تاریخ انتشار : ۲۵ مهر ۱۳۹۱ - ۰۹:۴۹  ، 
کد خبر : ۱۶۴۰۵۲
گفت‌وگو با دکتر حسن مطیعى استاد دانشگاه تهران

ورود به WTO با چشمانى کاملاً باز

مقدمه: ما در دنیایى زندگى مى کنیم که جهانى شدن بسیارى از حوزه ها را در هم نوردیده است. در دنیاى امروز شمار بازیگران در حوزه عمومى روز به روز افزایش یافته و مى یابد. در حوزه سیاست، مراکز متعدد تصمیم گیرى و کانونهاى متنوع قدرت شکل گرفته است. در عرصه فرهنگ چه بسا بسیارى از پاره فرهنگ هاى غیر غربى خودشان را به جهانیان نشان داده اند و روز به روز هم رشد بیشترى را تجربه مى کنند. در عرصه اقتصاد، تمرکز تولید از بین رفته و راه براى مراودات در سطح جهانى باز شده است، اینکه در چنین دنیاى متکثرى چگونه مى توان به توسعه دست یافت و به مردم مجال انتخاب هاى بهتر و درست تر را داد سؤالى است که به سادگى نمى توان به آن پاسخ گفت. یکى ازمباحث داغى که در این راستا در طول سال هاى اخیر بیشتر مطرح شده، پیوستن به سازمان تجارت جهانى است. عده زیادى از روشنفکران معتقدند: «راه نجات و شکوفایى اقتصاد ایران حضور در بازارهاى جهانى از طریق عضویت در WTO است»، اما در برابر عده اى معتقدند: «به دلیل ضعف ساختار دموکراتیک چنین سازمانهایى، حضور ایران در WTO به فقیر تر شدن جامعه و گسترش شکاف طبقاتى منجر خواهد شد.» در این باره به سراغ آقاى دکتر حسن مطیعى استاد دانشگاه تهران رفیتم و این موضوع را بحث و بررسى کردیم:

* در خواست پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانى ۲۷ بار رد شد، در نهایت در پنجم خرداد ماه، ایران به عنوان ناظر پذیرفته شد، تا مذاکرات براى پیوستن به عنوان عضو اصلى آغاز شود. آیا با توجه به ویژگى هاى اقتصادى ایران خوشحالى پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانى یک شگفتى و احساسى زودگذر است. یا ضرورتى گریزناپذیر؟
** هر عملکرد و کارکردى باید بر مبناى نتایج و پیامدهایى که به دنبال دارد، سنجیده شود و ما باید ببینیم عضویت ایران چه مزایایى مى تواند به دنبال داشته باشد و مشخص کنیم که در سایه این مزایا چه نکات منفى متوجه ما خواهد شد و آیا منافع آن بر مضرات آن برترى دارد، یا خیر؟ پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانى داراى پیامدهایى است که در وهله اول منجر به پیوستن اقتصاد ایران به اقتصاد جهانى مى شود، زیرا سازمان تجارت جهانى حاکمیت اقتصاد مبتنى بر بازار را در اختیار دارد و ما مى توانیم از طریق آن بازارهایى را به دست آوریم و از سود بازارهاى جهانى بهره مند شویم. و به تبع آن پیوستن به بازارهاى جهانى باعث افزایش کیفیت محصولات در میان تولید کنندگان مى شود.
* یقیناً افزایش کیفیت محصولات از دغدغه ها و اولویتهاى اقتصادى ماست، اما ورود به بازارهاى جهانى چگونه به ارتقاى کیفیت محصولات منجر مى شود؟
** طبیعتاً وقتى ما وارد بازارهاى جهانى شویم، دیگر نمى توانیم هر کالایى را با کیفیت پایین وارد بازار کنیم. باید در ابتدا یک برنامه ریزى منسجم داشته باشیم براى تولید کالاهایى که داراى قدرت رقابت دربازارهاى جهانى باشند، تا با توجه به مزیتهاى نسبى که در تولید بعضى از کالاها در کشور داریم، وارد بازارهاى رقابتى بشویم. مسلم است که نمى توانیم یکباره با تولید هواپیما وارد بازارهاى بین المللى بشویم، ولى هر کشورى به دلیل شرایط خاص خودش در تولید بعضى از کالاها و خدمات، داراى برترى هاى نسبى است که مى تواند از این برترى ها استفاده کند. کشورهاى آسیاى جنوب شرقى که امروز توانسته اند اقتصاد دنیا را تحت تأثیر قرار دهند از همین مزیتهایى نسبى استفاده کرده اند.
چین براى توسعه اقتصادى خود از تولید لوازم الکترونیک و پیشرفته شروع نکرد، بلکه در ابتدا با تولید اسباب بازى و پوشاک و ... خود را به جهانیان نشان داد و امروز به اولین کشور تولید کننده کشتى در دنیا تبدیل شده است که همانطور که مى دانید براى تولید کشتى نیاز به دانش و تکنولوژى بسیار بالاتر از صنعت خودروسازى است.
ایران هم یک سرى مزیتهاى نسبى دارد که مى تواند با شناخت آنها به توسعه دست یابد.
* آقاى دکتر! آیا ورود به WTO باعث تضعیف صنایع و کارخانه هایى مى شود با کمک دولت سرپا ایستاده اند؟
** اتفاقاً ورود به WTO یک حسن دارد و آن اینکه باعث برداشته شدن حمایتهاى غیر معقول از صنایع داخلى مى شود. صنایعى که به اعتقاد من باعث هدر رفتن منابع مالى کشور و لطمه به قشر مصرف کننده بویژه مصرف کننده کم در آمد مى شود. بسیارى از مدیران ما مى گویند ما باید صنایع داخلى را تقویت و حمایت کنیم و دروازه ها را ببندیم و تعرفه گمرکى سنگین بر واردات وضع کنیم تا صنایع ما جان بگیرند. این فکر در نگاه اول براى هر شنونده اى زیبا وقشنگ است، ولى وقتى به این تفکر توجه بیشترى مى کنیم مى بینم که در عمل این کار باعث توسعه نشده است. ۵۰ سال است دروازه هاى ایران به روى ورود کالاهاى خارجى بسته است. چه اتفاقى افتاد؟ آیا باید تا ابد دروازه هاى کشور را ببندیم تا صنایع داخلى قدرتمند شوند؟ پس مصرف کننده در این بین چه جایگاهى دارد؟ آیا فقط عده معدودى تولید کنندگان مطرح اند؟ و آیا نباید به کشاورزان، کارمندان و اقشار کم درآمد نیز توجه شود؟ وقتى ما دروازه ها را مى بندیم به این منجر مى شود که اقشار کم درآمد باید یک پیکان ۵۷ را ۳ میلیون بخرند و نصف روز از آن استفاده کنند و نصف دیگر روز را به تعمیر آن بپردازند و هر چه هم در آوردند خرج آن کنند. در صورتى که مردم باید بتوانند با بخشى از درآمد خود یک اتومبیل نوسوار شوند مانند تمام دنیا که اتومبیل تمام قسط فروخته مى شود. آیا به دلیل حمایتهاى غیر معقول از صنایع داخلى باید فشار سنگینى را به مصرف کننده وارد کنیم.
* آیا با این اوصاف مى توان گفت که تولید انحصارى باعث شده است که صنایع ما به نوآورى توجه نداشته باشند و روز به روز قدیمى تر و فرسوده تر شده اند؟
** بله. اصولاً عدم توجه به بازارهاى جهانى باعث عقب ماندگى صنایع مى شود. ایران با ۷۰ میلیون جمعیت و برخوردارى از درآمدى متوسط، یک بازار مناسب براى صنایع معدود ما ایجاد کرده است و دیگر این صنایع در غیاب کالاهاى خارجى، براى فروش بیشتر نیازى به تحقیق و توسعه نداشته اند که این امر موجب فرسودگى صنایع نشده است. دروازه ها باید در ابتدا بسته شود تا صنایع داخلى پابگیرند، ولى این امر باید دوره مشخص داشته باشد. نه اینکه تا ابد دروازه ها را ببندیم زیرا این کار هم باعث ضربه به صنایع مى شود و هم دودش به چشم مصرف کننده مى رود. شاید اگر ما بازارهایمان را باز کنیم، بخشى از صنایع ما ورشکست شوند. اما ورشکستگى صنایعى که توجهى به تحقیق و توسعه ندارند، صنایعى که در جا مى زنند و به ابتکار توجهى ندارند، امرى طبیعى و مشروع است ورشکستگى این صنایع مقدمه توسعه است. چه لزومى دارد بخشى از درآمدخانوار ایرانى صرف پرداخت سوبسید به صنایعى شوند که قدرت تحقیق و توسعه و رقابت ندارند.
* بحث اینکه صنایع ما نتوانستند توسعه پیدا کنند عوامل متعددى دارد و فقط نمى توانیم به بسته شدن درها اکتفا کنیم. ضمن اینکه دلایل توسعه صنعتى در شرق آسیا، که شما در ابتداى صحبتهایتان به آن اشاره کردید متفاوت از نقاط دیگر است. آنها تحت شرایط تاریخى و سرمایه گذاریهاى خاص، به این توسعه دست یافتند اما در مورد ایران سیاست درهاى باز هم به صنایعى مثل خودرو سازى که با سابقه هستند ضرر وارد مى کند و هم صنایع نوپا را درمعرض آسیب قرار مى دهد! براى مقابله با این امر چه باید کرد؟
** باز کردن دروازه ها نباید یکباره صورت گیرد و تمام تعرفه ها و عوارض گمرکى را از پیش رو برداریم. مسلم است که در این صورت تمام کارخانه هاى ما تعطیل مى شوند زیرا تولیدات آنها توان رقابت نخواهند داشت. آزاد سازى بازار باید به صورت دوره اى و تدریجى صورت گیرد و مدیریت صنعتى ما باید یک دوره ۱۰ تا ۱۵ ساله را براى حمایت از صنایع تعیین کند و هر ساله در صدى از تعرفه هاى گمرکى را کاهش دهد تا صنایع ما بتوانند خود را نوسازى کنند و از سوى دیگر یک استراتژى واحد تحقیق و توسعه باید در نظر گرفته شود. در ۵۰ سال گذشته دروازه هاى کشور بسته بوده و اگر این حمایت مى توانست به توسعه صنعتى منجر شود تا حالا باید این اتفاق رخ مى داد.
* بحث صنعت را نمى توان به طور انتزاعى وجدا از مسائل دیگر مورد کنکاش قرار داد و باید در کنار موارد اقتصادى به عواقب اجتماعى و فرهنگى آن نیز توجه کرد. فکر نمى کنید پیوستن به سازمان تجارت جهانى بدون توجه به این عواقب باعث بروز آسیب هاى اجتماعى شود؟
** امروز بحث کردن از اقتصاد بدون توجه به پارامترهاى فرهنگى، اجتماعى و سیاسى کار بیهوده اى است و شکل گیرى اقتصاد سیاسى، اقتصاد اجتماعى و اقتصاد فرهنگى در همین راستا بوده است یعنى تمام این عوامل بر روى هم هستند که اقتصاد یک سرزمین را شکل مى دهند. هر برنامه ریزى اقتصادى از محافل سیاسى عبور مى کند وقتى مى خواهیم در زمینه کشاورزى تصمیماتى بگیریم این تصمیمات ابتدا در محافل سیاسى مطرح مى شود. اگر در بعضى زمینه ها قدرت توان رقابت ما پایین باشد عوامل وفاکتورهاى مختلفى در آن دخیل است. ما نمى توانیم وزارت صنایع پیشرفته اى داشته باشیم در حالى که وزارت کشاورزى عقب افتاده عمل کند.
* در مورد اقتصاد ایران به یک سرى مزیتهاى نسبى اشاره کردید که مى توانند در بازارهاى جهانى قدرت رقابت ما را بالاببرند این مزیتهاى نسبى را در چه محورهایى مى توان دسته بندى کرد؟
** مسلماً ما نمى توانیم توسعه صنعتى را با هواپیما سازى آغاز و در کارخانه بویینگ را تخته کنیم، ولى مى توانیم در بازار پوشاک از وضعیت خوبى برخوردارشویم.
تولیدات پوشاک ما در بعضى از کشورهاى خارجى از قیمت و کیفیت مناسبى برخوردار است و چرم و کفش مانیز توان رقابت دربازارهاى جهانى را دارند. در زمینه کانى ها غیر فلزى مانند سنگ، کاشى، سرامیک و ... مى توانیم بازارهایى را به خودمان اختصاص بدهیم. از نظر تولیدات پتروشیمى نیز مى توانیم به بازارهاى مناسب دست پیدا کنیم. از سوى دیگر رعایت اصول تجارت جهانى جلوى تکرویهاى غیر قابل پذیرش از نظر تجارت جهانى را مى گیرد وما اگر بخواهیم وارد بازار تجارت جهانى بشویم باید این اصول را بپذیریم که مورد قبول همه نهادهاى بین المللى است.
این اصول مى تواند منجر به به دست آوردن هم پیمانهاى جدید شود. یکى دیگر از پیامدهاى پیوستن به سازمان تجارت جهانى دستیابى به بازار هاى بین المللى است. امروز کشورى که به بازارهاى داخلى خود بسنده مى کند مانند یک باتلاق است که بیشتر در خود فرو مى رود. کشورهایى مى توانند موقعیت هاى بهترى را به دست آورند که با توجه به بازارهاى جهانى تنوعى در تولید خود از نظر کمیت و کیفیت به وجود آورده باشند. وقتى ما چند بار کالاهاى خود را به کشورهاى دیگر فرستادیم و آنها به دلایلى این کالاها را بازپس فرستادند، آنگاه ما در پى تحولات کیفى و تنوع در تولیداتمان خواهیم بود. کارى که امروز چین انجام مى دهد. اصولاً امروز از نظر اقتصاد تولید، بحث در مقیاس تولیدات و هر چه مقیاس و کمیت تولید بیشتر باشد، هزینه تولید کمتر مى شود و تولید تخصصى را به دنبال دارد که منجر به افزایش کیفیت نیز مى شود. امروز اگر پیراهن چینى هزار تومان است و خیاط ما چهار تا دکمه را با دستمزدى معادل هزار تومان مى دوزد دلیلش این است که چین در مقیاس هاى میلیونى تولید مى کند و هزینه تولیدش کاهش پیدا مى کند. ما هم باید با دست یابى به بازارهاى جهانى و افزایش تولید و کم کردن هزینه ها به بازارهاى گسترده راه یابیم.
یکى دیگر از پیامدهاى این امر تقسیم کار در بازار ها است و ما مى توانیم با تولید تخصصى در امورى که در آن از مزیتهاى نسبى بیشترى برخوردار هستیم، به موفقیت دست یابیم.
تولیدات کشاورزى ما نیز از کیفیت و کمیت مناسب برخوردارند و مى توان با استفاده از همین مزیت هاى نسبى کار را شروع کرد ودرنهایت به آن تنوع مورد انتظارمان دست پیدا کنیم.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات