تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۱  ، 
کد خبر : ۱۶۳۹۰۶

اقتصاد نوین دخانیات


اکرم ناصرى
طى شش سال گذشته تحولات عظیمى در بازارهاى عمومى و سیاسى دخانیات روى داده است. در سال ۱۹۹۵ مالیاتهاى غیرمستقیم دولتى و آزاد سیگار یک سوم شرایط واقعى آن در همان سطح در اواسط دهه ۱۹۶۰ بود. اما پس از آن مالیاتها ۵۰ درصد افزایش یافت. به طورى که درحال حاضر براى هر بسته سیگار بیش از یک دلارمالیات تعلق مى گیرد. جدا از چشم اندازهاى سنتى اقتصادى؛ با این تغییر در سیاست دولت بدون هیچگونه دلیل منطقى اتفاق افتاد. روشهاى سنتى اقتصادى سیگار، تحت هر شرایطى از روش استانداردى اتخاذمى شود که در هرزمان تصمیم گیرى براساس توازن بین دو موقعیت انجام گیرد. مشتریان با آگاهى، پیش بینى و منطق کامل تصمیم مى گرفتند سیگار بکشند یا خیر! و آگاه بودند افزایش خوشى هاى کاذب مصرف سیگار، درجهت عکس منجر به مشکلات سلامتى و جسمى آنها مى شود. تنها دلیل عدم استفاده آن در چنین شرایطى به دلایل خارجى همانند افزایش هزینه هاى درمان براى برنامه هاى بیمه ربط داشت.
اما این دلیل خارجى از دیگر معیارها کمتر موردتوجه قرارگرفته، به طورى که این هزینه ها با هزینه حفظ جان سیگاریها و جلوگیرى از مرگ زودهنگام آنها برابرى مى کند. آنهایى که مالیاتهاى تأمین اجتماعى را پرداخت کرده، اما به دلیل مرگ زودهنگام از آن استفاده نمى کردند.
در نتیجه براساس روش سنتى اقتصادى، مالیات بهینه سیگار حتى از سطح آن در سال ۱۹۹۵ نیز باید کمتر باشد.
تحقیقات اخیر اعتبار این روش سنتى را مورد بحث و بررسى قرارمى دهد. در این مقاله روش اتخاذ دخانیات که اساساً قراردادهاى متفاوتى براى سیاست دولت دربرداشته؛ مثل افزایش منطقى مالیات دخانیات و دیگر روشهاى ممتد کنترل آن و حذف سیگار از زندگى روزمره و... را انتخاب و موردبررسى قرارداده است.
روش مدرن
مشکل اساسى روش و مدل منطقى دخانیات دراین است که پاسخگوى روش کنترل شخصى سیگاریها نیست. مدارک کافى دال بر این امر است که بزرگسالان حتى در صورت تمایلشان براى ترک سیگار با شکست مواجه مى شوند.
براساس تحقیقى، بیش از ۸۰ درصد سیگاریها طى یکسال تصمیم به ترک آن داشته، اما تنها نیمى از آنها قادر به ترک آن به مدت هشت ماه و نیم بوده و ۵۴درصد از آنها على رغم تلاشهاى جدى پس از یک هفته با شکست روبه رو شدند.
این عوامل واقعى ما را برآن داشت اساس گزینه «تصمیم مصرف کننده» که تنها باعث تغییر اساس سنتى در شرایط بحرانى مى شود را اتخاذکرده و طى آن به مصرف کننده فرصت داده شود در یک بى ثباتى زمانى قراربگیرد. این روش درحال حاضر در حوزه جدید اقتصاد رفتارگرایى و با استفاده آن و از درگیریهاى بین آنچه شخص امروز براى خود مى خواهد و آنچه فردا بدان نیاز دارد، به کار مى رود.
«خودامروز» کم طاقت است و سعى در ایجاد تعادل بین لذتهاى کوتاه مدت مصرف سیگار و ضررهاى جسمى درازمدت دارد. اما درنهایت باشکست مواجه مى شود. اما «من فردا» صبورتر بوده و ترجیح مى دهد سیگارکشیدن را ترک کند. هرچند مشکل اساسى «فردایى» است که اصلاً نمى آید. و روز بعد «اوى صبور» همانى است که امروز ناشکیبا و بى قرار است. بنابراین استعمال دخانیات ادامه داشته و شرایط آتى به حال مصرف کننده افسوس مى خورد.
این روش درست نقطه مقابل روش سنتى «ثبات زمانى» است و طبق این روش «من امروز» و تمام لذتهاى آن در توافق با مصلحت مصرف کننده بوده و نسبت به افسوسها و ناتوانیهایى که منجر به توقف خواسته ها و برنامه ها است، بى تفاوت است.
برترى این روش گستردگى حمایت آن توسط نوشته هاى عظیم ارزیابیهاى آزمایشى انتخاب شخصى درتمام زمانها است.
تجربه هاى بى شمار نشان داده مصرف کننده ها در هنگام تصمیم گیرى براى آتیه به نسبت تصمیم گیرى براى امروز بسیار صبورتر هستند.
به عنوان مثال اشخاص بسیار تمایل دارند بیان کنند رژیم آنها به جاى امروز از فردا آغازمى شود و مشکل فردایى است که معلوم نیست کى مى آید! و بسیار آسانتر است که باتوجه به فردایى کذایى، تصمیم گیرى را به تعویق انداخت.
نتیجه درگیرى همیشه از اینجا آغازمى شود که شما علاقه دارید از فردا آغاز کنید اما واقعاً روشن نمى کنید چه زمانى و کدامین فردا تمایل داشته اید این فداکارى و لطف را در حق خود بکنید.
اصلى ترین برترى ثبات و بى ثباتى زمانى دراین است که «من آینده» افراد علاقه مند است که به طریقى «من امروز» افراد را تحت فشار قراردهد. طورى که صبورتر باشد. (به عنوان مثال فردى شما را مجبورکند. تکه کیک اضافى را کنار بگذارید.) بنابراین کسانى از این روش استفاده مى کنند، خواهان شعار تعهدى بوده و با به کارگیرى آنها رفتارهاى مناسبترى از افراد سرمى زند. درواقع جست وجوى چنین تعهداتى نشان اعتبار بسیارى از استراتژیهاى درخواستى براى ترک سیگار است، طورى که افراد محرکهاى اجتماعى تعیین شده بیشترى را اتخاذ کرد، که پیامد آن شرمسارى اخلاقى فردى از سیگارکشیدن است.
متأسفانه چنین تعهداتى (کنترل شخصى) توسط بازارهاى خصوصى آن هم به طور ناقص ارائه مى شود و درمقابل هرتعهد قوى، تعهددیگرى وجودداردکه منجر به باطل شدن آن مى شود و امکان اینکه درخصوص شرط بندى هایمان با دیگران همیشه زیر قولمان بزنیم و به جاى عمل به تعهداتمان به سیگارکشیدن ادامه دهیم. همیشه موجود بوده و واقعاً هیچ تعهد کاملى براى متعهدکردن فرد سیگارى و تصمیم گیرى شخصى براى عدم استفاده آن وجود ندارد.
ازطرف دیگر دولت قادر است تعهدات پذیرفته شده و مقبولى براى این کار، مثل مالیات دخانیات (با افزایش اغواکننده معقولانه) درنظر بگیرد. با افزایش بهاى سیگار، دولت و دادگاهها بهاى سنگینى براى آن درنظرگرفته و متعاقب آن به افرادى که در درازمدت خواهان ترک سیگار هستند، فرصت داده از این موقعیت بهره بجویند. اسناد معتبرى در دست است که نشان مى دهد افزایش بهاى سیگار منجر به کاهش سیگاریها شده که بهترین رقم براى افزایش ۱۰درصد بها به کاهش ۵ تا ۶ درصد تقاضاى سیگاراست. و این افزایش برروى جوانان نیز تأثیر مثبت فراوانى دارد. بنابراین افزایش مالیات و درنتیجه افزایش بهاى دخانیات، به طور مؤثرى درکاهش سیگاریها نقش دارد.
مشکلات روش نوین در سیاست دولت
به کارگیرى روش نوین در سیگاریها فقط در یک راه و روش سنتى تعبیرشد، و آن ایجاد گرفتاریهاى خاص براى سیاست دولت است. دراین مدل تغییراتى که سیگاریها به خود مى دهند، بسیارمؤثر از تأثیرات خارجى و دیگران است.
زیرا براساس مناظر و تصمیمات آتى و قدمهاى بلند آنها افراد، سیگار بیشترى کشیده و «من آتى» تشخیص مى دهد دراین امر با شکست مواجه شده و خواهان ترک آن مى شود، اما «من اکنون» آنها همچنان در انجام این کارناموفق است.
بنابراین با این کار دولت به بخش دیگر ما که ناتوان است، کمک مى کند. افزایش بیش از حد قیمت سیگار موجب مى شود افراد دیگر قادر به طفره رفتن نباشند. طورى که بین شرایط نگران کننده حال و شرایط مطلوب آتى درگیرى ایجاد مى شود. اگرچه کشیدن سیگار براى دیگران نیز مضر و زیان آور است. اما بیشتر این ضررها به خود فرد سیگارى برمى گردد. سیگارکشیدن تأثیرات منفى به روى سلامتى افراد دارد که در اینجا فقط به یکى از آنها اشاره مى شود: «پرداخت پول بیشتر براى دریافت زندگى کوتاه تر»!
براساس تحقیقات ذکر شده طول عمر سیگاریها با مصرف متوسط سیگار به طور روزانه، در حدود ۶ برابر کمتر از غیرسیگاریهاست. تجربیات به دست آمده چندسال اخیر نیز نشان مى دهد با استفاده از علاقه مندیهاى آشکار فرد براى به خطر انداختن این نوع خاص از زندگى و با قراردادن این محاسبات همراه با اطلاعات حاصله از کوتاه شدن زندگى به دلیل مداخلت سیگار تصور مى شود قیمت هربسته سیگار ، در مقابل ارزش زندگى از دست رفته چیزى در حدود ۳۵ دلار براى هربسته است و این فقط تصویر کوچکى از بخش عظیم ویرانیهاى حاصله از استعمال دخانیات است.
براساس این نابودى بزرگ، پیشنهاد مى شود تمام تلاشهاى شخصى باید به سیاستهاى دولتى تغییر یابد که همان افزایش مالیات برسیگار است. افزایش قیمت سیگار به طور معمول در کم کردن تعداد سیگاریهانقش مثبت و مؤثرى دارد. این بالارفتن به روى گروه متعهد و خواهان ترک سیگار و همچنین اقشار کم درآمد به درصد بالاترى تأثیر مى گذارد. در واقع طبق این فرضیه با بالارفتن بهاى سیگار، میزان تقاضا بویژه در اقشار کم درآمد کمتر شده و درمیان افراد متمول نیز تا یک سوم تأثیر مثبت دارد. در واقع با این کار به افرادى که در تلاش فردى براى ترک آن هستند کمک نموده و بویژه اقشار کم درآمد نیز به سلامتى کاملتر مى رسند. اگرچه باید متذکر شد که استفاده از این روش چندان هم بى عیب و نقص نیست و چه بسا افراد کم درآمدى که به دلیل تفکر «باکلاسى » با وجود بهاى بالاى آن به سیگارکشیدن ادامه مى دهند. بطور معمول بیشتر سیگاریها آن را از سنین نوجوانى آغاز کرده سنینى که تواناییها و آگاهیهاى کامل آنها از طریق جامعه موردبررسى قرار مى گیرد. بیش از سه چهارم افراد سیگار را از سنین زیر ۱۹ سال با آگاهى تقریباً کامل از گرفتاریهاى درازمدت آن شروع مى کنند و دلیل اینکه چرا جوانان با این آگاهى اشتیاق بیشترى به رفتارهاى مخاطره آمیز مثل الکل نوشیدن، مصرف داروهاى قاچاق، رفتارهاى جنایى، رانندگى خطرناک ، فرار از مدرسه و یا خودکشى را دارند، سؤال و انگیزه بسیارى از محققان براى ارزیابى آن است و براساس ارزیابى آنهاموارد ذیل قابل ارائه است:
۱ - اقتصاد، انگیزه و محرکى براى جوانان در اتخاذ چنین تصمیمات خطرناکى است به طورى که حساسیت بیش از حد آنها نسبت به قیمت و غرامتها منجر به نوعى افزایش علاقه مندى در انجام این کارها مى شود.
۲ - محرکهاى اقتصادى قادر به توضیح تنها بخش کوچکى از مخاطرات جوانى است. به عنوان مثال ،کاهش داخلى در قیمتهاى واقعى سیگار در دهه ۱۹۹۰ تنها قادر به توضیح یک چهارم جوانان سیگارى آن دهه است.
۳ - گرفتارى جوانان در سنین پایین ، مشکلات بیشترى را براى آنها در سنین بالاتر ایجاد مى کند. به عنوان مثال نوشیدن مشروبات الکلى در این سنین منجر به الکلیست شدن آنها در بزرگسالى است و گروه گریزان از مدرسه نیز هرگز این سالهاى از دست رفته را جبران نخواهندکرد.
به هرحال براساس این تحقیقات نکته قابل توضیح این است که چگونه مى توان از تصمیمات جوانان براى کشیدن سیگار و دیگر فعالیتهاى خطرناک آنها آگاه شد.
واگر اقتصاد تأثیرى براین موضوع دارد،تاچه حد و چگونه؟ چگونه مى توان با استفاده از روش هاى اقتصادى جلوى بسیارى از ناهنجاریهاى رفتارى در جوانان را گرفت و چه عواملى منجر به ایجاد علاقه آنها براین ناهنجاریها مى شود؟!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات