هادی صبا
شاید روزگاری سخن گفتن از «پیروزی» در برابر «اسرائیل» موجب استهزاء می شد؛ زیرا فضای حاکم بر منطقه سرشار از یأس و نومیدی بود.
اما با پیروزی انقلاب اسلامی ایران رفته رفته جریان اسلامی در منطقه قد برافراشت تا طرح جدیدی برای مقابله با افسانه شکست ناپذیری اسرائیل ارائه کند. این جریان، «مقاومت» را چاره کار دانست و پیشنهادش این بود که باید نقطه ضعف دشمن را نشانه رفت؛ نه آنکه با نقطه قوت آن که نیروی عظیم نظامی باشد درگیر شد. بدین ترتیب «مقاومت اسلامی» در لبنان خود به این کار همت گمارد و اولین پیروزی را در تاریخ «منازعه» رقم زد تا به الگوی مردم فلسطین در داخل سرزمینهای اشغالی تبدیل شود.
مبارزات مردم فلسطین در دوره اخیر کم وبیش با الگوگیری از روش «مقاومت» توانست فشار شدیدی را بر اسرائیل تحمیل کند. و اینک در آستانه دومین پیروزی در تاریخ منازعه و نخستین پیروزی در تاریخ مبارزات مردم فلسطین قرار داریم. اسرائیل تا چندی دیگر از غزه خارج خواهد شد. اما مسئله فلسطین، و جریانهای مختلف در برابر یک چالش عظیم قرار دارند. درگیریهایی که در چند روز گذشته میان دو جریان اصلی فلسطین یعنی حماس و فتح در مناطق مختلف غزه روی داد در واقع بیانگر این شرایط حساس است. اختلاف میان دو طرف را می توان در چهار محور اصلی خلاصه کرد:
۱- پیروزی در اخراج اسرائیل، ساخته کدام اندیشه و کدام رفتار است. آیا جریانی که مذاکره با اسرائیل را پذیرفت و به روند صلح وارد شد این پیروزی را محقق کرده یا آنکه جریان مقاومت با تنگ کردن عرصه بر دشمن آن را وادار به خروج از غزه نموده است.
اسرائیل با اعتراف به ناتوانی خود در برابر ضربات مقاومت صراحتاً اعلام می دارد که بطور یکجانبه از غزه خارج می شود و از پذیرش هر گونه تعهد در چارچوب روند مذاکرات صلح از جمله کمیته چهار جانبه بین المللی ـ آمریکا، روسیه، اتحادیه اروپا و سازمان ملل ـ و نقشه راه پرهیز می کند. اما دولت خودگردان که پیش از هر چیز به قدرت خود می اندیشد از ثبت این پیروزی بنام مقاومت در هراس است. از سوی دیگر مقاومت نیز نمی تواند بیش از این هزینه اقتدار دولتی را بپردازد که علیرغم پذیرش وجود اسرائیل و آمریکا، نتوانسته حتی اندک امتیازی را از آنها دریافت دارد.
۲- سرنوشت مقاومت پس از خروج اسرائیل از غزه چه خواهد شد؟ دولت خودگردان معتقد است که پس از خروج اسرائیل از غزه کار مقاومت در این بخش از فلسطین پایان یافته تلقی می شود و باید عملیات بازسازی غزه آغاز گردد. اما جریانهای اصلی مقاومت به ویژه حماس و جهاد اسلامی که در این مقطع به آزادی سرزمینهای ۶۷ می اندیشند و البته استراتژی آنها آزادی کل فلسطین است، معتقدند که اسرائیل درصدد است تا با جداسازی روند تحولات غزه از کرانه باختری سیطره خود بر کرانه باختری را تحکیم بخشد.
سخنان اخیر شارون در مورد کرانه باختری نشان می دهد که نگاه جریانهای مقاومت منطبق بر واقعیت است. شارون گفت: «تورات از هر جغرافیای سیاسی قوی تر بوده و کرانه باختری مهد یهودیت به شمار میآید». جریانهای مقاومت حاضر نیستند هیچ تعهدی مبنی بر پایان مقاومت پس از خروج اشغالگران از غزه را بپذیرند.
البته دولت اسرائیل که به واقعیت امور در صحنه فلسطین آگاه است از هم اکنون به فکر چاره برآمده و می کوشد تا طرح احداث دیوار حائل بزرگ غزه را به مرحله اجرا در آورد و بدین ترتیب امکان انجام عملیات علیه خود از طرف غزه را به حداقل ممکن کاهش دهد.
۳- نقش مصر در تحولات آتی غزه نیز یکی دیگر از اختلافات طرفین است. گرچه جنبش های حماس و جهاد اسلامی نقش سیاسی مصر در روند منازعه را پذیرفته اند لیکن اخیراً انتقاد از رفتار سیاسی مصر را علنی ساخته و برای نخستین بار دبیرکل جهاداسلامی و رئیس دفتر سیاس حماس، بطور همزمان از اینکه اسرائیل سقف تحرکات سیاسی مصر را تعیین کند ابراز نگرانی کرده اند. وقتی این نگرانی اوج گرفت که اسرائیل با پذیرش عقب نشینی از مرز میان غزه و مصر ـ معروف به محور فیلادلفیا ـ درصدد برآمد تا نقش امنیت مصر در غزه را جایگزین حضور مستقیم خود سازد.
۶- میزان مشارکت در قدرت: البته منظور از قدرت الزاماً دولت نیست، بلکه میزان تأثیر در تصمیم گیری و اراده امور فلسطینیان در نظر است. زیرا جنبشهای جهاد اسلامی و حماس اساساً تا این لحظه از ورود به دولت و پذیرش محدودیتهای دولتمرد بودن را با هدف اصلی خود یعنی مقاومت در تضاد دانسته و از آن پرهیز نموده اند. هر چند که حماس اخیراً آمادگی خود برای مشارکت در انتخابات مجلس قانونگذار را پذیرفته است.
در هر حال بحث جایگزینی دولت خودگردان مطرح نبوده، ولی مقاومت حاضر نیست از جایگاه والای خود، به عنوان پیروز میدان صرف نظر کند و مشارکت در اتخاذ تصمیمات استراتژیک را حق خود می داند. مقاومت خود را شریک جدی «تصمیم گیری» و «تصمیم سازی» در صحنه فلسطین می داند و همانطور که حضور دیگر جریانهای فلسطین را در صحنه می پذیرد انتظار دارد که جایگاه و موقعیت آن نیز در هر تحولی مد نظر قرار گیرد.
مقاومت به خوبی بر این نکته واقف است که پیروزی در غزه فقط یک مرحله از روند پرافت و خیز منازعه به شمار می رود و هنوز مقاومت راه درازی را در پیش دارد. لذا پرواضح است که آمادگی پذیرش الزامات دولت را نداشته و همچنان بر مأموریت خود به عنوان مقاومت پای می فشرد. این امر ضمانتی برای جلوگیری از هر گونه درگیری درون فلسطین است؛ مشروط بر آنکه دولت خودگردان نیز با درک دقیق شرایط در برابر تلاش اسرائیل که در جهت تبدیل آن به یک ابزار برای سرکوب مردم فلسطین و مقاومت انجام می شود ایستادگی کند. انشاءالله