تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۱۸  ، 
کد خبر : ۱۶۳۹۷۰

تحقق مشارکت عقلانى و رقابت مدنى


امیر یوسفی: پیروز انتخابات دیروز کیست؟ کسى که سهم بیشترى از آرا دارد؟ احزاب؟ حاکمیت؟ و یا ... از امروز باب تأویل بر روى فعالین عرصه سیاست گشوده خواهد شد تا هر یک به استناد پاره اى ادله و شواهد حکم کنند که برگ بخت و کارت اقبال مردم، به نام ایشان صادر شده است. کسى که رأى بیشتر آورده باشد و حزبى که چنان کسى را در دامان خود پرورده باشد از امروز خواهد پنداشت که پیروز دیروز اوست. حاکمیت نیز به اعتبار آنکه توده ها را به میدان رقابت کشانده است به قدر کفایت دلیل دارد تا خود را پیروز و بختیار فرض کند. احزاب کامیاب هم به خود خواهند بالید که فهرست شعارها و برنامه هایشان، اعتماد ملى را جلب کرده است. به اتکاى همین واقعیت، بیراه نیست خود را پیروز انتخابات بخوانند. اما...
اما نه در ذهن نامزد پیروز، نه در خاطر حاکمیت و نه در ضمیر احزاب کامیاب شاید این فکر خطور نکرده باشد که پیروزى سیاسى در پدیده انتخابات دیروز، فقط یک سکو ندارد، جایگاهى است که سکوى اول آن، قدرى بلندتر از سکوى دوم است. خطاست اگر برنده رقابت دیروز، جایگاه خود را سکوى اول بداند. برنده رقابت دیروز، البته روى سکو رفته است اما سکویى که سایه سکوى اول هنوز رویش افتاده است. سکوى اول در پیروزى رقابت دیروز، بى هیچ تردید و تعللى، از آن مردم است.
دیگر کسى تردید ندارد که صاحبان قدرت و نامزدهاى رقابت دیروز، به دامان مردم آویختند. گویا براى ایشان هم مسجل شده بود که جز از طریق تأثیر بر مردم، راهى به دهى نخواهند برد. هم از این رو بود که فقط به عرضه نظرات خود به مردم اکتفا نکردند. بلکه لحن التماس و طعم تقاضا و تمنا در سخنانشان خطاب مردم پیدا بود.
رجال سیاست ما مردم را یافته اند و شأن و اهمیت خواست آنها را دریافته اند. دیگر کسى گویا براى کسب کرسى قدرت به دنبال نفوذ و تأثیر بر ارکان اثرگذار حاکمیت نیست. دیگر کسى خیال نمى کند که با مصادره سخن و نظر بزرگان نظام، پیروز میدان رقابت خواهد بود. دیگر کسى حجم تبلیغ و سرمایه گذارى خود را بر طیف هاى محدودى چون فعالین اقتصادى بازار متمرکز نمى کند. همه مردمى شدند و در معرفى خود به عنوان سیاستمدارى مردم گرا و مردم دوست و مردم پسند، مسابقه دادند.
محور شدن و اهمیت یافتن «مردم»، البته نتیجه هوش سرشار احزاب، نامزدها و حتى برخى نهادهاى حاکمیت نبود. اهمیت «مردم» را خود مردم به آنها تحمیل کردند. اعجاز اراده ملى همین است. رود ظاهراً ساکت و آرامى است خواست مردم، اما در بطن آن خروش و خشمى نهفته جریان دارد که اگر صاحبان یا طالبان قدرت، به آن توجه نکنند - که تا پیش از عصر اصلاحات توجه نکردند - خود روزگارى ناخواسته در مسیر آن خواهند نشست.
عقلانیت به جاى حماسه
روحیه حماسى الزاماً از معیار و منطق عقل تبعیت نمى کند. مردم از روحیه حماسى فاصله گرفته اند. دورى از گفتمان حماسه، به هیچ وجه به معناى دورى از مشارکت گسترده نیست. در فضاى حماسه آنچه ذهن مردم را مى شوراند هیجان است، در فضاى عقلانیت اما آنچه مى جوشد منطق و محاسبه است. نامزدها از دامن زدن به فضاى حماسى دست شستند. حاکمیت و بازوهاى سیاسى و تبلیغى اش دیگر به دامان حماسه توسل نجست. اما خطاست اگر تصور شود که احزاب و حاکمیت، خود خواستند که از حماسه سازى دورى گزینند. مردم، عقلانیت را بر کرسى حماسه جایگزین کردند.
صداى افراط و تفریط آنها را به میدان حماسه نکشانید اگر هم با تسامح بتوان از حماسه سخن گفت، حماسه اى را مى توان نشان داد که طى آن مردم از گفتمان احساسى دینى به سمت گفتمانى عرفى و عقلانى گرایش پیدا کردند. نشانه اول در پختگى اقدام مردم، دورى از فضاى حماسى است و قرینه اول براى نشستن مردم بر سکوى اول پیروزى در رقابت دیروز، تحمیل فضاى عقلانى به ارکان حاکمیت و احزاب بود. به چشم انصاف اگر بنگریم آیا اصرار دولت هشت ساله اصلاحات، دلیل اصلى براى محوریت یافتن مردم و شکست گفتمان حماسه و غلبه روحیه عقلانى، نبود؟
زوال ایده منجى
نامزدهاى طالب کرسى قدرت در هر نظام سیاسى، خوش دارند که تصویر یک منجى را از خود عرضه کنند. بگویند و القا کنند که فروبستگى ها و بن بست ها آنقدر فراوان است که جز با ظهور یک منجى، قابل ترمیم و مداوا نیست. دست خود را مؤید و منصور به نصرت غیبى بنمایانند. تا پیش از انتخابات ۲۷ خرداد در ایران نیز چنین بود. حتى نماینده اى که قرار بود در شوراى شهر - یک نهاد میانى براى مدیریت - بنشیند تمثالى از توانمندى هاى نجات بخش خود عرصه مى کرد که فراتر از واقعیت بود.
در رقابت هاى انتخابات اخیر، اما از این جنس تصویرگرى ها کمتر به چشم آمد، گویى طالبان قدرت به فراست دریافته بودند که دیگر مردم چشم به راه ظهور یک منجى نیستند. فهمیده اند که مدیران انتخابى نیز، در نهایت کسى از جنس خودشان است، با همان محدودیت ها و با همان ملاحظات. اینک علاوه بر روشنفکران، براى مردم هم «ایده قهرمان» شکسته است. مردم، این تغییر نگرش را خود آفریده اند. مردم قبولاندند که خود را منجى و قهرمان نشان ندهند و چنین هم شد. نشانه دوم پختگى در رفتار انتخاباتى مردم، و قرینه دوم براى اثبات صدرنشینى مردم در سکوى رقابت دیروز، همین جاست.
آشتى با عقل
دیگر همه عاقل شده اند: ارکان حکومتى عقل به خرج مى دهند و از ابزارهایى که پیش از این سخاوتمندانه بهره مى بردند، کمتر استفاده مى کنند. احزاب عقل به خرج مى دهند و از عرصه تصویرى کاریزماتیک از نیروها و نامزدهاى خود پرهیز مى کنند. مردم عقل به خرج مى دهند و آداب مدنى رقابت را بر اعمال تکلیفى عرصه سیاست برترى مى بخشند. نامزدها عقل به خرج مى دهند و دیگر براى انتساب بیشتر خود به امام، رهبرى و مراجع تقلید مسابقه نمى دهند. نهادهاى دینى و کانون هاى پرنفوذ روحانیت عقل به خرج مى دهند و از سابقه و پیشینه خود براى پیروزى یک نامزد هزینه نمى‌کنند.
رسانه ملى عقل به خرج مى دهد و همچون برخى ادوار پیشین، جانبدارى آشکار و پنهان از برخى نامزدها را در دستور کار خود قرار نمى دهد. منابر و تریبون هاى دینى - سیاسى عقل به خرج مى دهند و برهنه پا در سنگلاخ رقابت اعمال نظر نمى کنند. دولت عقل به خرج مى دهد و وظیفه یگانه و اصلى خود را بى طرفى و بى نظرى نسبت به نامزدها اعلام مى کند. وفور عقل، مایه شگفتى است! اما هرچه هست، چه به دلیل مخاطرات بین المللى باشد، چه هراس از شکاف بین دولت و ملت و چه تأثیرات شگرف دولت اصلاح طلب محمد خاتمى، گوهر کمیاب عقل، اینک میان همه قطب ها به تساوى تقسیم شده است. نشانه سوم پیروزى مردم در رقابت دیروز، و قرینه سوم بر تحمیل خواست مردم بر همگان، همین است.
دور افتخار
توده مردم، بى شکل هست اما قطعاً بى نظر نیست. ایده تغییر در کشور ما آنقدر از سوى فعالین درون و بیرون حاکمیت معطل ماند تا آن که مردم، پرچم آن را بر دوش گرفتند.
نام هر کسى که از صندوق رأى دیروز بیرون بیاید بى گمان فقط استحقاق آن را دارد که بر سکوى دوم پیروزى بنشیند. سکوى اول بى شک به مردم اختصاص دارد. شاید هنوز براى بسیارى از مردم روشن نباشد که رفتارشان در ایام انتخابات اخیر حامل چه تحولاتى بود اما نگاهى از بیرون، به خوبى آشکار مى کند که خواست غریزى توده بى شکل، همه را ـ از حاکمیت گرفته تا احزاب و رسانه ها ـ مطیع و منقاد کرد. تا پیش از دیروز، طعم پیروزى انتخابات دوم خرداد، دندان گیر ترین و شیرین ترین طعم براى ما بود اما صرف نظر از نتیجه، انتخابات دیروز، عطر «محوریت پیدا کردن مردم» را پراکند. سهم خاتمى و دولت اصلاحات از این تحول، همیشه محفوظ خواهد ماند و در خاطره تاریخ سیاسى ایران ضبط خواهد شد.
اینک خواه، نامزدى از منتهى الیه راست، پیروز صندوق باشد یا نامزدى از منتهى الیه چپ؛ خواه مردى از جنس موافقین اصلاحات بر کرسى پیروزى تکیه بزند یا مردى از جنس مخالفان و منتقدان آن؛ بى گمان باید به افتخار مردم، میدان را دور بزند. ۲۷ خرداد، تنها یک پیروز اصلى داشت: مردم. هر کسى که داعیه پیروزى دارد و سکه بخت به نام او ضرب شود، ناگزیر است که به رفتار تغییر یافته مردم نظر کند، رفتارى که عقلانیت را به جاى احساسات صرف دینى نشانده است، واقع بینى را جایگزین قهرمان گرایى کرده است، مدنیت را بر تکلیف گرایى برترى بخشیده است. پختگى، ویژگى اول رفتار مردم در انتخابات اخیر است.
محمد نورى: به گواهى آنچه در این شش ماه بر پهنه سیاست ایران گذشت مى توان اذعان کرد که رفتار حاکمیت سیاسى در نهمین انتخابات ریاست جمهورى قطعه اى متمایز از ادوار گذشته است. از تابستان سال ۸۳ که اولین نشانه هاى رقابت جناح هاى قدرت براى گرفتن کرسى ریاست جمهورى آشکار شد، همه نگاه ها معطوف به مواضع نهادهاى حاکمیت گردید. منصب جانشینى سیدمحمدخاتمى داراى چنان حساسیتى بود که طیف مختلف حاکمان را به حضور در بازى رقابت وسوسه کند. اما برخلاف تصورات، پژواک و بازتاب رقابتهاى انتخاباتى در درون حاکمیت این بار متفاوت از گذشته بود.
شاید انتظار بى طرفى کامل از نهادهایى که هرکدام تعلقاتى دیرین و مناسباتى عمیق با نامزدان و جریانهاى رقیب دارند، آرزویى شبیه رؤیا باشد، اما در این انتخابات این آرزو به واقعیت پیوست و خانواده حکومت و ارکان نظام در یکى از مهیج ترین بازى رقابت، بى طرفى پیشه کردند.
نهادهاى سیاسى، دینى و تبلیغى حکومت پس از تجربه اى طولانى از رفتار ابهام آمیز و چندگانه در عرصه انتخابات این بار در چارچوب الگویى نو و یکسان آرایش پیدا کردند. این الگوى نوین در رفتار حکومتیان هرچند در کلام ناظران تعریف مشخصى نیافته است اما اکنون و در فرداى انتخابات مى توان تحت عنوان تمکین به «سلوک مدنى» از آن یاد کرد. در این تغییر نگاه نه تنها زبان تحکم و دستور و تکلیف از لسان اهل قدرت نسبت به انتخابات کنار مى رود، بلکه اصل رقابت آزاد و همه جانبه بر جاى انتخابات تکلیف مدار گذشته مى‌نشیند.
حکومت سینه خود را به روى شنیدن و دیدن انواع رفتارهاى تند و رادیکال خانواده احزاب و فعالان سیاسى مى گشاید. در حالى که احزاب و گروهها و نامزدان آنها به اقتضاى انتخابات، انواع نقدها، سرزنشها و حتى اتهامها را متوجه عملکرد گذشته و حال حکومت مى کند. اما رأس حاکمیت زبان سکوت و مشى مدارا در برابر این موج ها پیشه مى سازد. در سوى دیگر هیچ نهاد و نیرویى از اقتدار حکومت براى تهدید و تضیق میدان فعالیت انتخاباتى گروهها استفاده نمى کند و اصل بى طرفى به شکل حداکثر در قبال جبهه ها و اردو گاههاى حزبى مراعات مى شود. و اما شواهد و مصادیق این قضایا:
شوراى نگهبان دیروز و امروز
از یک تصمیم ناگهانى شوراى نگهبان در ماجراى رد صلاحیت ها که بگذریم، تحلیل محتواى بیانیه ها و مواضع این نهاد نشانه هاى جدى از یک تغییر رفتار دارد. نهادى که مواضع آن در انتخابات پیشین در نگاه هر ناظرى پالسها و نشانه هاى طرفدارى از یک کاندیدا و یا یک جناح را متبادر مى کرد، این بار کوشید از موضع اتهام و سوء ظن دور بماند. حداکثر اقدام مدیران شوراى نگهبان در معرفى کاندیداهاى اصلح، این شد که بر ملاکها و معیارهاى اعلام شده رهبرى تأکید ورزند. ملاکهایى که هر کاندیدایى خود را با آن سازگار مى دید.
اما علایم سلوک جدید شوراى نگهبان در انتخابات نهم فقط با یادآورى رفتارها و سوابق عملکرد این نهاد قابل فهم است. نهادى که با استفاده از جایگاه نظارتى به صدور بیانیه ها و اتخاذ مواضع ملامتگرانه نسبت به رفتار اهالى سیاست مبادرت مى کرد. نقدها و انتقادات احزاب و بویژه اصلاح طلبان را بر نمى تافت و داورى ها و جمعبندى هاى دبیر این شورا از فضاى سیاست چون تهدیدى بر میدان رقابت سایه مى‌افکند.
اما گویى شوراییان این بار به اتخاذ رفتارى نو در پهنه انتخابات التزام یافته بودند و تمکین این نهاد به آیین و اصول رقابت به پذیرش دستور مقام رهبرى محدود نماند. در چند مرحله طیف اصولگرایان تلاش کردند تا شوراى نگهبان را به استفاده از ابزار نظارت براى تهدید رقیب سوق دهند، اما پاسخ سخنگوى شورا به این تمناى همیشگى، پاسخى بر سیاق گذشته نبود که شورا رو در روى احزاب قرار مى‌گرفت.
احتیاط ورزى و حزم اندیشى در رفتار سخنگوى شورا و مسئولان آن ترجمان دیگرى از تمکین به عقلانیت غالب بر فضاى انتخابات بود که تا آنجا راه کشید که دبیر شورا براى چندمین بار در خطبه هاى نماز جمعه اعلام کرد که این نهاد در قبال نتیجه انتخاب مردم بى طرف است.
صدا و سیما: تابلوى تحول در فضاى انتخابات
عملکرد رسانه ملى در انتخابات بالاترین نمونه و نمود تمام عیار یک تغییر بود. آنتن پرقدرت جام جم هم تحول عرصه انتخابات و وزش نسیم رقابت مدنى را به نمایش گذاشت هم اینکه خود در رایحه یک تحول جدید غوطه ور شد. رسانه اى که در ادوار گوناگون انتخابات در موضع هوادارى از یک کاندیدا و یک جناح بود، این بار به یک خانه تکانى دست زد، نه تنها غبار اتهام جانبدارى را از دامن خود زدود بلکه به دلجویى از همه سرخوردگان سیاست نشست. به این ترتیب همه آنهایى که از عدم تساوى و نابرابرى در امکانات رقابت در رنج بودند، به آنتن جام جم روى آوردند.
اما بهره مندى کاندیداها از آنتن جام جم براى نشان دادن ابعاد تغییراتى که در نگاه این رسانه جریان داشت کافى نبود. اصحاب رسانه ملى به ادبیات نو و سلوکى جدید براى تبلیغ انتخابات روى آوردند. آنها از سمبل ها و نمادهاى جدید و مفاهیمى کاملاً نو براى فراخواندن مردم و فعالان سیاسى به پاى صندوق ها بهره جستند. رسانه اى که دو دهه انتخابات را در قالب ایدئولوژیک و تکلیف محورى دنبال کرده بود این بار به وادى مفاهیم جهان دموکراسى گام گذاشت و با تعابیرى از سلک حقوق شهروندى حق انتخاب و حق مدنى بهره جست.
این تغییر حتى زبان مجریان و برنامه گردانان صدا و سیما را در بر گرفت. آنها نیز در برابر کاندیداها تماماً از حق مردم و مطالبات فراموش شده جامعه پرسیدند و بحث مصلحت نظام و انتظارات حکومت در اولویت بعدى ماند. روزهاى پایانى انتخابات رسانه ملى همگام با بسیارى از تریبونهاى حکومت گامى فراتربرداشت. آنتن این رسانه به روى صداى مخالفان گشوده شد و همه آنهایى که در موضع تحریم و نیامدن به انتخابات بودند فرصت اظهار نظر یافتند. از خیل جوانانى که خواستار پاسخ مسئولان به آراى زمین مانده انتخابات قبلى بودند، تا زن و مردى که دلایل مخالفت و دشمنى نظام با آمریکا و شخص بوش را به چالش مى‌کشید.
دولت و جاده هموار بى‌طرفى
براى دولتى که در منصب مجرى انتخابات و مدیریت امور اجرایى آن قرار داشت این بهترین فرصت بود تا در پایان ریاست اش آخرین درجه از پایبندى خود به اصول رقابت و بى طرفى در نزاع احزاب را به نمایش بگذارد.
بزرگترین تدبیر دولت براى حفظ بى طرفى آنجا نمایان شد که به استقبال موج نقد ها و انتقادهاى کاندیداها و احزاب رفت. نقدهایى که دامنه آن از اتهام فراتر رفته و به چیزى جز انکار و سلب مشروعیت دولت رضایت نمى داد. در این مسیر خاتمى نه تنها از موضعگیرى امتناع ورزید بلکه خیل مدیرانش را به انعطاف و مدارا با فضاى تخریب در رقابت ها ملزم ساخت. دولت خاتمى دومین حرکت خود براى تثبیت پایه رقابت جدید آنجا برداشت که به تشویق رسانه ملى و دفاع از این رسانه در برابر موج فشارها شتافت تا جایى که تیم مدیران صدا و سیما توفیق خود را رهین همراهى دولت خواندند.
سهم نهادهاى دینى و تریبونهاى نماز جمعه
جلو ه هاى تحول جدید در فضاى انتخابات در تریبونها و نگاه مراکز دینى نمایان شد. نهادهایى که حمایت و جانبدارى آنها از کاندیداها در هر انتخاباتى به یک سنت و رویه تبدیل شده بود. در صدر این نهادها مى توان مواضع تریبونهاى نماز جمعه و عالمان دینى را سراغ گرفت. شاید در تاریخ انتخابات این اتفاق نادر باشد که دهها جایگاه نماز جمعه این بار حول نگاهى واحد به تشویق عرصه رقابت و پرهیز از تبلیغ کاندیداها نشستند. از موارد پراکنده ملاقات برخى مقامات دینى با کاندیداها که بگذریم کانون هاى قدرت مذهبى همگى با محور مشارکت مردم سخن گفتند و دست آخر نهادهاى مرجع دینى بر سنتى دیرین قلم حذف کشیدند سنتى که در آن کاندیداها زیر نام و امضاى آنها سنگر مى گرفتند.
پاى یک گفتمان جدید
بى شک باید بارزترین نشانه هاى پیدایش پدیده رقابت مدنى را باید در ادبیات حکومتیان جست. آنجا که مفاهیم و تعاریف گذشته از انتخابات و تلقیها از رأى مردم جاى خود را به برداشتهایى برپایه اندیشه جهان مدرن مى دهد. در این راستا است که انتخابات نهم از تحولى سرشار در تغییر گفتمان اهل قدرت سیراب مى شود و نگاههاى پوپولیستى و توده وار به مشارکت مردم جاى خود را به دعوت مردم بر پایه اصل آگاهى و عقلانیت مى دهد و سخنگویان نهادهاى حکومتى در این دیالوگ از همدیگر سبقت مى گیرند که هیچ کس منتظر رأى انبوه و توده وار نباشد و از منجى گرایى در تبلیغ کاندیداها امتناع ورزند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات