحل آن نیز نه انکار شکاف «حکومت ـ ملت» و نه نادیده گرفتن «رنجش ملی» نه به کار گرفتن روشهای غیرعلمی و کهنه است. در قرن بیست و یکم و هزار سوم و در عصر توسعه و تسهیل ارتباطات و تبادل اطلاعات و افزایش دانش عمومی راهکارهای مناسب را باید به کار بست تا نتیجه مطلوب گرفت.