تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۱۰:۱۴  ، 
کد خبر : ۱۶۳۹۱۹
اثرات سدهاى بزرگ در ترکیه با نگرش ویژه به سد سیحان

آب مى‌گوید: این سرزمین من است

رضا اردکانیان معاون امور آب وزارت نیرو مقدمه: همکارى با پروفسور دوغان آلتین بیلک در هیأت مدیره انجمن بین المللى برق آبى سبب شد که وقتى وى جمع محدود ده نفره اى از دست اندرکاران امور آب و سدسازى دنیا را براى یک کارگاه آموزشى دو روزه در آبان ماه سال گذشته به استانبول دعوت مى کرد اینجانب نیز براى ارائه گزارشى ازایران جزو مدعوین باشم. هدف این بود که در این اجلاس نمونه هاى بارزى از سدهاى ساخته شده پرفایده درنقاط مختلف جهان عرضه شده و جمع بندى مطالب به مدد مقابله با منتقدان سدسازى در برخى سازمانهاى بین المللى و مالى درآید. دوستى میزبان ما (مدیرعامل اسبق سازمان دولتى امور آب ترکیه) با رئیس جمهور (سابق) دمیرل که ایشان نیز خود بنیانگذار سازمان آب ترکیه در دهه ۵۰ میلادى بوده سبب شد تا آقاى دمیرل براى ایراد یک سخنرانى در جمع ما از آنکارا به استانبول بیاید. براى همه ما، اینکه سیاستمدارى ۸۰ ساله (و یا بیشتر) حدود ۱‎/۵ ساعت برپاایستاده و با حرارت تمام فقط از آب سخن بگوید و انبوهى از آمار و اطلاعات دقیق را بدون اتکا به نوشته ارائه داده به تجزیه و تحلیل آن بپردازد و در پایان هم به سؤالات حاضرین به تفصیل پاسخ دهد شگفت انگیز بود. اینجانب باتوجه به محتوى سخنان مشارالیه و اهمیت نگاه استراتژى همسایه به آب، مدتها درپى دریافت نسخه اى از آن گفتار بودم که اخیراً با لطف آقاى آلتین بیلک به دستم رسید. آنچه در پى مى آید، ترجمه روایت آقاى سلیمان دمیرل مدیرامورآب، نخست وزیر و رئیس جمهور سابق ترکیه ازنیم قرن دلمشغولى هاى وى در موضوع آب ترکیه است. با تشکر از روزنامه وزین ایران، خواندن این روایت را به ویژه به سیاستمداران و دست اندرکاران امر آب و توسعه کشور توصیه مى نمایم.

سخنرانى آقاى سلیمان دمیرل رئیس جمهور (سابق) ترکیه
(۴ آبان ۱۳۸۳ - کارگاه آموزشى بررسى اثرات سدهاى بزرگ - استانبول)
خانمها و آقایان: از اینکه در جمع شما هستم بسیار خوشحالم. دوست من آقاى دوغان آلتین بیلک، چندماه پیش از من خواست که در این گردهمایى سخنرانى نمایم. به ایشان قول دادم که بیاناتى داشته باشم و خوشحالم که درجمع شما حضور دارم.
اطلاعات ویژه اى را درباره اثرات سد سیحان ارائه خواهم نمود. به هرحال و قبل از آن، چند مشخصه اساسى درباره حقایق پایه اى توسعه منابع آب و خاک و انسان در ترکیه، که تقریباً درطول ۵۵ سال گذشته با آن درگیر بوده ام را توضیح خواهم داد.
در این توضیحات سال ۱۹۵۰ را به عنوان سال پایه انتخاب کرده ام. واقعیت این است که اینجانب در سال ۱۹۴۹ به خدمت دولت درآمده و از آن زمان به بعد نیز به یک یا چندصورت در دولت بوده ام. همانطور که آقاى دوغان آلتین بیلک توضیح دادند اینجانب چندین سال در سمت مدیرکل «سازمان دولتى امور آب» بوده و درواقع این تشکیلات را سازماندهى کرده ام. پس از آن به مدت دوازده سال به عنوان نخست وزیر و سپس به مدت هفت سال به سمت ریاست جمهور ترکیه انتخاب شدم.
در این مدت علاقه مندى خود به سازه هاى هیدرولیکى را ازدست ندادم. زیرا ترکیه یک کشور کشاورزى بوده به طورى که در دهه ۱۹۵۰ حدود ۷۸درصد مردم این کشور به کشاورزى اشتغال داشتند. در این گوشه دنیا، اقلیم مطلوبى داریم. اما این اقلیم مدیترانه اى، درطول سال و یا حتى بین سالهاى متوالى متغیر است. گاهى اوقات با بارشهاى زیاد وقوع سیلاب و زمانى دیگر با خشکسالى و یا خشکى شدید روبه رو هستیم. در طول سالهاى خشک، کشاورزان که ۷۸ درصد جمعیت کشور هستند. در سختى و تنگدستى قرارمى گیرند.
واقعیت این است که من از دهکده کوچکى از آناتولى مرکزى آمده ام و مانند مردم آنجا تمام این شرایط سخت و دشوار را تحمل کرده ام. معناى رنج و مصیبت را مى دانم و مى دانم که چگونه روستاییان و کشاورزان از این تغییر بارندگى، دچار رنج و عذاب مى شوند. در هر گوشه اى ازکشور ما مقادیر متفاوتى بارندگى وجوددارد.
در نواحى شرق دریاى سیاه که زیر کشت چاى قراردارد، میزان بارندگى به تقریباً ۳ متر، در نزدیکى آنتالیا ۲ متر و در قونیه - چومرا مقدار بارندگى تقریباً ۱۷ سانتیمتر است. این تنوع بارندگى است، دراین کشور، هردولتى که به قدرت مى رسد بایستى به این شرایط، و به دلیل خدماتى که به مردم، روستاییان و کشاورزان باید ارائه نماید، توجه کند. توسعه کشاورزى، منابع آب و خاک موجب تأمین رفاه و حل مسائل و مشکلات است.
به عنوان یک واقعیت، متوسط بارندگى حدود ۶۴۲ میلیمتر، مساحت کشور ۷۷۹۰۰۰ کیلومترمربع، وسعت اراضى قابل کشت حدود ۲۲۸۰۰۰ کیلومترمربع، جنگلها ۲۰۰۰۰۰ کیلومترمربع است . نیمى از این جنگلها با تراکم مطلوب هستند. نیمى از دشتهاى کشور در آناتولى مرکزى قرار دارد که عمدتاً به کشت غلات ومحصولات مشابه اختصاص یافته است. در دهه ۱۹۵۰ برنامه چگونگى توسعه منابع آب ترکیه و چگونگى عرضه خدمات به مردم، آغاز شد که بایستى اهداف تأمین آب ، کنترل سیل، تأمین آب آشامیدنى، مقاصد تفریحى ، ماهیگیرى و صید و سایر انواع نیازمندیهاى مردم را تأمین مى کرد. اگر به رودخانه هاى کشور ، نظرى بیفکنید ملاحظه مى کنید که در اغلب رودخانه هاى کشور در فصل زمستان یعنى در ژانویه، فوریه و مارس، آب بسیار جارى است. ولى با فرارسیدن فصل تابستان که در اغلب مناطق به آب نیازمند هستند، رودخانه ها تقریباً خشک مى شوند.
بعضى از طرحهاى توسعه اى درسنوات گذشته و قبل از ۱۹۵۰ آغاز شد. با احداث سدهاى انحرافى، برداشت آب از رودخانه ها شروع شد. اما با احداث سدهاى انحرافى آب را به کجا منتقل خواهید ساخت؟
در فصل تابستان آبى وجودندارد، مردم یک مکان در طول فصول سیلاب از سیلابها و در فصل تابستان از کمبود آب شکایت مى کنند.
چه باید کرد؟! در واقع، در اولین محل بایستى برنامه جامع توسعه حوضه آبریز رودخانه، اجرا مى شد. اما براى برنامه ریزى جامع توسعه حوضه رودخانه ،بایستى داده هاى مرتبط و مؤثر پایه اى وجود داشته باشد. بایستى نقشه هایى در اختیار داشته باشیم ، بارش را داشته باشیم ،اطلاعات مرتبط با کیفیت خاک را داشته باشیم. فکر مى کنم که این روش نوینى براى توسعه منابع آب و خاک بود. بایستى یادآورى نمایم که بسیارى از اطلاعات ، سوابق مهندسى و فناوریهاى مهندسى را از دفتر فنى احیاى اراضى ایالات متحده را دریافت نمودیم. تعدادى از مهندسین کشور و از جمله خود من در سالهاى ۵۰ - ۱۹۴۹ در آنجا آموزش دیدیم. بایستى اظهار نمایم که این اداره در آن زمان یکى از کامل ترین سازمانهاى دنیا در زمینه توسعه منابع آب و خاک بود. ما در دفاتر این ادارات کار نموده و مى دیدیم که آنها چه کارهایى براى گردآورى اطلاعات، برنامه ریزى و طراحى انجام داده اند. در آنجا از USGS به عنوان مدلى براى گردآورى داده هاى پایه استفاده مى کردیم. من به داده هاى پایه علاقه زیادى دارم، زیرا اگر اطلاعات پایه دقیق ، درست و موثقى وجود نداشته باشد، در آن صورت امکان اینکه پروژه ها را بزرگتر یا کوچکتر طراحى نمایند، وجود دارد که در هردوصورت موجب از دست رفتن سرمایه خواهد شد. ما از برنامه ریزى حوضه اى، شروع کردیم و احساس کردیم به ذخیره سازى آب نیاز داریم. آبها بایستى ذخیره مى شد و وقتى بحث ذخیره آب مطرح مى شود ، به سدها نیاز خواهد بود.
همان طورى که به خوبى مى دانید دردنیا ۴۵۰۰۰ سد با ارتفاع بیش از ۱۵ متر و ۸۰۰۰۰۰ سد با ارتفاع کمتر از ۱۵ متر وجود دارد. این بدان معناست که ذخیره سازى تقریباً در هرکشورى مورد پذیرش و قدردانى است و فکر نمى کنم که کسى با ذخیره سازى با هدف تأمین و کسب آب مخالفت نمایند. راه دیگرى براى تأمین آب وجود ندارد. پس اقدام به ساخت نموده و در اولین مکان، ساخت سدهاى چندمنظوره آغاز شد. در آن زمان واژه چندمنظوره ، واژه جدیدى بود. مردم فکر مى کردندکه چگونه هدف چندمنظوره که ترکیبى از اهداف کنترل سیلاب، آبیارى و تولید برق مى باشد، تأمین مى شود. اهداف دیگرى نیز مى تواندمنظور باشد ولى این سه هدف، براى کشور ما بسیار با اهمیت هستند. تلاش کرده ایم ترکیب همه اهداف فوق را موردتوجه قرار داده تا چنانچه حداکثر استفاده امکانپذیر نباشد، لااقل امکان بهترین نحوه استفاده از منابع به دست آید. من فکر مى کنم که درسهایى از نسبت سود به هزینه و آنالیز سود به هزینه را فرا گرفته ایم. اگر ما قصد توسعه منابع داریم بایستى سرمایه محدود نیروى انسانى محدود و دیگر عوامل توسعه اى محدود خود را به کار گرفته و بهترین اولویت را انتخاب کنیم. به عقیده من ، تقدم اولویت توسعه منابع آب بسیار مهم است. طبقه بندى اولویتها نه تنها براساس نسبت سود به هزینه است بلکه براساس نیازها نیز مى باشد. ممکن است قبل از انجام هرعملى ، به تأمین نیازها مبادرت کنید.
بایستى اعلام کنم که ما فعالیت خود را در سال ۱۹۵۰ ، درحالى آغاز کردیم که فقط ۳ سد ساخته شده در کل کشور داشتیم . یکى از آنها در شهر آنکارا و با ظرفیت مخزن آبى در حدود ۱۰ میلیون مترمکعب بود. بعد از اینکه آنکارا به عنوان پایتخت انتخاب شد سد دیگرى که با ظرفیت مخزن ۵۰میلیون مترمکعب مى باشد تقریباً کامل شده بود. یکى دیگر از سدها مخزن تقریباً کوچکى با ظرفیت کمتر از یک میلیون مترمکعب داشت . این کل موضوع بود. مى توانید تصور کنید در کشورى که ۷۸ درصد مردم آن کشاورز و روستانشین هستند، فقط ۳ سد وجود داشته باشد؟
ما چقدر آب در کشور داریم؟! به عنوان یک حقیقت، اگر متوسط بارندگى کشور که ۶۴۲ میلیمتر است را در سطح کل کشور ضرب نمایید، در آن صورت حدود ۵۰۱ میلیارد متر مکعب آب به دست مى آید یعنى ۵۰۱ میلیارد متر مکعب آب از طریق بارندگى وجود دارد. به نظر مى رسد آب هست ولى نمى توان از آن استفاده کرد. منظورم این است که باران آب کافى فراهم مى نماید اما توان اینکه چگونه از این آب استفاده گردد، موجود نیست. به همین لحاظ طرح هاى توسعه منابع آب مطرح مى گردد. در اینجاست که نقش مهندسین مجرب و عمده مهندسین هیدرولیک روشن مى شود که امر بسیار مهم و خوشحال کننده اى است. از این ۵۰۱ میلیارد متر مکعب آب حدود ۱۸۶ میلیون متر مکعب آن به دریاها مى ریزد. به استثناى رودخانه هاى دجله و فرات تقریباً تمام رودخانه هایى که از ترکیه سرچشمه مى گیرند به دریا مى ریزند. ۶ رودخانه داریم که از مرزهاى کشور عبور مى کنند اما مهمترین آنها دجله و فرات هستند که تقریباً ۳۰درصد از آبهاى ترکیه را به خلیج فارس مى ریزند. ۵۶میلیارد متر مکعب از این حجم ۱۸۶ میلیارد متر مکعبى آب، به سمت خلیج فارس سرازیر مى شود. امکان استفاده باقیمانده آبهاى ذکرشده در داخل ترکیه نیست. ولى تقریباً ۹۵ میلیارد متر مکعب از ۵۰۰ میلیارد متر مکعب آب ریزش یافته از آبها، مى تواند مورد استفاده قرار گیرد.
در کشور ترکیه حدود ۸‎/۵ میلیون هکتار اراضى قابل کشت وجوددارد که در سال،۱۹۵۰ مقدار ناچیزى از آن آبیارى مى شد. در سراسر ترکیه در سال ۱۹۵۰ فقط ۷۸۹ میلیون کیلووات ساعت برق تولید مى شد. شبکه برق سراسرى در ترکیه وجود نداشت. نیروگاههاى بزرگ وجود نداشت و در واقع نه فقط دهکده ها، بلکه تمام ترکیه حقیقتاً در تاریکى بود. مقدار ناچیزى، یعنى تنها فقط ۴درصد از ۷۸۹ میلیون کیلووات ساعت برق توسط نیروگاههاى برقابى تأمین مى گردد. از منابع آبى چه میزان برق مى توان تولید نمود؟ براى این کار تحقیقات چندین ساله اى صورت گرفت. براساس برآوردهاى چندین ساله، در سال۲۰۰۴ این چنین جمع بندى شد که ظرفیت اسمى تولید انرژى این رودخانه، بالغ بر ۳۵میلیون کیلووات ساعت است.
ما مى توانیم ۱۲۵میلیارد کیلووات ساعت انرژى برقابى تولید کنیم به گمان من وقتى که این رقم، با رقم تولید الکتریسیته سال۱۹۵۰ که کمتر از یک میلیارد کیلووات ساعت براى تمام کشور بود، مقایسه شود مى توان به وضوح دریافت که توان تولید ۱۲۵میلیارد کیلووات ساعت برق فقط از منابع آبى وجود دارد.
ما طرحهاى توسعه را چندین در رودخانه اجرا نمودیم و تصور مى کنم که در این کشور کارهاى خوبى نه تنها در پروژه GAP بلکه خارج از پروژه هم صورت گرفته است. امروزه در ترکیه در حدود ۱۵۰میلیارد کیلووات ساعت برق مصرف مى شود که ۴۴میلیارد کیلووات ساعت آن از منابع آب تأمین مى شود. با در نظر گرفتن نیروگاههاى برق در دست ساخت (که در حدود ۱۰میلیارد کیلووات ساعت ظرفیت دارد) ظرفیت برقابى به حدود ۵۴میلیارد کیلووات ساعت انرژى بالغ مى شود. ما هنوز نیمى از توان توسعه ذخیره منابع آب را استفاده کرده ایم، ظرفیت قابل استفاده انرژى برقابى کشور معادل ۱۲۵ میلیارد کیلووات ساعت مى باشد که تقریباً ۴۰درصد از این قدرت تولید برق استفاده شده است. در سال۱۹۵۰ تقریباً هیچگونه شبکه هاى آبیارى در منطقه وجود نداشته است. تنها قسمتهاى کوچکى آبیارى مى گردید. از ۸‎/۵ میلیون هکتار از زمین هاى قابل کشت، تقریباً نیمى از آن یعنى در حدود ۴‎/۸ میلیارد هکتار آن مورد آبیارى قرار گرفته است.
در حال حاضر در حدود ۲۰۰سد در دست بهره بردارى است. در فاصله ۵۰سال، از تعداد ۳ سد به ۲۰۰سد رسیده ایم. ۹۵سد نیز در دست ساخت است. هنوز ۳۸۹ پروژه دیگر که براى تأمین برق و دیگر اهداف وجود دارد که نشان مى دهد مامنابع آب باقیمانده خودرا مى شناسیم.
پروژه سیحان پایینى که براى شما توضیح خواهم داد یکى از اولین طرحهاى توسعه است. شما مى توانید در روى نقشه ۳ رودخانه که از کوههاى تاروس سرچشمه مى گیرد و تشکیل دلتاى سیحان را مى دهد را مشاهده کنید. اینجا دشت زیبایى است که در حدود ۲میلیون دى کر زمین دارد. در مرکز دشت شهر بزرگ آدانا وجود دارد. کشورى زیبا و شهرى زیبا!. سکونتگاههاى دیگرى در دشت و اطراف آن وجود دارد. زمستان که فرامى رسد، این ۳ رودخانه دلتایى را که تشکیل داده اند، غرقاب مى کنند. زیرا دلتا مسیر آنان و به واسطه آنان به وجود آمده است. پیشتر رودخانه ها، دلتاها را مستغرق مى کردند ولى اکنون تلاشى بین مردم و رودخانه ها به وجود آمده است. مردم مى خواهند در دلتاها زندگى کنند که معیشت آنان از طریق خاک است. آب مى گوید: «این سرزمین من است» و دلتاها را مستغرق مى کند. از آنجا که دلتاها از رسوبات رودخانه اى حمل شده توسط آب درگذشته تشکیل شده اند، تقریباً همه ساله نزدیک به ۸۰۰۰۰۰دى کر اراضى یا تقریباً نیمى از کل دشت زیر آب قرار مى گیرد. واقعاً شما در این منطقه هیچ کارى نمى توانید انجام دهید مگر اینکه از خاک و مردمان حمایت کنید. در این صورت بایستى کارى کنید! ما واقعاً چه کردیم؟ نخست سد سیحان را ساختیم. سد سیحان وقوع سیلاب ها را با تأخیر روبرو مى سازد مخزن پشت سد سیحان سیلاب ها را ذخیره مى ساخت. اما این کافى نبود، بنابراین در پایاب سد و از محل شهر آدانا تا دریا، در هر دو طرف رودخانه خاکریزى ساخته شد که توان انتقال تقریباً ۱۲۰۰ متر مکعب در ثانیه را داشت.
وقتى که آب از سد رها مى شود خاکریزها بایستى از دشت محافظت کنند. پس از آن دیواره هاى خاکى دیگرى براى رودخانه سیحان و رودخانه بردان ساخته شد. بنابراین ما دشت را از خطر سیلاب هایى که از ۳ رودخانه مى آیند محافظت کردیم. این یک پروژه عالى است. خاکریزها از ورود و جریان سیلابى به دشت جلوگیرى مى کنند. اما اگر جریان رودخانه سیحان بیشتر از ۱۲۰۰ متر مکعب در ثانیه باشد خاکریزها کفایت نخواهند نمود. بنابراین رودخانه سیحان باید با سد سیحان مهار شود. پروژه سد سیحان پروژه زیبایى بود.یکى از اولین پروژه هاى دولت ما در دهه هاى ۱۹۵۰. در واقع ترکیه در سال۱۹۵۰ و بعد از جنگ و انجام انتخابات بایستى به طرف یک سیستم چندحزبى مى رفت. در سال۱۹۴۶ یک انتخاباتى صورت گرفت. دومین انتخابات در سال۱۹۵۰ انجام شد. با دومین انتخابات دولتى که تقریباً ۲۷سال در کشور حکومت کرده بود عوض شد. دولت جدید با انتخابات آزاد و مطلوبى روى کار آمد. دولت جدید براى انجام کارها، به اطراف خودنگریست که چه کارى براى خوشنودکردن مردم بایستى انجام داد؟ نیازهاى کشور چه چیزهایى است؟ حق تقدم یا اولویت با چه چیزهایى است؟ در آن مرحله سد سیحان به عنوان یکى از مهمترین پروژه ها به نظر رسید. اما واقعاً پول کافى نداشتیم. نه تنها ارز خارجى بلکه وجوهات داخلى نیز نداشتیم باید چه مى کردیم؟ بانک جهانى در آن زمان یکى از سازمانهاى تأمین کننده مالى پروژه هاى بین المللى بود. ما گزارشى تهیه کردیم و به بانک جهانى رفته و تقاضاى وام نمودیم. در آن زمان بانک جهانى اعلام کرد که با توجه به محدودیت توان بازپرداخت ترکیه، محدودیت اعطاى وام ۵۰ میلیونى وجود دارد. این ارقام را به لحاظ این ذکر مى کنم که مى توانید امروزه این ارقام براى کشور و یا هر کشور دیگرى تا حد ناچیز است. اما در آن زمان ترکیه فقط توانایى بازپرداخت ۵۰میلیون دلار را داشت. بانک جهانى اعلام کرد که براى ساخت سد سیحان فقط ۲۵میلیون دلار خواهد پرداخت. ما گفتیم بسیار خوب ما آن را قبول داریم و ۲۵میلیون دلار را گرفتیم.
عقیده من این است که گزارشى که ما به بانک جهانى عرضه کردیم یک گزارش بسیار مؤثرى بود. با پولى که ما وام مى گیریم قصد انجام چه کارى را داریم؟ ما قصد ساخت سدى را داشتیم که اهداف چندمنظوره اى داشت. به عنوان یک مزیت اولیه، سد ۸۰۰۰۰۰ دى کر از
۱- هر دى کر معادل با ده هکتار مى باشد.
۲- گوره یا خاکریز مصنوعى در امتداد رودخانه که براى حفاظت زمینهاى اطراف و جلوگیرى از سرریز سیل به آنها احداث مى شود.
زمین ها را از خطر سیلاب حفاظت مى نمود. نیروگاهى با ظرفیت ۵۴۰۰۰ کیلووات، ۲۸۴ میلیون کیلووات ساعت برق را هر روزه تولید مى کند. دشتى هم خواهیم داشت. این دشت ۱۴۴۰۰۰ هکتارى آبیارى خواهد شد. از آب ذخیره شده در سد هم براى مصرف آب آشامیدنى نیز استفاده خواهد شد.
من تصور مى کنم این گزارش بسیار اثربخش و پروژه نیز بسیار مفید بود. ما نسبت سود به هزینه موارد دیگر را آماده کرده بودیم. این پروژه در زمان خود، یک پروژه اقتصادى، اجتماعى و سیاسى بود. ترکیه نیاز به انجام کارهایى براى مردم داشت که انگیزه بیشتر و امید به آینده را در مردم ایجاد کنند. منظور این است که مردم باید معتقد گردند که کشور ما، ملیت ما، دولت ما مى تواند به تحولات بزرگى دست یابد.
ما شروع به ساخت سد سیحان نمودیم. من از طرف دولت مدیر ساخت سد سیحان بودم و کل پروژه را مدیریت مى نمودم. در آن زمان نامم به عنوان رئیس اداره سیحان برده مى شد. سپس اداره سیحان به دایره سدها توسعه یافت. من رئیس دایره سدها شدم. سپس حوزه سدها با ادارات آبیارى، کنترل سیلاب و پروژه هاى دیگر ادغام شد. سرانجام DSI یا «سازمان دولتى امور آب» را در سال ۱۹۵۴ بنیانگذارى نمودیم. در اواخر سال ۱۹۵۵ نیز به عنوان مدیر کل DSI منصوب شدم.
ابتدا درگیر سد سیحان بودم سپس درگیر اغلب سدها و پروژه هاى آبیارى در کشور شدم. از زمانى که نخست وزیر شدم این پروژه ها را پیگیرى نمودم و وقتى که رئیس جمهور شدم هم این پروژه ها را دنبال نمودم. ما با سد سیحان شروع کردیم سپس سد کیبان را مشغول شدیم. از زمانى که عملیات اجرایى سد سیحان را شروع نمودیم تا زمان ساخت سد کیبان تقریباً ۱۰ سال طول کشید، ما سد سیحان را در سال ۱۹۵۶ افتتاح نمودیم. سپس در سال ۱۹۶۶ و تقریباً یک دهه بعد شروع به ساخت سد کیبان کردیم. در اولین پروژه، من به عنوان مدیر کل DSI و در دومین پروژه به عنوان نخست وزیر ترکیه بودم. ما به ساخت سدهاى دیگر ادامه دادیم. زمانى که نخست وزیر بودم و در سال ۱۹۷۶ ساخت سد کاراکایا سپس در سال ۱۹۷۷ تونل اورفا را آغاز کردیم. سد آتاتورک را در سال ۱۹۹۲ و در زمان نخست وزیرى خود، افتتاح کردیم. سپس سد بیرچیک در پایین دست سد آتاتورک را در سال ۲۰۰۳ ساختیم. مجدداً وقتى که رئیس جمهور بودم و در سال ۱۹۹۹ سد کارکامیش را افتتاح نمودیم. این پروژه زیباى GAP ما است. خوشبختانه ما رودخانه هاى دیگرى نظیر قزل ایرماغ، ایشیل ایرماغ و رودخانه هاى دیگرى را نیز توسعه دادیم. البته همان طورى که قبلاً توضیح دادم بایستى کارهاى بیشترى را انجام دهیم. مایلم که درباره پروژه سد سیحان توضیح بیشترى بدهم. در واقع سطح حوزه آبریز رودخانه سیحان در حدود ۱۹۰۰۰ کیلومتر مربع است و بالغ بر ۶۰۰ میلى متر بارندگى دارد.
بارندگى از ۳۶۱ میلى متر تا ۸۰۰ میلى متر در طول سال تغییر مى کند. جریان آب در محل سد سیحان، در حدود ۴ الى ۶ میلیارد متر مکعب آب در سال مى رسد. اکنون مایلم آنچه را که در ۴۸ سال گذشته اتفاق افتاده مورد ارزیابى قرار دهم و فکر مى کنم که زمان خوبى نیز براى ارزیابى یک پروژه باشد. اما باید به شما آقایان بگویم که ارزیابى بسیار دشوار است. شما منافع ملموس و غیرملموسى دارید. در رابطه با منافع ملموس، شما مى توانید منافع ملموس را محاسبه نمایید و اگر شما داده هاى مؤثرى داشته باشید مى توانید نتایج منطقى را به دست آورید. اما کمى کردن منافع غیر ملموس و عددگذارى و محاسبه آن بسیار دشوار است. اما هر کسى مى تواند آنچه را اتفاق افتاده ببیند. اگر شما به دشت آدانا بروید دشت و شهرهایى را مى بینید و ملاحظه مى کنید که چگونه شهرها و یا شهرک هاى جدیدى احداث شده و یا مى شوند، حتى در ساحل دریاچه سد سیحان، دانشگاهى هم در ساحل چپ آن احداث شده است.
دانشگاهى زیبا با ۳۰۰۰ هکتار زمین و ۱۳۰۰۰۰ دانشجو. نزدیک به یک میلیون نفر در شهر جدید زندگى مى کنند. شهر قدیمى هم هنوز پابرجاست. شما مى توانید دشت هایى را که شبیه یک باغ زیبا به نظر مى رسند، ببینید. اگر ما دشت را آبیارى نمى کردیم، اگر ما سیلاب ها را کنترل نمى کردیم، قادر نبودیم به این شکل که باید از دشت ها سود ببریم. بدون وجود سد هم البته منافعى به دست مى آید اما نه به آن صورت و حدى که باید حاصل شود.
بنابراین، اولین منفعتى که ما به عنوان منافع ملموس کسب کرده ایم منافع ناشى از کنترل کردن سیلاب است. در مدت ۴۸ سال گذشته ۶ سیلاب عمده به وقوع پیوست. سد سیحان چهار مورد از آنها را کنترل کرد. در این مدت سد قادر به کنترل کردن ۲ سیلاب نبوده زیرا این دو سیلاب، سیلاب هاى با دوره بازگشت بیش از صد ساله بود. ملاحظه کردیم که سد قادر به کنترل سیلاب هایى با دوره بازگشت بیش از صد ساله بوده ولى قادر به کنترل سیلاب هایى با دوره بازگشت ۵۰۰ ساله نیست. پس سد دیگرى در بالا دست سد سیحان ساخته شد که هر دو سد و به اتفاق هم، در جهت کنترل سیلاب هایى با دوره بازگشت ۵۰۰ ساله به کار گرفته مى شوند. من فکر مى کنم که این یک شاهکار است. تصور مى کنم با این کار روستاها، شهرک ها و شهرها تأسیسات زیربنایى، حفاظت شده است. هنگامى که سد این دو سیلاب را مهار نکرد چه اتفاقى افتاد؟
ابتدا ما بیش از ظرفیت کشش رودخانه در پایین دست، آب رها ساختیم. سپس مجبور به بریدن قسمتى از خاکریز شدیم و عملاً دشت را غرقاب کردیم. سیلاب دو روز طول کشید ولى در عوض خسارات بسیار زیادى گذاشت. مردم نیز در تعجب بودند که اگر سدى وجود نداشت ممکن بود چه اتفاقى بیفتد.
مناطق آبیارى که بایستى توسعه مى یافت در حدود ۱۲۱۰۰۰ هکتار بود سطوح آبیارى شده هم در حدود ۱۱۸۰۰۰ هکتار مى باشد. ما سالانه در حدود ۱‎/۳ میلیارد متر مکعب آب را براى مقاصد آبیارى که تقریباً معادل حدود ۱۰۰۰۰ متر مکعب براى هر دى کر مى گردد را انحراف مى دهیم. نسبت سود به هزینه براى ۴۰۰۰۰ هکتار محاسبه شده است که از مطالعه مرحله ۲ پروژه به دست آورده شده است. نسبت سود به هزینه ۳‎/۷۴ به یک مى باشد. درآمد کل ناخالص ناشى از آبیارى در سال ۲۰۰۰ از کل دشت در حدود ۲۹۵ میلیون دلار آمریکا بوده است.
سومین هدف، تولید انرژى برقابى است. در سال هاى ۱۹۵۶ تا ۲۰۰۳ در حدود ۱۴‎/۱۸۲ میلیارد کیلووات ساعت انرژى تولید شده بود که اگر عدد ۱۴‎/۱۸۲ میلیارد کیلووات ساعت را در عدد ۵ سنت ضرب نمایید، ارزشى معادل ۷۰۹ میلیارد دلار به دست مى آید. ما براى ساخت سد سیحان و نیروگاه برق آن ۲۰۰ میلیون دلار هزینه کرده ایم. بازده آبیارى در حدود ۲۹۵ میلیون دلار در سال مى باشد. از نظر تولید برق نیز به طور متوسط در حدود ۳۰ میلیون کیلووات ساعت در سال انرژى تولید شده است. اگر شما از ۵ سنت در کیلووات ساعت استفاده کنید معادل سالانه ۱۵ میلیون دلار آمریکا به دست مى آید.
ارزیابى اقتصادى میزان تولید در مناطق با ۱۴ میلیارد کیلووات ساعت انرژى تولید شده توسط نیروگاه هاى برق بسیار دشوار است ولى اگر شما فرض کنید که به ازاى هر کیلووات ساعت برق یک دلار درآمد ایجاد مى شود، در نتیجه مى توان برآورد کرد که تولید برق در حدود ۱۴ میلیارد دلار درآمد در بخش اقتصادى ایجاد نموده است. در سال هاى آتى و بعد از ساخت سد، در بخش هاى آموزش، صنایع و حمل و نقل پیشرفت هایى به وجود آمد. تسهیلات بسیارى در زمینه صنایع و حمل و نقل به کار گرفته شد، شاهراه هاى زیبا و گذرگاه هاى بزرگ مخصوصى ساخته شد. سدهاى جدید و نیروگاه هاى مدرنى نیز احداث گردید. در حدود ۱۲ سد جدید و نیروگاه براى تقویت بازارهاى ایجاد شده در اثر احداث سد سیحان ساخته شد.
دو تجربه راهم بایستى یادآورى کنم. یکى از آنها این است که وقتى که ما در سال ۱۹۵۶ سد و نیروگاهى را ساختیم، در همان زمان یک شرکت برق را تأسیس نمودیم. بسیار دشوار بود که این شرکت را به طور خصوصى تأسیس نماییم، اما سهام آن را فروختیم. ۶۰ درصد از مالکیت سهام این شرکت برق به مردم و ۴۰ درصد بقیه نیز به بخش عمومى، اختصاص یافت.
از این سیستم عالى، براى سال هاى متمادى استفاده گردید. شرکت برق در مکان هایى که لازم بود چندین نیروگاه ساخت. شرکت برق منابع دیگرى را هم به وجود آورد. دومین تجربه، شکل گیرى تشکل هاى مصرف کننده آب در مناطق آبیارى بود. کشاورزان واقعاً ایجاد این تشکل ها را دنبال مى کنند. بازپرداخت هزینه آبیارى هم متداول شده است. بازپرداخت آبیارى براساس خدمات یک دوره ۵۰ ساله است که به نحو مطلوبى توسط مردم صورت مى پذیرد. من پروژه سد سیحان و سیحان پایین دست را که تجربه ارزشمندى بود و نتایج خوبى هم داشت و توسط مردم بازپرداخت شد را معرفى کردم. مردم از آب استفاده مى کنند و هزینه آبیارى را پرداخت مى نمایند. کنترل سیلاب که امرى حکومتى است و برعهده دولت است، صورت مى گیرد. این کار ایمنى است. در زمینه برق نیروى برق (انرژى) کسانى که از برق استفاده مى کنند هزینه آن را مى پردازند و ثروتى به دست مى آید. این پروژه مطلوبى است. زیرا پروژه سد سیحان، تنها توسعه منابع زمین یا دشت سیحان را در بر نمى گیرد بلکه توسعه کل همه منطقه را به دنبال دارد. من تصور مى کنم آنچه که ما انجام داده ایم مثال خوبى براى بخش هاى دیگر کشور و یا پروژه هاى مرتبط دیگرى است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات