تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۰  ، 
کد خبر : ۱۶۳۸۹۲

مراقب باشیم فاجعه اندلس تکرار نشود

هادی قطبی اشاره‌ در اهمیت‌ فرهنگ‌ و تهاجم‌ فرهنگی، همین‌ بس‌ که‌ تا در عرصهِ‌ فرهنگی‌ توفیقی‌ به‌ دست‌ نیاید، نمی‌توان‌ از شیوه‌های‌ نظامی، اقتصادی‌ و سیاسی‌ برای‌ ساختن‌ و یا فروپاشی‌ ملتی‌ بهره‌ جست. از آن‌ جا که‌ در تاریخ‌ اندلس‌ مهم‌ترین‌ عامل‌ روی‌ کار آمدن‌ و نیز سقوط‌ مسلمین، «فرهنگ» بوده‌ است‌ و نمونه‌های‌ دیگر آن‌ در تاریخ‌ فراوان‌ یافت‌ می‌شود، در این‌ نوشتار به‌ چگونگی‌ نفوذ فرهنگی‌ دشمن‌ در اندلس‌ و سقوط‌ حکومت‌ مسلمین‌ و سپس‌ به‌ زمینه‌ها، شیوه‌ها و اهداف‌ تهاجم‌ فرهنگی‌ دشمن‌ علیه‌ انقلاب‌ اسلامی‌ اشاره‌ کوتاهی‌ شده‌ است.

‌آنچه‌ در اندلس‌ گذشت...
با بررسی‌ تاریخ‌ و تمدن‌ اسلامی، درمی‌یابیم‌ که‌ در فاجعهِ‌ سقوط‌ اندلس، دستگاه‌ استعمارگر مسیحی‌ با استفاده‌ از ابزارهای‌ فکری‌ و فرهنگی‌ توانست‌ جوانان‌ مسلمان‌ را از مسیر دینی‌ خود باز دارد و آنان‌ را به‌ ظواهر فریبنده‌ و هوس‌رانی‌ها و بی‌ بند و باری‌ها سوق‌ دهد و در یک‌ فرصت‌ مناسب‌ بر آنان‌ بتازد و دست‌ مسلمین‌ را از آن‌ سرزمین‌ کوتاه‌ کند.
تهاجم‌ فرهنگی‌
مجلهِ‌ «فوق‌العاده» چاپ‌ آمریکا، در شمارهِ‌ 382 سال‌ 1361 می‌نویسد: «وقتی‌ گروهی‌ در یک‌ مبارزهِ‌ سیاسی‌ می‌بازد، درست‌ مانند یک‌ تیم‌ ورزشی‌ که‌ نخستین‌ کارش‌ قبول‌ شکست‌ است، باید باخت‌ را باور کند؛ زیرا نپذیرفتن‌ شکست، راه‌ را بر تفکر بعدی‌ می‌بندد. بر اساس‌ این‌ اصل‌ حالا وقت‌ آن‌ است‌ که‌ ما به‌ ارزیابی‌ واقع‌بینانه‌ای‌ دست‌ بزنیم. تجربه‌ به‌ ما نشان‌ می‌دهد که‌ شکل‌گیری‌ سیاسی‌ تک‌یاخته، به‌ صورت‌ گروه‌های‌ چند نفری‌ و بعد ائتلاف‌ چند ساعته‌ و تلاشیِ چند دقیقه‌ای، پاسخ‌ صحیح‌ به‌ لوازم‌ مبارزه‌ با حکومت‌ نیست. از این‌ جا به‌ بعد مبارزهِ‌ مسلحانه‌ و به‌ کار بردن‌ واژه‌های‌ براندازی، سرنگونی‌ و زد و بندهای‌ سیاسی‌ به‌ صورت‌ اعلامیه، بیانیه‌ و خطابه‌ کاربردی‌ ندارد. ولی‌ یک‌ راه‌ برای‌ ادامهِ‌ مبارزه‌ وجود دارد؛ راهی‌ که‌ ما را به‌ بقای‌ واقعی‌ می‌رساند. ما این‌ دور از مسابقه‌ را باید به‌ صورت‌ یک‌ مبارزهِ‌ فرهنگی‌ آغاز کنیم؛ مبارزه‌ای‌ فرهنگی‌ در همه‌ زمینه‌ها : تئاتر، سینما، ورزش، هنر، موسیقی، نقاشی‌ وغیره»(1)
استاد شهید مرتضی‌ مطهری(ره) درباره‌ توطئه‌ فرهنگی‌ دشمن‌ و اهمیت‌ آن‌ در مقایسه‌ با دیگر برنامه‌های‌ سیاسی‌ و اقتصادی‌ می‌فرماید : «استعمار سیاسی‌ و اقتصادی‌ آن‌ گاه‌ توفیق‌ حاصل‌ می‌کند که‌ در استعمار فرهنگی‌ توفیق‌ به‌ دست‌ آورده‌ باشد. بی‌اعتقاد کردن‌ مردم‌ به‌ فرهنگ‌ خودشان‌ و تاریخ‌ خودشان، شرط‌ اصلی‌ این‌ موفقیت‌ است. استعمار، دقیقاً تشخیص‌ داده‌ و تجربه‌ کرده‌ است‌ که‌ فرهنگی‌ که‌ مردم‌ مسلمان‌ به‌ آن‌ تکیه‌ می‌کنند و ایدئولوژی‌ای‌ که‌ به‌ آن‌ می‌نازند، فرهنگ‌ و ایدئولوژی‌ اسلامی‌ است؛ باقی‌ همه‌ حرف‌ است‌ و از چهار دیواری‌ کنفرانس‌ها و جشنواره‌ها و کنگره‌ها و سمینارها هرگز بیرون‌ نمی‌رود و به‌ متن‌ توده‌ها نفوذ نمی‌یابد. پس‌ مردم‌ از آن‌ اعتقاد و از آن‌ ایمان‌ و از آن‌ اعتماد و حسن‌ ظن‌ باید تخلیه‌ شوند تا آمادهِ‌ ساخته‌ شدن‌ طبق‌ الگوی‌ غربی‌ گردند.»(2)
تهاجم‌ فرهنگی‌ بر خلاف‌ شیوه‌های‌ دیگر هجوم، متکی‌ بر روش‌های‌ آرام، پنهان‌ و بی‌ سر و صدا است‌ و درک‌ کامل‌ آن‌ هوشیاری‌ ویژه‌ای‌ می‌طلبد. به‌ فرموده‌ مقام‌ معظم‌ رهبری، آثار تهاجم‌ فرهنگی‌ به‌ گونه‌ای‌ است‌ که‌ پس‌ از گرفتارشدن، متوجه‌ آن‌ می‌شویم؛ مانند بمب‌ شیمیایی‌ نامحسوس‌ و بدون‌ سروصدا. «تهاجم‌ فرهنگی‌ دشمن‌ به‌ صورتی‌ است‌ که‌ شما ناگهان‌ در مدرسه‌های‌ ما، خیابان‌های‌ ما، جبهه‌های‌ ما، حوزه‌های‌ علمیه، مدارس‌ و دانشگاه‌ها نشانه‌های‌ آن‌ را خواهید دید.»(3)
مهم‌ترین‌ دلیل‌ مقابلهِ‌ دشمن‌ با سیاست‌ اسلامی، وجود حکومت‌ و نظام‌ اسلامی‌ ایران‌ است؛ چرا که‌ به‌ فرمودهِ‌ مقام‌ معظم‌ رهبری‌ «اگر اسلام‌ یک‌ تفکر سیاسی‌ نداشت، یک‌ انقلاب‌ بر مبنای‌ اسلام‌ انجام‌ نمی‌گرفت‌ و یک‌ نظام‌ بر اساس‌ آن‌ به‌ وجود نمی‌آمد.»(4)
باید توجه‌ داشت‌ که‌ تهاجم‌ فرهنگی‌ دشمن، نه‌ تنها به‌ سوی‌ انقلاب، بلکه‌ به‌ سوی‌ اسلام‌ و ـ به‌ تعبیر دقیق‌تر ـ به‌ سوی‌ مذهب‌ جهت‌گیری‌ شده‌ است. هجمه‌ به‌ مذهب، به‌ انقلاب‌ ایران‌ محدود نمی‌شود؛ بلکه‌ دشمن، هر مذهبی‌ را که‌ در آن‌ اصالت‌ باشد، مورد هجمهِ‌ خود قرار می‌دهد تا در دیگر ممالک‌ نیز نتواند باعث‌ انقلاب‌ مردمی‌ شود. حتی‌ باورهای‌ عوامانه‌ اسلامی‌ و دینی، اگر مانع‌ نفوذ فرهنگ‌ غرب‌ باشد، مورد تهاجم‌ است، چه‌ رسد به‌ اسلام‌ ناب.
زمینه‌ها
برای‌ شناخت‌ بیش‌تر تهاجم‌ فرهنگی‌ و چگونگی‌ برخورد با آن، باید از عوامل‌ مؤ‌ثر در ایجاد مفاسد اجتماعی، بی‌عفتی‌ و ولنگاری‌ آگاه‌ شده، برای‌ مقابله‌ با آن، راهکارها را بشناسیم.
بیان‌ نشدن‌ صحیح‌ فرهنگ‌ اسلامی‌ و نبود برنامه‌ منسجم‌ فرهنگی؛ بحران‌سازی‌های‌ متعدد دشمن؛ سیاست‌گذاری‌های‌ نامناسب‌ فرهنگی‌ و هم‌راءی‌ نبودن‌ دولتمردان‌ در شیوهِ‌ برخورد با مسائل‌ فرهنگی؛ ترویج‌ تساهل‌ و تسامح؛ خلاء الگوهای‌ مناسب‌ و عدم‌ تبیین‌ آن؛ بالا رفتن‌ سن‌ ازدواج‌ به‌ دلایل‌ گوناگون‌ از جمله‌ پایبندی‌ به‌ رسوم‌ نادرست؛ عقب‌نشینی‌ نیروهای‌ مذهبی‌ به‌ دلیل‌ به‌ کار نگرفتن‌ روش‌ صحیح‌ در اجرای‌ احکام؛ وجود مسایل‌ و مشکلات‌ درونی‌ و تصویر نادرستی‌ که‌ زنان‌ جامعه‌ از خود دارند؛ جدایی‌ جوانان‌ از کانون‌ خانواده، و استحالهِ‌ عقیدتی، زمینه‌های‌ مؤ‌ثری‌ برای‌ توسعه‌ مفاسد اجتماعی‌ و تحقق‌ اهداف‌ تهاجم‌ فرهنگی‌ غرب‌ نسبت‌ به‌ اسلام‌ ناب‌ فراهم‌ کرده‌اند. طبیعی‌ است‌ که‌ در برابر هر یک‌ از این‌ عوامل، می‌توان‌ با دو شیوهِ‌ معامله‌ به‌ مثل، و دفاع‌ برخورد کرد. تقویت‌ ایمان؛ دادن‌ آگاهی‌های‌ فرهنگی‌ و اجتماعی؛ بهبود بخشیدن‌ به‌ وضع‌ معیشتی‌ مردم؛ معرفی‌ الگوهای‌ مناسب؛ تسهیل‌ در امر ازدواج‌ و آگاهی‌دادن؛ اتخاذ سیاست‌هایی‌ به‌ منظور ایجاد مکان‌هایی‌ امن‌ برای‌ بانوان؛ ایجاد مراکز تفریحی‌ و نظارت‌ صحیح‌ بر آن‌ها؛ نظارت‌ بر کالاهای‌ وارداتی‌ فرهنگی؛ برخورد قاطعانه‌ با متخلفان‌ و مجرمان.(5)
شیوه‌ها
دیوید کیو ـ مأمور و رابط‌ سازمان‌ سیا با برخی‌ گروه‌ها و عناصر ضدانقلاب‌ ـ می‌گوید: «مهم‌ترین‌ حرکت‌ در جهت‌ براندازی‌ جمهوری‌ اسلامی، تغییر فرهنگ‌ جامعه‌ کنونی‌ ایران‌ است‌ و ما مصمم‌ به‌ آن‌ هستیم.»(6)
یکی‌ از عناصر ضد انقلاب‌ نیز تأکید میکند : «ما با جمهوری‌ اسلامی‌ مبارزهِ‌ سیاسی‌ نخواهیم‌ کرد ؛ بلکه‌ کار ما صرفاً فرهنگی‌ است‌ و اصولاً استراتژی‌ جدید ما مبارزهِ‌ فرهنگی‌ است. ما باید بینش‌ و فرهنگ‌ مردم‌ را عوض‌ کنیم‌ تا جمهوری‌ اسلامی‌ ساقط‌ شود.»(7)
متأسفانه‌ دشمن‌ توانست‌ با پیشبرد نسبی‌ برنامه‌های‌ خود در ایجاد ساختمان‌ها و تفریحگاه‌ها، نوع‌ پوشاک‌ و خوراک، آداب‌ زندگی‌ اجتماعی‌ و خانوادگی‌ و نیز شیوهِ‌ تربیت‌ نسل‌ بعدی‌ در مدارس‌ و کتابخانه‌ها و... به‌ اهداف‌ خود نزدیک‌تر شود. یگانه‌ عامل‌ بازدارنده، وجود رهبران‌ سالم‌ دینی‌ در نظام‌ اسلامی‌ است‌ که‌ توانسته‌اند با افشای‌ جریان‌های‌ فکری‌ و فرهنگی، و اعلام‌ بیدارباش‌ به‌ متفکران‌ جامعه‌ و برنامه‌ریزی‌های‌ مناسب، جلوی‌ این‌ حرکت‌ عظیم‌ دشمن‌ را بگیرند.
مقام‌ معظم‌ رهبری‌ درباره‌ اهداف‌ تهاجم‌ فرهنگی‌ دشمن‌ می‌فرمایند: «مسألهِ‌ تهاجم‌ فرهنگی‌ که‌ بنده‌ بارها از آن‌ اسم‌ آورده‌ام‌ و حقیقتاً و قلباً و روحاً نسبت‌ به‌ آن‌ حساس‌ هستم، دو شاخه‌ اساسی‌ و مهم‌ دارد: جایگزین‌کردن‌ فرهنگ‌ بیگانه‌ به‌ جای‌ فرهنگ‌ بومی؛ ادامه‌ همان‌ کاری‌ که‌ در دوران‌ پهلوی‌ به‌ صورت‌ آزاد انجام‌ می‌گرفت. دوم...حمله‌ به‌ جمهوری‌ اسلامی‌ و ارزش‌های‌ جمهوری‌ اسلامی‌ و ارزش‌های‌ ملت‌ ایران‌ که‌ از طرف‌ فرهنگی‌ با نوشتن‌ و تهیه‌ فیلم‌ و نمایش‌نامه‌ها و تنظیم‌ کتاب‌ها و فصل‌نامه‌ها و با هدایت‌ بیگانه‌ امروز در کشور انجام‌ می‌گیرد.»(8)
استاد شهید مرتضی‌ مطهری(ره) فرهنگ‌ را در مقایسه‌ با اقتصاد و سیاست‌ یک‌ جامعه، بسیار مهم‌تر دانسته، معتقدند: «بی‌شک‌ در میان‌ انواع‌ گوناگون‌ استعمار، خطرناک‌تر از همه‌ استعمار فرهنگی‌ است. مگر ممکن‌ است‌ ملتی‌ را از نظر اقتصادی‌ و سیاسی‌ استعمار بکنند، بدون‌ آن‌ که‌ قبلاً او را استعمار فکری‌ کرده‌ باشند؟ برای‌ بهره‌کشی‌ از فرد، باید شخصیت‌ فکری‌ او را سلب‌ کنند، او را به‌ آنچه‌ مال‌ خودش‌ است‌ بدبین‌ کنند و در عوض، او را شیفتهِ‌ هر آنچه‌ که‌ از ناحیهِ‌ استعمارگر عرضه‌ می‌شود، بسازند. می‌باید در مردم‌ حالتی‌ به‌ نام‌ تجددزدگی‌ به‌ وجود بیاورند، به‌ طوری‌ که‌ از آداب‌ و رسوم‌ خودشان‌ متنفر بشوند، اما از آداب‌ و رسوم‌ بیگانه‌ خوششان‌ بیاید. می‌باید آن‌ها را به‌ ادبیات‌ خودشان، به‌ فلسفهِ‌ خودشان، به‌ کتاب‌های‌ خودشان، به‌ دانشمندان‌ و مفاخر علمی‌ و فرهنگی‌ خودشان‌ بدبین‌ کنند و در عوض‌ مسحور ادبیات‌ و فلسفه‌ و کتاب‌های‌ دیگران‌ کنند.»(9)
البته‌ در میان‌ همهِ‌ وسایل‌ تهاجم‌ فرهنگی، ابزار رسانه‌ نقش‌ بسیار مهمی‌ ایفا می‌کند. رادیو آمریکا در دوم‌ آبان‌ 1373 از قول‌ دکتر تهرانیان‌ (استاد دانشگاه‌ هاروارد) که‌ به‌ تازگی‌ از تهران‌ دیدن‌ کرده‌ بود، می‌گوید: «یکی‌ از نکاتی‌ که‌ توجه‌ من‌ را جلب‌ کرد، ایجاد مجلات‌ متنوع‌ زیادی‌ است‌ در ایران‌ که‌ در زمینه‌های‌ فرهنگی‌ و فکری‌ کار می‌کنند و نمایندهِ‌ یک‌ نوع‌ زایش‌ فرهنگی‌ در ایران‌ هستند.» و در هفدهم‌ مرداد 1373 اظهار می‌دارد: «اگر سیاست‌ مهار مضاعف‌ دولت‌ کلینتون‌ نتواند ایران‌ انقلابی‌ را به‌ زانو درآورد، شاید برنامه‌های‌ رقص‌ و آواز ام.تی.وی‌ و شبکهِ‌ تلویزیونی‌ ماهواره‌ای‌ آمریکا به‌ این‌ کار موفق‌ شود.»(10) بررسی‌ کمی‌ و کیفی‌ آن‌ دسته‌ از نشریاتی‌ که‌ در داخل‌ کشور منتشر می‌شوند و تحت‌ تأثیر مستقیم‌ و یا غیرمستقیم‌ سازمان‌دهندگان‌ تهاجم‌ فرهنگی‌ قرار دارند، رشد خزندهِ‌ فرهنگ‌ غربی‌ در کشور را نشان‌ می‌دهد.
اهداف، مجریان‌ و مخاطبان‌
تهاجم‌ فرهنگی‌ در کلیت‌ خود، هدف‌های‌ بسیاری‌ را دنبال‌ می‌کند که‌ هر یک‌ از آن‌ها براساس‌ درجهِ‌ اهمیت‌ و اولویت، بخشی‌ از سناریوی‌ هجوم‌ فرهنگی‌ غرب‌ را به‌ خود اختصاص‌ داده‌ است‌ ولی‌ آنچه‌ در جوهرهِ‌ همه‌ این‌ اهداف‌ جریان‌ دارد، دشمنی‌ با دین‌ و مذهب‌ و تلاش‌ برای‌ به‌ حاشیه‌ راندن‌ ارزش‌های‌ مورد قبول‌ ملت‌ مسلمان‌ است. مهم‌ترین‌ اهداف‌ دشمن‌ در تهاجم‌ فرهنگی‌ عبارت‌ است‌ از: 1. مبارزه‌ با ولایت‌ فقیه، و تبلیغ‌ لائیسم‌ 2. ایجاد جریان‌ رفرمیسم‌ دینی(تجدیدنظرطلبی()11) 3. ترویج‌ جدایی‌ دین‌ از سیاست.(12)
مجریان‌ تهاجم‌ فرهنگی‌ در ایران‌ را می‌توان‌ به‌ دو دستهِ‌ مهم‌ تقسیم‌ کرد: 1. جریان‌ روشنفکری‌ وابسته، که‌ خودباختگی‌ در برابر بیگانگان، انزوا از مردم، فساد اخلاقی‌ و دشمنی‌ با مذهب، از جمله‌ ویژگی‌های‌ آن‌ به‌ شمار می‌رود.(13) 2. تشکیل‌ کارخانه‌های‌ آدم‌سازی‌ (لژهای‌ فراماسونری(14».
«ادوارد بِرمِن» در بخشی‌ از کتاب‌ «کنترل‌ فرهنگی» که‌ سیاست‌های‌ آمریکا را برای‌ ترویج‌ معیارهای‌ مورد نظر فرهنگی‌ در دیگر کشورها به‌ طور مستند و بر اساس‌ نتایج‌ پژوهش‌هایی‌ طولانی‌ شرح‌ می‌دهد، دربارهِ‌ نفوذ آمریکا در سیستم‌ آموزشی‌ کشورهای‌ دیگر و ایجاد تغییر در آن‌ها می‌نویسد: «در برنامه‌ریزی‌ مراکز سیاست‌گذاری‌ آمریکا برای‌ ایجاد نظام‌های‌ آموزشی‌ در دیگر کشورها دو دورهِ‌ متفاوت‌ ابتدایی‌ و محدود، و تعلیمات‌ حرفه‌ای‌ برای‌ نخبگان‌ یا تحصیل‌کرده‌های‌ دانشگاهی‌ پیش‌بینی‌ شده‌ است.» این‌ برنامه‌ در طول‌ دهه‌های‌ متوالی‌ در اکثر کشورهای‌ جهان‌ سوم، در آسیا و آفریقا و آمریکای‌ لاتین‌ اجرا شد و در دل‌ خود سیستم‌هایی‌ را به‌ وجود آورد که‌ در تأثیرپذیری‌ مشخص‌ از معیارهای‌ غربی، تحصیل‌کرده‌هایی‌ را پرورش‌ می‌داد که‌ عملاً در خدمت‌ منافع‌ غرب‌ قرار می‌گرفتند.»(15)
از شوروی‌ تا ایران‌
اندیشه‌وران‌ و سیاستمداران‌ شوروی‌ سابق‌ معتقدند آمریکا هنگامی‌ توانست‌ در فروپاشی‌ شوروی‌ به‌ توفیق‌ نایل‌ آید که‌ پیش‌ از آن‌ موفق‌ شده‌ بود با برنامه‌ها و طرح‌های‌ گوناگون، و با استفاده‌ از نشریات‌ و تشکل‌های‌ وابسته‌ و بسیج‌ عناصر نفوذی، فرهنگ‌ ملی‌ مردم‌ روسیه‌ به‌ ویژه‌ فرهنگ‌ اسلام‌ و ارتدوکس‌ را کاملاً تخریب‌ کند و ایدئولوژی‌ حاکم‌ را از هم‌ بپاشد و سپس‌ فرهنگ‌ غرب‌ را به‌ گونه‌ای‌ ویرانگر بر اذهان‌ مردم‌ این‌ کشور حاکم‌ کند. صاحب‌نظران‌ روسی‌ بستر اصلی‌ فروپاشی‌ شوروی‌ را تخریب‌ فرهنگی‌ می‌دانند و معتقدند بدون‌ تخریب‌ فرهنگ‌ مردم‌ شوروی، فروپاشی‌ این‌ کشور به‌ هیچ‌ وجه‌ امکان‌پذیر نبود.(16) برای‌ نمونه، «زوگانوف‌ گنادی‌ اندریویچ» (یکی‌ از اعضای‌ پیشین‌ حزب‌ کمونیست‌ و رئیس‌ کنونی‌ مجلس‌ روسیه‌ و نفر دوم‌ این‌ کشور) درباره‌ مهم‌ترین‌ عاملی‌ که‌ کشورهای‌ اروپایی‌ و غربی‌ برای‌ فروپاشی‌ کشورهای‌ دیگر از آن‌ بهره‌ می‌جویند، می‌گوید: «در کشور ما همه‌ چیز را نابود کردند، سیستم‌ قدیمی‌ حکومت‌ را منحل‌ کردند، سیستم‌ حزبی، دولتی‌ و مردمی‌ را از بین‌ بردند و در نتیجهِ‌ آن، کشور از هم‌ پاشید. این‌ مسأله‌ مانند این‌ است‌ که‌ ستون‌ مهره‌های‌ انسان‌ را در بیاورید و در آن‌ هنگام‌ دیگر او انسان‌ نیست...تخریب‌ فرهنگ‌ ملی‌ و از بین‌ بردن‌ ارزش‌های‌ حیاتی‌ و سیستم‌ سنتی‌ حکومت‌ در یک‌ کشور، نقش‌ ستون‌ فقرات‌ را در انسان‌ دارد. نظام‌ سلطهِ‌ جهانی‌ برای‌ پیشبرد طرح‌ فروپاشی‌ علیه‌ کشور ما فرهنگ‌ ملی، سنت‌ها و سیستم‌ حکومتی‌ را هدف‌ قرار داد و با تخریب‌ آن‌ها شوروی‌ نیز متلاشی‌ گردید و فقر عمومی‌ بر جامعهِ‌ ما مستولی‌ شد.»(17)
هدف‌ دشمن‌ و نفوذی‌های‌ داخل‌ کشور، تبدیل‌ ایران‌ به‌ مملکتی‌ التقاطی‌ است. در این‌ میان‌ می‌توان‌ به‌ کشورهایی‌ چون‌ لبنان، مصر و سوریه‌ اشاره‌ کرد که‌ در آن‌ها مساجد و زیارتگاه‌های‌ زیبا و گلدسته‌های‌ چشم‌نواز یافت‌ می‌شود، همان‌ گونه‌ که‌ کاباره‌ و مشروب‌ فروشی‌ هم‌ وجود دارد. مبنای‌ دموکراسی‌ که‌ آزادی‌ و لیبرالیسم‌ (در عرصه‌های‌ اقتصادی، سیاسی، اعتقادی‌ و...()18) است، در آن‌ جا وجود دارد. چنین‌ تفکری، به‌ نیروی‌ بسیج‌ و حزب‌اللهی‌ نیز برای‌ بقای‌ موجودیت‌ خود احتیاج‌ دارد. این‌ تفکر، ولایت‌ فقیه‌ و حوزه‌های‌ علمیه‌ را هم‌ قبول‌ دارد، ولی‌ با قرائت‌ آمریکایی! ولایت‌ فقیهی‌ که‌ کاری‌ به‌ آن‌ها نداشته‌ باشد، برایشان‌ از لفظ‌ ملکهِ‌ انگلیس‌ و امپراتوری‌ ژاپن‌ مفیدتر است.
دکتر گوستاولوبون‌ (دانشمند فرانسوی) در کتاب‌ «تمدن‌ اسلام‌ و عرب» دربارهِ‌ شکست‌ مسلمانان‌ در اندلس‌ می‌نویسد: «مسلمانان‌ حدود 800 سال‌ در اسپانیا، قدرت‌ را در دست‌ داشتند و اسپانیا در این‌ مدت، مهد علم‌ و تمدن‌ شده‌ بود. تا آن‌ که‌ دشمنان، با انتشار فساد و رواج‌ مشروبات‌ الکلی‌ و بی‌بند و باری‌ و بالاخره‌ در اثر اختلافات‌ بین‌ زمامداران‌ حکومت، بر مسلمانان‌ چیره‌ شدند و مسلمانان‌ را به‌ زور وادار به‌ قبول‌ دین‌ مسیح‌ کردند...»(19) مارشال‌ پتن(سردار نظامی‌ فرانسه) در سخنرانی‌ خویش‌ اعتراف‌ کرده‌ است: «بزرگ‌ترین‌ علت‌ شکست‌ فرانسه‌ در جنگ‌ با آلمان، فرو رفتن‌ در گرداب‌های‌ شهوت‌ و ابتلا به‌ تن‌پروری‌ و عیاشی‌ بوده‌ است.»(20) مونتسکیو نیز معتقد است: «در حرکت‌ دموکراسی، از دست‌ رفتن‌ عفت، بزرگ‌ترین‌ بدبختی‌ها و مفاسد را باعث‌ می‌شود تا جایی‌ که‌ اساس‌ حکومت‌ را از بین‌ می‌برد.»(21) مستر همفر(جاسوس‌ انگلیس‌ در ممالک‌ اسلامی) هم‌ درباره‌ بدحجابی‌ و پیامدهای‌ آن‌ می‌گوید: «در مسألهِ‌ بدحجابی‌ زنان، باید کوشش‌ فوق‌العادهای‌ به‌ عمل‌ آوریم‌ تا زنان‌ مسلمان‌ به‌ بی‌حجابی‌ و رها کردن‌ چادر مشتاق‌ شوند. پس‌ از آن‌ که‌ حجاب‌ زن‌ با تبلیغات‌ وسیعی‌ از میان‌ رفت، وظیفهِ‌ مأموران‌ ما آن‌ است‌ که‌ جوانان‌ را به‌ عشق‌بازی‌ و روابط‌ نامشروع‌ با زن‌ تشویق‌ کنند و به‌ این‌ وسیله‌ فساد را در جوامع‌ اسلامی‌ گسترش‌ دهند. لازم‌ است‌ زنان‌ غیر مسلمان‌ کاملاً بدون‌ حجاب‌ ظاهر شوند تا زنان‌ مسلمان‌ از آن‌ها تقلید کنند.»(22)
یکی‌ از مقدمات‌ اجرای‌ طرح‌ فروپاشی‌ بر ضد ایران‌ توسط‌ دشمن،اعمال‌ فشارهای‌ خارجی‌ و سازماندهی‌ تهاجم‌ فرهنگی‌ و سیاسی‌ ـ امنیتی‌ است‌ که‌ در این‌ میان، نقش‌ تهاجم‌ فرهنگی، بسیار چشمگیر است؛ زیرا بدون‌ آن‌ نمی‌توان‌ در عرصه‌های‌ سیاسی‌ و اقتصادی‌ توفیقی‌ به‌ دست‌ آورد. بنابراین‌ برای‌ تضعیف‌ اسلام‌ و ارزش‌های‌ اعتقادی‌ و همچنین‌ کم‌رنگ‌ ساختن‌ روحیهِ‌ ایثار، جهاد، شهادت، خوداتکایی‌ و ظلم‌ستیزی، و تخریب‌ فرهنگ‌ ملی‌ و جایگزین‌ کردن‌ فرهنگ‌ آمریکایی‌ در جهت‌ ایجاد بحران‌ هویت، طرح‌ تهاجم‌ فرهنگی‌ با برنامه‌ریزی‌ حساب‌شده‌ای‌ به‌ مرحلهِ‌ اجرا در آمده‌ است که اتخاذ سیاست های مناسب برای مقابله با آن ضروری است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات