کبری مجاورشبستری
برخی از دانشمندان و فلاسفه و جامعهشناسان سده نوزده بر آن بودند که با گذشت زمان و تحول جوامع بشری، نقش و تاثیر فرهنگهای مختلف مانند: دین، قومیت و ملیت در زندگی اجتمعی کمرنگتر شده و جامعه جهانی بدون تمایزها و شکافهای اجتماعی ـ فرهنگی شکل میگیرد. افراد هنگامی خود را دارای هویت و زندگی معنادار میدانند که نیازشان به تداوم ثبات، همانندی با اجتماع به اندازه قابل قبولی تامین شود. در جامعه سنتی پیوند تنگاتنگ فضا، زمان و فرهنگ با مکان یا محل و سرزمین ما این نیازهای هویتی را به خوبی تامین میکرد و انسانها درون دنیاهای اجتماعی کوچک، محدود و پایدار و منسجم خود، به هویت و معنای مورد نیاز خود به آسانی دست مییافتند. فرآیند جهانی شدن با پاره کردن این پیوند و نفوذپذیر کردن و فروریختن مرزها مختلف زندگی اجتماعی، آن دنیاها را به شدت متزلزل و نابود کرد. فرآیند جهانی شدن با سرزمینزدایی فضامند کردن زندگی اجتماعی نوعی بحران هویت و معنا پدید میآورد .
فضامند شدن زندگی اجتماعی و فروریزی مرزها، پدیده در خانه ماندن را بسیار دشوار و حتی ناممکن میکند و درعین حال فرد را در کنار انسانهای پرشمار دیگر قرار میدهد که بیگانه و ناآشنا هستند و سلطه این شرایط بر زندگی اجتماعی بحران آفرین است.
فرآیند جهانی شدن از سویی، با فراگیر کردن فرهنگی خاص، عرصه را بر فرهنگهای دیگر تنگ میکند و به یکدست شدن غیرمعقول فرهنگها دامن میزند و از سوی دیگر، جهانی شدن با مختل کردن هویتسازی سنتی، یک بحران فراگیر هویت را در جوامع مختلف جهان پدید میآورد و بستر مناسبی برای خاصگرایی فرهنگی را فراهم میکند. بدینترتیب دو جریان فرهنگی ناشی از جهانی شدن تقریبا همه جوامع جهان را فرا میگیرد. اگر ارزش و اعتبار اصولی مانند آزادی، برابری، حقوق بشر و دموکراسی را بپذیریم بیتردید باید گفت که نه فرهنگ مصرفی امکان عبور از بحران هویت و معنا را فراهم میکند نه خاصگرایی فرهنگی. هویتهای سیال، پیچیده و چندگانه گرچه آرامش و امنیت موجود در جوامع سنتی را تامین نمیکنند، هزینهای معقول هستند بابت گسترش آگاهی اخلاقی و فرصتهای گزینش.
پس فرآیند جهانی شدن با آنکه آسودگی انسان و مقید مقیم جامعه سنتی را از بین برده، هویتسازی را به عملی فرد محور تبدیل میکند، امکان انسان بودن در عین خاص بودن را آشکار میکند و همچنین بیمرزی فرهنگ، تفاوت و گوناگونی را نشان میدهند، بیگمان با چنین بستر، شرایط و امکانات میتوان جهانی اندیشید و محلی زندگی کرد.