پس از عملیات پیروزمندانه طریقالقدس و آزادسازی شهر تاریخی بستان، فرماندهان رزمی و مهندسان جنگ تجربیات گرانبهایی کسب کردند. و تصمیم بر این شد تا عملیات بعدی در غرب دزفول انجام شود. بدین تربیت، عملیات فتحالمبین آغاز شد. در این نبرد گسترده ستادهای پشتیبانی و مهندسی رزمی جنگ جهاد سازندگی استانهای فارس، اصفهان، بوشهر، تهران، خوزستان، خراسان، سمنان، نجفآباد، یزد و لرستان با یاری پنج هزار و 545 نفر از جهادگران غیرتمند و ایثارگر توانستند فعالیتهای بسیار گسترده و معجزهآسایی در روند این عملیات انجام دهند. نقش اساسی و تعیین کنندهای در به دستآوردن پیروزیهای آنان داشت.
واحدهای مهندسی به علت نداشتن و زمان مناسب و کافی توانستند با برنامهریزی و اجرای طرحهای گسترده و بیشتری خدمات را به نیروهای رزمنده برسانند. مسؤولیت مهندسی رزمی نیز در این هجوم طی نامهای کتبی به طور رسمی به ستاد پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد سازندگی واگذار شده بود.
همانگونه که اشاره شد، در این عملیات تعداد 10 ستاد نیروی مهندسی رزمی جهاد سازندگی فعالیت داشتند که هر کدام با استعداد یک لشکر رزمی، وارد عمل شده بودند. دشمن در غرب رودخانه کرخه، با احداث کانالها و میدانهای متعدد مین و استحکامات دفاعی، خود را برای مقابله با هرگونه عملیات از جانب سپاهیان اسلام آماده ساخته بود. در دو جناح راست و چپ نیروهای دشمن نیز سلسله ارتفاعاتی بود که از سوی شرق و غرب تا ارتفاعات «پاعلم»، «دالپری»، و «تیشکن» امتداد داشت. دشمن، به سبب وجود تپهها و درههای صخرهای مرتفع بخصوص در منطقه «دال پری» اجازه هیچگونه تهاجمی را به نیروهای ایرانی نمیداد؛ و مراکز فرماندهی و یگانهای نظامی خود را در «عین خوش» مستقر ساخته بود.
در جناح جنوبی نیز نیروهای دشمن متکی به ارتفاعات «میش داغ» و تپههای رملی پشت آن بودند؛ به همین سبب، هرگونه عملیات نفوذی از این محور برای نیروهای ما ناممکن شده بود.
جهاد سازندگی از ابتدای تجاوز ارتش بعث عراق، به خاک میهن اسلامی، تمام نیروهای خود را برای پشتیبانی از نیروهای مسلح بسیج ساخته بود و به مرور زمان با کسب تجارب مفید دوشادوش برادران رزمنده خود برای بیرون راندن مزدوران تجاوزگر تلاش میکرد.
جبهههای جنوب کشور برای پشتیبانی همه جانبه از سپاهان اسلام، بویژه به منظور انجام عملیات مهندسی به پنج منطقه تقسیم شد و در هر منطقه، ستاد پشتیبانی و مهندسی جنگ یکی از استانهای کشور، مستقر گردید. هر ستاد وظیفه داشت که امور مربوط به مهندسی جبهه، فعالیتهای فرهنگی، عمرانی، امدادی و درمانی مورد نیاز جبههها را انجام دهد.
در عملیات فتحالمبین جهاد سازندگی توانست شبکه عظیم راهسازی به طول بیش از 200 کیلومتر از «پاعلم»، «دال پری» و «تیشکن» در دل ارتفاعات میان درهها و رودها احداث کند. همچنین بیش از 70 دهنه پل بسازد. از طرفی نیز این شبکه عظیم راهسازی، امکان ترابری و نفوذ نیروهای اسلام را به پشت خطوط مقدم دشمن و بلندیهای مشرف به مرکز فرماندهی آنان، ممکن میساخت و باعث میشد که نیروهای دشمن نتوانند تردد کنند اطلاعات نظامی را ردوبدل سازند.
یکی از مهمترین جادههای احداث شده توسط جهاد سازندگی نجفآباد، در منطقه عملیاتی فتحالمبین، جاده بود که از منطقه «دال پری» آبدانان (استان ایلام) تا نزدیکی چاهههای نفت ادامه داشت. طول این جاده 30 کیلومتر بود و به صورت مخفیانه برای فراهم کردن مقدمات عملیات فتحالمبین در مدت 3 ماه با تلاش و کوشش 500 تن از جهادگران ایثارگر ساخته شد و نقش ارزشمندی در عملیات داشت.
جهادگران در این عملیات توانستند در مدت زمان کمتر از یک ماه جاده مهم دیگری را هم بسازند که با آن میتوانستند به پشت نیروها و خطوط مقدم دشمن راه پیدا کنند. این جاده 20 کیلومتر طول داشت و در شرایط بسیار دشورای ساخته شد به طوری که مسیر آن از دل کوهها ارتفاعات پوشیده از سنگ (منطقه میش داغ) میگذشت. همچنین برای ایجاد ارتباط بین نیروهای خودی که در جبهه خودی که از دال پری و دشت عباس تا محور کرخه تا شوش جادههای دیگری توسط ستادهای مهندسی ـ رزمی جنگ جهاد کشیده شد. جادههای عاشورا، نجف، کربلا و...
جهادگران توانستند با پیشروی نیروهای رزمی در آن عملیات، در مناطق تازه آزاد شده 492 کیلومتر خاکریز بسازند. بیان این اقدامات، تنها گوشههایی از تلاشهای جهادگران پرتوان در عملیات فتحالمبین است. قسمت اعظم این عملکردها به پیش از عملیات مربوط میشود. بسیاری از این خاکریزها در تاریکی شب و زیر آتش دشمن ساخته شد و رزمندگان در حین عملیات در پناه آنها مستقر شدند. علاوه بر عملکرد مهندسی ـ رزمی، جهادگران در امر تدارکات، پشتیبانی، امداد رسانی، بهداری و... نیز فعالیت میکردند.
آنها در زمینه نقل انتقالات نیروهای رزمی و مهمات و تدارکات مورد نیاز رزمندگان و جابهجایی اسرا، مجروحان و شهیدان به پشت جبهه نیز فعالیت میکردند.
فضای جبههها به گونهای بود که امکان تربیت و فرهنگسازی برای نیروهای تازه رسیده محسوب میشد که یکی از این نیروها حاج احمد فراتی بود که خاطرهای را از قرارگاههای مهندسی ـ رزمی جهاد در عملیات فتحالمبین ذکر میکند:
قبل از عمیلات فتحالمبین بود که کار اعزام درست شد و از جهاد برگه مأموریتم را گرفتم. قرار بود هرطور که شده خودم را به پادگان حمیدیه برسانم. تا اهواز را با قطار رفتم و از اهواز به بعد هم ماشینی گیرآوردم و بالاخره رسیدم. دلم گرفته بود. حسابی احساس «غریبی» میکردم. فکرمیکردم یک ماهی بگذرد تا بتوانم با افراد آشنا بشوم. ولی همه حسابهایم غلط از آب درآمد؛ چون در لحظه وردود بچههای جهاد چنان با محبت با من برخورد که انگار صد سال است مرا میشناسند.
کمی که از رسیدنم گذشت سراغ مسؤول را گرفتم. مسؤول جهاد برادر حسن بیگی بود که گفتند چون امشب عملیات داریم برای دیدن حسن بیگی باید کلی در نوبت بمانم اما باز هم تصورات من غلط از آب درآمد چون هنگامی که دیدمش، چنان با من ساده برخورد کرد که فکر کردم یکی از بچههای جهاد است. وقتی برگه مأموریتم را نشانش دادم قرار شد من راننده وانت تویوتا بشوم و نیروها را حمل کنم.
در تمام طول جبهه دوستی و محبت خاصی حاکم بود. رده بالا و پایین، نیروی ساده و مسؤول در کنار هم سر یک سفره مینشستند. با هم از یک غذا میخوردند ولی بین بچههای جدید، غذا خوردن لذت خاصی داشت.
هیچکس آنجا بیکار نبود. بارها دیده بودم که چه طور فلان مسؤول پابهپای ما کار میکند. در آنجا صحبت ساعت کار و شیفت نبود و وقتی احیاناً خواب میماندیم بیدارمان نمیکردند.
شهید محمدتقی رضوی، معروف به سید جبههها یکی از آن چهرههای برجسته جهاد بود که حضور فعال وی در طی عملیاتهای متفاوت به چشم میخورد. حضورش در جبهه باعث تغییر روند عملیاتها میشد. عملیات فتحالمبین آغاز فعالیت وی بود ولی به خاطر استعدادهای ذاتی خویش نقش ارزندهای از خود در این عملیات بر جای گذارد.
در عملیات فتحالمبین تیم قوی مهندسی جهاد به سرپرستی محمدتقی رضوی توانست با وجود موانع مشکلات بسیار، نزدیک به 200 کیلومتر در منطقه عشقآباد جاده بسازد و با شکافتن تیپهای «زلیجان» نیروهای رزمی به توپخانه دشمن دست پیدا کنند. این همه مسیر نبود مگر با اراده و عزم آهنین شهید رضوی و دیگر همرزمانش که با توکل به خدای سبحان زحمات فراوانی را متحمل شدند و شاهد پیروزی را در آغوش گرفتند.
در مسیر عشقآباد به خاطر وجود کوههای تپه نیروهای حزبالله را نمیکرد، تیم مهندسی جنگ جهاد برای عبور از آن مکان دل به اراده محمدتقی رضوی سپرده بود. آنان توانستند با کمک خداوند و مجاهدتهای وی از آن جاده عبور کنند و در بزرگترین سایت هوایی منطقه مستقر شوند.
شهید رضوی در کنار سایت پیام بود که جمعبندی تمام عملیات فتحالمبین را از سوی رهبرش شنید و گفت: «خدایا تو را شکر که این بنده گناهکارت در عملیاتی شرکت داشت که فتحالفتوح بود». شهید رضوی عملیات به عملیات پیش رفت و نقطه به نقطه جبهههای جنگ را در نوردید.
پدرش که همچون کوهی استوار از رانندگی آمبولانسهای حمل مجروحان حضورش را در جبهه آغاز کرده بود و تا پایان راه از هیچ تلاشی فروگذار نکرد نیز در این راه لحظهای او را تنها نگذاشت.