بخش سیاسی خارجی: هنگامی که "جیمی کارتر" رئیسجمهور آمریکا و "برژنف" دبیرکل حزب کمونیست شوروی موافقت و تفاهم خود را در پایان مذاکرات "سالت2" در وین (1979) اعلام کردند، شاهد تولد "زودباوری" در نظام بینالملل بودیم. کشورهای اروپایی و کشورهای عربی خاورمیانه تصور میکردند که اشتراک نظر کاخسفید و کاخکرمیلن بر پایه ایجاد "صلح پایدار" در جهان صورت پذیرفته است، غافل از اینکه "ایجاد موازنه استراتژیک" میان دو نهاد اصلی امپریالیسم و کمونیسم علت اصلی توافقات واشنگتن و مسکو در پیمان "سالت2" محسوب میشد.
در حال حاضر 27سال از مذاکرات "سالت2" میگذرد. علیرغم فروپاشی کمونیسم و در هم ریختن ساختار جهان دو قطبی شاهد تشدید رقابت تسلیحاتی و اتمی در بین آمریکا و روسیه هستیم. شاید تنها تفاوت اصلی میان برهه کنونی و سال 1979 میلادی، حضور مستقیم "اروپا" به عنوان ابراز و وجهالمصالحهای میان کشمکشهای کاخسفید و کاخکرملین است.
"اروپای جدید" با چهرهای دگرگون شده و فاصله گرفته از ماهیت "اروپای واحد" به گونهای ناخواسته و غیرمحسوس وارد جدال غیرقاعدهمند مسکو و واشنگتن در هزاره سوم شده است.
سیاستمداران اروپایی از سویی قصد دارند با هدف خروج از سردرگمی، ناسیونالیسم اروپایی را در داخل اتحادیه ناکارآمد خود تقویت نمایند و از سوی دیگر مخالفت خود را با گسترش قدرت روسها همچنان زنده نگاه دارند.
عمق فاجعه از زمانی وسعت یافته که رابطه میان "امنیت بینالمللی" و "عاریسازی جهان از سلاح هستهای" در بازیهای سهگانه واشنگتن- اروپا- مسکو به رابطهای معکوس تبدیل شده است. بر این اساس شاهد هستیم که فرانسه، آلمان، انگلستان، آمریکا و روسیه به عنوان 5 کشور اصلی تصمیمگیرنده در گروه 1+5 فعالیتهای هستهای زیرزمینی و غیرشفافی دارند که هیچ متصدی و مرجعی قادر به بازرسی و ارائه گزارش دقیق و مستند از آنها نیست. در زمان حضور بورپسیلتسین در روسیه و با تلاش دیپلماتهای اروپایی شاهد شکلگیری توافق نانوشتهای میان آمریکا، اروپا و روسیه بودیم. بر مبنای این "توافق شوم" کشورهای قدرتمندی که هم اکنون در قالب گروه 1+5 تعریف شدهاند به راحتی قدرتگذار از سازمانهای بینالمللی با هدف تقویت تسلیحاتی خود را پیدا نمودند.
اما این توافق پس از سال 2000 میلادی و زیادهطلبیهای بوش در آمریکا بارها در معرض تغییری ناخواسته قرار گرفت. اکنون به دنبال اصرار کاخسفید مبنی بر استقرار سیستم دفاع ضدموشکی در چک و لهستان توازنی که معلول "ادامه حیات هستهای غیراستاندارد" کشورهای قدرتمند بود برهم ریخته است و در آیندهای نزدیک باید در انتظار تبعات این در هم ریختگی و انعکاس آن در معادلات خارجی و داخلی کشورهای 1+5 بنشینیم.
در چنین شرایطی بسیار دور از ذهن و غیرمعقول خواهد بود که شاهد تصمیمگیری کشورهای 1+5 در خصوص پرونده هستهای ایران باشیم.
آمریکا و اروپا، تهران را نسبت به ساخت سلاح هستهای در جهان متهم میکنند. این در حالیست که بنابر دلایل ایدئولویک، ایران تنها کشوری است که علیرغم ورود به باشگاه هستهای جهان به هیچ عنوان خواهان تولید سلاح هستهای نیست.