تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۱  ، 
کد خبر : ۱۶۴۰۲۰

اعلامیه بورژومى و انقلاب‌هاى رنگین


ترجمه: مرضیه خادم شریف
گرچه رؤساى جمهورى اوکراین و گرجستان در اعلامیه جدید خود در بورژومى هدفشان را راهیابى به «دوره جدیدى از دموکراسى، امنیت، ثبات و صلح در اروپا از اقیانوس اطلس تا دریاى خزر» اعلام کردند، چارچوب جغرافیایى این نظریه، کوچک تر از این مفاهیم است. در دنیاى واقعیت، آغازگران اتحادیه منطقه جدید تمایل دارند که انقلاب هاى رنگین را گسترش دهند و موقعیت سیاسى روسیه را در محدوده کشورهاى مشترک المنافع تا سر حد امکان ضعیف کنند. ابتکار بورژومى عمدتاً به علت افزایش بحران در رژیم هاى پس از انقلاب در گرجستان و اوکراین بوده است. «میخائیل ساکاشویلى» رئیس جمهورى گرجستان، پس از ۲ سال حاکمیت نتوانسته است موقعیت اجتماعى و اقتصادى گرجستان را بهبود بخشد. او همچنین نتوانسته است توفیقى در نزدیک شدن به هدف اصلى اش در برقرارى کنترل بر اوستیاى جنوبى و آبخازیا کسب کند که به دنبال فروپاشى اتحاد شوروى از دست رفته بود.
نخبگان اوکراینى که با حمایت قابل توجه مردم بر سر کار آمدند، دچار انشعابى شده اند که اتحاد آن محتمل به نظر نمى رسد. پس از انتخابات پارلمانى در مارس ۲۰۰۶ و پس از انتقال احتمالى سیستم سیاسى اوکراین به جمهورى پارلمانى ممکن است «گروه نارنجى» اقتدار خود را کاملاً از دست بدهد. علاوه بر آن، نوعى کشمکش سیاسى در «دموکراسى هاى جدید» به سختى مى تواند با ارزش هاى دموکراتیک مقایسه شود. براى مثال، گروه نارنجى به راحتى مخالفان سیاسى اش را در مناطق شرقى اوکراین سرکوب کند.
اقدام یوشچنکو و ساکاشویلى در ابتکار جدید به منظور کسب حمایت براى به تصویر کشیدن وجهه اى دموکراتیک در خارج و تقویت حمایت رو به زوال مردمى در کشور هاى خودشان است.
شکست اتحادیه «گووام» نیز کیف و تفلیس را وادار کرده است که در جست وجوى جایگزینى براى کشورهاى جامعه مستقل مشترک المنافع باشند. در همین حال، این نهاد منطقه اى به رغم تمام کاستى هاى خود هنوز یک واحد فعال و بزرگ ترین سازمان در سرزمین پس از اتحاد شوروى با تأثیرى سنتى و غیر قابل اجتناب از سوى روسیه است.
علاوه بر این ، مهم ترین هدف سیاسى رؤساى جمهورى اوکراین و گرجستان تلفیق سریع در ساختار هاى بین المللى غربى است. پس از شکست همه پرسى قانون اساسى اتحادیه اروپا در چند کشور، پذیرش اعضاى جدید به این اتحادیه در آینده قابل پیش بینى همانند عضویت این دو کشور در ناتو متصور نیست. در این وضعیت، کیف و تفلیس راه هایى را براى همکارى با غرب مى جویند. این دو کشور نقش دستیاران خاص غرب در گسترش دو فاکتور جمهورى هاى سابق اتحاد شوروى را به امید دریافت کمک هاى سیاسى و اقتصادى ایفا مى کنند.
در این زمینه، تشکیل «ائتلاف دموکراتیک کشورهاى مشترک المنافع» در بالتیک، دریاى سیاه و منطقه قفقاز به شدت یادآور تصور «حاشیه امنیتى» بین اروپاى غربى و «روسیه شیطانى» در قرن بیستم است. به طور مشخص، بیلو روس یعنى تنها کشورى که عضو این کمربند ضد روسى نیست، هدف فورى براى «گسترش انقلاب» است.
این اهداف مطابق با نظرات دیوان سالاران اتحادیه اروپا و سیاستمداران توسعه گراى افراطى آن در تشکیل اعضاى وابسته است، زیرا رأى دهندگان اروپاى غربى تمایل به گسترش بیشتر اتحادیه اروپا ندارند.
هنوز اطمینان حاصل نشده است که ساختارهاى اتحادیه جدید و ثروت اعضاى توانمند آن در راه ساختن «انقلابیون» در کشورهاى مشترک المنافع «غیر دموکراتیک» به کار نرود؛ ساختارهایى که ممکن است مرکز هماهنگى براى فعالیت هاى گوناگون انقلابى شود. در هر صورت، فعالان گروهى از سازمان هاى جوانان لیبرال از شهرهاى عمده روسیه و بعضى از واحدهاى خودمختار روسى در حال«تعلیمات انقلابى» در کیف، لهستان، سوئد و گرجستان هستند.
نکته اخیر از این جهت اهمیت دارد که اتحادیه بین کشورى که به علت فقدان پایه اقتصادى مناسب براى اتحاد کامل ایجاد شده است و تفاوت موجود در رژیم هاى سیاسى اعضاى آن داراى سرنوشتى متمایز از گووام باشد. بعید است که کشورهاى جامعه مستقل مشترک المنافع در آینده نزدیک به صورت اتحادیه بین کشورى در آید و بیشتر احتمال دارد که تبدیل به مرکز تجمع سرمایه هاى قابل توجه براى «اهداف انقلابى» و هماهنگى و عملیات ساختارهاى دولتى به این منظور شود. در همین ارتباط اتحادیه مشترک المنافع به منظور پرهیز از «گسترش انقلابى» بیش از آنکه نگران فعالیت هاى مراکز انقلابى خارج باشد، به مصون ماندن رژیم هاى پس از شوروى از انقلاب هاى «رنگین» وابسته است.
نویسنده مقاله، «آناتولى یلیایف» رئیس اداره تحلیل سیاسى در مرکز سیاسى خارجى روسیه است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات