تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۰  ، 
کد خبر : ۱۶۳۸۸۵

امام ‌خمینی و خروش علیه سلطه بیگانگان

اشاره: سیزدهم آبان مصادف است با سالروز تبعید حضرت امام خمینی از ایران. این تبعید در پی خروش سهمگین و توفنده این رجل عظیم القدر و مصلح بیدارگر علیه استعمار خارجی و استبداد داخلی و به دفاع از اسلام و استقلال کشور و منافع ملت صورت پذیرفت. حرکت تاریخی حضرت امام خمینی را گرامی می داریم و با توجه به مصادف شدن این سالروز با روز جمعه , به یاد کرد و گرامیداشت آن در امروز می پردازیم.

سیزدهم آبان سال 1343 امام خمینی توسط رژیم ستم شاهی از ایران به ترکیه تبعید شدند.
امام با اطلاع و شناختی که از حضور مستشاران نظامی و امنیتی آمریکایی و اسرائیلی و عملکرد زیانبار و توهین آمیز آنها در کشورمان داشتند پس از تصویب قانون کاپیتولاسیون برای نظامیان آمریکایی در مهر ماه 43، تصمیم گرفتند تا این توطئه بزرگ را که رژیم دست نشانده شاه علیه اسلام و استقلال کشور تدارک دیده بود افشا نمایند. درست در حالیکه رژیم می کوشید تا با برگزاری جشن چهارم آبان (روز تولد شاه) این فاجعه بزرگ را به دست فراموشی بسپارد امام تاریخ سخنرانی خود را در روز 4 آبان 43 ـ که مصادف با میلاد حضرت فاطمه (س) بود ـ اعلام و در همه جا منتشر کردند.
شاه که از تصمیم امام آگاه شد پیکی نزد ایشان فرستاد، ولی امام حاضر به پذیرفتن وی نشد و او ناچارا با شهید حاج آقا مصطفی، فرزند بزرگ امام، ملاقات کرد و پیغام شاه را رساند.
او از قول شاه، امام را از حمله به آمریکا برحذر داشت و آنرا کاری خطرناک و حتی مهمتر از حمله به شخص اول مملکت (شاه) دانست. امام کوچکترین اعتنایی به این تهدید ننمود و در روز مقرر در ساعت هشت و سی دقیقه صبح در حالیکه ناراحت و برافروخته بنظر می رسیدند سخنرانی تاریخی خود را در جمع هزاران نفر از مردم مومن و انقلابی و علاقمند به ایشان که از دور و نزدیک در منزلشان گرد آمده بودند ایراد کردند.
در اینجا بخشهایی از این سخنرانی مهم را از نظر می‌گذرانیم:
عزت ما پایکوب شد، عظمت ایران از بین رفت (گریه حضار) عظمت ارتش ایران را پایکوب کردند.
قانونی بمجلس بردند که در آن، اولا ما را ملحق کردند به «پیمان وین» و ثانیا الحاق کردند به آن که تمام مستشاران نظامی آمریکا، با خانواده هایشان با کارمندان فنیشان، با کارمندان اداریشان، با خدمه شان و با هر کس که به آنها بستگی دارد از هر جنایتیکه در ایران بکنند، مصون هستند.
اگر یک خادم آمریکائی، یا یک آشپز آمریکائی مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور کند، زیر پای خود منکوب کند، پلیس ایران حق ندارد جلو او را بگیرد! دادگاههای ایران حق محاکمه ندارد! باید پرونده به آمریکا برود! و در آنجا اربابها! تکلیف او را معین کنند!
دولت سابق این طرح را تصویب کرده بود و بکسی نگفت، دولت حضار این تصویبنامه را چندی پیش به مجلس سنا برد و با یک قیام و قعود مطلب را تمام کرد و باز نفسشان در نیامد، چند روز پیش این تصویبنامه را به مجلس شورا بردند، در آنجا صحبتهائی شد، بعضی از وکلا مخالفتهائی کردند، لیکن مطلب را گذراندند، با کمال وقاحت گذراندند دولت باکمال وقاحت از این امر ننگین طرفداری کرد، ملت ایران را از سگهای آمریکایی پست تر کردند!
اگر کسی یک سگ آمریکائی را با اتومبیل زیر بگیرد، او را بازخواست میکنند. حتی اگر شاه ایران یک سگ آمریکائی را زیر بگیرد، مورد بازخواست قرار میگیرد ولی چنانچه یک آشپز آمریکائی شاه ایران را زیر بگیرد، بزرگترین مقام را زیر بگیرد، کسی حق تعرض ندارد.
آقایان! من اعلام خطر میکنم، ای ارتش ایران، من اعلام خطر میکنم. ای سیاسیون ایران ! من اعلام خطر میکنم. ای بازرگانان ایران! من اعلام خطر میکنم.
ای علمای ایران! ای مراجع اسلام! من اعلام خطر میکنم.
ای فضلا! ای طلاب! ای حوزه های علمیه! ای نجف! ای قم! ای مشهد! ای طهران! ای شیراز! من اعلام خطر میکنم.
آن آقایانیکه می گویند باید خفه شد و دم در نیاورد آیا در این مورد هم می گویند باید خفه شد؟ در اینجا هم ساکت باشیم و دم در نیاوریم؟! ما را بفروشند و ما ساکت باشیم؟! استقلال ما را بفروشند و ما ساکت باشیم؟!
والله گناهکار است کسی که داد نزدند، والله مرتکب کبیره است کسی که فریاد نزند(احساسات شدید حضار)
ای سران اسلام ! بداد اسلام برسید.
ای علمای نجف ! بداد اسلام برسید.
ای علمای قم ! بداد اسلام برسید، رفت اسلام (گریه شدید حضار)
ای ملل اسلام ! ای سران ملل اسلام ! ای روسای جمهور ملل اسلامی ! ای سلاطین ملل اسلامی ! بداد ما برسید، ای شاه ایران ! بداد خودت برس !...
امروز تمام گرفتاری ما از آمریکاست، تمام گرفتاری ما از اسرائیل است، اسرائیل هم از آمریکاست، این وکلا هم از آمریکا هستند، این وزرا هم از آمریکا هستند، همه دست نشانده آمریکا هستند، اگر نیستند چرا در مقابل آن نمی ایستند داد بزنند!...
به حسب نص قانون، طبق اصل دوم متمم قانون اساسی تا مجتهدین در، مجلس نظارت نداشته باشند قانون هیچ اعتباری ندارد. از اول مشروطه تابحال، کدام مجتهد نظارت داشته است اگر پنج نفر مجتهد در این مجلس بود، حتی اگر یک روحانی در این مجلس بود تو دهن اینها می زد، نمی گذاشت این کار انجام شود، و مجلس را بهم می‌زد.
من به آن وکلائیکه بظاهر مخالفت کردند این اعتراض را دارم که اگر واقعا مخالف بودید چرا خاک بر سرتان نریختید؟ چرا بلند نشدید یقه آن مردک را بگیرید؟ آیا معنای مخالفت اینستکه بگوئید ما مخالفیم و سرجای خود بنشینید؟ و آنهمه تملق بگوئید باید هیاهو کنید باید بریزید وسط مجلس، نگذارید چنین مجلسی وجود پیدا کنم و این طرح را از مجلس بیرون ببرید، به صرف اینکه من مخالفم کار درست می شود دیدید که می‌گذرد.
ما این قانون را که باصطلاح خودشان گذرانیده اند قانون نمی دانیم ما این مجلس را، مجلس نمی دانیم، ما این دولت را، دولت نمی دانیم. اینها خائنند، خائن به کشورند.
خداوندا امور مسلمین را اصلاح کن (آمین جمعیت ). خداوندا دیانت مقدسه ی اسلام را عظمت عنایت فرما(آمین حضار).
خداوندا افرادی را که به این آب و خاک خیانت می کنند، به قرآن خیانت می کنند نابود کن (آمین پرشور جمعیت )
علاوه براین سخنرانی، امام اعلامیه ای منتشر و خیانت ننگین و اسارتبار دولت و مجلس را پیرامون تصویب لایحه کاپیتولاسیون افشا نمودند.
امام این قانون را «سند بردگی ملت ایران» و «اقرار به مستعمره بودن ایران» و «ننگین ترین و موهن ترین تصویب نامه غلط دولتهای بی حیثیت» نامیده و نوشتند: «اکنون من اعلام می کنم که این رای ننگین مجلسین مخالف اسلام و قرآن است و قانونیت ندارد، مخالف رای ملت مسلمان است. وکلای مجلسین و کیل ملت نیستند وکلای سرنیزه هستند، رای آنها در برابر ملت و اسلام و قرآن هیچ ارزشی ندارد و اگر اجنبی ها بخواهند از این رای کثیف سواستفاده کنند تکلیف ملت تعیین خواهد شد. دنیا بداند که در گرفتاری که ملت ایران و ملل مسلمین دارند از اجانب است، از آمریکاست. ملل اسلام از اجانب عموما و از آمریکا خصوصا متنفر است...»
امام آمریکا را عامل اصلی همه گرفتاری های مردم معرفی نمودند: «آمریکاست که از اسرائیل و هواداران آن پشتیبانی می کند، آمریکاست که به اسرائیل قدرت می دهد که اعراب مسلم را آواره کند، آمریکاست که وکلا را یا بی واسطه و یا با واسطه بر ملت ایران تحمیل می کند، آمریکاست که اسلام و قرآن مجید را به حال خود مضر می داند و می خواهد آنها را از جلو خود بردارد، آمریکاست که روحانیون را خار راه استعمار می داند و باید آنها را به حبس و زجر و اهانت بکشد، آمریکاست که به مجلس و دولت ایران فشار وارد می آورد که چنین تصویبنامه مفتضحی را که تمام مفاخر اسلامی و ملی را پایمال می کند تصویب و اجرا کنند، آمریکاست که با ملت اسلام معامله وحشی گری و بدتر از آن می نماید... امروز اقتصاد ایران بدست آمریکا و اسرائیل است و بازار ایران از دست ایرانی و مسلم خارج شده است و غبار ورشکستگی و فقر به رخسار بازرگان و زارع نشسته است و اصلاحات آقایان بازار سیاه برای آمریکا و اسرائیل درست کرده است و کسی نیست که به داد ملت ایران برسد.»
سپس به مردم توصیه و تاکید کردند: «... بر ملت ایران است که این زنجیرها را پاره کنند، بر ارتش ایران است که اجازه ندهند چنین کارهای ننگینی در ایران واقع شود... این دولت را ساقط کنند، وکلایی که به این امر مفتضح رای دادند از مجلس بیرون کنند. برفضلا و مدرسین حوزه های علمیه است که از علما اعلام بخواهند که این سکوت را بشکنند... بر جوانان دانشگاهی است که با حرارت با این طرح مفتضح مخالفت کنند... بر دانشجویان ممالک خارج است که در این امر حیاتی که آبروی مذهب و ملت را در خطر انداخته ساکت ننشینند.»
سخنرانی امام و بدنبال آن این اعلامیه، در سراسر کشور بازتاب وسیعی داشت. مردم بیش از پیش از رژیم شاه به خاطر بیگانه پرستش متنفر شده بودند. از اینرو شاه پس از چند روز فکر و تامل برای مقابله با افشاگری امام تصمیم نهایی را گرفت.
نخست وزیر پاسخ کودکانه و مفتضحانه ای به سخنان امام داد و 9 روز بعد، یعنی در شب 13 آبان 43 صدها کماندو خانه امام را در قم محاصره کرده و بدور از چشم مردم سراسیمه به منزل امام وارد شدند و ایشان را دستگیر نمودند.
امام را با عجله به فرودگاه تهران آوردند و با هواپیمایی باری که از قبل برایشان فراهم شده بود، ایشان را به همراه دو مامور امنیتی به تبعیدگاهشان ترکیه، فرستادند. روز بعد رادیو و مطبوعات کشور خبر دستگیری و تبعید امام را در یک جمله به اطلاع مردم ایران رساندند: «طبق اطلاع موثق و شواهد و دلایل کافی چون رویه آقای خمینی و تحریکات مشارالیه بر علیه منافع ملت و امنیت و استقلال و تمامیت ارضی کشور تشخیص داده شد لذا در تاریخ 13 آبان ماه 1343 از ایران تبعید گردید.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات