تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۵  ، 
کد خبر : ۱۶۳۸۵۲

نیم‌نگاهی به انتخابات ریاست جمهوری


کاظم موسوی بجنوردی رئیس دایره‌المعارف بزرگ اسلامی
گروه سیاست: این روزها فضای سیاسی کشور شاهد تحلیل‌ها و مواضع متفاوت و گاه متعارض در باب انتخابات ریاست جمهوری است. فواید این نوع برخورد افکار و سلیقه‌ها در ایجاد نشاط سیاسی و زمینه‌سازی برای طرح شفاف‌تر مسائل و تنگناهای کشور بر کسی پوشیده نیست، اما آنچه نگارنده این سطور را به رغم پیشه فرهنگی خود رعایت پرهیز از ورود به منازعات سیاسی به شکستن سکوت وامی‌دارد، این است که از دید او امروز مردم و نخبگان سیاسی ایران در یکی از حساس‌ترین شرایط جهانی بر لبه انتخابی تعیین‌کننده ایستاده‌اند. شکی نیست که در این عرصه هر گونه گزینشی چه میان نامزدهای مختلف و چه میان مشارکت یا انفعال در برابر انتخابات می‌تواند پیامدهای خاص و متفاوتی را برای کشور ما رقم زند و از این جهت گمان می‌کنم هیچ شهروند هوشیاری با هر گرایش سیاسی اکنون از نوعی تأمل و سنجش درباره نتیجه رفتار انتخاباتی خود بی‌نیاز نیست. در ماه‌های اخیر اوضاع و احوال ویژه کشور و وضعیت طرف‌های حاضر در صحنه رقابت‌ها نگاه برخی از ناظران و دلسوزان نظام را به اهمیت شرکت گسترده در انتخابات و امکان حضور شخصیتی چون آیت‌الله هاشمی رفسنجانی معطوف کرده است. به نظر من این توجه که نه از جانب جناحی خاص بلکه از درون جریان‌های متفاوت سیاسی برخاسته ناشی از تشخیص درستی از شرایط کشور است. بنده با امید به قطعی شدن نامزدی آقای هاشمی رفسنجانی بنا به احساس وظیفه دلایل خود را بر ضرورت این حضور برمی‌شمارم:
1- قرار گرفتن ایران در وضع خاص فشار و تهدید خارجی که ممکن است در ماه‌های آینده به ورود به فاز بحران بینجامد، باید در انتخاب گزینه مناسب به طور جدی به حساب گرفته شود. امروز نمی‌توان با چشم بستن بر این تهدید فزاینده به پیش بردن نگاه‌ها و سلایق جزءنگر دل بست و کیان کشور را که همه ایرانیان در اعتقاد به وجوب نگاهبانی از آن شریکند، در معرض آزمون‌های نامعلوم و خطرپذیری‌های سهمگین قرار داد. هر برنامه‌ای ولو ترقی‌خواهانه در صورتی که نتواند اجماع و همراهی بیشترین نیروها را به خود جلب کند برای حل چالش‌های پیش‌رو کارساز نیست. ما اکنون در بزنگاه تصمیم‌گیری‌های سرنوشت‌سازی در عرصه بین‌المللی قرار گرفته‌ایم. حضور هاشمی رفسنجانی در مسند ریاست جمهوری در شرایط فعلی به افزایش ضریب امنیت ملی و عقلانیت سیاسی کمک می‌کند. فراموش نکنیم که در طول سالیان پس از انقلاب باز شدن برخی گره‌های بزرگ برای ملت و نظام به مدد نوعی واقع‌گرایی و میان‌روی که هاشمی حتی از دید بسیاری از مخالفانش نمادی از آن به شمار می‌آید، امکان‌پذیر شده است. این اوصاف در دید ناظران خارجی نیز از او چهره‌ای عملگرا و اثرگذار ترسیم کرد و این برای دیپلماسی کشور در مرحله حساس کنونی مزیت مهمی است.
2- اولویت سازندگی و دستیابی به توسعه پایدار اکنون کم و بیش برای همه جناح‌های سیاسی به صورت یکی از بدیهیات درآمده است، امری که در سال‌های نخست دولت پیشین هاشمی رفسنجانی از سوی برخی از جریان‌هایی که امروز اصولگرا نامیده می‌شوند، در اساس مورد تردید و حتی انکار بود. سیاست‌های اقتصادی آن دولت گرچه هدف انتقادها و حملاتی قرار گرفت- و مانند هر برنامه دیگری در جای خود نیازمند نقد و ارزیابی است- در مجموع سیاستی اصلاحی و پیش برنده بود. شاهد آن اینکه در سال‌های گذشته برای کلیت اهداف برنامه سازندگی بدیل نیرومندی عرضه نشد و اعمال برخی تغییرات و تصحیح پاره‌ای روش‌ها نیز اساس این رویکرد توسعه محور را نفی نکرد، همچنان که یکی از وجوه مثبت دولت آقای خاتمی تداوم و تثبیت حرکت سازندگی بوده است. در شرایط حاضر ریاست هاشمی رفسنجانی بر دولت در عرصه عمومی نشانه نوعی ثبات و استحکام در حوزه اقتصاد و بازار سرمایه تلقی می‌شود و می‌تواند پاره‌ای نگرانی‌ها را نسبت به امکان وقفه یا عقب‌گرد در روند توسعه از میان بردارد.
3- دو ضرورت حیاتی امنیت و توسعه پایدار تنها در سایه نوعی وفاق ملی و مشارکت جمعی تأمین می‌شود. از منظر کسانی که به حرکت اصلاح‌طلبی اعتقاد راستین دارند، لازمه وفاق ملی، پذیرش تکثر و تنوع نیروها در مدیریت کشور است. مواجهه با تهدیدات خارجی نیز بر خلاف خواست انحصارگرایان نباید و نمی‌تواند دستاویزی برای یکه‌سالاری و حذف رقبای سیاسی شود. اما همچنان که وفاق بدون تکثر حاصل نمی‌شود، تشتت نیروها و شکاف افتادن در بنای رقابت قاعده‌مند نیز برای امنیت و منافع ملی سم مهلک است. تجربه سالیان اخیر هم نشان داده است که ادامه حرکت در مسیر اصلاحات جز از راه رقابت مسئولانه احزاب و بازیگران سیاسی ممکن نیست. در این مرحله نیاز به نوعی تفاهم ملی برای تعریف جایگاه احزاب و سازوکارهای حضور آنها در عرصه‌های سیاستگزاری و مدیریت کشور بیش از پیش احساس می‌‌شود. در این حوزه نیز به گمان من هاشمی رفسنجانی می‌تواند نقش سازنده‌ای ایفا کند، به ویژه اینکه او خود در گفت‌و‌گوهای اخیر بر توجه به جایگاه احزاب تأکید کرده است. تشکیل دولت فراجناحی به رغم عدم مقبولیت در ساختارهای سیاسی پیشرفته در وضع ویژه ما به اعتماد سازی بیشتر و تفاهم بر سر اصول منافع ملی کمک می‌کند. ترسیم چهره‌ای موزون از حاکمیت ملی، انسجام در سیاست خارجی، دفع خطر واپسگرایی و یکدست شدن قدرت و بهره‌گیری از حداکثر نیروهای توانمند کشور از چشم‌اندازهای دولتی بر پایه وفاق است.
رسیدن به آستانه مردم سالاری تنها به شرطی امکان می‌یابد که هر جریان سیاسی درک کند که قادر نیست در غیاب گرایش‌های دیگر از صحنه سیاست در حل مسائل کشور توفیق یابد. یکی از دستاوردهای دوران اصلاحات این بود که اغلب گروه‌ها را به این تجربه کلیدی نزدیک‌تر کرد. اکنون حضور کسی که بتواند در نقش تعادل بخش در میانه جریان‌ها بایستد و برآیند خواست‌های مختلف را در مسیر اعتدال هدایت کند، فرصتی حیاتی برای مقابله با معضلات کشور است و چنین تشخیصی مختص به این یا آن گرایش سیاسی خاص نیست. از نگاه بسیاری از دلسوزان به کشور و نظام، ویژگی‌های مناسب برای ریاست جمهوری را باید در گزینه‌ای جست که از پشتوانه بیشترین آرای مردمی و مقبولیت میان جناح‌ها برخوردار باشد و بتواند وزن و اعتبار سیاسی خویش را سرمایه‌ای برای همگرایی داخلی و حل چالش‌های جهانی قرار دهد. اگر هاشمی رفسنجانی چنین مسئولیت خطیری را عهده‌دار شود، این امید تقویت خواهد شد که در عبور از تنگناهایی که در مسیر تحولات از آنها گریزی نیست، سرانجام خردورزی راه را بر ارتجاع و انسداد ببندد و درد تاریخی ما در گسسته شدن حرکت‌های ناتمام تازه نشود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات