گردآورنده : منیرحاجی محمدرضا
« اخلاق » , معرفت و علمی است که همه آدمیان در راستای سعادت و آرامش روحی و روانی خود , به آن محتاج و نیازمندند زیرا خودسازی روحی و خلقی در جایگاه اول برای رسیدن به آسایش , آرامش و تعادل روحی و روانی انسانهاست و در عموم مردم برای ایجاد نظم و ثبات اجتماعی , یک ضرورت محسوب می شود. به همین جهت انسانهای فاقد معنویت و اخلاق دچار بحران روحی و ناآرامی و اضطراب روانی بوده و همیشه احساس بی هویتی و بی شخصیتی می کنند. ثانیا در اجتماعی که معنویت و اخلاق نباشد , آفات زیادی بر پیکر آن وارد شده و موجب زوال و از هم فروپاشی آن خواهد شد. علت این همه جنایات و خودکشی ها در جوامع غربی همین فقدان انسانیت , اخلاق و معنویت است و اگر گاهی دم از انسان دوستی و خودگذشتگی و خدمتگزاری زده می شود , همه در قالب کلمات و الفاظ است زیرا در جامعه ای که مبنا و هدف حرکتش مادی و تقویت حس منفعت طلبی افراد است چگونه می توان توقع انساندوستی و ایثار و خدمت از آن داشت.
آنچه نیاز واقعی بشر غیر از تامین مسائل مادی است , رسیدن به حیات معنوی و انسانی و تامین نیازهای روحی و اخلاقی اوست.
ژرف نگران بر این باورند که انسان بدون ملکات اخلاقی , موجودی است کاملا حیوانی و پست . مصلحان بشری , اخلاق را سرمایه ای پرسود برای دنیا و آخرت انسان می دانند. آنان معتقدند حقایقی اخلاقی , عناصر ساختمانی معنوی و روحی بشر و اساس فضیلت و ریشه حقایق است.
این نکته قابل دقت است که اخلاق بدون ایمان به خدا , بدون ضمانت و پشتوانه است و هیچ گونه اعتباری ندارد. از باب مثال خدمت به انسانها مقوله ای از اخلاق است که خیلی از افراد بشر , مذهبی و غیرمذهبی مدعی آن هستند و لیکن با تشابه ظاهری عمل خدمت در بین انسان مذهبی و غیرمذهبی این نکته مهم است که آنچه به عمل خدمت , روح و معنا می دهد , انگیزه قصد و نیت است . مسلما یک انسان الهی در هنگام ایثار و خدمت فقط به رضای خدا یعنی عمل خالی از توقع کسب شهرت ارضای خواهشهای نفسانی و طلب منفعت مادی توجه دارد و یک انسان مادی اگرچه به ظاهر عمل خدائی و انسانی انجام می دهد , لیکن در راستای این خدمت , حس شهرت طلبی منفعت خواهی و غرائز مادی دیگر را ارضا می نماید.
حضرت علی (ع ) در توصیه های اخلاقی خویش به تفکیک مسئولیتهای کارگزاران , آنها را به اموری سفارش می کردند از جمله به کارگزاران مالیاتی به طور مکرر سفارش می کردند که در همه کارهای خود , خدا را ناظر بر اعمالشان بدانند و امانت دار باشند و با مردم خوشرفتار باشند.
همچنین تساوی در برخورد با مردم را گوشزد می کردند , چنانکه به « محمدبن ابی بکر » فرماندار مصر فرمودند : « با مردم , فروتن , نرمخو و مهربان باش . گشاده رو و خندان باش . در نگاه هایت در نیم نگاه و خیره شدن به مردم به تساوی رفتار کن تا بزرگان در ستمکاری تو طمع نکنند و ناتوانها از عدالت تو مایوس نگردند , زیرا خداوند از شما بندگان درباره اعمال کوچک و بزرگ و آشکار و پنهان خواهد پرسید , اگر کیفر دهد شما استحقاق بیش از آن را دارید و اگر ببخشد از بزرگواری اوست.»
حضرت خودشان متواضع ترین افراد بودند و به هر کس که با مردم سر وکار داشت , توصیه می کردند که از غرور و تکبر در برابر مردم دوری گزینند , چنانچه می فرمایند : « اگر با مقام و قدرتی که داری , دچار تکبر یا خودبزرگ بینی شدی , به بزرگی حکومت پروردگار که برتر از تو است بنگر , که تو را از آن سرکشی نجات می دهد , و تندروی تو را فرو می نشاند , و عقل و اندیشه ات را به جایگاه اصلی باز می گرداند.
شایان ذکر است که حضرت علی (ع ) با اینکه کارگزاران را به فروتنی و تواضع دعوت می کردند , از آنها می خواستند که در مدیریت خود قاطع باشند و هر زمان که لازم دیدند با قاطعیت برخورد کنند. چنانکه طی نامه ای به مالک اشتر فرموده اند : « در آنجا که مدارا کردن بهتر است , مدارا کن , و در جایی که جز با درشتی کار انجام نگیرد , درشتی کن , و پروبالت را برابر رعیت بگستران.»
حضرت علی (ع ) به دلیل اهمیتی که به سرنوشت مردم می دادند , و حساسیت خاصی که نسبت به افرادی که مسئولیت جان و مال مردم را به عهده داشتند , ابراز می کردند , دائما در نهایت رافت و مهربانی اعمال کارگزاران را کنترل می کردند.
این جبر زمان و اجبار صف بندی کاروان بشری است که نسل ها را مانند حلقه های زنجیر به دنبال هم خلق کند و جواز زندگی و پروانه مرگ را به نوبت به دستشان بسپارد.
پس الزاما نام « امروزیان » بر اسم « دیروزیان » سایه می افکند و نام « فردائیان » بر اسم « امروزیان » لگدکوبی خواهد کرد. قطعا و در حیات خود ما و حداکثر در عصر فرزندان و نه نوادگانمان جهانی دیگر ساخته می شود و جهانیانی دیگر که رسم الخط زندگی و سرمشق تلاش و الفبای روزگارشان با آنچه پدران ما و خود ما دانند و داریم متغیر و متفاوت خواهد بود.
ما در محیطی زندگی می کنیم که بسیاری از چیزها در آن نسبی است و با این حال , دائما در جستجوی قطعیت هستیم . انسان زمانی احساس راحتی می کند که مطلقا مطمئن باشد در آینده چه اتفاقی رخ خواهد داد و همچنین رویداد پیش بینی شده برخلاف تجارب موفقیت آمیز پیشین او نخواهد بود.
در واقع اعتماد به نفس ما بستگی به تجارب گذشته ما دارد. بی شک هر تغییری در محیط بر تجارب ما می افزاید.
در گذشته پیروی و اطاعت از دستور مافوق جزو فضائل انسانی به شمار می رفت اما امروزه پیروی و اطاعت نه تنها فضیلت نیست بلکه با دیدی منفی به آن نگریسته می شود.
هرچند در گذشته ابتکار عمل , خلاقیت و نوآوری استثنا بود نه قاعده , امروزه برخورداری از چنین ویژگیهایی قاعده مورد انتظار از افراد است . با وجودی که در گذشته کسب مدرک دانشگاهی و گواهینامه های رسمی , شاهدی بر دانش و مهارت فرد بود , امروزه اشخاص بر مبنای عملکردشان مورد قضاوت قرار می گیرند نه اینکه آیا گواهینامه های رسمی نشانگر مهارت خاصی را اخذ کرده اند یا خیر.
حضور اخلاق اداری , کار کردن را از صورتی تکراری و خسته کننده و ملال آور بیرون می برد و به انسان احساس تعالی می بخشد و همین احساس تعالی در نفس کار کردن و مناسبات انسانی با دیگران به شدت تاثیر می گذارد و با شکسته شدن اخلاق , همه حریم ها می شکند و چون حریم ها شکسته شود , هر پلیدی می تواند در باطن و ظاهر , و در مناسبات و روابط ظهور کند.
امیرمومنان علی (ع ) در سفارشی نورانی فرموده است : « خطرناکترین رویداد انسانی , انحطاط اخلاقی و شکسته شدن مرزهای اخلاقی است که در این صورت هیچ چیز به سلامت نخواهد ماند و انسانیت انسان فروریزد » , و این امر در امور اداری از جایگاهی خطرناک و ویژه برخوردار است , زیرا وقتی انسان از محدوده فردی خارج می شود و در پیوند با دیگر انسانها قرار می گیرد و این پیوند , صورتی اداری می یابد , اگر اخلاق نیک حاکم بر روابط انسانی نباشد , فاجعه چندین برابر می شود. به همین دلیل است که والاترین ملاک در هر سازمان اداری متعلق بودن به اخلاق انسانی است .
اخلاق اداری در عصر الکترونیک می بایست دستخوش تحول گردد. به عنوان مثال سرعت گردش اطلاعات در نامه های الکترونیکی , این اخلاق و شیوه سنتی اداری را که جهت اطلاع مدیریت های ارشد سازمان از نامه های وارده به سازمان می بایست کلیه نامه ها ابتدا توسط مدیریت ارشد خوانده شود , ناکارآ و غیرضروری می سازد چون در عصر الکترونیک مدیریت می تواند در جریان تمام اطلاعات قرار گیرد بدون اینکه الزاما باعث کندی گردش اطلاعات شود و این نمونه و نمونه های مشابه , نقش حیاتی اطلاعات و اهمیت سرعت بخشی در ایجاد اطلاعات تغییر در شیوه مدیریت جوامع الکترونیکی و گذر از مدیریت سلسله مراتبی به مدیریت مشارکتی را ایجاب می نماید.
امروز بی آن که تعجب کنیم , می بینیم که دست توانای بشر , سفینه و سفینه هائی را به کره ماه می فرستد که سرنشینان برای نخستین بار پای همت بر فرق ماه می کوبند و این کره بکر و ناپیموده را تصرف می کنند , به این سرنشینان دستور غذا و دوا وخواب و کار داده می شود , برایشان فرمان نشست و برخاست صادر می گردد , به سرعت و آسانی , آنچنان که گوئی در کنار ما هستند یا ما در کنار آنان به یار و همکاریشان مشغولیم .
در این یکصد سال چه ابداعات و اختراعاتی که نشده , چه وسائل و ابزار و اسباب کارهای محیرالعقولی که تدارک نگردیده و بدنبال این همه زاده یا زائیده ها چه موجبات تازه و چه راه های جدید , چه سنگ و ترازوهای بی سابقه , چه قانون و قوانین نوظهور , چه اصطلاح و اصطلاحات بدیع و چه آداب و عادات تازه و چه حرفه ها و شغلهای تازه به دوران رسیده که به وجود نیامده و چه رنگ ها و نیرنگ های نو که به کار گرفته نشده تا چهره امروز را و رسم و صورت روزگار این زمان را ترسیم کنند.
پوشیدن و کوشیدن و جوشیدن انسان ها هم نوعی تازه و گونه ای جدید پیدا کرده است , از کفش و لباس و خوراک و نحوه استفاده از آنها گرفته تا هر نیاز دیگری که برای گذران این دو روزه عمر ضروری است , همه و همه در حال تعویض و تغییر و تبدیل شده و خواهد شد. پوست کهنه یا کهن را از خود دور می کنیم و در پوست و قالب جدیدی جای می گیریم.
به موازات این تغییرات گوناگون که در اعضا و اجزا زندگی انسان ها پدید آمده و می آید , شیوه زندگی نیز در سراسر کره زمین دچار فصلی جدید شده که با هیچ یک از فصول گذشته تاریخ بشر قابل قیاس و مقایسه نیست . نتیجه این تغییر فصل و تغییرات و تبدیلاتی که بدانها اشاره شد , گودالی عمیق و نگران کننده ای است بین گذشته و آینده جهان که روز به روز دهانه اش بازتر و ژرفایش بیشتر خواهد شد.
گودالی که گذشته انسان ها را از علم گرفته تا اخلاق و از صورت گرفته تا سیرت به حلق تاریک خود فرو خواهد برد.
به حقیقت این گودال , سیاه چالی است که انسان ها خود بر سر راه علم پرستی خویش حفر کرده اند. یا بهتر بگویم سیه چالی است که علم بی اخلاق یا بداخلاق و یا کم اخلاق امروزی در مسیر کاروان بشری کنده چرا که اکنون سازندگان جهان امروز در سایه تکنیک و اقتصاد قادری که فراهم ساخته اند , از توجه لازم به معنویات غافل مانده و تکیه گاه های اخلاقی و موازین انسانی را در ردیف نیازهای جدی جای نداده و بر آنچه که روح و جان و دل آدمی را می سازد , به دیده تفنن می نگرند.
اخلاق اداری در زندگی کاری انسان می بایست وجود و حضور داشته باشد. کار کردن شیرین , توام با رضایت شغلی و احساس رضایتمندی است و موجب خودشکوفایی از یک سو و رضایت مردم , پیشرفت امور و شکوفایی کار از سوی دیگر می شود , در نتیجه موجب رضایت خلق و بارش رحمتها و برکتهای او می گردد. امیر مومنان علی (ع ) در پایان عهدنامه مالک اشتر چنین یادآوری فرموده است : « از خداوند بزرگ , با رحمت گسترده و قدرت برترش در انجام تمام خواسته ها درخواست می کنیم که به آنچه خشنودی اوست ما و تو را موفق فرماید که نزد او و خلق او , دارای عذری روشن باشیم و برخوردار از ستایش بندگان , دارای یادگار نیک در شهرها , نعمتهای کامل و کرامتهای دو چندان باشیم.»
لذا حضرت علی (ع ) نوع نگاه و بینش کارگزاران را به کار و مسئولیت شان تغییر می دادند و به آنها یادآوری می کردند که این شغل , وثیقه ای است از جانب خداوند نباید در برابر آن مغرور شوند. همچنین نباید به این کار به دید یک منصب بنگرند , بلکه باید به مردم تعهد بسپارند و امانتی را که به دست آنها سپرده شده است , به نحو احسن نگه دارند.
حضرت امیر(ع ) در این باره می فرمایند : « همانا منصب فرمانداری برای تو وسیله آب و نان نیست , بلکه امانتی در گردن توست , باید از فرمانده و امام خود اطاعت کنی .»
بهترین کمال برای انسان , قرب الهی است و انسان هنگامی که خدا را ناظر بر اعمال خود ببیند و بداند که خدا با اوست , دیگر دست به گناهی نمی برد , چنانکه در قرآن نیز آمده است : « انسان سخنی نمی گوید مگر اینکه در حضور همان انسان , فرشته های مراقب و مستعد , مواظب و مراقب است , یعنی نگهبانی آماده به تمام سخنان ما گوش فرامی دهند.»
در اندیشه توحیدی امیر مومنان علی (ع ) ایمان به حقیقت هستی و باورهای دینی در اصلاح اخلاق اداری نقشی مبنایی دارد , از این رو آن حضرت در فرمانهای حکومتی و دستورالعملهای اداری خود بر یاد حق و یاد معاد تاکید می فرماید و کارگزاران و کارکنان دستگاه اداری خود را با توجه بخشیدن به حاضر و ناظر حقیقی و یادآوری حسابرسی دقیق الهی به پایبندی به اصول اخلاق اداری فرامی خواند. آن که به خدای متعال ایمان دارد و خود را در محضر او می بیند , بی گمان پایبند به اصول اخلاق انسانی می باشد و آن که معاد را باور دارد و حساب و کتاب دقیق الهی را بر کردار و رفتار خود حاکم می داند.
خلاصه آنکه مدیران و کارگزاران سازمانها برای به انجام رساندن امور سازمانی خود علاوه بر معیارهای سازمانی و قانونی , نیاز به مجموعه ای از رهنمودهای اخلاقی و ارزشی دارند که آنان را در رفتارها و اعمال اداری و سازمانی یاری دهد و نوعی هماهنگی و وحدت رویه در حرکت به سوی شیوه مطلوب جمعی و عمومی را برایشان ممکن سازند. نظام نامه اخلاق و رفتار کارکنان , چنین موضوع مهمی را در سازمان تحقق می بخشد. این نظام نامه , سندی است حاوی معیارهای اخلاقی و ارزشی که برای ایجاد هماهنگی وحدت رویه و روش در بین کارگزاران سازمان تدوین شده از آن را در اقدامات و تصمیم گیری هایشان یاری رسانده و هرگاه در موضوعی دچار تردید و دودلی شوند , گمان آنها را به یقین مبدل می سازد.