تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۶  ، 
کد خبر : ۱۶۳۸۵۷

انتخابات ریاست جمهوری ایران


پروفسور حمید مولانا
در هفته‌های آینده انتخابات ریاست جمهوری ایران وارد مراحل حساس خود خواهد شد.
امروز تعارف را باید کنار گذاشت و گرفتار دغدغه‌های گمراه‌کننده و شیوه‌های نظام‌های دیگر که مورد انتقاد است، نشد. مگر نحوه نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری در چارچوب اسلامی و انقلابی آن نباید با سیاست و روش‌های انتخاباتی معمول امروزی در دنیا متفاوت باشد؟ باید عاقلانه و هوشمندانه به نتیجه واحد رسید. دشمن در کمین است. طاغوت و استکبار نقشه دارند. شما به جایگاه خود، به نقش نظام، به سرنوشت امت و میهن اسلامی، به سعادت و خوشبختی و امنیت فرزندان و خانواده خود از بالا بنگرید نه از پایین.
انتخاب نامزد ریاست جمهوری در نظام‌های سیاسی لیبرالیسم، سوسیالیسم، کمونیسم، فاشیسم و غیره از طریق حزب صورت می‌گیرد. ولی در غرب احزاب سیاسی، مخصوصاً از دیدگاه مردم و افکار عمومی، دچار بحران شده‌اند و در دهه‌های اخیر، اعتماد مردم به احزاب سیاسی کاهش یافته است. هر نظام با توجه به ارزش‌های خویش، باید الگوی تشکل سیاسی مؤثر خود را ترسیم کند. احزاب از ابتدای فعالیت خود در ایران دچار آفت شده و قبل از رسیدن به دوران بلوغ، آسیب دیدند زیرا هم مردمی نبودند و هم به نشانه‌ای از الگوهای مسخ شده اروپایی و آمریکایی تبدیل شدند. حزب در اساس برای ربودن قدرت است ولی احزاب در ایران همیشه یا در آستانه انتخابات ظهور کرده و در خاتمه آن دفن شده‌اند و یا در سایه موفقیت یک فرد در جلب اعتماد مردم پس از انتخابات پای به صحنه رسمی سیاست می‌گذارند که آن نیز موقتی است.
هر کس که فکر می‌کند و ادعا دارد که می‌تواند مسئولیت بزرگ ریاست جمهوری را بعهده بگیرد باید به جای تعارف و صحبت‌های کلی، اهداف و برنامه مشخص زمامداری خود را برای مردم ارائه دهد. نظرسنجی یک شیوه انتخاباتی است ولی نظریه‌پردازی یک آیین و تکلیف سیاسی و اسلامی است. در طول تاریخ ایران همان قدر که احزاب سیاسی با بحران مشروعیت روبرو شده‌اند، برعکس اصناف و اتحادیه‌های حرفه‌ای و مردمی، انجمن‌ها و هیئت‌ها و تشکلات بازرگانان، روحانیون و دانشجویان، معلمان، استادان، هنرمندان، کارگران و کشاورزان، حلقه‌های اصلی تشکیلات سیاسی را فراهم کرده‌اند. از نهضت و مبارزه تحریم تنباکو تا انقلاب مشروطه، از نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران گرفته تا قیام 15 خرداد و پیروزی شکوهمندانه انقلاب اسلامی ایران همه زیرساخت‌های سنتی، دینی و ملی داشته‌اند. امروز نیز مدلولات فکری و کاربردهای تشکیلاتی سیاسی نوین ما باید بر پایه جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی و روان‌شناسی این سنت ملی، دینی، اسلامی و اجتماعی پایه‌ریزی شود.
«جریان دوم خرداد»، «جریان اصلاحات» و اکنون «جریان اصولگرائی» را باید در چهارچوب جریان انقلاب اسلامی ارزیابی کرد. انقلاب اسلامی آن طور که برداشت من است یک واقعه و اتفاق نیست بلکه یک جریان انقلاب مستمر در تاریخ بشریت است و برای همین با انقلاب‌ها و جریان‌های دیگر فرق دارد. انقلاب اسلامی 26 سال قبل اتفاق نیفتاد بلکه بیش از 14 قرن پیش رخ داد و بیش از یک ربع قرن پیش در ایران احیا شد. اگر اسلام امروز در دستور اول روز سیاست جهانی قرار گرفته است به خاطر روح انقلابی و جهانی بودن آن است. جریان اصولگرائی نیز نمی‌تواند چیزی کمتر از انقلاب اسلامی، تأکید بر اسلام و نظام جهانشمولی و رهبران و امامان آن باشد. آنچه حفظ آن در درجه اول اهمیت قرار دارد جریان انقلاب و اصولگرائی آن است و نه نامزدهای اصولگرا. وقتی که اهداف و برنامه‌ها تبیین شد و مردم احساس رضایت کنند به این جریانات گرایش پیدا کرده و از آنها حمایت خواهند کرد. اصولگرایان باید به طور مشروح اصول خود را بیان کنند نه اینکه فکر کنند هم خود می‌دانند و هم مردم. روشنگری به نفع همه خواهد بود. آبادگران نیز باید برنامه‌های خود را ارائه بدهند.
خلاصه کلام اینکه، صف‌آرایی‌های انتخابات ریاست جمهوری، در چارچوب انقلاب اسلامی ایران، باید بر محور اهداف و برنامه‌ها و سیاستگذاری‌ها و کاربردهای کشوری و مردمی صورت گیرد و نه بر محور اشخاص و گروه‌های ویژه. بحران دموکراسی امروزی آمریکا، از دیدگاه اکثر مردم آن کشور به این جهت شدت یافته است که صف‌آرایی انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده در دو دوره گذشته و سیاستگذاری‌های داخلی و خارجی دولت آمریکا بر محور افراد و گروه‌های مشخصی که به نام «نومحافظه‌کاران» معرفی شده‌اند، استوار شده است. از نظر مردم آمریکا در دموکراسی عمومی و کلاسیک غرب اکثریت حاکمیت داشت و مصالح طبقات مختلف در نظر گرفته می‌شد، در حالی که در دموکراسی تغییر داده شده امروزی آمریکا و اروپا، اکثریت جای خود را به اقلیت داده، اقلیتی که ادعا دارد توافق اکثریت و عموم مردم را از طریق «جریان» به دست آورده است. بر اساس این الگوی «جریانی» است که سیاست‌های خارجی غرب برای کشورهای دیگر از جمله دنیای مسلمان تدوین می‌شود. در حالی که در گذشته منافع سیاسی، اقتصادی و فرهنگی غرب از طریق حمایت از دیکتاتوری و حکومت‌های فردی حفظ می‌شد و «ملت ساختن» و «دولت ساختن» در چارچوب دولت‌های ملی و نوگرا مورد توجه بود، استراتژی کنونی تقاضا می‌کند که این اهداف تحت لوای «دموکراسی» و «جامعه مدنی» صورت گیرد.
انتخابات ریاست جمهوری در ایران، انتخاب نامزدها، و مشارکت عمومی مردم نه تنها می‌تواند پاسخ دندان شکنی به استراتژی‌های نفوذ و سلطه‌گرائی غرب در امور مسلمانان و دنیای اسلام باشد بلکه چنین فرصت تاریخی می‌تواند مسیر مردم‌سالاری بومی و اسلامی را در مقابله با آسیب‌های دموکراسی غرب هموار سازد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات