ناصر بهرامی راد
بعد از ظهر یکی از روزهای اردیبهشتماه چند سال پیش، در دوران اوج گفتمان اصلاحات، تعدادی جوان دانشجوی پرشور در محوطه نمایشگاه مطبوعات سردبیر روزنامههای زنجیرهای را ـ که عطاءالله مهاجرانی وزیر پیشین ارشاد دربارهشان گفته بود؛ آنها در مسیر براندازی حرکت میکنند ـ دوره کرده بودند و از او درباره عملکرد اصلاحطلبان میپرسیدند. جناب سردبیر با موضعی حق به جانب پاسخ داد: شعار جامعه مدنی را ما اصلاحطلبان سر میدهیم ولی محافظهکاران [نامی که روی اصولگرایان نهاده بودند] سالهاست که نهادهای مدنی مهم مانند مساجد، هیئتهای مذهبی، صندوقهای قرضالحسنه، درمانگاههای خیریه و... را اداره میکنند.
یکی از جوانان پرشور با لحنی آکنده از سرخوردگی و استهزاء گفت: یعنی میگویید آنها اصلاحطلب هستند و شما، محافظهکار؟!
1- کورت والدهایم دبیر کل اسبق سازمان ملل متحد از حدود دو ماه پیش از شرکت در انتخابات ریاست جمهوری کشورش، اتریش (مه 1986)، مورد هجوم تبلیغات گسترده رسانههای صهیونیستی قرار گرفت. اتهامش این بود که در زمان جنگ جهانی دوم در ارتش نازی خدمت کرده و مرتکب جنایات جنگی علیه یهودیان شده است. دولت رونالد ریگان نیز در هماهنگی کامل با این تبلیغات، او را به همراه چهل هزار اتریشی دیگر از ورود به خاک آمریکا ممنوع کرد.
مروری گذرا بر موضعگیریهای نه چندان تند او علیه مسابقه تسلیحاتی ابر قدرتها، نژادپرستی، نسلکشی فلسطینیان و انتشار کتاب آیات شیطانی نشان میداد ناراحتی اصلی امپراتوری رسانهای غرب از وی به خاطر چیز دیگری است؛ همان که او در شهریور ماه سال 1357 گفته بود: «قدرتهای بزرگ از مبارزه برای به دست آوردن مناطق نفوذ در جهان دست بردارند.»
والدهایم در روزهای هجوم تبلیغاتی در یک نطق تلویزیونی از دولت آمریکا خواست مدارک ادعاییاش درباره او را منتشر سازد، و خطاب به مردمش گفت: مسئله اصلی این نیست که من مرتکب جنایت جنگی شدهام، زیرا نشدهام و وجدان آسودهای دارم. مسئله این است که آیا برای ریاست جمهوری اتریش قرار است مردم اتریش تصمیم بگیرند یا دیگرانی که بیرون از مرزهای ما نشستهاند.
آوریل 1986 نشریه دست راستی لوموند چاپ پاریس درباره نتیجه انتخابات اتریش نوشت: اقدامات جنجالی و سیاسی صهیونیستها با حمایت آمریکا نه تنها توفیقی به دست نیاورد بلکه موجب ایجاد یک موج ناسیونالیستی در اتریش شد.
2- ژان ماریلوپن رهبر حزب دستراستی «جبهه ملی» در دور اول انتخابات ریاستجمهوری فرانسه (آوریل 2002) توانست سایر رقبا را پشت سر بگذارد و پا به پای ژاک شیراک به دور دوم راه یابد. این پیروزی با واکنش شدید مقامات دموکرات فرانسه و دیگر کشورهای اروپای غربی مواجه شد و آن را یک «صاعقه واقعی» نامیدند. 80 درصد سندیکاها، نهادهای مدنی و انجمنهای حقوق بشر فرانسه مردم این کشور را به راهپیمایی ضدلوپن فراخواندند و حزب سبزها با حزب کمونیست و جامعه کشیشهای کاتولیک فرانسه برای رأی دادن به شیراک همپیمان شدند تا مانع پیروزی لوپن در دور دوم شوند.
اتهام ژان ماریلوپن، نژادپرستی و یهودیستیزی بود و معاون نخست وزیر رژیم صهیونیستی در یک ژست تبلیغاتی از یهودیان فرانسه خواست چمدانهایشان راببندند و به اسرائیل مهاجرت کنند، ولی باز هم دقت در اظهارات چند ماه قبل لوپن که طبق نظرسنجیها اغلب آرایش متعلق به جوانان، کارگران و بیکاران بود، حکایت از آن داشت که دلیل این همه سروصدا چیز دیگری است. او در اکتبر 2001 در اوج زمینهسازیهای پس از 11 سپتامبر برای حمله به افغانستان گفته بود، با سیاست خارجی انتقامجویانه آمریکا مخالفم و از مواضع جرج بوش و بلر که گفتند هرکس دوست ما نیست دشن ماست، شوکه شوم.
روزنامه دوم خردادی «بنیان» در آستانه دور دوم انتخابات ریاست جمهوری 2002 فرانسه نوشت: ژان ماری لوپن با شعار «فرانسه برای فرانسویان» توانست به مرحله دوم پای بگذارد!
3- اواخر اسفند ماه سال 83، زمانی که آمریکاییها سرمست از پیروزی به اصطلاح انقلابهای رنگارنگ مخملین در جمهوریهای آسیای میانه، پروژه صدور دموکراسی آمریکایی به لبنان را کلید زده بودند و میخواستند با جوسازی و فشار تبلیغی علیه دولت سوریه و حربالله لبنان، خیال صهیونیستهای اشغالگر را از جانب مرزهای شمالی آسوده سازند، مدیر یکی از ماهنامههای مدعی اصلاحات که مدتی نیز نماینده مدیران مسئول در هیئت نظارت بر مطبوعات بود طی سخنانی که سایت ضد انقلابی گویانیوز متن آن را منتشر کرد، گفت: باید گردهماییها و میتینگهای خود را در فضای باز، میادین و پارکها آغاز کنیم؛ رخت سفید بر تن کنیم و پرچم سفید در دست بگیریم.
اگر روز انتخابات آزادانه به هر نامزدی که خواستیم رأی دادیم، باز سفید خواهیم پوشید و پرچم سفید در دست خواهیم گرفت. و اگر نامزد ما را رد صلاحیت کردند، 28 خرداد 84 در خانه نخواهیم نشست؛ با جامهای روشن برتن و پرچمی سفید در دست، با برگ رأی سفید در صندوق، به خشونتطلبان نه خواهیم گفت. تمامی دوربینها، تصاویر تلویزیونی و اخبار و گزارش از خواسته مردم ایران را به گوشه گوشه جهان خواهند برد!
این اصلاحطلب آتشینمزاج و خوشخیال، در واقع داشت در ادامه انقلابهای نارنجی و سرخ آمریکایی در آسیانه میانه، از «انقلاب سفید» در ایران اسلامی سخن میگفت!
4- رئیس سابق و محکوم ستاد انتخابات کشور که انتخابات دور دوم شوراها را به اصطلاح «رفراندم اصلاحات» نامید (صرفنظر از جنجالهایی که نظارت فرااستصوابی اصلاحطلبان در آن، ایجاد کرد) ولی خودش به عنوان نامزد مشترک حزب مشارکت، مجاهدین انقلاب و ملی ـ مذهبیها حتی نتوانست در انتهای لیست 15 منتخب مردم تهران جای گیرد، شانزدهم فروردین ماه امسال در مصاحبهای با خبرگزاری ایلنا از انتخابات ریاستجمهوری، بررسی صلاحیت دکتر معین و آینده اصلاحات سخن گفت و در آن تعبیرات جالبی بکار برد: آمریکا با شعار صدور دموکراسی وارد خاورمیانه شده و دوستانش در منطقه به سمت انتخابات آزاد رفتند. در ایران زمینههای ذهنی و عینی گفتمان اصلاحات به طور کامل فراهم شده است.
نیروهای برتر جهان پس از خاتمی به این نتیجه رسیدند که تنها راه مقابله با بنیادگرایی، تقویت اصلاحات است ما هم مثل عراق صد هزار کشته بدهیم تا به انتخابات برسیم؟!
نگارنده این سطور دقیقاً به یاد ندارد که شعار «ایران برای ایرانیان» را چه کسی برای نخستین بار مطرح کرد اما بیتردید، اصلاحطلبان افراطی آن را ملک طلق خود میدانند؛ هدیهای که گویا پیش از این در فرهنگ آزادیبخش انقلاب اسلامی جایی نداشته و این فرشتگان نجات آن را همچون تحفهای آسمانی برای ملت غیور ایران ارمغان آوردهاند.
کسی چه میداند؟ شاید همچون دهها شعار فریبای دیگر مدعیان اصلاحطلبی نظیر شایستهسالاری، جوانگرایی، پاسخگویی، حقوق شهروندی، تکثرگرایی و ... که تنها دستان پرتوان و بیمدعای مکتبیها و دلدادگان راه و رسم خدمت صادقانه و خالصانه جامعه عمل بر آنها پوشاند، مقدر شده تا شعار ایران برای ایرانیان، و نه آمریکاییان، هم به دست اصولگرایان میهندوست رنگ واقعیت بگیرد.