تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۵  ، 
کد خبر : ۱۶۴۰۴۸

انقلاب بنفش، على‌اف را تهدید مى‌کند؟


کوروش آریامنش k ariamanesh @ yahoo.uk
ویروس انقلابهاى مخملین کماکان در حال گسترش است. در طول دوسال گذشته، بعد از وقایع «بلگراد» که آن را مى توان اولین تلاش غرب در زمینه انقلابهاى آرام بعد از فروپاشى بلوک شوروى و پایان جنگ سرد نام برد، وقایع مشابه و جدیدى به صورت زنجیره اى در حال وقوع است. دولت هاى حاکم در گرجستان و اوکراین توسط انقلاب گلهاى رز و نارنجى ساقط شدند و به دامن غرب غلتیدند. سقوط این دولتها و روى کار آمدن دولتهاى متمایل به غرب و آمریکا در مناطقى که روزى حیاط خلوت شوروى و امروز، «خارج نزدیک» روسیه فدراتیو محسوب مى شوند، در واقع، نشان از شکست سیاست خارجى روسیه و پایان نفوذ سنتى در این جمهورى ها دارد.
طى هفته هاى گذشته، جهان شاهد سومین انقلاب مخملین در منطقه کشورهاى مستقل مشترک المنافع شد. اپوزیسیون قرقیزستان موفق شد با تظاهرات خیابانى و اشغال ساختمانهاى دولتى،دولت «عسگر آقایف» را سرنگون کند.
حال، در محافل سیاسى سخن از ایستگاه بعدى انقلاب مخملین است. اکثر تحلیلگران معتقدند که ایستگاه احتمالى بعدى جمهورى آذربایجان و جمهورى ارمنستان هستند. این دوکشور از لحاظ اقتصادى، ترانزیتى و ژئواستراتژیکى در زمره مهمترین کشورهاى منطقه محسوب مى شوند. همچنین مى توان بیلوروس را نیز به این فهرست اضافه کرد.
در این میان، جمهورى آذربایجان در صدر کشورهایى است که انتظار انقلاب مخملین را مى کشند و گفته مى شود انقلابى که در جمهورى آذربایجان روى خواهد داد و طبقه حاکم نیز راه فرارى از آن ندارد، به رنگ بنفش خواهد بود.
چنین به نظر مى رسد که «جورج بوش» هنگام اقامت در براتیسلاوا فرصت داشته است تا با فعالان و رهبران سازمانهاى دفاع از حقوق بشر فعال در شرق اروپا و کشورهاى مشترک المنافع که امروز در امر مدیریت انقلابهاى رنگین مهارت لازم را کسب کرده اند، دیدار کند. در این دیدار مهم، رهبر جنبش «پورا» «ولادیسلاو کاسکیف» که حضور موفقى در انقلاب نارنجى اوکراین داشته نیز حاضر بود. او قبل از این دیدار اعلام کرده بود که مسأله جمهورى آذربایجان مورد بررسى قرار گرفته است. کاسکیف در دیدار با بوش اعلام کرد که اوکراین، نمونه خوبى براى کشورهاى منطقه است. او همچنین به بوش پیشنهاد کرد که باید توجه خاصى به کشورهاى مولداوى بیلوروس و جمهورى آذربایجان داشته باشد.
وى افزود که در آینده نزدیک، مرکز علمى - ترویجى اى ایجاد خواهد شد که کمک به جنبشهاى دموکراتیک در روسیه، بیلوروس، مولداوى و جمهورى آذربایجان در اولویت کارى اش خواهد بود.
در حال حاضر، جنبش پورا، على اف را تهدید کرده است که اگر در انتخابات پارلمانى پاییز سال جارى عدالت و دموکراسى را رعایت نکند، انقلابیون اوکراین به کمک اپوزیسیون جمهورى آذربایجان خواهند شتافت و انقلابى به مانند انقلاب نارنجى اوکراین را در آن کشور به انجام خواهند رساند.
در همین حال، «جمشید نورى اف» رئیس سابق اداره مالیات جمهورى آذربایجان، بنیاد سوروس را متهم به برنامه ریزى براى انجام انقلاب رنگین در آذربایجان کرد. به گفته نورى اف، با کمک بنیاد سوروس در شهر «لووف» اوکراین، نزدیک به ۳۰۰جوان آذرى که بیشتر آنها عضو جبهه خلق آذربایجان هستند، آموزش مى بینند. همچنین «على احمد اف» نماینده حزب « ینى آذربایجان» در مجلس ملى خواهان کنترل منابع مالى احزاب به ویژه احزاب مخالفت دولت شد. به گفته احمد اف، او مدارکى در دست دارد که ثابت مى کند بعضى از احزاب مخالف دولت از طرف منابع خارجى تأمین مالى مى شوند، موضوعى که مغایر قانون اساسى جمهورى آذربایجان و تهدیدى براى امنیت ملى است. «سعید اوروج» یکى دیگر از نمایندگان طرفدار دولت در مجلس ملى نیز اعلام کرد مدارکى در اختیار دارد که نشان مى دهد شرکت نفتى «بریتیش پترولیوم» یکى از تأمین کننده هاى اصلى احزاب مخالف دولت است، چون این شرکت نفتى منافع بسیارى در جمهورى آذربایجان دارد و خواهان این است که با روى کار آوردن احزاب و اشخاص سرسپرده به غرب، منافع خود را دوچندان کند.
در مقابل، «روشان باقراف» رئیس بنیاد سوروس در باکو در گفت وگو با خبرگزارى «اینترفاکس» تمام اتهامات وارده از سوى نورى اف را تکذیب کرد و افزود: ما به هیچ یک از گروههاى سیاسى کمکى نکرده ایم. مسؤولین شرکت نفتى بریتیش پترولیوم نیز به دنبال سخنان باقراف، تمام اتهامات وارده بر این شرکت انگلیسى را تکذیب کردند.
با این حال، سخن از احتمال وقوع انقلاب مخملین در بین سیاستمداران و فعالان حزبى آذربایجان هر روز شدت مى گیرد، ولى طرفداران دولت «الهام على اف» کماکان بر مواضع خود مستحکم مانده اند و سخن از پوچ بودن انقلاب مخملین سر مى دهند. «رامیز مهدى اف» دبیر دولت على اف در مصاحبه با «آذر تاج» خبرگزارى دولتى جمهورى آذربایجان اعلام کرد که وقوع انقلاب مخملین یا نارنجى در جمهورى آذربایجان دور از واقعیت است. به گفته او، مردم جمهورى آذربایجان مرحله انقلاب مخملین را در سال۱۹۹۳ زمانى که حیدر على اف را به عنوان رئیس جمهورى کشور انتخاب کردند، گذرانده اند.
در این میان، در تاریخ ۹فوریه۲۰۰۵ خبرگزارى «رگنوم» اعلام کرد که در باکو، جنبش جدید سیاسى ایجاد شده است. نام این جنبش، «یوخ» در معادل فارسى «نه» یا «خیر» است. «رازى نورالله اف» یکى از فعالان جبهه خلق در این رابطه اعلام کرد که جنبش یوخ در نظر دارد از طریق راههاى مسالمت آمیز به یکى از قدرتهاى دموکراتیک جمهورى آذربایجان تبدیل شود. نورالله اف افزود که این جنبش جدیدالتأسیس مى خواهد مردم به دیکتاتورى ، فساد و ارتجاع حاکم بر آذربایجان «نه» بگویند. او گفت: در سفر به اوکراین با کاسکیف رهبر جنبش پورا ملاقات داشته است. کاسکیف که به گفته رسانه هاى آذرى، شخص منفورى براى دولتمردان جمهورى آذربایجان تلقى مى شود، اعلام کرده است که در نظر دارد با سفر به باکو از نزدیک بامشکلات و وضع اجتماعى مردم جمهورى آذربایجان آشنا شود.
همچنین طى روزهاى اخیر، در کنار جنبش یوخ، جنبش دیگرى توسط دانشجویان آذرى ایجاد شده است. این جنبش که توسط دانشجویان دانشگاه ملى جمهورى آذربایجان و دانشجویان آکادمى نفت باکو ایجاد شده، خود را جنبش نارنجى آذربایجان معرفى کرده است. هدف این جنبش نیز برکنارى دولت در طول انتخابات پارلمانى ماه نوامبر است. به گفته منابع غیر رسمى، جنبش نارنجى جمهورى آذربایجان با کمک انستیتوى دموکراسى ملى (NDI) به رهبرى «مادلین آلبرایت» وزیر امور خارجه اسبق ایالات متحده آمریکا ایجاد شده است. سازمان فوق، در جمهورى هاى سابق شوروى، خود را به صورت انقلابهاى مخملین نمایان ساخته است. دانشجویان باکو در اولین بیانیه خود اعلام کردند که جنبش نارنجى آذربایجان در انتخابات آتى پارلمانى از بلوک اپوزیسیون که احزاب مخالف دولت، یعنى «مساوات» به رهبرى «عیسى قنبرى»، حزب «جبهه خلق» (شاخه اصلاح طلبان) به رهبرى على کریم لى و حزب «دموکراتیک آذربایجان» به رهبرى «آگیف شهبازاف» تشکیل شده است، حمایت خواهد کرد. جنبش فوق در نظر دارد مبارزه علیه دولت را تا روزهاى انتخابات به صورت زیر زمینى ادامه دهد و در روزهاى انتخابات به صورت تظاهرات ومبارزات خیابانى نمایان شود.
احزاب اپوزیسیون همچنین در نظر دارند تا با تأسیس یک شبکه ماهواره اى، مبارزات خود را گسترش دهند. برنامه هاى این شبکه که از جمهورى چک یا هلند پخش خواهد شد، به تخریب وجهه نامزدهاى دولتى اختصاص خواهد داشت.
چنانچه بر همگان آشکار است، ایالات متحده یکى از طرفهاى اصلى در امر انجام انقلابهاى مخملین به ویژه در جمهورى هایى است که سابقاً عضو فدراسیون شوروى بوده اند. طى ماههاى اخیر، طرحى در کنگره ملى آمریکا به تصویب رسید که به موجب آن، مبلغ ۳۰۰ میلیون دلار از بودجه دولتى به امر حمایت از جنبشهاى دموکراتیک اختصاص یافت. طرح فوق همچنین پیشنهاد تأسیس نهادهاى غیر دولتى، دفاع از حقوق بشر در کشورهاى غیر دموکراتیک را داده است. در تحقیقى که توسط سازمان «خانه آزادى» انجام شده است، ۴۵ کشور از جمله جمهورى آذربایجان جزو کشورهاى غیر دموکراتیک و غیر آزاد قرار گرفته اند.
یکى دیگر از مواردى که نشان از وقوع انقلاب مخملین در جمهورى آذربایجان دارد، سفرهاى خارجى رهبران اپوزیسیون به ویژه على کریم لى رهبر حزب جبهه خلق (شاخه اصلاح طلبان) به اوکراین، اروپا و آمریکا است. احزاب مخالف دولت على اف طى ماههاى گذشته، خود را براى مبارزات انتخاباتى ماه نوامبر آینده آماده کرده و با انجام سفر هایى به کشورهاى فوق الذکر به توافقاتى با دولتمردان آنها دست یافته اند. در این میان، اگر غرب و ایالات متحده موفق شوند اپوزیسیون آذربایجان را با هم متحد کنند، باید یقین داشت که مخالفان على اف در انتخابات آتى، اکثریت کرسى هاى مجلس ملى را اشغال خواهند کرد. ایالات متحده عملیات متحد سازى اپوزیسیون آذربایجان را از سال ۲۰۰۳ طى انتخابات ریاست جمهورى شروع کرده است. ولى سؤال این است که آیا این بار اپوزیسیون آذربایجان خواهند توانست بر سر نامزدى مشترک به توافق برسند یا خیر؟
در هر حال، غرب به خصوص ایالات متحده از الهام على اف ناراضى هستند. على اف نتوانست اصلاحات سیاسى و مدنى را در جمهورى آذربایجان به انجام رساند و حتى اینک نیز هیچ تضمینى براى انجام آنها ارائه نمى کند. اگر اپوزیسیون بتواند اکثریت را در مجلس ملى به دست بیاورد، مى توان یقین پیدا کرد که جایگاه على اف و خاندان او در میان مردم تضعیف مى شود و حتى امکان تغییر حکومت نیز به وجود مى آید.
اگر به تحولات سیاسى اخیر در باکو توجه کنیم، در مى یابیم که غرب در نظر دارد على کریم لى را به عنوان رهبر اپوزیسیون و حتى رهبر آینده این کشور برگزیند. باید دید که آیا على کریمى لى خواهد توانست نقش «میخائیل ساکاشویلى» و «ویکتور یوشچنکو» را در جمهورى آذربایجان ایفا نماید یا خیر؟ کمى باید در جواب این سؤال تردید کرد. ابتدا باید دید که چرا در زمان حاضر على کریم لى مورد توجه غرب قرار گرفته است؟ موضوعى که کریم لى را از دیگر رهبران اپوزیسیون مجزا مى کند، پراگماتیست یا عمل گرا بودن او است. همین خصیصه او باعث شد که حزب تقریباً متحد جبهه خلق بعد از مرگ رهبرش «ابوالفضل ایلچى بیگ» توسط کریم لى که در آن زمان معاون اول ایلچى بیگ بود، تجزیه و به دو حزب مجزا تقسیم شود. نیمه اول حزب با نام حزب «جبهه خلق» با پسوند اصلاح طلبان و نیمه دیگرى با نام حزب «جبهه خلق» با پسوند کلاسیک ها یا سنتى معروف شدند. اردوگاه سنتى جبهه مردمى به رهبرى «میرمحمود فتایف» که ناسیونالیستى افراطى و طرفدار افکار ایلچى بیگ بود، درآمد و شاخه اصلاح طلبان نیز تحت رهبرى على کریم لى در آمد که براساس انشعابى که در حزب به وجود آمده بود، از تمام افراط گرایى هاى حاکم بر حزب رهایى یافته و به سیاستمدارى عمل گرا تبدیل شد.
واضح است که اینگونه اعمال نمى توانست از طرف نمایندگان غربى از جمله ایالات متحده، انگلستان، فرانسه، آلمان و ترکیه مورد تمجید قرار نگیرد.
اولویت دیگر على کریم لى نسبت به دیگر رهبران اپوزیسیون، تلاش او در متحد ساختن تمام احزاب راست و ملى گراى مخالف دولت در مبارزه براى برکنارى دولت الهام على اف است. او در تلاش است تا «عیسى قنبر» از حزب مساوات، «رسول قلى اف» از حزب دموکرات، «اسکندرحمیداف» از حزب ملى گراى گرگ هاى خاکسترى و دیگر احزاب مذهبى راست گرا را در مبارزه با ساقط نمودن دولت على اف متحد کند. على کریم لى متحد ساختن احزاب مخالف را از زمان انتخابات ریاست جمهورى در سال ۲۰۰۳ میلادى آغاز کرد که در نهایت با مخالفت عیسى قنبر از حزب مساوات، این اتحاد به وجود نیامد و خود کریم لى نیز به حمایت از یکى دیگر از رهبران مخالفین یعنى اعتبار ممداف رهبر حزب استقلال ملى از گردونه رقابت انتخاباتى خارج شد.
در نهایت، الهام على اف که پیروز انتخابات شده بود، ضربات سنگینى بر پیکر احزاب مخالف از جمله حزب مساوات وارد آورد که به موجب آن این احزاب تا به امروز توان ایستادن بر روى پاى خود را نداشته اند.
یکى از شواهدى که نشان مى دهد تلاشهاى کریم لى براى متحد ساختن احزاب مخالف در طول انتخابات ریاست جمهورى سال ۲۰۰۳ موردتوجه غرب قرار گرفته، این است که در کنفرانس حزب جبهه خلق شاخه اصلاح طلبان که در اول ژوئن سال ۲۰۰۳ در باکو انجام شد، بیشتر سفیران کشورهاى غربى و نمایندگانى از سوى این دولتها در این کنفرانس شرکت کرده بودند. على کریم لى همچنین از کمکهاى مالى و ایدئولوژیک سازمانها و بنیادهاى غربى از جمله «انستیتوى دموکراسى ملى» ، «انستیتوى بین المللى جمهورى» و بنیاد «فردریک ناگومان» استفاده کرده است و مى کند؛ موضوعى که مردم آذربایجان طى ماههاى آتى در انتظارش هستند، انتخابات پارلمانى جمهورى آذربایجان است و چنانچه از على کریم لى انتظار مى رفت، همان تلاش دوباره براى متحد ساختن احزاب مخالف است. او در گفت وگو با برخى رسانه هاى خبرى جمهورى آذربایجان اعلام کرد که «براى غلبه بر ترسى که مردم از زمان انتخابات ریاست جمهورى با آن زندگى کرده اند، به این نتیجه رسیده ام که به یک محرک واقعى نیاز است و یک چنین محرکى را مى توان با اتحاد و همکارى تمام نیروهاى اپوزیسیون ایجاد کرد. اگر ما موفق شویم که ائتلافى از نیروهایى که خواهان تغییرات و اصلاحات در کشور هستند، ایجاد کنیم در وهله اول، ایمان مردم به نیروهاى خود قدرت گرفته و این ایمان قدرتمند تغییرات در آینده را تداعى مى کند. تلاشهاى متحد در انتخابات پارلمانى تضمین مى کند که مردم در طول انتخابات و بعد از آن با همکارى هم از آراى خود دفاع خواهند کرد.»
آیا جمله «مردم از آراى خود دفاع خواهند کرد» نشان از تکرار وقایع گرجستان و اوکراین ندارد؟ نمى توان مطمئن بود و این چنین، على کریم لى در انتخابات آتى پارلمانى جمهورى آذربایجان تمام امید خود را به کمکهاى غرب و اتحاد نیروهاى مخالف دولت گذاشته است. بروز تقلب در نتیجه آراى انتخابات از سوى دولتمردان باکو نیز دور از انتظار نیست و او امیدوار است که نیروهاى متحد اپوزیسیون با کمک غرب بتوانند مردم را به خیابانها بکشانند و دولت را به بازنگرى آرا و یا حتى استعفا وادار ند، چیزى که در گرجستان، اوکراین و قرقیزستان شاهد آن بودیم.
ولى در پایان، این سؤال دوباره پیش مى آید که آیا اپوزیسیون، به ویژه على کریم لى این بار خواهند توانست بر خاندان على اف چیره شوند و نقشى مانند ساکاشویلى، یوشچنکو و اپوزیسیون قرقیزستان را ایفا کنند یا بار دیگر شکست بخورند و چشم به انتخابات دیگرى خواهند دوخت؟
در جواب به این سؤال باید گفت که بر خلاف تمام تلاشهاى انجام گرفته از سوى نیروهاى مخالف براى براندازى دولت حاکم، کماکان در صفوف اپوزیسیون اتحاد به وجود نیامده است. در این رابطه حتى عیسى قنبر رهبر حزب مساوات در گفت وگو با خبرنگاران اعلام کرد که فعلاً زود است درباره اتحاد نیروهاى اپوزیسیون پیش بینى هایى انجام داد. در این میان، دولت نیز ساکت نمانده است و تمام تلاش خود را علیه اتحاد نیروهاى مخالف انجام خواهد داد. امروز، جمهورى آذربایجان، احزاب و بلوکهایى مانند قارچهایى که بعد از بارش باران مى رویند، ایجاد مى شوند. وجود احزابى مانند «تساهل و اطمینان»، «تساهل مدنى»، «عدالت»، و «آزادى» آن هم قبل از شروع انتخابات فقط به نفع دولت حاکم خواهد بود.
همچنین نباید فراموش کرد که غرب در گردشها و رویگردانى هاى ناگهانى از نامزدهاى مورد حمایت خود شهرت دارد و دور از انتظار نیست که به یکباره از على کریم لى که چهره جنگ طلبى در مورد مسأله قره باغ بوده است، رویگردان شود. غرب خواهان حل مسالمت آمیز مناقشه قره باغ است و به همین دلیل است که در زمان فعلى، کریم لى براى ترغیب غرب به حمایت از خود و اپوزیسیون، از دموکراتیزه کردن کشور بیشتر از حل مناقشه قره باغ سخن مى گوید. ولى این گونه عمل کردن کریم لى تضمین نمى کند که بعد از پیروزى در انتخابات در جهت عکس سخنانش عمل نکند. غرب نیز این را به خوبى دانسته و هر اندازه که به کریم لى نزدیک مى شود، نیم نگاهى نیز به الهام على اف دارد، کما اینکه ممکن است على اف طى ماههاى آتى صداقت و وفادارى خود به غرب را نشان دهد.
در هر حال، انقلاب گلهاى رز در گرجستان، انقلاب نارنجى در اوکراین و انقلاب زرد یا گلهاى لاله در قرقیزستان مى تواند براى کشورهاى شرق اروپا و کشورهاى مستقل مشترک المنافع نیز مسرى باشد. در همین حال، کشورهاى غربى نیز هر چند وقت یک بار با اشاره به انقلابهاى موفق مخملین و حمایت از آنها، به طور غیر مستقیم، حکام دیگر کشورهاى منطقه را تهدید و خواسته هاى خود را بر آنان تحمیل مى کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات